تازه های قصه های کودکان

شعر کودکانه باران,شعر باران,شعر کودکانه درباره باران

شعر کودکانه باران و خورشید

شعر کودکانه در مورد باران و خورشید باز برای آسمون از راه رسید یه مهمون یه ابر چاق سیاه با خنده های…

گردنبندی برای دخترک (شعر کودکانه)



 

 

قصه,شعر کودکانه

 

پیامبر مهربان

توخانه ی تمیزش

 

نشسته بود حرف می زد

با دوستان عزیزش

 

دخترک قشنگی

نشسته بود همان جا

 

بازی می کرد، می خندید

نگاه می کرد به آنها


پیامبر از جیب خود

گردن بندی در آورد

 

با مهربانی، آن وقت

دخترک را صدا کرد

 

با شادمانی آن را

گردن دختر انداخت

 

صورت ناز دختر

شکفته شد، گل انداخت

 

منبع:سایت آل بیت

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------