تازه های تقویم تاریخ


داريوش بزرگ پدر ناسيوناليسم ايراني

تقویم تاریخ - 13 تیر

489پیش ازمیلاد:4 ژوئيه سال 489 پيش از ميلاد داريوش بزرگ - شاه شاهان - كه بر تمركز امور و ايراني…


تقویم تاریخ -1 دی



1738پیش ازمیلاد:"يكم ديماه" از 1738 سال پيش از ميلاد «دي گان» و «خور روز» ناميده شده است که به زعم ايرانيان باستان، روز تولد دوباره خورشيد پس از بلندترين شب سال بوده است. سال 1738 قبل از ميلاد (3746 سال پيش) را يک تقويم ويژه پارسيان هند (زرتشتيان ايراني که پس از حمله اعراب مسلمان در سده هفتم ميلادي جلاي وطن کردند و به هند رفتند و در آنجا ماندگار شده اند) به دست داده است. ايرانيان باستان که با نگراني از طولاني بودن شب و ترس از بازنيامدن خورشيد تا سپيده دم در کنار يکديگر بيدار مي نشستند و خود را سرگرم مي کردند تا اندوه ظلمت را فراموش کنند، روز پس از آن شب (يكم دي ماه) را كه «خور روز» و «دي گان (بمانند مهرگان)» مي خواندند به استراحت مي پرداختند و تعطيل عمومي بود. در اين روز عمدتا به اين لحاظ از كار دست مي كشيدند كه نمي خواستند احيانا مرتكب بدي كردن مخصوصا دروغ گفتن شوند كه ارتكاب هر كار بد، هرچند كوچك، در روز تولد خورشيد گناهي بزرگ شمرده مي شد. آيين هاي شب يلدا (شب چله - طولاني ترين شب سال) از هزاره دوم پيش از ميلاد تا به امروز تقريبا به همان صورت در ايران زمين - صرف نظر از مرزبندي ها تحميلي دو قرن گذشته - هر سال برگزار مي شود.

«خور روز، يكم دي ماه» در ايران باستان درعين حال روز برابري انسانها (حقوق بشر) بود. در اين روز همگان از جمله شاه لباس ساده مي پوشيدند تا يكسان به نظر آيند و كسي حق دستور دادن به ديگري را نداشت و كارها داوطلبانه انجام مي گرفت، نه تحت امر. در اين روز جنگ كردن و خونريزي، شکار، و حتي كشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود.

يکي از آيين هاي ويژه «دي گان» اين بود که ايرانيان در اين روز در برابر درخت سرو که به آن به چشم مظهر مقاومت در برابر تاريكي و سرما مي نگريستند مي ايستادند و قول مي دادند كه تا سال بعد دست کم يك نهال سرو ديگر كشت كنند، و جنبش هاي حفظ محيط زيست که از قرن بيستم در همه جا بپاخاسته اند از اين کار ايرانيان باستان تمجيد فراوان مي کنند و به منش آنان احترام مي گذارند. کشت درخت سرو و كاج اينک دارد عادتي جهاني مي شود.

بايد دانست که زبانشناسان واژه «ديday» به معناي روز را گرفته شده از دي ماه ايرانيان مي پندارند. زبان انگليسي يك زبان گرمانيك (ريشه آلماني) و خويشاوند زبان فارسي است.

 

247م:22 دسامبر سال 247 ميلادي در«خور روز»، زادروز خورشيد و روز نويدهاي بزرگ، تيرداد يكم دومين شاه ايران از دودمان اشكانيان در شهر صد دروازه (دامغان) بر تخت پادشاهي نشست و به مردمي كه در اين مراسم شركت كرده بودند اطمينان داد كه تا روزي كه همه عوامل بيگانه (سلوكي ها ــ جانشينان اسكندر) را به درياي مركزي (مديترانه) نريزد آرام نخواهد گرفت. پس از اين مراسم، تيرداد در همان روز نيرو به هيرکانيا (گرگان) فرستاد تا فرماندار آنجا را كه شنيده بود با سلوكيها تماس گرفته تنبيه كنند كه اين دستور اجرا شد.

