تازه های تقویم تاریخ


داريوش بزرگ پدر ناسيوناليسم ايراني

تقویم تاریخ - 13 تیر

489پیش ازمیلاد:4 ژوئيه سال 489 پيش از ميلاد داريوش بزرگ - شاه شاهان - كه بر تمركز امور و ايراني…


تقویم تاریخ -11 آذر



931م:دوم دسامبر سال 931 ميلادي (آذرماه 310 هجري خورشيدي) مرداويز زياري حكمران و رهبر مردم مازندران ، گرگان، گيلان و ري كه «تاريخ» از او به عنوان يك ايراندوست بزرگ انقلابي، يك رنسانسير و از بانيان تجديد استقلال و حاكميت ايران نام مي برد پس از بيرون راندن عوامل و نظاميان خليفه عباسي از كاشان، همدان و ديگر شهرهاي مركزي ايران و درهم كوبيدن آنان درنبردي در 49 كيلومتري اصفهان وارد اين شهر شد و آن را پايتخت همه ايران اعلام كرد.

در همين روز مرداويز در اجتماع مردم اصفهان كه براي ابراز احساسات نسبت به او گرد آمده بودند خطاب به آنان مطالب مهمي بيان داشت كه مضمون آن از اين قرار است:

«من و يارانم كه به خاطر گرامي ميهن، شمشير برگرفته و جان بر كف نهاده ايم در روز تولد نور و گرمي (روز آتش؛ روز نهم از ماه نهم سال ايراني ــ 9 آذر) كه روز خوش يمني براي ايرانيان بوده است در نزديكي اصفهان سپاهيان وفادار به خليفه را بشكستيم و از ايران گريزانديم. من از ديلمان برخاسته ام ــ از ميان مردمي شكست ناپذير. هيچكس به خاطر كارهاي غير ميهني كه تا به امروز كرده است؛ بازخواست و مجازات نخواهد شد. ولي از امروز مجازات خيانت به ميهن و همكاري با بيگانه؛ مرگ است. مي خواهم كه ازاين پس جز به پارسي سخن نگوييد و همه آيين ها و جشن هاي گذشته را كه ميراث فرهنگي مان و بازمانده از نياكان مان هستند به همان صورت و با رعايت اصالت هر چه تمامتر برگزار كنيد، ترس و دروغ را از خود دور سازيد كه مايه همه بدبختي ها هستند. مي دانيد كه من يك مسلمان هستم. برگزاري آيين هاي ملي با اسلام مغايرت ندارد. تا اين جشنها و مراسم را رعايت كنيم ايراني باقي خواهيم ماند. «گفتار نيك ــ كردار نيك ــ پندار نيك» يك اندرز نياكان مان است كه تمدن و بزرگي خود را بر پايه آن استوار داشته بودند و هرگاه كه از چارچوب آن خارج شدند آسيب ديدند. از رعايت اين اندرزها كسي آسيب نخواهد ديد. من همين امسال ــ 58 روز ديگر ــ در همينجا جشن سده را بر پا مي دارم تا يادآور سه آموزشي باشد كه ذكر كردم».

در اين اجتماع، ياران و پيروان مرداويز ازجمله برادران بويه حضور داشتند كه پس از مرگ مرداويز سراسر ايران را آزاد و بغداد را هم تصرف و خليفه را دست نشانده خود كردند.

مردوايز كه درسال 935 - چهار سال پس از ورود به اصفهان - در همين شهر به دست کارگران غير ايراني به دليل سختگيري نسبت به آنان در برپايي مراسم نوروز كشته شد. اصفهان در سال 641 ميلادي به دست اعراب مسلمان افتاده بود.


1912م:دوم دسامبر1912 (11 آذر 1291) و پنج سال پس از تقسيم ايران به دو منطقه نفوذ انگلستان و روسيه، با اين كه انگليسي ها درمنطقه نفوذشان ازجمله استان فارس براي خود، نيروي نظامي «اس. پي. آر.» را به وجود آورده بودند به مقامات فارس شديدا اعتراض كردند كه چرا در راه كازرون به شيراز دزدان به يك كاروان دستبرد زده اند، زيرا كه اموال دو ــ سه هندي تبعه انگلستان هم ضمن اين دستبرد سرقت شده است!. اين اعتراض از سوي كنسول (قنسل) انگلستان در شيراز بعمل آمده بود. كنسولهاي انگلستان در شهرهاي منطقه نفود، مداخله وسيعي در امور اعمال مي كردند و در آنجا همه كاره بودند. سرقت راه كازرون پنجم آذر آن سال روي داده بود.

