سقوط زندگی مردم ایران؛ از رویای خرید پوشاک تا گرانی بر سر سفره ها
- مجموعه: اخبار اقتصادی و بازرگانی
- تاریخ انتشار : دوشنبه, ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ ۰۹:۱۴

جهان صنعت نوشت:اینروزها گرانی دیگر فقط یکواژه اقتصادی نیست بلکه حضورش را میتوان در آشپزخانه، یخچال، رفتوآمد، مهمانیها و حتی گفتوگوهای روزمره مردم حس کرد. تشدید اوضاع وخیم معیشتی از زمستان سال گذشته تاکنون رمقی برای مردم باقی نگذاشته است. افزایش قیمت کالاها، دشواری معیشت و سختی زندگی حالا بهتیتر یک و خبر دستهاول بسیاری از رسانهها تبدیل شده است.
برخی میگویند اینمسائل مردم را ناامید و خشمگین میکند اما پرسش این است که مگر میتوان اینروزها از چیزی جز درد و رنج مردم نوشت؟ مردمی که سالهاست در اینجزیره سختی زندگی خود را با صبر و شکیبایی گذراندند آیا حق یکزندگی آرام و بیدغدغه را ندارند؟ گرچه اینروزها سکوت بر بازار حاکم است اما اگر گوش شنوایی باشد میتوان صدای فریاد خسته مردم و کاسبان را شنید؛ مردمی که از اینهمه ناکارآمدی، نبود نظارت، قیمتهای بیمحابا و درآمدهای پایین بهستوه آمدند و چارهای جز سکوت و بردباری ندارند. مردم ایران اکنون روزمرگی خود را زیر اقلیم گرانی میگذرانند و «هیچکس» بهفریاد آنها نمیرسد.
سفرهها در محاصره گرانی
شاید بتوان گفت نخستین حضور گرانی را مردم در سفرههای خود احساس میکنند؛ جایی که رشد شتابان قیمت کالاهای خوراکی معیشت خانوارهای ایرانی را وارد مرحلهای از ناپایداری کرده است. برای فهم اینمساله میتوان قیمت تمامشده یکسفره بسیار ساده را محاسبه کرد با اینتفاوت که اینفهرست خرید صرفا برای اطلاعرسانی بهمسوولان حکومتی ارائه میشود چراکه مردم خود بهخوبی از وضعیت قیمتها آگاهند اما بهنظر میرسد سیاستگذاران نه.
به اینفهرست توجه کنید: پنیر سفید ۴۰۰گرمی ۱۴۵هزارتومان، روغن مایع ۸/۱کیلوگرمی ۸۹۰هزارتومان، ماکارونی ۷۰۰گرمی ۶۵هزارتومان، تخممرغ ۳۰عددی ۴۸۹هزارتومان، قند ۱۷۰۰گرمی ۳۷۰هزارتومان، ماست پرچرب یککیلوگرمی ۱۲۱هزارتومان، شیر کمچرب بطری ۸۰هزارتومان، نان بربری ساده دانهای ۲۵هزارتومان. در نگاه نخست اینفهرست بسیار ساده بهنظر میرسد. نه خبری از گوشت و مرغ و برنج است و نه تنقلات و ادویهجات بلکه تنها شامل نیازهای ابتدایی و ضروری هر سفره خانوار ایرانی است. باوجود اینسادگی قیمت همین چندقلم کالا ناقابل به۲میلیونو۱۸۵هزارتومان میرسد. اینمیزان برای یکخانوار سهنفره شاید حداقل مصرف یکهفته را تامین کند آنهم بهشرط صرفهجویی. در همین فهرست ساده میتوان نشانههای سقوط معیشت را دید؛ خانوارهایی که روزگاری عطر غذاهایشان در کوچه و برزن میپیچید اکنون ناچارند سفره خود را با همین چندقلم پر کنند.
مسکن؛ بلعیدن کل درآمد
هزینههای مربوط بهاجارهبها و تامین مسکن بهیکی از اصلیترین عوامل بلعنده درآمد خانوارها تبدیل شده است. سالهاست که بهدلیل رکود اقتصادی و تورم فزاینده قیمت مسکن در نقاط مختلف کشور بهویژه پایتخت رشدی چشمگیر را تجربه میکند که هرروز نیز تشدید میشود. برای درک بهتر اینپدیده قیمت اجاره یکواحد مسکونی ۶۰متری در چهارنقطه تهران مورد واکاوی قرار گرفته تا شاید مسوولان نسبتبه قیمتهای موجود در بازار بینشی عمیقتر پیدا کنند:
شرق تهران یکواحد ۶۰ متری، ۱۵سال ساخت، یکخوابه، بدون پارکینگ و انباری، نیازمند یکمیلیاردتومان ودیعه و ماهانه ۱۲میلیونتومان اجارهبها.
