بهت جامعه از پرونده تکان‌دهنده کودک آزاری در سنندج/ ریشه‌های این رفتار کجاست؟



اخبار،اخبار جدید،اخبار روز
ماجرای تلخ زندانی شدن ۲خواهر سنندجی در شرایط غیرانسانی توسط پدر و نامادری‌شان، ضرورت مرور زمینه‌‎های بروز چنین اتفاقاتی و مسئولیت شهروندی در قبال آن را بازهم مطرح کرد.

 روزنامه خراسان نوشت: ظهر یک روز معمولی در محله حاجی‌آباد سنندج، صدایی غیرعادی سکوت کوچه را شکست؛ فریادهای کمک دو کودک از پشت درهای بسته خانه‌ای که مدتی بود رفت‌وآمدی در آن دیده نمی‌شد. همسایه‌ها ابتدا تصور کردند اختلافی خانوادگی در جریان است، اما وقتی فریادها ادامه پیدا کرد و پاسخی از داخل خانه نیامد، نگرانی جای تردید را گرفت. تماس با اورژانس اجتماعی و ورود نیروهای امدادی به خانه، پرده از واقعیتی برداشت که بسیاری آن را یکی از تلخ‌ترین نمونه‌های کودک‌آزاری در ماه‌های اخیر توصیف کرده‌اند.دو دختر ۷ و ۱۵ ساله در فضایی تنگ در سرویس بهداشتی خانه محبوس شده بودند؛ با بدن‌هایی که آثار آشکار ضرب‌وجرح، سوءتغذیه و شکنجه را نشان می‌داد. آن‌ها بلافاصله به بیمارستان منتقل شدند و همزمان پرونده قضایی برای پدر و نامادری‌شان تشکیل شد. انتشار خبر این حادثه موجی از خشم، همدردی و مطالبه‌گری را در شبکه‌های اجتماعی به راه انداخت؛ بسیاری از کاربران خواستار برخورد قاطع با عاملان این ماجرا شدند. اما این پرونده تنها یک خبر تلخ نیست. روایت آن، پرسشی جدی را پیش روی جامعه می‌گذارد: چطور ممکن است چنین خشونتی در یک خانه رخ دهد و مدت‌ها از چشم دیگران پنهان بماند؟

  

جنایتی که در قالب کلمات نمی‌گنجد

ماجرای نجات این دو خواهر عصر روز سه‌شنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ آغاز شد؛ زمانی که برخی از ساکنان محله حاجی‌آباد سنندج صدای فریادهای کمک را از داخل خانه‌ای در نزدیکی میدان گاز شنیدند. همسایه‌ها که از شدت فریادها نگران شده بودند، ابتدا تلاش کردند از پشت در با ساکنان خانه تماس بگیرند اما پاسخی دریافت نکردند. با ادامه صداها، موضوع به اورژانس اجتماعی ۱۲۳ و نیروهای انتظامی اطلاع داده شد. پس از حضور تیم‌های امدادی در محل و با اخذ دستور قضایی، مأموران وارد خانه شدند.

 

آن‌چه در داخل خانه مشاهده کردند برای بسیاری از حاضران تکان‌دهنده بود.

دو دختر ۷ و ۱۵ ساله در فضای سرویس بهداشتی خانه محبوس شده بودند؛ در شرایطی که به گفته شاهدان، به سختی توان ایستادن داشتند. بررسی‌های اولیه نشان می‌داد آثار ضرب‌وجرح شدید، شکستگی و جراحات متعدد در نقاط مختلف بدن آن‌ها وجود دارد. گزارش‌های پزشکی بعدی نیز از شکستگی در نواحی سر، صورت و پاها، کبودی‌های گسترده و ضعف شدید جسمانی ناشی از سوءتغذیه حکایت داشت.

 

این دو کودک بلافاصله به بیمارستان کوثر سنندج منتقل شدند تا تحت مراقبت‌های فوری پزشکی قرار گیرند. به گفته مسئولان بهزیستی استان کردستان، وضعیت جسمانی یکی از کودکان پس از درمان اولیه پایدار شده و او به یکی از مراکز نگهداری سازمان بهزیستی منتقل شده است. اما خواهر بزرگ‌تر به دلیل شدت جراحات همچنان در بیمارستان بستری و تحت درمان است.