اشك اول سر دودمان اشكانيان شهر «نسا» را پايتخت خود قرار داده بود و در طول حكومت خود در نزديكي آن، شهر تازه اي ساخت كه به نام او «اشك آباد» ناميده مي شود كه اينك پايتخت جمهوري تركمنستان است. معلوم نيست كه از چه زمان اين نام در محدوده ايران کوچک شده امروز «عشق آباد» تلفظ مي شود. تزارها كه در قرن 19 مناطق شمالي و شمال شرقي خراسان امروز را ضميمه قلمرو خود كرده بودند خواهان رواج اين تلفظ نادرست در ايران بودند تا توده هاي ايران متوجه سابقه تاريخي اين شهر نشوند. در همان قرن، انگليسي ها هم نقاط شرقي خراسان از جمله حاكم نشين قديمي آن، شهر هرات را از ايران جدا كردند تا روسها به سوي هند پيشروي بيشتري نكنند! و خراسان بزرگ کوچک شد.


1911م:در اوج مرافعات مشروطه خواهان و مخالفان حكومت پارلماني و قهر و آشتي ناصر الملك (نايب السلطنه) با مجلس و لشكر كشي سالارالدوله پسر مظفرالدين شاه و مدعي سلطنت به كرمانشاه، روسها رقيب استعماري سرسخت انگليسي ها از خرابي اوضاع سوء استفاده كردند و از 22 دسامبر سال 1911 (يكم دي ماه 1290) در بسياري از شهرهاي منطقه تحت نفوذ شان به قلع و قمع مخالفان خود و هواداران انگلستان دست زدند؛ در تبريز عده اي را به دار كشيدند و چند تن ديگر را به تنور افكندند به گونه اي كه معاون والي ايالت (معاون استاندار) و فرمانده پادگان تبريز از ترس جان به كنسولگري انگلستان پناهنده شدند. در مشهد و رشت هم روسها زمام امور را خود به دست گرفتند. در اين گير و دار، در تهران نيز ناصر الملك مجلس را منحل كرد و چون نمايندگان حاضر به خروج از ساختمان بهارستان نبودند به نظميه (پليس تهران) متوسل شد و رئيس پليس پس از اخراج نمايندگان از ساختمان، بر در ورودي مجلس (در ميدان بهارستان) يك قفل بزرگ زد و ....

 

1370م:تصويب نامه شماره 44265 شوراي وزيران مبني بر اجراي قانون مصوب 19 خرداد 1370 مجلس شوراي اسلامي به وزارت علوم و آموزش عالي ابلاغ شد، ولي اجراي آن ديري نپاييد. طبق اين قانون، به دانشجويان فارغ التحصيل دانشگاههاي خارج كه مدرك تحصيلي فوق ليسانس و بالاتر دريافت كرده باشند و مدرك آنان به تصويب برسد اجازه وارد ساختن يك دستگاه خودرو سواري با خود با استفاده از تسهيلات گمركي داده شده بود. فارغ التحصيلان ايراني دانشگاههاي خارج كه از طريق سفارتخانه هاي ايران از اين قانون آگاه شده بودند بااشتياق و اميدواري با اتومبيل خود راهي ايران شدند و پس از عبور از پيچ و خمهاي اداري مدارك تحصيلي شان را به تاييد رساندند. صدها تن از آنان پروانه وارد ساختن اتومبيل خودرا به دست آوردند كه وزارت بازرگاني اواسط سال 1371 اجراي قانون - قانون مصوب مجلس - را متوقف ساخت!. با اين تصميم، اتومبيل بسياري از دارندگان اين پروانه ها در گمركات متوقف ماند. برخي به مجلس مراجعه كردند كه به آنان گفته شد قانون به قوت خود باقي است و اگر دولت هم لغو آن را بخواهد و مجلس موافقت كند عطف به ماسبق نمي شود و پروانه هاي صادره تا ابدالدهر معتبر خواهد بود. ولي وزارت بازرگاني به اشاره بانك مركزي زير بار نرفت و كميسيون اصل 90 هم كه به آن شكايت شده بود موفق به حل مسئله نشد. قضيه تا ديوان عدالت اداري و مطبوعات هم كشانده شد. بازهم «بورو كراسي» تا سالها به مقاومت خود ادامه داد.

