خانواده و اینترنت



 

 

خانواده و اینترنت

 

انواع آسيب هاي فناوري اطلاعات در خانواده

 

اينترنت ، قارة ششم !جهان جدید

 

ظهور فناوري هاي جديد ارتباطي و اطلاعاتي، چالش بزرگ نظامهاي سياسي در عرصة سياستگذاري ملي است . وفاق يا اختلاف تصميم گيران و سياستگذاران در مورد تعريف و کارکردهاي ، آينده و تأثيرات فناوري جديد بر ابعاد داخلي و خارجي امنيت سياسي و فرهنگي، منجر به اراية راهبردهاي متفاوت خواهد شد (1).

 

اينترنت، جهان جديدي خلق کرده است. خوش بينان ميگويند در اين جهان جديد که آن را جامعة اطلاعاتي ناميدهاند، آزاديهاي فکري، تحقيقاتي ، آموزشي، تفريحي و شغلي رو به رشد خواهد بود و تجارت الکترونيک ، خدمات بهداشتي و پزشکي راه دور و خدمات تلفن بينالمللي از طريق اينترنت جاي اشکال سنتي را خواهد گرفت . اما منتقدان، اينترنت را بيشتر در ترکيبهاي اضافي و به عنوان مضاف به مناطق جغرافيايي ، سياسي اقتصادي به کار ميبرند. با اين وصف ، مانند ديگر پديده هاي وارداتي از جهان صنعتي ميتوان از اينترنت اغنيا و فقرا، اينترنت آمريکايي ، اروپايي، آفريقايي و در سطوح ملي، مثلاً اينترنت ايراني سخن گفت . مطالعة تأثيرپذيري متقابل اينترنت و فرهنگهاي مختلف را آخرين پروژههاي کلان دانشگاه UCLAدر آمريکاست. در تحليل مسائل مربوط به اينترنت در کشورهاي در حال توسعه، به رغم برخي مشابهت هاي ظاهري ، بايد تفاوتهاي ساختاري و عميق آنها را با کشورهاي صنعتي در نظر گرفت (2).

 

به طور تقريب هر سه ماه يک بار توسعة وب، دوبرابر ميشود. اما اين رشد روزافزون ، کاملاً نابرابر توزيع شده است . در حالي که آمريکا و کانادا 63٪ ، اروپا4/22 ٪ و استراليا ، ژاپن و نيوزيلند 4/6٪ از کامپيوترهاي متصل به اينترنت را در اختيار دارند ، بقيةکشورهاي آسيايي و آفريقايي تنها 9/5٪ از اين کامپيوترها را در خود جاي دادهاند. بررسي ويژگيهاي کاربران اينترنت نشان ميدهد که تحصيلات و ثروت، دو عامل مهم در ميزان استفاده است . کاربران اينترنت بيشتر از طبقة متوسط بالا ، جوان، تحصيل کرده، مرد و شهر نشيناند. 83٪ کاربران اينترنت در آمريکا، 6٪ در اروپا، 3٪ در اقيانوسيه و 8٪ در بقية قاره هاي دنيا قرار دارند. نگاهي به وضعيت و موقعيت زبانهاي مختلف در اينترنت ميزان سلطة زبان هاي غربي را نشان مي دهد. در ميان کساني که از اينترنت استفاده ميکنند و حدود 288 ميليون نفر برآورد ميشوند، 3/51٪ به انگليسي سخن ميگويند و عرب زبانان کمتر از 1٪ استفاده کنندگان را تشکيل ميدهند (3).

 

بيش از 80 درصد کل اطلاعاتي که در بيش از 100 ميليون رايانة سرتاسر جهان ذخيره شده به زبان انگليسي است (4).

 

ضريب نفوذ اينترنت در کشور ما 5/2 و در کشور کرة جنوبي، با جمعيت کمتر از ما ، 42 است . مقايسة شاخصه اي مهم توسعة فناوري ايران با متوسط مقادير شاخصهاي جهاني که در جدول زير آمده است ، جايگاه کشورمان را در اين زمينه بهتر نشان مي دهد (5) .

