تازه های قصه های کودکان

قصه مورچه کوچک,قصه کودکانه مورچه کوچک,مورچه

قصه آرزوی مورچه کوچک

قصه کودکانه درباره مورچه آرزوی مورچه کوچکتوی حیاط یک خانه قدیمی، دو تا درخت بزرگ بود. یکی این طرف…

گردنبندی برای دخترک (شعر کودکانه)



 

 

قصه,شعر کودکانه

 

پیامبر مهربان

توخانه ی تمیزش

 

نشسته بود حرف می زد

با دوستان عزیزش

 

دخترک قشنگی

نشسته بود همان جا

 

بازی می کرد، می خندید

نگاه می کرد به آنها


پیامبر از جیب خود

گردن بندی در آورد

 

با مهربانی، آن وقت

دخترک را صدا کرد

 

با شادمانی آن را

گردن دختر انداخت

 

صورت ناز دختر

شکفته شد، گل انداخت

 

منبع:سایت آل بیت

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------