يكي از دارندگان چنين پروانه اي كه با اتومبيل خود از مرز بازرگان بازگردانده شده بود به روزنامه هاي چاپ آمريكا مقاله داده و با گفتن داستان سفر از آمريكا تا مرز بازرگان و رهاساختن اتومبيل دلبند (که دو سه سال اورا در آمريکا سواري داده بود) در تركيه، از خسارت سنگيني كه از اين رهگذر به او وارد آمده بود ناله سرداده بود، اما ....

 

1917م:بيست ويکم دسامبر سال 1917 داستان نگار آلماني هنريك بول Heinrich Boll به دنيا آمد، 68 سال عمر كرد و در سال 1972 برنده جايزه ادبي نوبل شد. او در داستان نويسي، نگارش داستانهاي كوتاه و نيز مقاله مهارت فراوان داشت. هنريك در نوشته هاي خود رنج ها و سختي ها آلماني را در جريان جنگ جهاني دوم و پس از اين جنگ به خوبي تشريح كرده است. داستانهاي معروف او عبارتند از: دلقك، احترام از دست رفته كاترينا بلوم، طبل نازك، قطار سر وقت بود، ارواح و ....

وي با اين كه تحصيلات كلاسيك آن چناني نداشت در گفتاري در سال 1980 تعريف جالبي از داستان و داستان نگاري و اهميت آن را و اين كه هنر نويسندگي و اوج تفكر و تخيل است به دست داده و به طلوع و درخشش داستان نگاري در ميان بعضي ملل و انحطاط و زوال آن در كشورهاي ديگر اشاره كرده است. بول كه در 1985 فوت شد گفته بود كه در كشورهاي اختناق عقيده و بيان كه دولتهاي حتي به زبان داستان، حاضر به تحمل انتقاد و شنيدن ضعفها و كمبودها نيستند داستان نويسي عشق و سكس و ... رواج مي يابد، زيرا كه داستان نگار نمي تواند هنر خود را براي مدتي طولاني محبوس سازد و اگر چنين داستانهايي بدآموزي تلقي شده اند، گناه از نويسنده نبوده است. «بول» داستان نگاري را نيازمند به حمايت و تشويق ملي (دولت ـ جامعه) دانسته و گفته است: با اين كه «پاسترناك» با نوشتن يك داستان چهره شوروي را خراب كرد وي را از محله زيباي نويسندگان در حومه مسكو و مقرري قابل ملاحظه اش محروم نكردند. دولتها بايد ملاحظه احوال نويسندگان داستان را داشته باشند و اسپانسري آنان را برعهده گيرند تا اين هنر ادبيات ترقي و پيشرفت كند.

 

Heinrich Boll


1438م:تركان عثماني كه از ديرزمان در آناتولي مستقر شده بودند 22 دسامبر سال 1438 ميلادي به بسفور و پشت ديوارهاي قسطنطنيه (استانبول) رسيدند، ولي 15 سال طول كشيد تا اين شهر را تصرف كردند.

تصرف قسطنطنيه در سال 1453 صورت گرفت كه آغاز قرون جديد و دوره اي ديگر از تاريخ است.

فاتح قسطنطنيه نام اين شهر كه تا قرن هفتم يايتخت روم شرقي بود و از آن پس به مركز حكومت بيزانس تبديل شده بود اسلامبول گذارد و امپراتوري بزرگي به وجود آورد كه اروپائيان را به جنبش شديد و رقابت و پيشرفت واداشت.

 

