تازه های قصه های کودکان

شعر کودکانه,قصه کودکانه,قصه  روباه شکمو,

قصه ی زیبای دُم قشنگ، روباه شکمو

یکی بود یکی نبود غیراز خدا هیچ کس نبود روزی روزگاری روباهی در جنگل بلوط زندگی می کرد. او دم خیلی…

مادر بزرگ قصه‌گو



 

مادر بزرگ قصه‌گو,قصه,قصه برای کودکان

 

  مادربزرگم
جانم فدایش
سرمی گذارم
روی پاهایش
دستی می کشد
بر سرو رویم
من مثل گل ها
او را می بویم
قصه می گوید
از دیو و پری
می زنم با او
هر کجا سری
خوابم می برد
با قصه هایش
یک رختخواب است
روی پاهایش
من هم می خواهم
مثل او باشم
مادر بزرگی
قصه گو باشم

  منبع: وبلاگ ادبیات من

 tebyan.net

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------