 

در پی انتشار این خبر، دستگاه قضایی استان کردستان هم وارد عمل شد. رئیس کل دادگستری استان اعلام کرد که پدر این دو کودک به اتهام کودک‌آزاری با قرار بازداشت موقت روانه زندان شده است. نامادری این کودکان نیز به اتهام مشارکت در کودک‌آزاری به دادسرای سنندج احضار شده و روند رسیدگی به پرونده در حال انجام است.

 

به گفته مدیرکل بهزیستی استان کردستان، بررسی‌های کارشناسی درباره وضعیت روانی و خانوادگی متهمان در حال انجام است و نتایج آن به مراجع قضایی ارائه خواهد شد. رسیدگی به این پرونده نیز بر اساس قانون حمایت از اطفال و نوجوانان پیگیری می‌شود. در حالی که روند درمان و رسیدگی قضایی ادامه دارد، افکار عمومی همچنان با نگرانی سرنوشت این دو کودک را دنبال می‌کند.

  

چرا همسایه‌ها و اطرافیان باید حساس باشند؟ 

پرونده کودک‌آزاری در سنندج بار دیگر یک واقعیت مهم را یادآوری کرد: بسیاری از موارد خشونت علیه کودکان در پشت درهای بسته خانه‌ها رخ می‌دهد. جایی که نه دوربین‌های نظارتی وجود دارند و نه نهادهای رسمی به طور دائم امکان نظارت دارند.

 

به همین دلیل، در بسیاری از کشورها و حتی در قوانین ایران، نقش جامعه محلی یعنی همسایه‌ها، بستگان و اطرافیان، در شناسایی و گزارش این موارد بسیار مهم تلقی می‌شود. در ماجرای سنندج نیز اگر همسایه‌ها صدای فریاد کودکان را جدی نمی‌گرفتند و با اورژانس اجتماعی تماس نمی‌گرفتند، ممکن بود این حادثه سرنوشت تلخ‌تری پیدا کند. کارشناسان حوزه آسیب‌های اجتماعی می‌گویند بسیاری از نشانه‌های کودک‌آزاری قابل تشخیص است؛ اما اغلب به دلیل ترس از دخالت در امور خانوادگی یا بی‌توجهی نادیده گرفته می‌شود.

 

نشانه‌هایی مانند شنیدن مداوم صدای گریه و فریاد کودک، مشاهده کبودی‌ها و جراحات غیرعادی، انزوای شدید کودک، یا حتی غیبت طولانی او از مدرسه می‌تواند زنگ خطری باشد که نباید نادیده گرفته شود. در چنین شرایطی مهم‌ترین اقدام، گزارش موضوع به نهادهای مسئول است. در ایران اورژانس اجتماعی با شماره ۱۲۳ به صورت شبانه‌روزی آماده دریافت گزارش‌های مردمی درباره کودک‌آزاری، همسرآزاری و سایر آسیب‌های اجتماعی است. تماس با این شماره می‌تواند به مداخله فوری تیم‌های تخصصی منجر شود؛ تیم‌هایی که شامل مددکاران اجتماعی، روان‌شناسان و نیروهای امدادی هستند.

 

نکته مهم این است که گزارش چنین مواردی الزاماً به معنای اثبات جرم نیست؛ بلکه فرصتی را برای بررسی وضعیت و حمایت از افراد در معرض آسیب فراهم می‌کند. در بسیاری از موارد، همین گزارش‌های اولیه می‌تواند جان یک کودک را نجات دهد. کارشناسان تأکید می‌کنند حساسیت اجتماعی نسبت به کودکان، بخشی از مسئولیت جمعی هر جامعه‎ای است. کودکی که قربانی خشونت می‌شود، اغلب توان دفاع از خود یا درخواست کمک را ندارد. در چنین شرایطی، گاهی تنها امید او صدایی است که از بیرون شنیده شود. 