 

زندگي در عصر مجازي ( شهر الکترونيک )

 

جلالي (1382) به نگاه خوش بينانه در توصيف عصر مجازي مينويسد: در عصر مجازي بيشتر امور زندگي انسان به صورت مجازي صورت ميگيرد. دفتر کار مجازي، تجارت مجازي، تفريحات مجازي، سفرهاي مجازي و موارد مشابه آن نمونه هايي اند که در فضاي سه بعدي شرايطي مناسب را براي خانواده در عصر اشاره شده فراهم ميکنند. آيا آسيب شناسي عصر مجازي سؤال بعدي مسئولين تربيتي عصر مجازي نخواهد بود؟ آيا اگر آن را بشناسيم ، زمينة جلوگيري از آسيبهاي احتمالي را قبل از وقوع ميتوانيم فراهم کنيم ؟ نتيجة ابتدايي اين تحول آن است که فرد گرايي و ديکتاتوري از جوامع حذف،و کا ر گروهي و تفکر جمعي که از طريق رسانهاي مانند وب امروزين ، اما به شکلي سه بعدي سازماندهي خواهد شد، جايگزين ميشود. دانش محوري اساس ادارة جوامع مجازي خواهد شد و آموزش در طول عمر به عنوان نياز اوليه و دائمي بشر مطرح خواهد شد و بدين ترتيب همة امور ادارة جوامع امروزي تغيير خواهد کرد و امکان تحقق عدالت و داشتن رفاه بيشتر براي همه فراهم ميگردد در اين عصر مجازي تغييرات اساسي در رفتار بشر به وجود خواهد آمد و برخي از صفتهاي ناپسند که به دلايل مختلف گريبان زندگي امروز دنياست ( مانند تجاوز به حقوق ديگران ) به دليل عيني و قانونمند بودن همة امور اجرايي از جامعه رخت خواهد بست و همة کارها قابل رؤيت و پيگيري خواهد بود. مردم در جهان مجازي شناخت بهتري از جهان و فلسفة وجودي انسان خواهند داشت و به نحو بهتري تربيت خواهند شد و با توجه به اين که از نظر تئوري در عصر مزبور مشکلات معيشتي و تهية ابزار کار حل و فصل شده، دانش و اطلاعات در سطح گستردهاي در همة زمينهها در دسترس مردم قرار دارد، توجه به مسايل روحي ، رواني، معنويو گرايش به مذهب افزايش خواهد يافت . توسعه و ترويج سيستمها بسيار مدرن فناوري در زمينههاي اجرايي و عملياتي و انجام بخش اعظم کارهاي روزمرة انساني از آن طريق، چهرهاي از شهرهاي محل سکونت بشر يکي دو دهة آينده به نمايش خواهند نهاد که در حال حاضر ممکن است تصور آن کمي رؤيايي و مشکل باشد. چنين شهرهايي به نام شهرهاي الکترونيک ناميده ميشودو خانوادههاي ساکن در آن نيز با توجه به فرهنگ و سيستم اجرايي آن داراي فرهنگ خاصي خواهند بود که به عنوان خانواده تلقي ميگردد. ايجاد تحول اساسي در زندگي انساني با توجه به دستاوردهاي فناوري اطلاعات، در صورتي ميسر و امکانپذير خواهد بود که کلية فرايندها و تبليغات ناشي از اين فناوري به صورت مجموعهاي منسجم و يکپارچه در شهرها و جوامع محل زندگي و استقلال مردم به صورت عيني و عملي قابليت اجرايي داشته باشد. شهرهاي الکترونيکي با چنين نيت و هدفي شکل گرفتهاند و به دنبال آن شهروند الکترونيکي به عنوان يک عضو ساکن و شاغل در شهر الکترونيک مفهومي عيني مييابد. ايجاد شهر الکترونيک تأثيرات بسياري در زمينههاي اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و سياسي به دنبال خواهد داشت (6).

 

آموزش خانواده، رکن توسعه

 

مؤثرترين رکن توسعة خانواده در شهر الکترونيک ، آموزش است . فناوري اطلاعات شرايطي به وجود مي آورد که امکان آموزش هر چيز به هر کس، در هر جا و هر زمان فراهم شود. با توسعة آموزش الکترونيکي و آموزش مجازي فرصتهاي جديدي براي خانواده به وجود ميآيد تا ضمن حفظ فرهنگ بومي از تجربيات مفيد سايرين هم بتواند به خوبي استفاده نمايد. اين نوع سيستم آموزشي مزاياي زيادي دارد که بعضي از آنها عبارتاند از :

ـ آموزش هر کس در هر جا و هر زمان ، فارغ از هر گونه محدوديت نژادي ، سن و امثال آن .

ـ کاهش هزينههاي فيزيکي ساختمان در ارتباط با آموزش

ـ دسترسي آني به منابع و اطلاعات در هر زمان

ـ امکان کار جمعي و بحثهاي دو طرفه

ـ فراهم بودن درسها و منابع آموزشي روي خط به صورت منظم و يکپارچه با شرايطي متناسبتر از شيوة آموزشي سنتي

ـ دسترسي به تجربيات ديگران در آموزش

ـ يکنواخت کردن متون درسها

ـ انتخاب متن مورد علاقه براساس امکانات و توانمنديهاي فرد

ـ به روز شدن کلية متون آموزشي و درسي و سادگي روند آن

ـ امکان ارزيابي و اندازهگيري آموزش خلاق

ـ امکان ذخيره سازي تجربيات (7) .

