تازه های داستان

چند داستان درباره بد زبانی, چند داستان درباره بد زبانی, داستان هایی درباره بد زبانی

چند داستان درباره بد زبانی

چند داستان درباره بد زبانی داستان هایی در مورد بد زبانی بد زبانی یکی از بزرگترین آفت های زبان بوده…

داستان زیبای : شاید گاهی باید آرام تر قدم برداریم



داستان,داستان آموزنده,داستان کوتاه,تاجر,محصول کشاورزی

تاجری در روستایی، مقدار زیادی محصول کشاورزی خرید و می‌خواست با آنها را با ماشین به انبار منتقل کند. در راه از پسری پرسید: «تا جاده چقدر راه است؟»


پسر جواب داد: «اگر آرام بروید حدود ده دقیقه کافی است. اما اگر با سرعت بروید نیم ساعت و یا شاید بیشتر.»


تاجر از این تضاد در جواب پسر ناراحت شد و به او بد و بیراه گفت و به سرعت خودرو را به جلو راند. اما پنجاه متر بیشتر نرفته بود که چرخ ماشین به سنگی برخورد کرد و با تکان خوردن ماشین، همه محصول‌ها به زمین ریخت. تاجر وقت زیادی برای جمع کردن محصول ریخته شده صرف کرد و هنگامی که خسته و کوفته به سمت خودرواش بر می‌گشت یاد حرف‌های پسر افتاد و وقتی منظور او را فهمید بقیه راه را آرام و بااحتیاط طی کرد.


شاید گاهی باید آرام تر قدم برداریم تا به مقصد برسیم.


لابروير: «برای كسی كه آهسته و پيوسته راه می‌رود، هيچ راهی دور نیست.»

 

منبع:yekibood.ir

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------

    Makan Inc.| All Rights Reserved - © 2013 - 2022