تازه های شهر حکایت

حکایت طنز,حکایت,حکایت طنز عبید زاکانی

چند حکایت جالب و خواندنی

حکایت های جالب و خواندنی گوشت را آزاد كن از بزرگان عصر، يكي با غلام خود گفت كه از مال خود، پاره‌اي…

حکایت فردی در چاله



 

 

حکایت فردی در چاله

 

روزی فردی داخل چاله ای افتاد و بسيار دردش آمد ...

یک روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!

یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!


یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!


یک یوگيست به او گفت : این چاله و همچنين دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعيت وجود ندارند!!!


یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایين انداخت!


یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!

 

یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پيدا کند!


یک تقویت کننده فکر او را نصيحت کرد که : خواستن توانستن است!


یک فرد خوشبين به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!!!

 

سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بيرون آورد...!

کالا ها و خدمات منتخب

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------