 

سواد، مهارت اينترنتي و معضلات اخلاقي

 

کامپيوتر و به دنبال آن اينترنت ، هم نياز به نوعي خاص از سواد و مهارت دارد و هم الگوهاي فرهنگي و رفتاري ويژهاي به دنبال ميآورد. مهمترين مسال اينترنت از لحاظ فرهنگي عدم تطابق محتواي ارائه شده با الگوهاي فرهنگي و هنجارهاي رفتاري جوامع مختلف است . فناوري اينترنت براي بيشترين سرعت و کمترين کنترل، طراحي شده است . لذا اعمال کنترلهاي اخلاقي در آن دشوار است . حجم بالاي محتواي مستهجن تجاري و مجاني در اينترنت ، يکي از معضلات اخلاقي و خانوادگي است . مشکل فرهنگي ديگر اينترنت،غلبة زبان انگليسي و فقدان منابع غني به زبان هاي ديگر است ، در نتيجه سلطة زبان انگليسي بر زبانهاي ديگر به وسيلة اينترنت تقويت ميشود (8)

 

جريان بينالمللي اطلاعاتع جرياني است مرکز پيراموني از شمال و غرب به سوي جنوب و شرق . از کشورهاي توسعه يافته به سوي کشورهاي در حال توسعه. در واقع اين جريان به شدت يک سويه ، عمودي، تحقيرگر، منفيگراو سلطه جويانه است (9) .

 

اين جريان ، توانايي منابع خارجي را براي اجراي اقداماتي نظير کنترل و نفوذ در کشورهاي هدف بسيار افزايش داده است کشورهاي در حال توسعه معتقدند جريان آزاد اطلاعات، آنها را در يک رقابت نابرابر و بيفايده با دولتهاي ديگر و شرکتهاي خارجي و چند مليتي قرار ميدهد و با تهديد ثبات جامعه از لحاظ فرهنگي ، ناامني فزايندهاي بر اين کشورها تحميل ميکند. فرو ريختن مرزهاي فرهنگي کشورهاي هدف، در برابر فناوريهاي جديد اطلاعاتي و ارتباطي تأثيراتي شگرف بر امنيت سياسي، اقتصادي و فرهنگي اين کشورها داشته است و تلاشهاي انفرادي کشورهايي نظير کانادا و فرانسه وجهت گيريهاي جمعي اتحاديههاي بينالمللي نظير جنبش غير متعهدها و سازمان کنفرانس اسلامي در برابر سلطه جويي ارتباطي برخي کشورها که در يونسکو نيز بازتاب پردامنهاي داشته است ، نشانة نگراني اين دولتهاست (10).

 

مزايا و عيب هاي اينترنت

 

به دليل نبود ضوابط و مقررات جهاني و الزامات ناشي از آن، متأسفانه در اينترنت هيچ گونه تضميني وجود ندارد که همة گروهها و انجمنها در جهت و سير اهداف انساني شکل بگيرند و فعاليت کنند، زيرا در کنار گروهها و انجمنهاي خوبي مانند انجمن مبارزه با ايدز، مبارزه با سرطان ، گروههاي آزادي خواه و مدافع حقوق بشر، در مواردي حضور انجمن همجنسبازان و گروههاي خشن و جاني نيز ديده ميشوند (11).

 

اينترنت و امنيت فرهنگي

 

امنيت فرهنگي مهمترين مؤلفه براي ساختن مفهوم جديد مردم سالاري فرهنگي است . بنا به يک تعبير، مردم سالاري فرهنگي عبارت است از:

 

1ـ حفاظت و تشويق تنوع فرهنگي و حق دسترسي به فرهنگ براي همة افراد داخل کشور و جهان

2ـ تشويق مشارکت فعال در حيات فرهنگي جامعه .

3ـ توانا ساختن مردم براي مشارکت در تصميمسازيهايي که کيفيت زندگي فرهنگي آنان را تحت تأثير قرار ميدهد.

4ـ تضمين دسترسي برابر و عادلانه به منابع و حمايتهاي فرهنگي .