 

-- هشت سال بعد، دوم دسامبر سال 1920 (11 آذر 1299) دولت انگلستان به دولت وقت تهران اخطار كرد كه امور نيروي قزاق از لحاظ اداري و تداركات و تسليحات و آموزش بايد در دست افسران و كاركنان اعزامي انگلستان باشد و دولت ايران همه هزينه ها از جمله دستمزد اين انگليسي ها را بپردازد!. اين اخطار در آستانه كودتاي فوريه (سوم اسفند آن سال) داده شده بود. لنين قبلا قرارداد 1907 انگلستان و روسيه مبني بر تقسيم ايران ميان آن دو قدرت را لغو كرده بود و در نتيجه، انگلستان يكه تاز ميدان ايران شده بود - ايراني که آن زمان دچار ضعف ناشي از شايسته نبودن مقاماتش بود.

 

1944م:دوم دسامبر سال 1944 ميلادي (11 آذر ماه 1323 خورشيدي) دكتر محمد مصدق نماينده تهران هنگام تسليم طرح مهم خود كه چند نماينده ديگر هم آنرا امضاء كرده بودند به مجلس مبني بر محدود كردن مذاكره مقامات دولتي در زمينه نفت با بيگانگان نطق مهمي ايراد كرد و نياز جهان به نفت و بازي هاي سياسي و اعمال نفوذ ناشي از آن و مسا ئل مربوط ديگر را برشمرد و طرح، همان روز به تصويب رسيد.

به موجب اين طرح كه قانون شده است هيچ مقام ايراني حق مذاكره با بيگانه بر سر نفت، جز فروش آن را ندارد و متخلفان به 3 تا 8 سال زندان و محروميت ابد از خدمات دولتي محكوم خواهند شد.

در پي تصويب همين طرح بود كه معاون اول وزارت امور خارجه شوروي كه براي مذاكره درباره امتياز نفت شمال ايران به تهران آمده بود دست خالي از ايران رفت.

 

دكتر محمد مصدق

 

2004م:اول دسامبر 2004 در دهمين روز بحران اوكراين و ادامه تظاهرات در «كي اف»، پارلمان اين كشور در حالي كه همچنان در محاصره معترضين به نتيجه انتخابات 21 نوامبر بود پس از رسيدن به حد نصاب ( 226 نماينده حاضر از 450 عضو ) پيشنهاد راي عدم اعتماد به كابينه را مطرح ساخت كه راي نياورد. روز پيش از آن هم اكثريت نمايندگان با طرح اين پيشنهاد مخالفت كرده بودند كه تظاهركنندگان (عوامل انقلاب اصطلاحا مخملي ضد روسيه در شوروي سابق که طراح آن غرب بوده است) پس از اطلاع از موضوع ،خود را به داخل عمارت انداخته و تا لابي مجلس پيش رفتنه بودند. بسياري از نمايندگان اعلام كرده بودند كه به دليل وجود فشارهاي متعدد و ناامني اطراف عمارت براي شركت در جلسه يکم دسامبر حاضر نخواهند شد، كه جلسه پس از ورود با تاخير نماينده دويست و بيست و ششم رسميت خود را اعلام كرد و راي به طرد كابينه گرفته شد كه رد شد. با وجود اين، مخالفان يانوكوويچ نخست وزير كه برنده انتخابات 21 نوامبر اعلام شده بود خواستار راي گيري مجدد شدند و با ورود چند نماينده ديگر به جلسه، دوباره راي گرفته شد! كه اين بار، طرد كابينه (پيشنهاد راي عدم اعتماد) 229 راي به دست آورد و رئيس پارلمان تصويب آن را اعلام داشت!. اين راي سبب شد كه بلافاصله پارلمان محلي «دونتسك» 9 ژانويه 2005 را براي انجام رفراندوم انفصال تعيين كند (که انفصال عملي نشد).

کوچما رئيس جمهور اوكراين گفته بود كه با انجام دور سوم انتخابات موافقت نخواهد كرد زيرا كه انتخابات دور سوم در جهان سابقه نداشته است و اگر قرار باشد كه نتيجه انتخابات 21 نوامبر ابطال شود، بايد از نو، يك انتخابات كامل و عمومي براي گزينش رياست جمهور برگزار شود؛ به اين ترتيب كه داوطلبان نامزدي ثبت نام كنند و انتخابات عمومي، و بدون وابستگي به دو انتخابات گذشته باشد.

يانوكوويچ قبل از راي گيري پارلمان گفته بود كه حاضر است با ابطال انتخابات 21 نوامبر موافقت كند به اين شرط كه در انتخابات بعدي، او و بازنده انتخابات 21 نوامبر نامزد نباشند.

