بازسازی در بنبست تصمیم
- مجموعه: اخبار اجتماعی
- تاریخ انتشار : دوشنبه, ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ ۱۸:۱۵

جهان صنعت: صدای موشک و جنگنده اگرچه دیگر بهگوش نمیرسد اما ترکشهای جنگ همچنان بر پیکر بسیاری از مردم سنگینی میکند. با هدف قرار گرفتن مراکز نظامی و دولتی که در مجاورت ساختمانهای مسکونی قرار داشتند، دهها واحد مسکونی آسیب دید یا بهطورکامل تخریب شد و بسیاری از خانوادهها سرپناه خود را از دست دادند. در چنین شرایطی انتظار طبیعی آسیبدیدگان جبران کامل خسارتها و فراهم شدن امکان اسکان رایگان تا پایان بازسازی خانههایشان است اما آنچه در واقعیت رخ داده، بلاتکلیفی و پاسکاری مسوولیت میان دستگاههای مختلف است.
شهردار تهران گفته مسوولیت پرداخت خسارت اثاثیه منازل و خودروها برعهده شهرداری نیست و تنها وظیفه شهرداری ثبت و تکمیل پروندههای خسارت است و پرداخت این خسارتها باید از سوی دولت انجام شود. این درحالی است که در بسیاری از پروندهها، ارزیابی خسارتها بهپایان رسیده و گزارشهای کارشناسی نیز نهایی شده اما خانوادههای آسیبدیده همچنان چشمانتظار جبران خسارت هستند.
زینب قیصری، نماینده مجلس نیز بااشاره به تاخیر در این روند بر ضرورت تعیین تکلیف هرچه سریعتر پرداخت خسارتهای ناشی از جنگ تاکید کرده است. حالا در شرایطی که مسعود پزشکیان همواره در مصاحبه و سخرانیهای خود از بیپولی و خالی بودن خزانه سخن میگوید، این پرسش بیش از هر زمان دیگری مطرح است که خانوادههایی که خانه و زندگی خود را در جنگ از دست دادهاند تا چه زمانی باید در انتظار بازگشت به زندگی عادی بمانند؟
روزهای بیخانه
براساس آخرین گزارشهای رسیده به «جهانصنعت» درحالی که برخی مسوولان از آغاز و تسریع روند پرداخت خسارتهای ناشی از جنگ خبر دادهاند،گفتوگوهایی که با دو شهروند آسیبدیده داشتیم روایت دیگری را نشان میدهد. هردو شهروند میگویند باوجود گذشت چند ماه از پایان جنگ، هنوز هیچ خسارتی به آنها پرداخت نشده و همچنان در بلاتکلیفی به سر میبرند.
منوچهر یکی از ساکنان محله پاسداران تهران در گفتوگو با «جهانصنعت» میگوید در هفته نخست جنگ، منزل ما آسیب دید و در، پنجره، دیوارها و حتی تلویزیون خانه دچار خسارت جدی شد. با گذشت چندماه تنها اقدامی که انجام شد مراجعه یک نقاش از سوی شهرداری بود و تاکنون هیچ مبلغی بابت خسارتها به ما پرداخت نشده است. خوشبختانه از نظر مالی توانستم هزینه تعمیرات را از جیب خودم پرداخت کنم تا خانه دوباره قابل سکونت شود اما سوال اینجاست که افرادی که چنین توان مالی ندارند چگونه باید هزینه بازسازی را تامین کنند؟ تاکنون حتی کسی از سوی دولت سراغی از ما نگرفته تا بپرسد آیا مشکلی داریم یا خیر.
در اخبار مدام میشنویم که میگویند پرداخت خسارتها آغاز شده و با سرعت در حال انجام است اما اکنون پنجماه از جنگ گذشته و حتی ریالی بابت سادهترین خسارتها مانند تعویض در و پنجره، به ما پرداخت نشده است. یکی دیگر از شهروندان که محل کارش بهخاطر اصابت در شرق تهران آسیب فراوانی دیده است نیز به «جهانصنعت» میگوید: مغازه من در پاساژ قرار دارد و پس از اصابتی که به این محل وارد شد، این مرکز خسارت جدی دید. متاسفانه تاکنون حتی یک ریال بابت خسارتهایی که به محل کارم وارد شده پرداخت نشده است. بسیاری از مغازههای این پاساژ نیز خسارتهای سنگینی دیدهاند. از وضعیت پرداخت خسارت به آنها اطلاعی ندارم اما یکی از بستگانم که خیاطی داشت و محل کسبش آسیب دیده، هنوز هیچ مبلغی دریافت نکرده و اکنون خانهنشین شده است. نمیدانم چرا دولت شفاف و روراست اعلام نمیکند که قرار است خسارتها چه زمانی پرداخت شود تا مردم دستکم بدانند چه سرنوشتی در انتظارشان است.