 

به اين ترتيب در امنيت فرهنگي نيز بايد به دو بعد ملي و جهاني توجه کرد. نحوة نگرش به منشأ و آثار توسعة فناوري و رسانههاي نو، به خصوص اينترنت، يکي از عرصههاي اصلي تقابل ميان دو راهبرد ثبات گرا و تحول گرا در رويکردهاي امنيتي ايران امروز است . در راهبرد ثبات گرايي، گسترش رسانه هاي نو موجب تقدس زدايي از ارزش هاي سنتي و قديم و اختلال در حفظ ويژگيهاي منحصر به فرد جامعة ايراني ميشود. در مقابل، تحول گرايان معتقدند گسترش رسانهها موجب ظهور ارزشهاي جديد و افزايش تطابق با فرهنگ جهاني ميشود. ثبات گرايان که نگران کاهش توان حاکميت سياسي، نظم ، کنترل، اقتدار، استقلال و سلطة نخبگان داخلياند، رسانه هاي مرزشکن و جديد را عامل اصلي بيثباتي ميدانند و از طرف ديگر تحول گرايان که آزادي سياسي تنوع ، مشروعيت غيرمتمرکز ، اقتدار اسفنجي ، به هم پيوستگي بينالمللي و جهاني شدن را شعار خود قرار دادهاند، اين رسانههاي نو را به عنوان مهمترين عامل تحول ارزيابي ميکنند. در اين ميان رويکرد اعتدال گرا در زمينة اولويتهاي فرهنگي معتقد است که ميتوان با تفکيک ارزشهاي بينادي از سنتها و ارزشهاي ابزاري ، موقتي و مصلحتي ، پندارة تقابل ميان تغييرات محيطي ناشي از تقويت رسانه هاي جهاني را با ارزشها واکاوي و بازسنجي کرد و با سختگيري نسبت به حفظ ارزشهاي بنيادي، از نوآوريهاي درون فرهنگي نسبت به آن دسته از سنت هاي مقدس نماي امروزي خود، که چيري جز بدعت هاي ديرپا نيستند، استقبال کرد. خط مشي اعتدال گرايانه، افزايش کارايي دولت در مقايسه با بديلهاي فراملي و تحمل وحدت فرهنگي ساختار در عين پاسداشت پاره فرهنگهاي قومي و بومي ـ به عنوان سرچشمههاي زلال آفرينشهاي فرهنگي ـ در سطوح فراملي ، لازمة اقتدار حکومت ميداند. در زمينة راهبردهاي مربوط به تمرکز قدرت مشروعيت هوشمند، به معناي اتخاذ الگوي اقتضايي و پرهيز از الگوهاي تماماً همگرا يا تماماً واگرا در قبال معادلة مشروعيت ملي و بينالمللي است . الگوي مديريت کلان در اين رويکرد متمايل به تفکر راهبردي و مديريت بر منباي هدف و نتيجه است . در اين ديدگاه انحرافات ناشي از فشارهاي داخلي و خارجي از طريق بازنگري مستمر اهداف و مسيرها تصحيح ميشود و در اين فرايند، خصوصاً بر نظريات و مشارکت نخبگان غيردولتي اعم از دانشگاهيان، فناوران حرفهاي و منتقدان و رقباي سياسي تاکيد مي شود (12) .

 

رسانه و فرصتها

 