 

تظاهرکنندگان در برابر گارد عمارت پارلمان


324م:كنستانتين پس از دستگيري و اعدام شريك حكومتي خود ــ لوسيوس ــ و اعلام حود به عنوان امپراتور همه قلمرو روم، دوم دسامبر سال 324 ميلادي در اردوي خود در كنار بسفور تصميم گرفت كه شهر بيزانتيوم ــ مهاجر نشين قديمي يونان ــ را با ساختن بناهاي تازه تكميل كند و آن را پايتخت دوم امپراتوري قرار دهد كه به ايران نزديكتر باشد. کنستانتين گفته بود که مراقب حركات ايران بودن از آنجا آسانتر است و در صورت تصميم به مقابله نظامي، هزينه سنگين لشكركشي از راه دور را ندارد.

كنستانتين پس از اعدام لوسيوس اجازه نداد كه سناي روم براي او شريك حكومتي ديگري انتخاب كند.

شهر بيزانتيوم در سال 330 ميلادي از هر لحاظ آماده شد و نام كنستانتين بر آن نهاده شد. شهر كنستانتينوپل (قسطنطنيه - استانبول) تا سال 1918 به مدت 1588 سال از مهمترين مراكز تصميمگيري در جهان بود.

كنستانين 22 ماه مه سال 337 ميلادي درگذشت و جنگ جانشينان او با شاپور دوم (ذولاكتاف) شاه وقت ايران از دودمان ساساني در«سنگره» و شكست روميان ثابت كرد كه پايتخت روم، دور و يا نزديك ايران باشد در سرنوشت جنگ بي تاثير است و ارتش ايران هميشه پيروز است.

29 ماه مه سال 1453 ميلادي كنستانتينوپل به دست عثماني افتاد كه آن را به اسلامبول تغيير نام دادند كه پس از تبديل حروف الفباي عربي به لاتين در تركيه در قرن 20 به صورت استانبول نوشته و خوانده مي شود.

 

کنستانتين


1805م:دوم دسامبر سال 1805 ميلادي ناپلئون بناپارت دريكمين سالروز امپراتور شدنش در يك جنگ يكروزه در منطقه «آسترليتس Austerlitz » ارتشهاي متحد روسيه و اتريش را شكست داد. شمار سربازان روسيه و اتريش در اين جنگ دو برابر نيروهاي ناپلئون بود. در اين جنگ 26 هزار تن كشته شدند.

سحرگاه اين روز ناپلئون وانمود كرد كه تصميم به انصراف از جنگ و بازگشت گرفته است و سپس با يك تاكتيك تازه نيروهاي خود را به صورت متمركز وارد ميدان ساخت و از تمام توان جنگي آنان استفاده برد و پيروز شد.

ناپلئون دوم دسامبر سال 1804 به دست پاپ پي هفتم تاجگذاري کرده و امپراتور فرانسه شده بود. لوئي ناپلئون نيز در همين روز در سال 1853 به عنوان دومين امپراتور فرانسه تاج بر سر نهاد.

 

بناپارت


1823م:جیمز مونرو رئیس جمهور ایالات متحده دوم دسامبر 1823 ضمن نطق سالانه خود در نشست مشترک دو مجلس قانونگزاری این کشور اعلام کرد: ما در قبال اختلافات اروپاییان با یکدیگر بی طرف خواهیم بود ولی هرتلاش تازه از جانب اروپاییان به مداخله و استعمار سرزمین های قاره آمریکارا تعرض نظامی به ایالات متحده و حالت جنگ تلقی خواهیم کرد و دست به دفاع مسلحانه و حمله متقابل خواهد زد. این اخطار مربوط به آینده است و دولت ایالات متحده در کار مستعمرات فعلی اروپاییان در قاره آمریکا مداخله نخواهد کرد [وضعیت موجودرا برسمیت می شناسد]. مورّخان، این جملات را «دکترین مونرو» نوشته اند که به سران بعدی دولت واشنگتن حق مداخله در امور آمریکای لاتین را داده و از زمان حکومت تئودور روزولت (آغاز قرن 20) دلیل مداخله نظامی آمریکا و اعزام و استقرار تفنگدار دریایی در کشورهای آمریکای لاتین قرارگرفت حتی اگر در این کشورها تحول داخلی خلاف سیاست واشنگتن روی داده بود. مثال؛ اعزام تفنگدار به نیکاراگوئه، دومینیکن و ... مداخله با هدف تجزیه کلمبیا و ایجاد پاناما از بطن آن. با اینکه استعمار کوبا توسط اسپانیا از دهه آخر قرن پانزدهم آغاز شده بود، ایالات متحده در دهه آخر قرن نوزدهم و هفتاد و چند سال پس از اعلام دکترین مونرو با اسپانیا بر سر کوبا وارد جنگ شد. در دهه یکم قرن 21 بوده که چند کشور در آمریکای لاتین با استفاده از گرفتاری ایالات متحده در عراق و افغانستان و ورود چین به منطقه راه دیگری برای خود انتخاب کرده اند.

