تازه های داستان

داستان درباره صله رحم,داستان آموزنده درباره صله رحم,داستان در مورد صله رحم

چند داستان درباره صله رحم

داستان آموزنده درباره صله رحم داستان آموزنده درباره صله رحم در اصطلاح، صله رحم محبت و رفت و آمد با…

به جهت اين که احمق هستم! (داستانک)



داستان,داستان آموزنده

شخص جواني گندم بر در آسياب برد که آرد نمايد. اتفاقا آسيابان مشغول کاري بود. آن شخص از فرصت استفاده کرد و از ساير جوال ها گندم بيرون مي آورد و در جوال خود مي ريخت.
آسيابان متوجه شد و گفت: اي احمق! چرا چنين مي کني؟
گفت: به جهت اين که احمق هستم.
گفت: اگر راست مي گويي چرا از جوال خود گندم بيرون نمي آوري و به جوال ديگران نمي ريزي؟
گفت: اکنون که چنين مي کنم يک احمق هستم و اگر چنان کنم دو احمق خواهم بود.

 مطايبات ملانصرالدين

کالا ها و خدمات منتخب

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------