تازه های برای زندگی بهتر


مهارت گفتگو,مهارت های گفتگو,موفقیت بیشتر در مهارت گفتگو

مهارت گفتگو را یاد بگیریم

موفقیت بیشتر در مهارت گفتگو ارتباط کلامی شما با افراد دیگر نقش مهمی در بوجوداوردن برند شخصی تان…


انسان مستقل کیست و چرا باید انسان مستقلی باشیم؟



انسان مستقل,استقلال یافتن ,ميزان استقلال

استقلال یافتن

 

استقلال یکی از نیازهای انسان است. همه ی انسانها به نوعی به دنبال استقلال یافتن هستند. به این معنی که شخص بتواند تصمیم گیری کند، شیوه های زندگی خویش را انتخاب کند، تجربه کند، مرتکب اشتباه شود و تبحر بیاموزد.

استقلال یک امر مطلق نیست. اینگونه نیست که انسانها چنانچه به استقلال احتیاج دارند ديگر به وابستگی احتیاج ندارند. وابستگی یکی از نیازهای انسان هاست که زندگی جمعی ما را تأمین می کند. ما در بهترین شرایط استقلال، در عین حال وابسته ایم. یعنی استقلال ما به وابستگی های مان گره خورده است.

 

به عبارت ديگر این دو مسئله در طرفین یک طیف قرار دارند و ما در میانه ی آن طیف هستیم. استقلال نیازی است که در همه ی آدم ها وجود دارد و یک احتیاج مطلق نیست. انسان به دنبال استقلال می گردد و در عین حال در پی وابستگی نیز هست.

 

اگر می گوییم نوجوان تمایل به استقلال دارد، معنایش این نیست که به وابستگی به خانواده تمایل ندارد. وقتی تمایل به استقلال نوجوان نادیده گرفته می شود، در مواردی، وی برای رسیدن به استقلال ناگزیر است نیازش را به وابستگی به خانواده نادیده بگیرد و این سبب می شود که ارتباطش را با خانواده اش قطع کند، از خیر کمک های آن ها بگذرد و احتیاج خویش به وابستگی، در رابطه با دوستانش جستجو کند.

 

انسان مستقل,استقلال یافتن ,ميزان استقلال

انسان مستقل

 

به چه علت نمی توانیم مستقل کار کنیم؟

درصورتی که بخواهیم ميزان استقلال و تکیه بخود را برای انجام کارها افزایش دهیم، نخست باید ببینیم علت وابسته بودن ما به افراد دیگر چیست و به چه دلیل در انتظار می مانیم تا آنها به ما بگویند چه کار باید بکنیم.

 

یکی از دلیل های این وابستگی امکان دارد مفهومی به نام« درماندگیِ آموخته شده»- learned helplessness باشد که در ادامه در مورد آن صحبت خواهیم کرد. یا امکان دارد علت آن سردرگم بودن شما باشد، اینکه هنوز دقیقاً نمی دانید باید چه کاری انجام دهید، شاید هم علت این مسأله این باشد که شما تبحر و توانایی های کافی را برای انجام دادن کار ندارید.

 

از طرف ديگر امکان دارد رفتار رؤسای سازمان به گونه ای باشد که وابستگی کارمندان را تقویت می کند، یا علت ديگر امکان دارد احتیاج به دریافت تائید از افراد دیگر یا اعتماد به نفس پائین شما باشد، که اجازه نمی دهد به صورت مستقل و بدون احتیاج بنظر افراد دیگر کارتان را پیش ببرید. در هر صورت بنظر من بهتر است اول علت این وابستگی را پیدا کنید، زیرا در اینصورت سریعتر میتوانید برای این مشکل راهکار پیدا کنید و آنرا رفع کنید.

 

انسان مستقل,استقلال یافتن ,ميزان استقلال

ميزان استقلال

 

انواع استقلال و فواید آن ها

استقلال فردی: اعتماد به نفس شما را چند برابر می کند. اشخاص مستقل تبحر و اعتماد به نفس بیشتری در رویارویی با سختی های زندگی شان دارند. علت آن می تواند این باشد که آن ها برای انجام کار امادگی بیشتری دارند تا اینکه در انتظار حمایت یا اجازه افراد دیگر بمانند. مستقل بودن به مفهوم آن است که شما علاقه بیشتری به آزمودن چیز های تازه دارید به جای این که توقع و توقعات سایرین را پاسخ دهید.