در پی انتشار دکترین مونرو، تزار روسیه که آلاسکا را در کنترل و در شمال غربی قاره آمریکا تا نزدیکی سانفرانسیسکو مهاجرنشین ایجادکرده بود اعلامیه مشابهی صادر و ورود کشتی های ممالک دیگر را به آبهای این منطقه ممنوع ساخت.


1859م:دوم دسامبر سال 1859 ميلادي «جان براون» مردي كه عمل برده داري مهاجرا اروپايي آمريكا را «گناه مطلق» و يك اقدام غير بشري اعلام كرده بود و برضد برده داري دست به اقدام مسلحانه زده بود در «چارلز تاون» واقع در 90 كيلومتري شمال غربي شهر واشنكتن به دار آويخته شد.

جان براون كه در الهيات تحصيل كرده بود چون از راه مسالمت آميز (نطق و نوشته) نتوانست به الغاء بردگي برسد تصميم به اقدام مسلحانه گرفت و دست به مسلح كردن پيروانش از جمله 13 پسر خود زد. وي گمان مي كرد كه قيام مسلحانه او سبب خواهد شد كه بردگان سياه به او به پيوندند و بر توان نظامي او بيافزايند و داد خود از از اربابان سفيد پوستشان بستانند.

با اين انديشه، جان براون به يك انبار اسلحه ارتش آمريكا در منطقه «هارپر فري» حمله برد و آنجا را متصرف شد تا سلاحهاي موجود در انبار را در اختيار سياهپوستان بگذارد، ولي برخلاف تصور او، سياهپوستان به كمكش نشتافتند و وي از نيروي اعزامي آمريكا شكست خورد و دستگير شد. «هارپر فري» كه براون به آنجا حمله مسلحانه برد تا شهر واشنگتن فاصله اي چندان زياد ندارد.

براون در طول محاكمه تنها اين جملات را در دفاع خود بيان مي كرد:

من به خاطر رضاي خدا و آرامش وجدان دست به اين اقدام زدم و كوشش در راه نجات انسانها را جرم نمي دانم.

طولي نكشيد كه همين افكار براون كمك كرد كه آبراهام لينكلن اعلاميه الغاء بردگي را صادر كند. اقدام براون و اظهارات او شديدا آمريكاييان ساكن ايالات شمالي را تحت تاثير قرار داده بود به گونه اي كه به پشتيباني از عمل لينكلن بپاخاستند و براي تحقق لغو بردگي دست به جنگ زدند. «تاريخ» از جان براون به عنوان مردي بزرگ نام برده و بپاخيزي او را سرآغاز فصل آزادي بردگان سياه و تامين حقوق مدني انسانها قرار داده و گور او يكي از نقاط مورد علاقه و بازديد روشنفكران و مصلحان جهان و توريستها شده است.

 

جان براون


1908م:دوم دسامبر سال 1908 كشور پهناور چين داراي يك امپراتور سه ساله شد كه او را «سوان تونگ» ناميدند. وي دهمين امپراتور از دودمان كوينگ بود و نيز آخرين امپراتور چين. نام اصلي وي «پو ــ يي» بود.

چين در سال 1912 با انقلاب دكتر «سون يات سن» جمهوري شد و چون امپراتور بركنار شده هنوز كودك بود، دكتر سون تصميم گرفت كه «پو» در قصر باقي بماند و برايش مقرري تهيه كرد.

ژاپني ها در دهه 1930 كه منچوري و مناطق شمالشرقي چين را تصرف كردند براي مشروعيت دادن به سلطه خود، «پو ــ يي» را امپراتور منچوري اعلام كردند و در برابر اعتراض جهاني به تصرف مناطق چين تاكيد كردند كه به خواست امپراتور چين در اين كشور باقي مانده اند . حال آن كه امپراتور در دست آنان آلتي بيش نبود.

درسال 1945 در آخرين روزهاي جنگ دوم كه ارتش سرخ طبق قرار قبلي با متفقين، به منچوري حمله برد «پو ــ يي» اسير شد و بعدا در جريان محاكمه سران سابق ژاپن برضد آنان شهادت داد. دولت شوروي سپس اورا به جمهوري توده اي چين تحويل داد و به اتهام همكاري با ژاپني ها بر ضد وطن به زندان افتاد.