آسیبدیدگان در انتظار تصمیم دولت
حسن محتشم، کارشناس مسکن و عضو هیاتمدیره انجمن انبوهسازان استان تهران درباره وضعیت پرداخت خسارت به خانوادههایی که در جریان جنگ منازل خود را از دست دادهاند به «جهانصنعت» گفت: دولت بههرحال مسوولیت کلی اداره کشور را برعهده دارد و شهرداری نیز بهعنوان متولی شهر مسوولیتهایی دارد اما بهنظر میرسد هیچکدام آمادگی پرداخت خسارت به آسیبدیدگان را ندارند و هرکدام بهنوعی تلاش میکنند از زیر بار این مسوولیت شانه خالی کنند.
از همان روزهای نخست، دولت اعلام کرد که توان پرداخت این هزینهها را ندارد و حتی گفت پول کافی برای جبران خسارتها در اختیار ندارد. البته اعلام شد که بهجای پرداخت مستقیم امتیازهایی در نظر گرفته میشود، به این معنا که برای برخی ساختمانهای تخریبشده بهویژه آنهایی که در مناطق با ارزش بالاتر قرار دارند، شهرداری تراکم یا تراکم اضافی اختصاص دهد تا بخشی از خسارت مالکان جبران شود. بسیاری از ساختمانهای تخریبشده دارای ۱۰ یا ۱۲واحد و مالکان متعدد هستند. حتی برخی از این مالکان به همکاران ما مراجعه کرده و خواستهاند که در قالب مشارکت، بازسازی این ساختمانها انجام شود.
محتشم بااشاره به وظایف دولت در شرایط بحرانی بیان کرد: دولت نهتنها اکنون بلکه در گذشته نیز بسیاری از وظایف خود را انجام نداده است. در اغلب کشورهای دنیا، دولتها در شرایط جنگی برای شهروندان خود پناهگاه ایجاد میکنند یا ساختمانهایی را در نظر میگیرند که مردم بتوانند در زمان بحران به آنجا پناه ببرند و حتی مدتی در آن زندگی کنند اما متاسفانه شرایط نابسامان اقتصادی کشور باعث شده هیچیک از این اقدامات انجام نشود. امروز مردم بهنوعی سرگردان هستند. کسانی که در هتل اسکان داده شدهاند شاید بهصورتنسبی شرایط قابلقبولی داشته باشند اما همین شرایط هم، برای همه یکسان نیست و برخی حتی از همین امکانات حداقلی نیز برخوردار نیستند. در چنین شرایطی وظیفه دولت است که ورود کند و برای حل مشکلات این خانوادهها چارهای بیندیشد.
آوارگی پس از آتشبس
عضو هیاتمدیره انجمن انبوهسازان تهران بااشاره به آثار اجتماعی این وضعیت اظهار کرد: از نظر روانشناختی و جامعهشناختی، بهتر است روانشناسان، روانپزشکان و جامعهشناسان درباره پیامدهای این وضعیت اظهارنظر کنند اما واقعیت این است که ما تجربه یک جنگ هشتساله را پشتسر گذاشتهایم؛ جنگی که موجب آوارگی مردم شهرهای جنوبی شد و بسیاری از خانوادهها را در نقاط مختلف کشور پراکنده کرد. آن افراد سالها با مشکلات فراوان دستوپنجه نرم کردند و بسیاری از خانوادهها ازهمپاشیدند. با گذشت بیش از سهدهه از پایان جنگ تحمیلی، آثار آن اتفاقات تا حد زیادی در حال فراموش شدن بود اما اکنون دوباره همان تجربه در حال تکرار شدن است و بدون تردید آثار منفی فراوانی بر جامعه بر جای خواهد گذاشت. این شرایط زندگی بسیاری از خانوادهها را بههم ریخته است و ابعاد گستردهتر آن را باید متخصصان حوزه سلامت روان بررسی کنند.