غرب تهران یکواحد ۶۰متری، ۱۵سال ساخت، یکخوابه، با پارکینگ، انباری و آسانسور، با ۳۰۰میلیونتومان ودیعه و ماهانه ۲۷میلیونتومان اجارهبها.
جنوب تهران یکواحد ۶۰متری، هشتسال ساخت، یکخوابه، بدون پارکینگ و انباری با ۲۰۰میلیونتومان ودیعه و ماهانه ۱۹میلیونتومان اجارهبها.
شمال تهران یکواحد ۶۰متری، ۱۴سال ساخت، یکخوابه، با پارکینگ، آسانسور و انباری با ۴۰۰میلیونتومان ودیعه و ماهانه ۳۵میلیونتومان اجارهبها.
واکاوی اینقیمتها جهش شدید در هزینه تامین مسکن را بهوضوح نشان میدهد. آمارهای موجود حاکی از آن است که بهطور میانگین، ۴۰تا۵۷درصد از حقوق ماهانه و درآمد خانوارهای متعلق بهطبقه متوسط جامعه صرف بخش مسکن میشود. ایننسبت برای دهکهای پایین و افراد کمدرآمد حتی بهحدود ۷۰درصد نیز میرسد. افزایش بیرویه هزینههای مسکن طی سالهای اخیر شمار بسیاری از خانوارها را بهسمت حاشیهنشینی سوق داده است.
کارشناسان هشدار میدهند که اینروند علاوهبر تهدید معیشت طبقه متوسط میتواند بهافزایش بزهکاری و ناهنجاریهای اجتماعی منجر شود. اینوضعیت نه یکانتخاب بلکه اجباری بوده که بهافراد تحمیل شده است. موضوع مسکن و پدیده حاشیهنشینی مشکلات عدیدهای را برای اقشار مختلف جامعه بهویژه کارمندان و دانشآموزان ایجاد کرده است. مسافت طولانی بین محل سکونت و کار یا تحصیل روزانه انرژی و زمان قابل توجهی را از آنان سلب میکند. جامعهشناسان معتقدند که رشد حاشیهنشینی و مصائب ناشی از آن بهویژه برای طبقه متوسط میتواند بهنارضایتیهای گسترده در سطح جامعه دامن بزند.
رویای خرید پوشاک
خرید لباس و پوشاک که روزگاری جزو نیازهای اساسی هر خانوار محسوب میشد اینک در سبد خرید بسیاری از مردم در حد «ولخرجی» تلقی میشود. با اینحال مگر میتوان اینکالای ضروری را بهطور کامل از سبد خرید حذف کرد؟ سالهاست که پوشاک نیز بهدلیل تورم و رکود حاکم بر بازار گرفتار موج گرانی شده و اینکالای جذاب و کاربردی را از دسترس عموم دور کرده است. برای درک عمق گرانی در اینحوزه قیمت برخی محصولات پوشاک رایج در بازار مورد بررسی قرار گرفته تا شاید مسوولان امر بینشی عمیقتر نسبتبه قیمتهای جاری پیدا کنند:
قیمت پوشاک مردانه:
یراهن ساده ۲۸۸۰۰۰۰تومان، شلوارجین ۳۷۸۰۰۰۰ تومان، کفش اسپرت(کتونی) ۱۴۰۰۰۰۰تومان.
قیمت پوشاک زنانه:
بلوز: ۲۳۰۰۰۰۰تومان، شلوار جین ۴۵۰۰۰۰۰تومان، کفش اسپرت(کتونی) ۲۲۰۰۰۰۰تومان.
در نگاه نخست اینقیمتها ممکن است برای برخی اقشار «معمولی» تلقی شوند اما باید در نظر داشت که ایناقلام جزو برندهای لوکس یا گرانقیمت بازار محسوب نمیشوند و تنها نمایانگر قیمت پوشاک استاندارد و رایج هستند. گرانی افسارگسیخته لباس در سالهای اخیر پدیدهای نوظهور را در جامعه رواج داده است بهنام «خرید اقساطی پوشاک». اینروش هرچند نیاز مقطعی را برطرف میکند اما در بلندمدت فشار مالی بیشتری را بر خانوارها تحمیل کرده و دسترسی بهاینکالای مهم را همچنان دشوار میکند. مهمتر از همه اینها تاثیر اینگرانی بر کانون خانواده است. بسیاری از پدران و مادران برای تامین نیاز فرزندانشان بهپوشاک مناسب و درخور از خرید برای خودشان چشمپوشی میکنند و ترجیح میدهند در اینشرایط پرنوسان قیمتی اولویت را بهپوشش مناسب فرزندانشان بدهند. اینفداکاری نشاندهنده عمق تاثیر گرانی پوشاک بر زندگی روزمره و اولویتبندیهای خانوارهاست.