يکي از مهمترين کارکرد رسانهها ، کمک به فرايند فرهنگپذيري است . فرهنگپذيري عبارت است از فرايند انتقال ارزش ها، هنجارها، عقايد، باورها ، معيارها و الگوهاي رفتاري و احساسي موجود در فرهنگ جامعه به آحاد افراد آن . نهاد خانواده و سپس نهاد تعليم و تربيت ، اولين مراکز انتقال مفاهيم فرهنگي به کودکاناند. اينترنت در آمريکا، نه به عنوان تهديد امنيتي، بلکه به عنوان بزرگترين فرصت ملي تلقي ميشود. توسعة اينترنت در داخل و استفاده از آن براي تأثيرگذاري بر ديگران ( ساير ملل ) بخشي مهم از سياستهاي راهبردي آمريکاست . چين رسماً اعلام کرده است درصدد برقراري توازن ميان جريان آزاد اطلاعات و صيانت فرهنگ و ارزشهاي اجتماعي خود است . معاون شرکت دولتي اينترنت چين گفته است : ما علاقهاي به قمار، پورنوگرافي و موارد حساسيت برانگيز سياسي نداريم . اما اينترنت را حتي با محتواي فيلتر شده، مهمترين نيرويي ميدانيم که قادر است درهاي چين را بر روي دنيا بگشايد و راه تغييرات اقتصادي را هموار کند. تقريباً در تمام کشورهاي حاشية خليج فارس کنترل قوي دولتي بر محتوا و توزيع اطلاعات وجود دارد. اين کنترلهابه علل مذهبي، سياسي و فشارهاي داخلي صورت ميگيرد. روش اصلي کنترل اطلاعات الکترونيک در اين کشورها انحصار مخابرات در شرکتهاي دولتي است . يکي از پيامدهاي اصلي اين کنترل دولتي، تأخير در رسيدن اينترنت و کندي در همه گير شدن آن در اين کشورهاست . در حال حاضر اينترنت در ايران نقشي بسيار مهم از لحاظ امنيت فرهنگي ايفا ميکند. از نظر علمي ، افزايش توانايي دسترسي دانشجويان ، استادان و محققان ايراني به منابع الکترونيک و تماس هاي علمي با دانشمندان ديگر کشورها کاملاً مرهون اينترنت دانشگاهي است . از نظر افزايش کسب آگاهيهاي سياسي و اجتماعي و دريافت آراي مختلف و امکان گفت و گو و ابراز خود براي همگان، نميتوان نقش اينترنت را انکار کرد. امروزه سايتهاي مختلف ايراني با تشکيل گروههاي مباحثاتي بسيار جدي در مورد مسائل جهاني و ملي عرصة وسيعي براي آگاهي جويي و اعلامنظرهاي تخصصي و عمومي فراهم کردهاند. پيگيري نظرسنجيهاي اينترنتي د رمور دانتخابات و ضرر ارتباط با آمريکا، مهمترين شخصيت قرن اخير ايران و 000 نشان ميدهد که اينترنت براي ايرانيان امکانات کاملاً مساعدي براي ابراز آزادنة عقايد و مشارکت سياسي و فرهنگي فراهم آورده است . حتي برخي احزاب و داوطلبان نمايندگي، براي تبليغات انتخاباتي خود از اينترنت استفاده کردند. به اين ترتيب ميتوان نقشي مهم براي اينترنت در گسترش آزاديها و مشارکت سياسي و دموکراسي فرهنگي قائل شد (13).

 

انواع آسيب هاي فناوري اطلاعات در خانواده

 

جلالي (1382) آسيبهاي فناوري اطلاعات در خانواده را در سه بعد زير ميداند:

 

الف ) آسيب اخلاقي :

 

حدود 5/1 درصد از مجموع اطلاعات موجود در سايتهاي اينترنتي ، غيراخلاقي ، بيش از 90 درصد از آنها تجاري و مابقي آن با ساير امور علمي ، فرهنگي، ورزشي و ساير موضوعات مرتبط است . اين در حالي است که 11 درصد افراد روي زمين با رفتارهاي جنسي ناسالم مواجهاند که اصولاً ربطي به اينترنت ندارد. بنابراين آسيبهاي ناشي از اينترنت ، در مقابسه با شرايط عادي فساد اخلاقي در جامعة چندين برابر کمتراست . اما آن چه ميتواند در اينترنت خطرناکتر تلقي گردد، ارتباطي است که از طريق اتاقهاي گفت و گو بين افراد مختلف برقرار ميشود و در برخي موارد صدمات زياد به وجود مي آورد. اين اتاقهاي گفت و گو که معمولاً با نام هاي جعلي و مجهول امکان ارتباط در آن وجود دارد، ميتواند زمينههاي لازم را براي ايجاد برخي از مفاسد اجتماعي به وجود آورد و تقريباً راهي هم براي جلوگيري از آن وجود ندارد. در يک اتاق گفت و گو ، مردي 60 ساله مي تواند خود را 20 ساله معرفي کند و به اذيت و آزار ديگران بپردازد. به جرئت ميتوان گفت که خطر اتاقهاي گفت و گو به مراتب بيشتر از سايتهاي غيراخلاقي موجود در اينترنت است ، زيرا بياطلاعي خانوادهها از اين موضوع خطرهايي را به خانوادهها تحميل ميکند. از سوي ديگر ، از جمله چالش هاي اساسي گسترش فناوري ارتباطات درجهان مخصوصاً کشورهاي در حال توسعه، آسيبهاي فرهنگي و اجتماعي است . قرار گرفتن در معرض فرهنگهاي گوناگون، آزاديهاي زياد در يک دورة زماني نسبتاً کوتاه و امکان دسترسي به اطلاعات غيراخلاقي گوناگون از طريق اينترنت ، برخي از نمونههاي اين خطرها ميباشند. در کشورهاي در حال توسعه، از جمله کشورما، بنابر شرايط فرهنگي و اجتماعي، احتمال آسيبپذيري زيادي در اثر تعامل گسترده با ديگر فرهنگ ها وجود دارد. به رغم پيشرفتهاي حاصل شده در سازوکارهاي امنيتي و کنترلي در اينترنت ، قابليتهاي کنترلي در اين گونه موارد کمتر مؤثر واقع ميشوند. بنابراين توجه به شرايط فرهنگي و اجتماعي کشورها يا مناطق جغرافيايي خاص، قبل از ايجاد شهر الکترونيک، آماده کردن خانوادهها از بعد فرهنگي ، اجتماعي و اخلاقي ضروري است .