فروش اجباری خانه
محتشم درباره تاثیر این اتفاقات بر بازار مسکن نیز توضیح داد: طبیعتا با تخریب تعدادی از خانهها ساکنان آنها ناچارند محل سکونت دیگری پیدا کنند. شاید نتوانند در همان محله بمانند و مجبور شوند یک یا دوپله پایینتر از نظر موقعیت مکانی خانه اجاره کنند اما در هر صورت بهدنبال جایگزین خواهند بود. از آنجا که این خسارتها در نقاط مختلف کشور رخ داده و تنها محدود به یک منطقه نیست، نمیتوان گفت که در یک نقطه خاص موج شدیدی در بازار اجاره ایجاد شده اما آنچه مسلم است، این است که تقاضا برای اجاره افزایش یافته و همین افزایش تقاضا به رشد قیمت اجارهبها منجر شده و همچنان نیز خواهد شد. این افراد باید جایی برای زندگی داشته باشند. بسیاری از آنها توان مالی کافی ندارند و دولت نیز کمک نقدی موثری به آنها پرداخت نکرده است.
حتی مواردی وجود داشت که فرد پس از تخریب خانهاش، کفشی برای پوشیدن نداشت و دیگران برای او جوراب، کفش و لباس تهیه کردند تا بتواند به منزل اقوام یا آشنایان برود. وی افزود: جنگ بههیچعنوان اتفاق خوشایندی نیست و همواره پیامدهای تلخ و ناگواری بههمراه دارد. متاسفانه دولت آنگونه که باید به وضعیت آسیبدیدگان توجه نکرده است.
بدون تردید برخی از این خانوادهها ناچار شدهاند یا خواهند شد که سهم خود از ملک را بفروشند تا بتوانند هزینههای جاری زندگی را تامین کنند. آمار دقیقی از تعداد این افراد در اختیار ندارم اما واقعیت این است که با هزینههای سنگین امروز وقتی خانه، وسایل زندگی و تمام دارایی یک خانواده از بین میرود، آنها برای ادامه زندگی به نقدینگی نیاز دارند؛ هم برای تامین محل سکونت و هم برای تهیه ابتداییترین امکانات زندگی. طبیعی است که همه افراد توان عبور از چنین شرایطی را ندارند و بخشی از آنها ناچار خواهند شد برای تامین هزینههای زندگی، از خانه و سهم خود صرفنظر کنند تا بتوانند امرارمعاش داشته باشند.
وظایف فراموششده
عضو هیاتمدیره انجمن انبوهسازان در پایان بااشاره به وظایف دولت اظهار کرد: دولت مسوول حفظ و حمایت از شهروندان است اما یا امکانات کافی برای انجام این مسوولیت را در اختیار ندارد یا آنگونه که باید به این موضوع توجه نمیکند. امروز مشکلی که در سطح کلان کشور مشاهده میشود، این است که دولت اعلام میکند اختیارات لازم برای اداره کشور را در اختیار ندارد.
اداره کشور تنها به مسائل داخلی محدود نمیشود بلکه سیاست خارجی نیز بخش مهمی از آن است؛ سیاستی که باید از طریق تعامل، تعادل و مذاکره بهنتیجه برسد اما دولت در این حوزه نیز اختیارات کافی ندارد. در موضوع جنگ نیز دولت نمیتواند بهطورکامل درباره نحوه اداره امور تصمیمگیری کند اما درعینحال مسوول تامین نیازهای کشور در شرایط جنگی ازجمله رسیدگی به شهروندان آسیبدیده شناخته میشود. ازسویدیگر، بهنظر میرسد از نگاه کسانی که تصمیمات مربوط به جنگ را در اختیار دارند، رسیدگی به مسائل شهروندان در اولویت قرار ندارد و همین موضوع باعث شده است دولت نتواند شرایط مناسبی برای حمایت از آسیبدیدگان فراهم کند.
محتشم در پایان گفت: این وضعیت بدون تردید بر میزان نارضایتی شهروندان آسیبدیده میافزاید. شاید در شرایط جنگی برخی معتقد باشند اکنون زمان بیان اعتراض نیست اما این بهمعنای نبود مشکل نیست. مشکلات وجود دارد و تنها پنهان مانده است. اینکه این نارضایتیها چه زمانی بروز پیدا کند، به نحوه برخورد مسوولان و پاسخ آنها به مطالبات مردم بستگی خواهد داشت.