دادگاه خلق اورا به زندان محكوم كرد كه بعدا مائو تسه تونگ رهبر چين وي را موردعفو قرار داد و آزاد شد و تا پايان عمر به صورت يك تبعه ساده زندگي كرد و اعلام داشت كه راحت تر است.

«پو ــ يي» پس از اين كه مورد عفو قرار گرفت و آزاد شد با يك پرستار ازدواج كرد و همسر او پس از درگذشت «پويي» كه در سال 1967 در 61 سالگي ديده فرو بست خاطرات او را منتشر كرد. به نوشته «پو ـ يي» که در کتاب خاطراتي مندرج است، يك لحظه بدون غم و در سادگي زيستن از صد بار امپراتور بودن بهتر است.

 

در زماني که امپراتور منچوري بود

 

1925م:پيمان «لوكارنو» دوم دسامبر سال 1925 به اجرا گذارده شد كه براي نخستين بار پس از جنگ جهاني اول، دولت آلمان در مذاكرات مربوط به آن شركت داده شده بود.

طبق اين پيمان، دولتين فرانسه و انگلستان مرزهاي بلژيك، لهستان و چك اسلواكي را تضمين كردند و دولت وقت آلمان (در وضعيت مغلوب) از اراضي خود كه به لهستان داده شده بود صرفنظر كرد!. چند دولت از جمله اسپانيا به عنوان شاهد يه مراسم امضاي اين پيمان دعوت شده بودند. سپس فرانسه و انگلستان با عضويت آلمان در جامعه ملل موافقت كردند.

مفاد همين پيمان سبب شد كه بعدا هيتلر به لهستان و چك اسلواكي نيرو بفرستد تا اراضي از دست رفته را پس بگيرد و انگلستان و فرانسه به دليل تضميني كه داده بودند با او وارد جنگ شوند که در اين جنگ فرانسه از پاي درآمد و اگر اشتباه هيتلر و تعرض به شوروي نبود، انگلستان هم به سرنوشت فرانسه دچار مي شد ، آمريکا که دوران پس از رکود اقتصادي را طي مي کرد وارد جنگ نمي شد و عنوان ابرقدرت به دست نمي آورد و .... هنگام امضاي پيمان لوکارنو، فرانسه و انگلستان پيش بيني باور نمي كردند كه كار به اينجا كشانيده شود و هدف پيمان، عمدتا تضمين گرفتن از دولت وقت آلمان بود. همچنين هنگام تنظیم پيمان لوکارنو، فرانسه و انگلستان نظر مورخان و اندیشمندان و پیش بینی آنان را استعلام نکرده بودند كه جنگ جهانی دوم نتیجه همين غفلت بود. استعلام نظر اينان هنگام اتخاد تصميمات مهم و عقد قراردادهاي حياتي از ديرزمان معمول و يک روال کار بوده است.


1961م:دوسال پس از پيروزي انقلاب كوبا، دوم دسامبر سال 1961 فيدل كاسترو رسما اعلام كرد كه يك ماركسيست است و خواهد كوشيد كه در كوبا نظام سوسياليستي برقرار كند. بنابراين، درجامعه کوبا آموزش وپرورش و بهداشت مطلقا رايگان و يکنواخت خواهد بود، براي همه دست كم در حد متعارف مسكن و رفاه و وسيله زندگاني به صورت برابر تامين خواهد شد ، همگان و بلا استثناء از بازنشستگي عمومي بر خوردار بوده و دغدغه ايام پيري را نخواهند داشت و در كوبا طبقه اجتماعي وجود نخواهد داشت و اين سوسياليسم با توجه به شرايط و امکانات كوبا برقرار خواهد شد. کاسترو "مارکسيست بودن" خود را در سالروز بازگشت به کوبا (با هدف انقلاب) اعلام کرده بود. وي دوم دسامبر 1956 با کشتي وارد کوبا شده بود که ضمن حمله مسلحانه دستگير و زنداني شده بود. کاسترو در 1959 قيام مسلحانه خود را از سر گرفت و پيروز شد.