علم در تنگنای مالی
آموزش ستونفقرات هر جامعه و تضمینکننده آینده آن است اما در سالهای اخیر گرانی افسارگسیخته در اینحوزه اینستون حیاتی را بهلرزه درآورده و تهدید جدی را برای آینده کشور ایجاد کرده است. افزایش هزینههایی چون شهریه مدارس و دانشگاهها، کتب درسی، لوازمالتحریر و ملزومات جانبی بسیاری از خانوادهها را در پرداخت اینمخارج ناتوان کرده و متاسفانه شمار قابل توجهی از دانشآموزان را «ناچارا» بهترک تحصیل و ورود زودهنگام بهبازار کار واداشته است. مهرماه هرسال خانوادهها با چالشی جدید روبهرو میشوند. براساس برآوردها تنها برای تهیه لوازمالتحریر موردنیاز هردانشآموز خانوادهها باید سالانه حداقل ۳تا۴میلیونتومان هزینه کنند. اینمبلغ شامل اقلام ضروری مانند دفتر(هرعدد ۶۰ برگ ایرانی: ۴۰تا۶۰هزارتومان)، بسته مداد(۱۱۰هزارتومان)، پاککن(۴۵هزارتومان)، دفترچه یادداشت(۷۰تا۹۰هزارتومان) و خودکار(بسته آبی ۵۰هزارتومان) است.
درنظرگرفتن کیف و کولهپشتی نیز اینهزینه را تا ۶۰۰هزارتومان تا ۳-۴میلیونتومان افزایش میدهد. برای دانشآموزان مقاطع ابتدایی هزینههایی چون مداد رنگی، ماژیک و آبرنگ نیز اضافه میشود. لازم بهذکر است که استفاده از محصولات خارجی اینارقام را تا دوبرابر افزایش میدهد(مانند دفتر ۱۲۰تا۲۰۰هزارتومانی). اینفشار مالی تنها بهلوازمالتحریر محدود نمیشود. شهریه مدارس غیردولتی که از ۵۰میلیونتومان فراتر رفته و شهریه دانشگاهها که برای هر ترم بهبیش از ۱۰میلیونتومان میرسد رمقی برای خانوادهها و محصلان باقی نگذاشته و بحران جدی در نظام آموزشی کشور ایجاد کرده است.
باوجود اینگرانیها براساس دادههای موجود در دوسال گذشته آمار بالایی از دانشآموزان بهدلایل مالی از ادامه تحصیل بازماندند:
دوره ابتدایی(۶ تا۱۱سال): ۹۹۲/۱۹۲نفر
دوره متوسطهاول(۱۲تا۱۴سال): ۷۲۲/۲۱۳نفر
دوره متوسطهدوم(۱۵تا۱۷سال): ۶۰۷/۵۸۵نفر
درمجموع بیش از ۹۹۲هزارنفر در اینسه دوره تحصیلی از چرخه آموزش خارج شدند. خانوارهای فقیر، فاقد بیمه، بدون درآمد ثابت و ساکن مناطق محروم بیشترین آسیب را از اینوضعیت دیدند. اینروند شکاف آموزشی را عمیقتر کرده و آینده تحصیلی و شغلیمیلیونها نفر را در هالهای از ابهام قرار داده است.
فاصله کیلومتری دخل و خرج
باوجود برآوردهای مسوولان مبنی بر حقوق ۱۶تا۲۵میلیونتومانی برای کارگران و کارمندان در سال پیشرو و موافقت دولت با اینارقام در شرایط دشوار اقتصادی و جنگی کشور پرسشهای اساسی همچنان بیپاسخ ماندند.
آیا اینمیزان حقوق باتوجه بهارکان بررسیشده زندگی از مواد غذایی و مسکن گرفته تا پوشاک و آموزش، توانایی پوشش هزینههای کمرشکن بازار را دارد؟ چگونه میتوان با چنین مبالغی دربرابر گرانی افسارگسیخته مقاومت کرد و تکلیف قشر وسیعی که در مشاغل غیررسمی چون دستفروشی و پیک موتوری فعالیت میکنند و درآمدشان حتی بهاینحداقل حقوق نیز نمیرسد چیست؟ اینها تنها بخشی از هزاران پرسش بیپاسخ در جامعه ماست.
گزارش که نگاشته شد تنها به«چهار رکن» اساسی زندگی پرداخت اما آیا میتوان از مشکلات والدینی که برای تهیه داروی فرزند بیمار خود بهدری میزنند چشمپوشی کرد؟ آیا مساله حذف میوهها از سبد خانوار و پیامدهای تغذیهای آن قابل نادیدهگرفتن است؟ آنچه امروزمیلیونها ایرانی تجربه میکنند نه یکزندگی معمولی بلکه تلاشی شبانهروزی برای بقاست.











