خدمات مسافرتی و گردشگری,آژانس مسافرتیX

تازه های شهر حکایت


پیاده و سوار مرزبان نامه,داستانهای مرزبان نامه

حکایت های جالب از کتاب مرزبان نامه

داستان هایی از مرزبان نامه داستان های مرزبان نامه مرزبان نامه از جمله شاهکارهای بلامنازع ادب فارسی…

حکایت دعای مادر



 

دعای مادر

 

ابویزید بسطامی را پرسیدند که این پایگاه به دعای مادر یافتی این معروفی (شهرت) به چه یافتی؟ گفت: آن را هم به دعای مادر، که شبی مادر از من آب خواست. بنگریستم در خانه آب نبود، کوزه برداشتم.

 

به جوی رفتم آب بیاوردم.چون بر سر مادر آمدم، خوابش برده بود. با خود گفتم که اگر بیدارش کنم من بزهکار باشم. بایستادم تا مگر بیدار شود. تا بامداد بیدار شد. سربلند کرد و گفت: چرا ایستاده ای؟ قصه بگفتم.

 

برخاست و نماز کرد و دست بر دعا برداشت و گفت: الهی چنان که این پسر مرا بزرگ و عزیز داشت، اندر میان خلق او را بزرگ و عزیز گردان

بستان العارفین

 

منبع:روزنامه خراسان

مطالب پیشنهادی,وبگردی

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------