 

ب ) آسيب هاي پزشکي :

 

1ـ بازيهاي کامپيوتري به سبب داشتن صفحات گرافيکي ، تنوع رنگ و سرعت زياد تعويض صفحات، تأثيرات منفي بر روي مغز و اعصاب کودکان و حتي بزرگترها ميگذارد و از اين ر اه برخي اختلالات را موجب ميشوند.

 

2ـ استفادة زياد از کامپيوتر آثار منفي بر بينايي افراد به جاي ميگذارد و موجب سوزش چشمها ميشود.

 

3ـ تأثيرات منفي کامپيوتر بر بدن افراد عبارتاند از : دردهاي شديد کمر، دست، گردن و سر که به صورت آرتروز ظاهر ميشود و گاهي موجب ايجاد کيست مفصلي در مچ دست ميشود. افتادن سرشانه ها و خارج شدن ستون فقرات از حالت طبيعي مشکلات ديگر مرتبط با آسيبهاي پزشکي کامپيوتر است . که به دليل نشستن به مدت طولاني در پشت کامپيوتر و تايپ و کار زياد با آن به وجود مي آيد.

 

ج ) آسيب فرهنگي ـ اجتماعي :

 

از بعد فرهنگي و اجتماعي موارد زير را ميتوان به عنوان اساسيترين و مهمترين پيامدهاي ناشي از توسعة فناوري اطلاعات قلمداد کرد :

1ـ منزوي کردن بسياري از کودکان : کودکاني که از بدو زندگي و در دوران کودکي به دليل کمبود فضاهاي تفريحي و آموزشي در منزل با بازيهاي کامپيوتري مشغول ميشوند به مرور نوعي انزواطلبي را پيش ميگيرند که در نهايت باعث منزوي شدن آنان از اجتماع ميشود. حال آن که کودکان در دوران رشد ميبايست با همنوعان و کودکان همسن خود بازيهاي دسته جمعي انجام دهند. تا ارتباطات اجتماعي را فرا گيرند. منزوي شدن کودک و بازي با افرادي که در دنياي واقعي وجود خارجي ندارد، در آينده ممکن است آثار بسيار منفي و نامطلوب در رفتارهاي اجتماعي کودک ايجاد کند.

2ـ قهرماناني که در بازيهاي رايانهاي ظاهر مي شوند با تصاوير و صحنههاي خشونت آميز همراهاند که تأثيرات منفي فرهنگي ـ اجتماعي را به دنبال دارد (14).

 

ملاحظات اساسي فرهنگي

 

گسترش اينترنت در کشور ايران بايد به گونهاي باشد که به خلاقيت گستري، مدد رساند، نه اين که موجبات خلاقيت زدايي را فراهم آورد. سياستگذاري درمورد توسعة اينترنت نبايد به توسعة مصرف يا باز توليد محتواي آن محدود شود، بلکه بايد گسترش فرهنگ بومي و مذهبي و مقاومت فرهنگي را به دنبال داشته باشد. بنابراين :

 

1ـ بيش و پيش از توسعة اينترنت بايد به نظام توليد و سازماندهي الکترونيک اطلاعات علمي ، اداري و مالي بر اساس استانداردهاي قابل تبادل در شبکه اهتمام داشت و بودجههاي کلاني را به اين امر اختصاص داد.

2ـ تدوين و اجراي قوانين مورد نياز و روزآمد در حوزة ارتباطات شبکه اي بسيار اساسي است. اين قوانين ، به خصوص موضوع حقوق تکثير و مالکيت آثار فرهنگي و نرم افزارها و اطلاعات الکترونيک ، تأثيري قاطع در تشويق توليد فرهنگي بر روي شکبه دارد.

3ـ در سياستگذاري فرهنگي بايد چگونگي کاربرد فناوري توسط مؤسسات فرهنگي و تأثير آن را بر مخاطبان در نظر گرفت . معلوم نيست که هر گونه استفاده از تکنولوژي جديد لزوماً به افزايش تأثيرپذيري مخاطبان منجر شود.

4ـ نظام نظارت فرهنگي بر محتواي دادههاي مبادله شده و ثبت ملي ، نقشي اساسي در پيشگيري از گسترش فساد، تهديدات امنيتي ، رسوخ جاسوسي و خراب کاري الکترونيک و عمليات رواني دارد.