1848م:تزار نیکلای یکم امپراتور روسیه که دقیقا جریان انقلابات سال 1848 اروپا را دنبال کرده بود برای جلوگیری از وقوع چنین انقلابی در روسیه هرگونه نشست و گردهمایی و حتی شب نشینی روشنفکران روس را ممنوع کرده بود. بعدا به تزار خبردادند که گروهی از روشنفکران روس به ابتکار پتراشفسکی محفلی تشکیل داده و بحث سیاسی می کنند. (مورخان انگلیسی زبان این محفل را «پتراشفسکی سرکل Petrashevsky Circle» نام نهاده اند). تزار به راههای متعدد از جمله دادن اخطار متوسل شد تا این محفل را از هم بپاشاند و چون موفق نشد دستور دستگیری برجستگان محفل را صادر کرد که به تدریج بازداشت و محاکمه و شماری از آنان ازجمله «فیودور داستویفسکی» نویسنده شهیر به اعدام محکوم شدند. 22 دسامبر 1849 محکومان را در زیر بارش برف در میدانی به ستون های چوبی بستند و دربرابر جوخه اعدام قراردادند. چند ساعت پیش از آن به تزار گفته شده بود که یکی از محکومان به اعدام داستویفسکیFyodor Dostoevsky است و تزار دستور لغو حکم را داده و این دستور چند ثانیه پیش از شلیک گلوله و در لحظه ای که نظامیان سینه محکومان را نشانه گرفته بودند به محل رسید و داستویفسکی نجات یافت و حکم اعدام به 4 سال تبعید کاهش یافت. وی احساس خود در لحظه ای را که به نظامیان گفته شد آماده شلیک باشند شرح داده است.

 

Fyodor Dostoevsky


1967م:22 دسامبر 1967 اعلام شد که شمار نيروهاي آمريكايي در جنوب ويتنام به 474 هزار تن رسيده و بزودی از نیم میلیون تن تجاوز خواهد کرد و برنامه بمباران هوایی شمال (ویتنام شمالی وقت) به اجرا درخواهد آمد. برای فرستادن نیروی اضافی به ویتنام، دولت آمریکا مجبور به احضار جوانان این کشور از طریق قرعه کشی شده بود که این کار ابراز مخالفت و تظاهرات وسیع آمریکاییان را به دنبال داشت. مرور زمان نشان داد که از نیم میلیون نظامی آمریکایی و نیز بمباران هانوی با بمب افکن های سنگین «بی ـ 52» کاری برنیامد و آمریکا شکست تمام عیار خورد و ویتنام را ترک گفت. بررسی تحولات اخیر نشان می دهد که دولت آمریکا دارد گامهای مشابهی در افغانستان برمی دارد و برای از جریان خارج ساختن صد عضو القاعده شمار نظامیان خودرا به یکصد هزار تن برساند. تردید نیست که گسترش عملیات نظامی در افغانستان اوضاع آسیای جنوبی را بحرانی خواهد ساخت و محصول این بحران قابل پیش بینی نیست.

 

1991م:چهارده روز پس از تصميم بوريس يلتسين، شوشکويچ و کرافچوک سران جمهوري هاي روسيه، اوكراين و بلاروس در يك محفل خصوصي در استراحتگاه «بلوژفسکايا» واقع در بلاروس داير بر انحلال اتحاد جماهير شوروي، 21 دسامبر 1991 سران 11 جمهوري از اعضاي اين اتحاديه در نشست خود در پايتخت كزاخستان بر تصميم آن سه تن صحه گذاردند!، اتحاد جماهير شوروي منحل و به جاي آن، يك جامعه مشترك المنافع مرکب جمهوري هاي 15 گانه به وجودآمد. مورخان تاريخ معاصر نوشته اند که تصمیمگيري سران 11گانه در 21 دسامبر ناشی از جاه طلبی آنان بود زیرا که با فروپاشی شوروی از داشتن «آقابالاسر» و نگرانی دائمی از عزل خود توسط مسکو آسوده می شدند.

چهار روز بعد (25 دسامبر) يلتسين رئيس جمهوري روسيه در كاخ كرملين با گورباچف رهبر وقت شوروي ملاقات كرد و او را از اين تصميم آگاه ساخت و گفت كه ديگر سمتي ندارد!. اندکي بعد گورباچف در يك نطق كوتاه تلويزيوني گفت كه با انحلال شوروي به اين صورت نمي تواند موافق باشد ولي چون در برابر عمل انجام شده قرار گرفته است چاره ديگري ندارد!. به اين ترتيب يک امپراتوري بزرگ تاريخ با آن همه دندان اتمي ـ موشکي، دهها هزار تانک، صدها زيردريايي و پيشرفتهاي فضايي همانند برف بر شيرواني داغ ذوب شد و از ميان رفت، بدون اين که رفراندم سراسري برگزار و نظر مردم اتحاديه استعلام شده باشد. 81 درصد مردم بلاروس که در آنجا رفراندوم برگزار شده بود به ادامه حيات شوروي راي داده بودند. این نتیجه سبب شد که رفراندم سراسری و داخلی صورت نگیرد. چند ماه پيش از آن هم، پارلمان كل جمهوريها وضعيت ديگري را تصويب كرده بود.

