تازه های شهر حکایت

حکایت مرد فقیر و پادشاه,حکایت پادشاه و مرد فقیر,حکایت پادشاه و مرد فقیر دانا

حکایت مرد فقیر و پادشاه

حکایت پادشاه و مرد فقیر حکایت مرد فقیر و پادشاه در این مطلب بیتوته حکایت های زیبا و جالبی برای شما…

حکایت کوتاه «شکر خدا»



داستان و حکایات سعدی

حکایت کوتاه «شکر خدا»

 

پارسایی را دیدم بر کنار دریا که زخم پلنگ داشت و به هیچ دارو به نمی‌شد.

 

مدتها در آن رنجور بود و شکر خدای عز وجل علی الدوام گفتی.

 

پرسیدندش که شکر چه می گویی؟ گفت: شکر آنکه به مصیبتی گرفتارم نه به معصیتی.


گر مرا زار به کشتن دهد آن یار عزیز
تا نگویى که در آن دم، غم جانم باشد

گویم از بنده مسکین چه گنه صادر شد
کو دل آزرده شد از من غم آنم باشد

 

گلستان سعدی

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------