تازه های شعر و ترانه


اشعار عید غدیر خم, اشعار تبریک عید غدیر

اشعار عید سعید غدیر خم (6)

اشعار عید سعید غدیر خم این دل عاشق شده دیونه مولاحیدرنادعلی علی می خونه مولاحیدردست علی بدست…

شکوه ی شاگرد ( ایرج میرزا )



شعر و ترانه, اشعار طنز ایرج میرزا

چنین می گفت شاگردی به مکتب
که این مکتب چه تاریکست یا رب

 

نباشد جز همان تاریک دیوار
همان لوح سیاه تیره و تار

 

همان درس و همان بحث مبین
همان تکلیف و آن جای معین

 

همیشه این کتاب و این قلمدان
همین دفتر که دو پیش است و دیوان

 

نشاید خواند این را زندگانی
کسالت باشد این نه شادمانی

 

معلم در جوابش این چنین گفت:
که باشد حال تو با حال من جفت

 

همین منبر مرا همواره در زیر
کنم هر صبحگه این درس تکریر

 

نباشد جز همان قیل و همان قال
همان تعلیم صرف و نحو اطفال

 

چه اطفالی که با این جمله تدریس
نمی دانند جز تزویر و تلبیس(اشاره به متقلبین در امتحانات)

 

چنان تنبل به وقت درس خواندن
که هم خود را کسل سازند و هم من

 

به شاگرد و معلم بار بسیار
به گردن هست و باید برد ناچار

 

منبع:irajmirza-sher.blogfa.com

مطالب پیشنهادی,وبگردی

کالا ها و خدمات منتخب

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------