رئيس جمهور وقت آمريکا براي تشکر از اقدام شوشکويچ (در منحل ساختن شوروي) با وي ملاقات كرد. قبلا هم يلتسين دو بار از آمريكا ديدن كرده و در كنگره اين كشور به ايراد نطق پرداخته و مورد پذيرايي گرم قرار گرفته بود. پيش از اين تحولات سريع و معماگونه، بسياري از اصحاب نظر بعيد دانسته بودند که حتي با خروج حزب کمونيست از قدرت و تعديل سوسياليسم، انحلال شوروي با انسجامي که در آن مشاهده مي شد سريع و آسان باشد.

با فروپاشي شوروي که معماي آن هنوز حل نشده است، در جهان نظمي دیگری برقرار شد که در طول تاريخ مشابه آن مشاهده نشده بود.

 

25 دسامبر 1991 يلتسين به کرملين رفت و به گورباچف گفت که ديگر سمتي ندارد و بايد کاخ کرملين را که وي به آن نياز فوري دارد تخليه کند

 

1989م:لشكر 82 هوابرد آمريكا كه به دستور جورج بوش (پدر) به منظور پايان دادن به حكومت مانوئل نوريه گا رئيس قوه مجريه پاناما و دستگيري و انتقال او به آمريكا جهت محاكمه، به خاك پاناما اعزام شده و از بيستم دسامبر 1989 با كمك 12 هزار نظامي آمريكايي مستقر در منطقه كانال پاناما تعرض خود را آغاز كرده بود در پايان سومين روز عمليات ( 22 دسامبر 1989 ) به مقاومت نظاميان پانامايي پايان داد ولي نوريه گا به سفارت واتيكان پناهنده شده بود كه بعدا بيرون آمد و تسليم شد، چهارم ژانويه به آمريكا منتقل و به زندان محكوم گرديد. وي كه قبلا با كمك آمريكا به قدرت رسيده بود بعدا حاضر نشده بود كه به خواست آمريكا گردن نهد و به مخالفان مسلح دولت چپگرايان نيكاراگوئه معروف به «كنترا » كمك نظامي بدهد. در آمريكا، نوريه گا را متهم به همكاري با قاچاقچيان مواد مخدر كرده بودند. در عمليات نظامي آمريكا در پاناما نزديك يه ششصد پانامايي از جمله 301 غير نظامي كشته شدند. در اين عمليات 23 نظامي آمريكايي هم جان خود را از دست دادند.

 

نوريه گا رئيس دولت پاناما پس از تسليم شدن به نيروهاي اعزامي آمريکا، به اين صورت با هواپيماي نيروبر نظامي به فلوريداي آمريکا منتقل مي شود تا در اينجا زنداني و محاکمه گردد

2003م:نظر سنجي از آمريكاييان درباره مديريت جورج بوش(رئيس جمهور وقت)، يك هفته پس از دستگيري صدام حسين (20 دسامبر 2003) كه به سفارش شبكه تلويزيوني سي بي اس و نيويورك تايمز انجام شده بود نشان داده بود كه تاييد بوش از 50 درصد به 58 درصد افزايش يافته بود. از مقايسه اين «درصد ها» چنين بر مي آيد كه دست كم هشت درصد آمريكاييان لشكر كشي به كشور ديگر بدون تصويب سازمان ملل، اشغال نظامي و دستگيري و بازداشت رئيس آن كشور را كه هواداراني دارد و اين هواداران از مقاومت مسلحانه دست برنداشته اند تاييد مي كنند!.

با ادامه مقاومت در عراق و افزايش تلفات آمريکاييان و هزينه مالي آن و افشاي اين نکته که گزارش منابع اطلاعاتي آمريکا در مورد وجود اسلحه کشتار جمعي در عراق جعلي بود تاييد مديريت جورج بوش کاهش يافت و در طول سال 2008 از حدود 27 درصد بيشتر نشد. جورج دبليو بوش در آخرين ماه سال 2008 از اينکه به استناد گزارش نادرست منابع اطلاعاتي دست به اشغال نظامي عراق زد و آن همه مشکل به وجود آمد ابراز تاسف کرد.