 

ریشه‌های پنهان کودک‌آزاری

پرونده کودک‌آزاری در سنندج تنها یک حادثه تلخ نیست؛ نمونه‌ای است از پدیده‌ای پیچیده که در بسیاری از موارد در فضای خصوصی خانواده شکل می‌گیرد و تا زمانی که نشانه‌ای بیرونی پیدا نکند، از چشم جامعه پنهان می‌ماند. کارشناسان حوزه آسیب‌های اجتماعی معتقدند کودک‌آزاری اغلب نتیجه ترکیبی از عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی است؛ عواملی که قرار نیست توجیه کننده چنین جنایتی باشند اما هدف از مرورشان این است که به‌موقع شناسایی شوند تا به چرخه‌ای از خشونت تبدیل نشوند.

 

چرخه خشونت: یکی از الگوهای شناخته‌شده در مطالعات اجتماعی، «چرخه خشونت» است. در بسیاری از موارد، افرادی که در کودکی تجربه خشونت، تحقیر یا تنبیه‌های شدید داشته‌اند، در بزرگسالی همان الگوها را آگاهانه یا ناخودآگاه در روابط خود بازتولید می‌کنند. این به معنای توجیه رفتار خشونت‌آمیز نیست، اما نشان می‌دهد خشونت در خانواده می‌تواند به نسلی دیگر منتقل شود؛ مگر آن‌که مداخلات حمایتی و آموزشی این چرخه را متوقف کند.

 

فشارهای روانی و اقتصادی:  فشارهای شدید زندگی هم می‌توانند زمینه بروز رفتارهای خشونت‌آمیز را افزایش دهند. مشکلات اقتصادی، بیکاری، اعتیاد، بیماری‌های روانی درمان‌نشده یا تنش‌های شدید خانوادگی از جمله عواملی هستند که در بسیاری از پرونده‌های کودک‌آزاری دیده می‌شوند. در چنین شرایطی، کودک که آسیب‌پذیرترین عضو خانواده است، ممکن است به هدف خشم و ناکامی بزرگسالان تبدیل شود. نبود دسترسی به خدمات مشاوره و حمایت روانی نیز گاهی باعث می‌شود این تنش‌ها به خشونت تبدیل شوند.

 

تعارض‌های خانوادگی:  در برخی پرونده‌ها، کودک‌آزاری در خانواده‌هایی رخ می‌دهد که پس از جدایی یا ازدواج مجدد شکل گرفته‌اند؛ خانواده‌هایی که در ادبیات اجتماعی «خانواده‌های بازترکیب» نامیده می‌شوند. حضور ناپدری یا نامادری لزوماً به معنای وجود خشونت نیست، اما گاهی تعارض‌های عاطفی، حس رقابت یا دشواری در شکل‌گیری رابطه عاطفی با کودک می‌تواند زمینه تنش را افزایش دهد. در چنین شرایطی، نبود نظارت یا حمایت خانوادگی گسترده‌تر ممکن است وضعیت را پیچیده‌تر کند.

 

انزوای اجتماعی: یکی از عواملی که امکان تداوم خشونت را افزایش می‌دهد، انزوای اجتماعی خانواده است. خانواده‌هایی که ارتباط محدودی با فامیل، همسایه‌ها، مدرسه یا نهادهای اجتماعی دارند، کمتر در معرض دیده شدن قرار می‌گیرند. در چنین شرایطی، نشانه‌های خشونت ممکن است برای مدت طولانی پنهان بماند. ارتباط فعال با مدرسه، همسایه‌ها و شبکه‌های اجتماعی محلی می‌تواند به عنوان یک سیستم هشدار عمل کند و از پنهان ماندن آسیب‌ها جلوگیری کند.

 

پرونده سنندج شاید با نجات دو کودک از شرایط بحرانی به مرحله‌ای تازه رسیده باشد، اما یادآوری می‌کند که هنوز کودکانی هستند که صدایشان شنیده نشده است؛ کودکانی که امنیت و آرامش‎شان به حساسیت و مسئولیت‌پذیری جمعی جامعه گره خورده است.

 

 

تازه ترین خبرها(روزنامه، سیاست و جامعه، حوادث، اقتصادی، ورزشی، دانشگاه و...)

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------