 

استقلال عاطفی:اضطراب را کاهش و خوشبختی را افزایش می دهد. استقلال عاطفی به مفهوم آن است که شما بیشتر تصمیمات فردی و چالش های زندگی تان را بدون شرکت دادن افراد دیگر در آن، حل می کنید و پیش می روید.

 

استقلال مالی: به مفهوم داشتن آزادی و حس دستاورد است. هنگامی که صحبت از مستقل بودن می شود، هیچ حسی بهتر از پرداخت هزینه های شخصی به وسیله خود شخص نمی تواند وی را ارضا کند. توانایی پرداخت هزینه های شخصی وابستگی شما را به خانواده، دوستان و … کاهش می دهد. استقلال مالی یعنی شما کنترل کاملی روی دخل و خرجتان دارید و به هیچ شخصی جوابگو نیستید.

 

انسان مستقل,استقلال یافتن ,ميزان استقلال

انواع استقلال

 

تصمیم گیری بهتر

مستقل بودن، تصمیم گیری را شدیداً اسان می کند؛ برای این که قبول می کنید تنها شخصی هستید که تحت‌تأثیر تصمیمات تان قرار می گیرید، ولی چنانچه استقلال کم تر و وابستگی بیشتری به افراد دیگر برای حمایت عاطفی و مالی داشته باشید، تصمیم گیری برای شما جزء سخت ترین کار ها می شود.

 

وابستگی کم تر به افراد دیگر

 افراد کم تر مستقل، رغبت بیشتری به تکیه کردن بر دیگران دارند. علت چنين اقدامی می تواند این باشد که این افراد نمی خواهند مجبور باشند خودشان برای خودشان تصمیم بگیرند یا شجاعت آنرا ندارند در زندگی خودشان با مشکلات به تنهایی رو به رو شوند بدون اینکه فردی کنار آن ها باشد. داشتن چنين شخصیتی می تواند شما را به یک شخص نیازمند تبدیل کند.

 

رشد فردی و خلاقیت

مستقل شدن بعنوان مقصود می تواند سبب رشد در جنبه های گوناگون زندگی تان باشد.

برای نمونه استقلال عاطفی می تواند سبب رشد و افزایش کیفیت رابطه شما با دوستان، خانواده و… شود. شما کنترل بیشتری بر روی احساساتتان خواهید داشت و داشتن یک ذهن مستقل و ازاد این قابلیت را به شما میدهد که از تمام بعدهای وجودیتان استفاده کنید، استعدادهایتان را کشف کنید و آن ها را شکوفا کنید.

 

وسیعتر کردن افق دید

بیشتر استقلال یافتن به معنی داشتن امادگی و ازادی بیشتر برای شناخت با اشخاص جدید و به دست اوردن تجربیات نو. به این معنی که شما دیدی وسیع تر نسبت به امورات و رابطه به دست خواهید آورد که علت آن داشتن تجربیات و درک از جهان بیشتر به نسبت گذشته است.

 

یکی از مهم ترین علل موفقیت کارآفرینان هم کشف فرصت ها است. برای این که آن ها دیدگاه و دیدی وسیع تر پیدا کردند و می توانند فرصت هایی را مشاهده کنند که قبلا کسی متوجه آن ها نبوده است( این جا را بخوانید)

 

ارزش گذاری بخود و افزایش عزت نفس 

هرچقدر بیشتر مستقل باشید، عزت نفس تان به همان نسبت افزایش پیدا خواهد کرد و ارزش‌گذاری به خودتان هم بیشتر میشود. برای این که شما هرچقدر تجربیات بیشتری به دست آورید، افق دید وسیع تری پیدا کنید، ارزش کلام بالاتری هم به دست خواهید آورد و از طرفی ديگر به هر ميزان استقلال مالی، عاطفی، شخصیتی، شغلی و اجتماعی به دست آورید، به همان نسبت دستآوردهایتان هم افزایش پیدا می کند که نسبت مستقیم با عزت نفس تان دارد در نتیجه عزت نفس تان هم افزایش پیدا میکند.

 

افزایش ارزش‌گذاری به خودتان از طريق استقلال یافتن می تواند سوختی عالی برای افزایش عزت نفس و موفقیت شخصی تان باشد.

 

گردآوری: بخش روانشناسی بیتوته

 

 

 
مطالب پیشنهادی,وبگردی
 

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------