2004م:تفسير مصاحبه عمومي 20 دسامبر 2004 جورج بوش رئيس جمهور وقت آمريكا 22 دسامبر هم ادامه داشت. مفسران آمريکايي از اينکه بوش به آساني از روي تلاشها و اقدامات تازه ولاديمير پوتين در زمينه تمركز اختيارات در كرملين، چند مورد با لحني خشن خطاب كردن آمريكا، مسافرتهاي پي در پي به كشورهاي ديگر براي يافتن دوست و متحد و ... عبور کرده و در اين مورد، پاسخ به پرسشها را به گفتن" اين جمله که در فوريه 2005 باهم ملاقات خواهيم داشت" بسنده کرده بود انتقاد کرده گفته بودند که سياست هاي پوتين ممکن است در سالهاي آتي آمريکا را وارد يک دوره معارضه ديگر کند. اين بار آمريکا آن قدرت اقتصادي سابق را نخواهد داشت که معارضه را براي مدتي طولاني تحمل کند. اين مفسران پيش بيني کرده بودند که اگر بازهم واشنگتن دست روي دست بگذارد و ساکت بماند اين احتمال وجود دارد که روسيه (درصورت قطع فساد اداري - اقتصادي داخلي و نوسازي نسبي بنيه دفاعي خود) با قدرت اقتصادي چين ( چيني که از بنيه اقتصادي چشمگير برخوردار است) متحد و آمريکا را را به گوشه براند.

بوش در آن مصاحبه براي نخستين بار اعتراف كرده بود كه برنامه آموزش نظامي عراقيان موفقيت آميز نبوده است و اظهار تاسف كرده بود كه نظاميان عراقي به محض رو به رو شدن با آتش و خطر فرار مي كنند. هدف اين آموزش اين بوده است كه 125 هزار نظامي عراقي براي حفظ امنيت داخلي اين كشور آماده شوند كه تا آن زمان (دسامبر 2004) تحقق نيافته بود. اين مطلب چنين تفسير شده بود كه نظاميان آمريكايي براي مدتي طولاني در عراق باقي خواهند ماند.

مطلب ديگر از مصاحبه بوش كه تفسير شده بود اين موضوع بود كه گفته بود انفجارهاي اتومبيلي و حملات ديگر، بر روحيه عراقي ها اثر منفي گذارده است و هدف مخالفان هم همين بوده كه عراقي ها نگران و لرزان باشند. مفسران برعکس نظر داده بودند که اين انفجارها بردامنه مقاومت مي افزايد و گروه بيشتري را وارد آن مي کند و زندگاني در اين وضعيت بتدريج براي مردم عادي مي شود. بوش گفته بود كه هرشب پخش خبر و تصوير اين انفجارها در عراق از شبكه هاي تلويزيوني آمريكا باعث ايجاد بيم و ترديد در بينندگان اين اخبار شده که فشار آن بر دولت است. مفسران نوشته بودند که تشخيص و انتشار خبر از وظايف رسانه ها است و ارتباط به دولت ندارد.

 

صحنه پس از وقوع انفجار در اردوگاه موصل


2005م:در پي افشاي كار استراق سمع ( ضبط مكالمات تلفني و اي ميل افراد) در داخل آمريكا و اعتراف جورج دبليو بوش رئيس جمهور به صدور چنين دستوري، 21 دسامبر 2005 جيمز رابرتسون (عكس مقابل) قاضي فدرال در اعتراض به اين عمل كه مغاير اصلاحيه چهارم قانون اساسي آمريكا و نيز قانون «پرايوسي اكت» است از سمت خود كناره گيري كرد كه كاري كم سابقه خوانده شده است. يكي از وظايف اين قاضي ارشد (مادام العمر) رسيدگي به تقاضاي ماموران امنيتي و اطلاعاتي جهت استراق سمع افراد مورد سوء ظن و متهمان امنيتي و فدرال بود. بدون مجوز اين قاضي و ساير اعضاي دادگاه اختصاصي، و بررسي هاي دادگاه و مشاهده اسناد اتهام و آزمايش درستي آنها، نبايد در آمريكا، كسي مورد استراق سمع قرار مي گرفت، مگر در موارد بسيار فوري و آن هم به مدت كمتر از 72 ساعت با تصويب و زير نظر يك مدير ارشد اجرايي (رئيس سازمان امنيتي مربوط). گفته شده است كه از 19 هزار استراق سمع تنها براي چهار ـ پنج مورد مجوز دادگاه گرفته شده بود.