 

به نظر ميرسد تهديد اصلي و بالفعل کشور در مورد اينترنت ، فقدان گفتمان امنيتي در مورد اين پديده است . اينترنت که به طور بالقوه ميتواند هم تهديد و هم فرصتي طلايي براي امنيت فرهنگي و سياسي باشد، به عرصهاي فراخ براي رقابت گروه هاي فشار سياسي و اقتصادي تبديل شده است . فقدان دانش جامعنگر در مورد صورت مسئله و نبود مطالعات سياستگذاري مقايسهاي در کشور، حاکميت روش آزمون و خطا و اعمال سلايق فردي و سازماني را به دنبال داشته است . مسئوليتپذيري دولت در سياستگذاري علمي ، کارشناسانه و همه سونگر و بهرهگيري از تمام توان علمي کشور شرط اصلي تحقق بيشترين منافع و کمترين آسيبها از گسترس صنعت اينترنت در ايران است (15)

 

سخن پايان در خصوص رسانه ها، از جمله اينترنت

 

ـ رسانه، عاملي مؤثر در فرهنگپذيري و انتقال ارزشها و هنجارها و پر کردن اوقات فراغت است .

ـ رسانهها، فرصتهاي تعاملات خانوادگي را از اعضاي خانواده ميگيرند و فضاي خانواده را به سوي فردگرايي پيش ميبرند ( اختلال در روابط والدين با فرزندان و روابط همسران با هم).

ـ اينترنت ، در عين جذابيت ، در صورتي که استفاده از آن بدون ملاحظات و برنامه باشد، آسيبهاي رواني ، عصبي، اخلاقي را براي کارران به دنبال خواهد داشت .

ـ اينترنت، وسيلهاي براي آموزش هاي رسمي ( از راه دور ) بازماندگان از تحصيل

ـ عاملي مؤثري در جهت رفع تبعيض استفاده از اطلاعات و همسانسازي فرهنگي و آموزشي است .

ـ رسانه هاي ماهوارهاي با توجه به گستره و نفوذ جهاني و استفاده از کيفيت برتر فناورانه و جذابيتهاي تصويري ، عاملي مؤثرتر در انتقال ارزش ها و هنجارها و فرهنگ غربي است .

ـ رسانه ها، از جمله اينترنت ، افراد را به صورت منفعل و پذيرنده در ميآورند و غالباً قدرت انتخاب ، تحليل و تفکر را از بينندهها، خصوصاً کودکان و نوجوانان ميگيرند.

ـ گسترش استفادة بي حد و حصر از رسانههاي جديد موجب گسست فرهنگي و تقدسزدايي از ارزشِ هاي ديني و ملي و ميراث فرهنگي به فر جامعة ايراني ميشود.

 

توصيه هايي به خانواده هاي محترم

 

1ـ والدين براي اين که بتوانند درخصوص محاسن و عيوب رسانه ها، راهنماي خوب و موثري براي فرزندانشان باشند، بايد در اين زمينه، مطالعه و مشاوره کرده ، اطلاعات و مهارتهاي خود را افزايش دهند و به روز کنند، تا توصيه هاي آنان براي فرزندان قابل قبول و پذيرش و داراي دقت و اعتبار باشد.

 

2ـ اينترنت ، خود به خود چيز بدي نيست ، مهم نحوة استفاده از آن است آيا شما حاضرين فرزندتان را ، که هنوز شنا کردن را بلد نيست ، در استخر عميق يا دريا رها کنيد؟ پس چگونه حاضريد فرزندتان را بدون مهارت وآمادگي در اقيانوس اطلاعات و تصاوير و فيلمها و برنامه هاي مختلف با محتواي گوناگون فرهنگي ـ اجتماعي رها کنيد ؟!

 

3ـ ورود رسانه ها به خانه ، يعني ورود غريبه ها به خانه ! هرگز برنامه ها و فيلمهايي که متناسب با فرهنگ، سن و درک فرزندتان و ارزشهاي اخلاقي نيست ، چه از طريق شبکه هاي تلويزيوني ايران و چه شبکه هاي ماهوارهاي را با فرزندتان تماشا نکنيد.

 

4ـ براي تماشاي تلويزيون و بازي با رايانه در منزل، ضوابطي که قابليت اجرا باشد، با نظر فرزندتان در نظر بگيريد و خود به آن عمل کنيد. محدوديتهايي را متناسب با سن و دورة تحصيلي فرزندتان اعمال کنيد ( هرگز بدون زمانبندي و محدوديت ، پلي استيشن ، رايانه و تلويزيون را در اختيار آنها ، حتي قبل از دبستان قرار ندهيد تا به صورت يک عادت و اعتياد غلط در بيابد، در اين صورت در مراحل بعدي ، اصلاح و کنترل به راحتي قابل اجرا نيست ).