كاسترو با اعلام نظام سوسياليستي در کوبا، از همان لحظه دشمني آمريكا را برانگيخت و كارشكني ها و تحريم ها بر ضد كوباي سوسياليست آغاز گرديد. در آغاز انقلاب كوبا، مقامات آمريكايي گمان نمي كردند كه كاسترو افكار ماركسيستي داشته باشد. او را يک سوسيال دمکرات مي پنداشتند. كاسترو با اعلام سوسياليسم به عنوان نظام كوبا بر سرعت ملي كردن وسائل توليد افزود كه ضمن آن دارايي بقيه آمريكائيان نيز مصادره و ملي شد. فيدل کاسترو اخيرا بازنشسته شده و برادرش رائول برجاي او نشسته است. فيدل کاسترو پس از بازنشسته شدن به نوشتن مقاله و کتاب ادامه مي دهد و مقالات او بلافاصله به سراسر جهان مخابره مي شود. كوبا اينك داراي بهترين نظام درماني و آموزشي جهان است.

 

روزي که کاسترو کمونيست بودن خود را اعلام کرد کوبائيان اين چنين به حمايت از او به خيابانها ريختند


1971م:دوم دسامبر 1971 شش شیخ نشین ساحل جنوبی خلیج فارس با هم متحد و امارات عربی متحده را تشکیل دادند. این شش امارت عبارتند از: ابوظبی، ام القوین، دوبی، شارجه، عجمان و فجیره. سال بعد راس الخیمه ـ نه چندان دور از تنگه هرمز ـ به این اتحادیه پیوست. این امارات قبلا تحت حمایت انگلستان بودند که همان سال نیروهای نظامی خودرا از شرق آبراه سوئز خارج ساخت. در سال 2009 و در سالگرد تاسیس این فدراسیون دشواری مالی در ارتباط با سرمایه گذاری 59 میلیارد دلاری در دوبی از اخبار ردیف اول رسانه ها بود.


1988م:وزيران بهداشت همه كشورها در نشست سال 1988 خود، با هدف روشن ساختن جهانيان از خطر بيماري «بي درمان» ايدز كه پنجم ژوئن 1981 شناخته شده است؛ يكم دسامبر هر سال را «روز جهاني بيماري ايدز» اعلام كردند. از آن پس مبارزه با اين بيماري كه هر روز پنج تا هشت هزار انسان را از اين دنيا مي برد به صورت يك «كمپين جهاني = مبارزه همگاني» درآمده است زيرا كه تلفات اين بيماري بيش از هر جنگ است و به صورت پاندميك (پان يعني همه و دموس به معناي مردم = همه مردم گير) در آمده است. برآورد شده است كه بيماران ايدزي جهان در سال 2007 نزديك به چهل ميليون تن بوده اند. تاكنون بيش از 25 ميليون تن از مردم از بيماري ايدز كه ايميون سيستم (دستگاه دفاع طبيعي) بدن را از كار مي اندازد جان سپرده اند. ويروس اين بيماري (اچ. آي. وي) از طريق مايعات بدن (خون، مايعات تناسلي، شير مادر و ...) سرايت مي كند. هنوز داروي درمان اين بيماري به دست نيامده و يك قرص گرانقيمت كه از مخلوط سه داروي قبلي ساخته شده است تنها براي برسرپا نگهداشتن بيمار تا لحظه مرگ است و هدف از تجويز آن تنها حفظ كيفيت نسبي زندگاني تا واپسين دم است، و از اينجاست كه اهميت آموزش مردم و روشن ساختن آنان به گريز از اين بيماري آشگار مي شود. ششصد هزار تن از قربانيان تلفات سالانه ايدز كودكان هستند كه عمدتا شير مادر بيمار آنان را مبتلاء كرده است. مبادله سرنگ آلوده تزريق مواد مخدر يكي از عوامل انتقال اين بيماري است. نسبت ابتلاء به اين بيماري ميان سياهپوستان به ويژه در مناطق جنوب صحراي بزرگ افريقا بيشتر است. اين بيماري به صورت مرموز از همين منطقه پديدارگشت. در مراسم يكم دسامير سال 2007 كه در شهر ژوهانسبورگ آفريقاي جنوبي چشمگيرتر بود، نلسون ماندلا از دولت هاي ثروتمند خواست كه بودجه بيشتري را اختصاص به كشف دارو براي اين بيماري دهند.


2007م:حزب ظاهرا سنتريست «روسيه متحد = يدينايا روسيا» كه انتخابات دوم دسامبر 2007 آن را در اين فدراسيون قدرت مطلق كرد يكم دسامبر 2001 نخستين كنگره اش را برگذار كرده، و بدون روشن ساختن ايدئولوژي خود اعلام داشته بود كه برنامه هايش براي روسيه و روسها از اين قرار است:

بالا بردن استاندارد زندگاني روس ها، تحكيم قدرت و افزايش اختيارات رئيس جمهور، اصلاح مديريت سازمانها (كه ضعف و عدم لياقت مديران پيشين باعث شكست و فروپاشي شوروي شد)، بالا بردن سطح اعتماد مردم نسيت به شايستگي و دلسوز بودن دولت و مقام ها در تنظيم سياست ها و برنامه ها و حفظ اقتدار ميهن، تحقق و اجراي دقيق اصل فرصت هاي مساوي براي همه اتباع و رعايت برابري حقوق همه آنان بلا استثناء و نيز قطع هرگونه تبعيض صرف نظر از گذشته فرد ـ گروه اجتماعي و ريشه مليّت او، بكار گرفتن يك مكانيسم كارآمد براي رعايت حقوق اتباع، اصلاح و كارآمد ساختن ادارات محلي، ارتقاء پتانسيل دفاعي كشور، اصلاح و كارآمد ساختن نيروي پليس كشور براي اجراي قوانين، ايجاد يك دستگاه قضايي كارآمد و بي نظر و منصف براي روسيه، نوسازي سازمانهاي اقتصادي و سيستم مالي (بانكي) روسيه، تنظيم رقابت هاي توليدي با هدف توسعه اقتصادي، ايجاد بيمه همگاني درمان ـ كمك هاي رفاهي (به كساني كه نيازمند آن هستند) و دوباره نويسي مزاياي كارگران و كاركنان، شناخت و شكوفا ساختن و حمايت از استعدادها و تشويق مشاركت هاي اجتماعي مردم، و بالاخره فراهم ساختن وسائلي كه بار ديگر نقش روسيه را در امور بين المللي افزايش دهد.


2004م:جورج بوش رئيس جمهور وقت آمريکا يکم دسامبر 2004 به ديدار سه روزه خود از کانادا پايان داد. هنگام ورود وي به شهر اوتاوا چند هزار کانادايي مخالف جنگ عراق برضد او تظاهرات کرده بودند. طبق گزارش رسانه ها ، دو سوم کانادايي ها از تجديد انتخاب بوش به رياست جمهوري آمريکا ابراز ناخرسندي کرده و گفته بودند که تعجب مي کنند چرا مردم ايالات متحده اين دولتمرد را که در دور اول زمامداري خود اين همه اشتباه مرتکب شده است بار ديگر به رهبري کشور انتخاب کردند. هدف عمده بوش از ديدار از کانادا جلب کمک اين کشور به مساعي آمريکا در عراق گزارش شده بود.

 

تظاهرات کانادايي هاي ضد جنگ عراق هنگام ديدار جورج بوش

 

2006م:روزنامه «فيلادلفيا اينكوايرر» دوم دسامبر 2006 ضمن چاپ اين عكس نوشته بود كه در سال تحصيلي جاري (سال 2006)، يكصد دانشجوي از ايالات متحده در دانشگاههاي كوبا سرگرم تحصيل پزشكي شده اند و اين، در حالي است كه به آمريكاييان رفتن به كوبا توصيه نمي شود. اين روزنامه علت ثبت نام اين آمريكاييان را در دانشگاههاي كوبا، شهريه سنگين دانشكده هاي پزشكي آمريكا و رايگان بودن تحصيل در كوبا نوشته است.

 

آمريکاييان براي تحصيل پزشکي به کوبا مي روند!

 

2008م:تفسير و تحليلهاي یکم و دوم دسامبر پيرامون همكاران «امور امنيت ملي» باراك اوباما (در آن زمان رئيس جمهور منتخب آمريکا) بود. اوباما كه از 48 روز بعد زمام امور آمريكاي درگير در دو جنگ، بحران مالي، جهان قرن 21 و معارضات متعدد را به دست گرفت يكم دسامبر 2008 با معرفي تيم امنيت ملي خود نشان داد كه نه تنها در سياست خارجي آن كشور ـ آنطور كه شعار داده بود و با آن شعار (تغيير) جلب توجه كرده بود ـ تغيير و دگرگوني نخواهد داد، بلكه همان سياست را با روشی تازه و احتمالا با فشاری بيشتر دنبال خواهد كرد. وي هنگام معرفي هيلري كلينتون - سناتور نيويورك، بانوي يكم پيشين و رقيب سرسخت خود كه با جزيي تفاوت در آراء كميته هاي محلي حزب دمكرات براو سبقت گرفت به عنوان رئيس آينده ديپلماسي آمريكا گفت كه استحكام و اقتدار بانو كلينتون و آشنايي سران و مردم ساير كشورها با او و نام وي، تجربه سياسي و آگاهيهايش سبب اين انتخاب شد. ما مي خواهيم كه مقام جهاني آمريكا را (كه به چالش گرفته شده است) به همانصورت (تنها ابرقدرت) حفظ كنيم و انتخاب همكاران از ميان شخصيت هاي بزرگ، نامدار و نيرومند با هدف حفظ مقام جهاني و اقتدار کشور بوده است. به اين ترتيب، اوباما پيش از آغاز كار، اعلام معارضه كرد و ترديد نيست كه جهان با معارضات مشابه آنچه را كه پس از جنگ جهاني دوم از سر گذراند درگيرخواهد شد، با اين تفاوت كه اين بار كشور «سرنوشت ساز» ايران با آمريكا نيست. ترديد نيست كه همكاري دولت شاه با امريكا در آن معارضه، مانع از پيروزي مسكو و سرانجام، شكست آن شد.