 

2005م:در حالي كه پيروان خط فيدل كاسترو در آمريكا لاتين، يكي پس از ديگري قدرت را به دست مي گرفتند، در واشنگتن كميسيون ويژه تغيير نظام در كوبا به فعاليت خود ادامه مي داد. 20 دسامبر 2005 بدون توجه به انتخاب يك سوسياليست در بوليوي به رياست جمهوري كه از پيروان خط فيدل كاسترو است كميسيون تغيير نظام در كوبا به رياست بانو «رايس» وزير امور خارجه آمريكا تشكيل جلسه داد (عكس پايين) و به راهيابي هاي خود در اين زمينه ادامه داد. در آن زمان تلاش آمريكا بر اين بود كه پس از فيدل كاسترو، برادر ش رائول که پنج سال کوچکتر اروست برجايش ننشيند و با روي كار آمدن يك ميانه رو، نظام كوبا به تدريج تغيير كند. در اين جلسه، تصميم گرفته شد كه دستگاههاي انتقال تبليغ (از طريق راديو موج کوتاه، تلويزيون ماهواره اي و ... ) به كوبائيان افزايش يابد تا خودشان دست بكار تغيير نظام شوند كه از پنج دهه پيش در محاصره اقتصادي آمريكاست.

مرور زمان نشان داد که فعاليت اين کميسيون بمانند محاصره اقتصادي کاري از پيش نبرد و رائول کاسترود از سال 2008 بر جاي فيدل نشسته است که خودرا بازنشسته کرده و به مقاله نگاري و کتاب نويسي و دادن اندرز پرداخته است و ....

 

تلاش ضد فيدل کاسترو هم شکست خورد

 

2003م:چارلز شيفر رئيس واحد راهنمايي و رانندگي پليس شهر چساپيك آمريكا كه قبلا در طول 33 سال پليس بودنش صدها بار در تلويزيون محل به اتومبيلرانان اندرز داده بود كه پس از مصرف الكل رانندگي نكنند و نيز در صورت تخلف، در برابر مامور پليس دست به مقاومت نزنند، در دسامبر 2003 خود اين دو اندرز را نقض و نه تنها پس از مصرف الكل رانندگي كرد بلكه به دستور مامور هم كه بايد از او آزمايش تعيين ميزان الكل در خون بعمل آيد تسليم نشد و با اين عمل يك خبر قابل تامل (درباره روانشناسي انسان) براي رسانه ها ساخت كه ضمن انتشار آن به ضعف بشر از اين دست هم اشاره كنند. گزارش دستگيري شيفر 19 دسامبر 2003 در روزنامه آمريکايي "ويرجيني ان پايلوت " انتشار يافته بود.


2005م:اعتصاب كاركنان اتوبوسراني و متروي شهر نيويورك كه امور را در اين شهر بزرگ در طول سه روز فلج کرده بود 23 دسامبر 2005 پايان يافت. اعتصاب گران درخواست دستمزد و مزاياي بيشتر كرده بودند كه ظاهرا به توافق هايي با مقامات شهر دست يافتند. گفته شده است كه دستمزد سالانه برخي از رانندگان اتوبوس هاي شهري نيويورك شصت هزار دلار است كه خواسته بودند به 90 هزار دلار افزايش يابد. اين اعتصاب در آستانه تعطيلات كريسمس و سال نو ميلادي هر روز صدها ميليون دلار به كسب و كار در اين شهر كه مردم به سبب كمبود پاركينگ متكي به وسائط نقليه عمومي هستند وارد كرده بود و برآورد شده بود كه جمع زيانها از اين بابت بالغ بر يك ميليارد و 240 ميليون دلار شده بود. عكس زير، جمعي از اعتصابيون را در 21 دسامبر در خيابان كه براي گرم كردن خود آتش برافروخته اند نشان مي دهد:

 

60 هزار دلار دستمزد سالانه راننده اتوبوس و اعتصاب براي افزايش آن

 

2005م:«آلن روبر» مرد عنكبوتي فرانسه كه تاكنون بدون طناب و ابزارهاي ديگر از آسمانخراشهاي نيويورك، پاريس، كوالالامپور و نيز برج ايفل بالا رفته است، 19 دسامبر 2005 به گونه اي كه در عكس مشاهده مي شود از برج كريستال 28 طبقه پاريس بالا رفت و سپس در اجتماع خبرنگاران شركت كرد. روبر (در آن سال 46 ساله) در اين مصاحبه گفت كه اين بار به خاطر اعتراض به عمل پليس شهر هوستون آمريكا دست به بالا رفتن از ساختمان كريستال پاريس زد تا خبرنگاران جمع شوند و او اعتراض خود را مطرح سازد، بنويسند و جهانيان اطلاع يابند. وي افزود كه اخيرا به آمريكا رفته بود تا در شهر هوستون (تكزاس) از يك آسمانخراش بالا برود كه پليس مانع اين كار شد، و سپس او را دستگير كرد! و چون به دستگيري خود اعتراض كرد برايش پرونده ساخت كه دو دانه قرص محرك (قرص ممنوعه) در جيب داشت كه چنين نبود و وي از وجود چنين قرصهايي بي اطلاع بود.

 

مرد عنكبوتي فرانسه


1055: طغرل سلجوقي كه نيروهاي او بغداد را تصرف كرده بودند بدون دست زدن به تركيب دستگاه خلافت عباسي، اين شهر را ضميمه قلمرو خود اعلام كرد. بغداد كه قبلا يك روستا در نزديكي مدائن يايتخت باستاني ايران بود در سال 761 به تصميم ابو جعفر منصور خليفه عباسي به صورت شهر در آمد و مركز خلافت عباسيان شد. نام بغداد پارسي است به معناي هديه خدا ( بغ يعني خدا + داد).

1339: به تصميم دوك حاكم بر امير نشين مسكو، كار ساختن كاخ كرملين آغاز شد. در آن زمان هنوز كشور روسيه به وجود نيامده بود.

1807: دولت آمريكا نخستين تحريم خارجي را از زمان تاسيس خود اعمال كرد و اعلام داشت كه داد وستد با انگلستان و فرانسه را تحريم مي كند تا اين دوكشور مجبور به صلح كردن باهم شوند.

1842: دولت آمريكا استقلال جزاير هاوايي را به عنوان يك كشور برسميت شناخت كه اينك يكي از ايالات آمريكاست .

1894: يک دادگاه فرانسه سرگرد لهستاني تبار يهودي فرانسه «آلفرد دريفوس» را به جرم ارتکاب خيانت به اعدام محکوم کرد که به اين حکم وسيعا اعتراض شد و قضات دادگاه متهم به داشتن احساسات ضد يهود شدند و همين اعتراض ها سرانجام به لغو حکم نجاميد.

1919: در پي تشديد فعاليت آنارشيستها در اروپا، دولت آمريكا 250 راديكال و آنارشيست خارجي را كه شناخته شده بودند از اين كشور اخراج كرد.

1942: هواپيماهاي ژاپني براي نخستين بار كلكته هند را بمباران كردند. ژاپن اندونزي و برمه (ميانمار) را كه از شرق هند فاصله زياد ندارند تصرف كرده بود. در آن زمان هند مستعمره انگلستان بود.

1946: جنگ هوشي مين با فرانسه كه مي خواست بارديگر حكومت استعماري خود را در ويتنام مستقر سازد آغاز شد.

1972: زمين لرزه اي به شدت اندكي بيش از هفت ريشتر بيش از 12 هزار تن را در يايتخت كشور نيكاراگوئه نابود كرد.

1989: ساميوئل بکت نمايشنامه نگار آمريکايي در اين روز درگذشت. وي 83 ساله بود.

منبع:iranianshistoryonthisday.com

مطالب پیشنهادی,وبگردی
 

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------