 

5ـ براي اين که استفاده از رسانه ها به عنوان يک عادت مضر در نيايد، محيط زندگي خود و فرزندتان را متنوع کنيد؛ مثلاً از طريق : کتابخواني، قصهگويي، نقاشي ، کارهاي دستي و امور هنري ، رفتن به موزهها، کتابخانهها پارکها و مساجد، تفريح، ورزش(شنا ، راهپيمايي ، کوهنوردي و 000) براي اين که فرزندان شما به مطالعه و ساير فعاليت هاي مثبت، علاقهمند شوند، خودتان نيز بايد در عمل ، مثلاً اهل مطالعه باشيد. بدين منظور نبايد خودتان در حالي که روبه روي تلويزيون مينشينيد و مقابل آن به خواب ميرويد، از فرزندتان بخواهيد تلويزيون تماشا نکند و به مطالعه بپردازد!16)) با تحليل 23 تحقيق، عنوان ميکند که پيشرفت تحصيلي در ميان کودکاني که در هفته ده تا پانزده ساعت تلويزيون تماشا ميکنند، در بالاترين حد است (در مقايسه با کودکاني که کمتر از ده ساعت تماشا مي کنند) و سپس با افزايش ساعات تماشا، از بيست تا چهل ساعت در هفته، ميزان پيشرفت تحصيلي به طور چشمگيري کاهش مييابد.

 

6ـ در خريد بازي هاي رايانه اي دقت کنيد تا بهترين بازيهاي موجود در بازار را ، که براي رشد ذهني، خلاقيت ، تجسم فضايي و ساير مهارتهاي فرزندتان مفيد است ، با مشورت افراد خبرو مطلع، انتخاب کنيد. از خريد بازيهاي خشن و مبتذل نيز جداً بپرهيزيد.

 

7ـ به خاطر داشته باشيد که استفاده بيش از حد رسانه ها توسط فرزندان ، سبب بروز رفتارهاي پرخاشگرانه ، خشن و انتقام جويانه و بي اعتنايي به ارزش هاي خانواده و بي علاقگي به درس و مسئوليت پذيري ميشود. بهتر است هنگام تماشاي فيلمها و بازيهاي ويدئويي و رايانه اي ، براي فرزندانتان ( از سنين پايين ) توضيح دهيد که اين صحنه ها غير واقعي و در قالب فيلم است و سخنان زشت و غيراخلاقي بازيگران را الگو قرا رندهند.

 

8ـ استفادة کنترل نشده از رسانهها در منزل توسط خانواده هاي ايراني ( چهار ساعت و نيم در روز) موجب کاهش ارتباط بين فردي و چهره به چهرة اعضا با هم شده، اين امر فضاي انفرادي را به جاي فضاي جمعي و اجتماعي خانواده حاکم مي کند و کم کم افراد خانواده ترجيح ميدهند به طور جداگانه (فردي ) در اتاق خود تلويزيون و رايانة مستقل داشته باشند (17) و اين يعني حذف تعامل و تعليم و تربيت خانوادگي . بنابراين با توجه به اهميت موضوع، ساعاتي را در منزل، بدون تماشاي تلويزيون و 000 به گفت و گو با همديگر در فضاي با نشاط و دوست داشتني سپري کنيد، مخصوصاً بهتر است است که زمان غذا خوردن از رسانه ها استفاده نشود.

 

9ـ والدين بايد بدانند که رسانه هاي گروهي امروزه نقشي فراتر از يک وسيلة سرگرم کننده دارند. در واقع اين وسايل به ابزاري فرهنگ ساز مبدل شدهاند قدرتهاي مسلط جهاني مي کوشند با استفاده از اين ابزار زمينه هاي نفوذ فرهنگي خود را در ساير جوامع فراهم آورند.

 

10ـ کشورهاي غربي با اسفاده از تکنولوژي رسانه اي برتر و استفاده از جذابيتهاي آن سعي در انتقال و آموزش ارزشهاي فرهنگ غربي خود به ساير جوامع از جمله کشور ما دارند. در اين ميان کودکان و نوجوانان در اولويت اند. بنابر اين شما با دست خود اين فرصت را در اختيار آنان قرا رندهيد.

 

11ـ سعي کنيد مهارتهاي اساسي زندگي در عصر انفجار اطلاعات همچون : انتخاب گري، خلاقيت ، انتقادگري، و مديريت زمان و 000 را به فرزندان خود بياموزيد تا بدون آگاهي و هدف، در امواج اطلاعات و تصاوير، ماهواره و اينترنت ، غوطه ور غرق نشوند.

منبع:راسخون

مطالب پیشنهادی,وبگردی

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------