تازه های شهر حکایت

حکایت طنز,حکایت,حکایت طنز عبید زاکانی

چند حکایت جالب و خواندنی

حکایت های جالب و خواندنی گوشت را آزاد كن از بزرگان عصر، يكي با غلام خود گفت كه از مال خود، پاره‌اي…

ابوالعیناء و اولاد آدم



 

ابوالعیناء و اولاد آدم

 

شخصی بر بالای سر ابوالعیناء که جایی را نمی دید ایستاده بود.ابوالعیناء یک مرتبه متوجه حضور او شد و پرسید: کیستی؟

 

مرد گفت: از اولاد آدم!ابوالعیناء گفت: مرحبا به تو، خدا تو را طول عمر موهبت کند، چه مرا گمان بود که این نسل از روی زمین برافتاده است!


منبع:روزنامه خراسان


کالا ها و خدمات منتخب

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------