تازه های داستان


داستان,داستان کوتاه,داستان آموزنده

داستان زیبا و آموزنده ی «غوغای سکوت»

داستان کوتاه و پندآموز غوغای سکوت «غوغای سکوت» روزی کشاورزی متوجّه شد ساعتش را در انبار علوفه گم…


داستان دختر سی دی فروش



 

 

داستان دختر سی دی فروش

 

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت.

 

هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون…

 

بعد از یک ماه پسرک مرد…

 

وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد…

 

دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده…

 

دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد…

 

میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!

 

منبع: seemorgh.com



داستان های جالب و خواندنی

مطالب پیشنهادی,وبگردی

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------