تازه های شهر حکایت


حکایت مرد احمق,مرد احمق,داستان مرد احمق

حکایت مرد احمق

حکایت مرد احمق حكایت جالب مرد احمق کفش‌دوزى ساده و ابله را زنى کولى و دِرْد و نصيب شده بود که خيلى…

اثبات نادانی



 

اثبات نادانی

 

دو رفیق با یکدیگر مشغول صحبت بودند.

 

رفیق اول گفت: گمان می کنم تو به هیچ چیز اعتقاد نداشته باشی!

 

رفیق دوم پرسید: چطور؟ من فقط به آن چه می فهمم معتقد هستم!

 

رفیق اول گفت: من هم برای همین می گویم.


منبع: روزنامه خراسان

مطالب پیشنهادی,وبگردی

کالا ها و خدمات منتخب

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------