تازه های شهر حکایت


حکایات سعدی در سیرت پادشاهان, حکایات سعدی در مورد پادشاه

حکایات سعدی در سیرت پادشاهان

حکایات سعدی حکایت شماره یک : پادشاهی را شنیدم به کشتنِ اسیری اشارت کرد. بیچاره در آن حالت نومیدی،…


سلطان محمود و لرز سرما



 

 

سلطان محمود و لرز سرما

 

 

سلطان محمود و لرز سرما

 

سلطان محمود در زمستانی سخت به تلخک گفت که با این جامه یک لا در این سرما چه می کنی که من با این همه جامه می لرزم؟


گفت: ای پادشاه تو نیز مانند من کن تا نلرزی.

 

گفت: مگر تو چه کرده ای؟

 

گفت: هر چه جامه داشتم همه را در بر کرده ام.

 

مطالب پیشنهادی,وبگردی
 

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------