 


1620: روزنامه نامبوس ( namboos) در آمستردام کار انتشار خود را آغاز کرد.

1790: ارتش اتريش از گرفتاري فرانسه با انقلاب سوء استفاده کرد و بروکسل را گرفت.

1802: انگليسيها مستعمره خود، سورينام، واقع در قاره آمريکا را به هلنديها فروختند!.

1823: جيمز مونرو رئيس جمهور وقت آمريکا دکترين خود " دست اروپائيان از قاره آمريکا کوتاه " را اعلام داشت.

1888: محمد کمال بگ نويسنده و روزنامه نگار ترک درگذشت.

1896: مارشال گرگوري ژوکف نابغه نظامي شوروي به دنيا آمد.

1899: آلمان و ايالات متحده آمريکا جزاير ساموآ واقع در اقيانوس آرام را ميان خود قسمت کردند!.

منبع:iranianshistoryonthisday.com

# 1901: تيغ ژيلت به بازار آمد.

# 1914: در جريان جنگ جهاني اول ، ارتش اتريش پس از ماهها حمله بالاخره شهر بلگراد را تصرف کرد.

# 1927: کارخانه فورد آمريکا اتومبيلهاي " فورد مدل a " را به بازار داد و بهاي هر دستگاه را 385 دلار تعيين کرد.

# 1930: هربرت هوور رئیس جمهور وقت آمریکا که رکود بزرگ اقتصادی در دوران حکومت او آغاز شده بود از کنگره این کشور تقاضای تصویب 150 میلیون دلار (پول آن زمان که پشتوانه طلا داشت) برای تحرک اقتصادی و ایجاد کار کرد.

# 1941: درياسالار ژاپني ياماموتو ناوگان اين کشور را روانه هاوايي کرد تا اين مجمع الجزاير را از دست آمريکا خارج کنند و چند روز بعد پرل هاربور توسط همين ناوگان مورد غافلگيرانه قرار گرفت.

# 1942: دکتر انريکو فومي موفق شد که در لابراتواري که در دانشگاه شيکاگو براي تحقيقات اتمي تاسيس شده بود،واکنش زنجيره اي اتم را کنترل کند که سرآغاز توليد سلاح اتمي بود.

# 1947: اعراب ساکن بیت المقدس (اورشليم) پس از اطلاع از تایید طرح تقسیم فلسطین و ایجاد یک کشور یهودی نشین در سازمان ملل دست به یک عصیان عمومی زدند که سه روز طول کشید. درجریان این عصیان چندین محل کسب و کار و سکونت یهودیان تخریب شد.

# 1957: پيمان " بنه لوکس " ميان کشورهاي بلژيک ، هلند و لوکزامبورگ امضا شد.

# 1969:

 

 

مارشال کليمنت وروشيلوف رئيس جمهوري پيشين شوروي ( صدر شوراي عالي اين کشور ) درگذشت. وي از سال 1953 تا سال 1960 اين سمت را در اختيار داشت.

# 1969: بوئينگ 747 ( جمبوجت ) که ساخته شده بود به معرض تماشا گذارده شد.

# 1971: شيخ نشين هاي حاشيه جنوبي خليج فارس؛ ابوظبي، عجمان ، دوبي ، شارجه ، ام القوين و فجيره اتحاديه امارات عربي را تاسيس کردند و زايد بن سلطان آل نهيان رئيس امارت ابوظبي را به رياست آن برگزيدند. راس الخيمه بعدا به اين اتحاديه پيوست.

# 1971: مارس - 3 سفيه شوروي به آرامي در سطح سياره مريخ فرود آمد.

# 1975: کشور لائوس سوسياليستي شد، حزب کمونيست حکومت را به دست گرفت ، پادشاه کناره گيري کرد و لائوس عنوان جمهوري دمکراتيک خلق بر خود گذارد.

# 1981: دولت اسپانيا تقاضا کرد که به عضويت " ناتو " در آيد که بعدا پذيرفته شد.

مطالب پیشنهادی,وبگردی
 

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------