كمال تبريزی: اميدوارم پروندهسازي براي هنرمندان تمام شود
- مجموعه: اخبار فرهنگی و هنری
- تاریخ انتشار : دوشنبه, ۰۴ خرداد ۱۴۰۵ ۱۲:۲۰

پس از جنگ تحميلي سوم، هم سينماگران و كارشناسان و هم مسوولان بر ضرورت همدلي ودوستي با هنرمندان تاكيد دارند اما متاسفانه عدهاي همچنان بر طبل تنش و انشقاق در سينماي ايران ميكوبند و براي سينماگران و فيلمسازان حواشي به وجود ميآورند و باعث آشفتگي جو سينما ميشوند.
بعد از اينكه فيلم «تهران كنارت» با مجوز قانون روانه پرده شد، ولو اينكه خطايي صورت گرفته باشد، بدون درنظر گرفتن اصول اجرايي و سلسله مراتب مسووليتي، براي عوامل فيلم پروندهسازي صورت گرفت و رييس سازمان سينمايي هم احضار شد.
آيا چنين رفتارهاي قهري در تضاد همدلي و مهرباني با اهالي سينما نيست و آنها را دلسرد از كار نميكند؟
ما با كمال تبريزي كارگردان قديمي و شناخته شده سينما كه عضو«شوراي پروانه نمايش فيلم» است گفتوگويي انجام داديم و نظر او را درباره اين رفتار خشونتآميز جويا شديم كه در ادامه ميخوانيد.
اگر موافق باشيد بحث را از شرايط امروز سينما شروع كنيم، بعضي كارشناسان معتقدند سينماي پس از جنگ، سينماي قبل از جنگ نيست، شما چه تحليلي داريد؟
جنگ بر همه اجزاي يك جامعه تاثيرگذار است، اثرات جنگ فقط نابودي اقتصاد نيست، جنگ نگاه و تفكرات آحاد جامعه را تغيير ميدهد، دامنه اين تغييرات از نااميدي تا اوج ايمان به حقيقت زندگي متغير است، بنابراين بسته به آداب و رسوم زندگي مردمان هر خطه اثرات جنگ به اشكال مختلف ظهور و بروز پيدا ميكند. اين تاثيرات آني و در فاصله كوتاهي بر رفتار جوامع موثر است هر چند كه حاوي آثار دراز مدت هم هست. به اين ترتيب نگاه مخاطب سينما و سليقه و علائق آن تغيير نسبتا ناگهاني دارد در صورتي كه تطابق سوژهها و ايدههاي سينمايي نياز به زمان كافي دارد و از اين بابت، تا مدتي از حركات متغير اجتماعي باز ميماند تا زمانيكه دوباره با تحليل رفتارهاي تثبيت شده، داستانهاي بهروز شده و جذاب روايت كند در عين حالي كه تعابير و تفاسير تأليفي را نيز در خود داشته باشد. معمولا آثاري كه بلافاصله بعد از جنگ توليد ميشوند تا حد زيادي شعارگونه و در حد تحريك مقطعي احساسات است.
جامعه بعد از جنگ با تغييرات گسترده مواجه شده و در شرايط فعلي روايتي كه سينما ارائه ميدهد عقبتر از جامعه است.آيا چنين موضوعي باعث از دست رفتن وجاهت سينما نميشود؟ حال آنكه در قديم نسل كارگرداناني چون شما قصههايي تعريف ميكردند که همسو با مسايل روز جامعه و بسيار پيشرو بود. موافقيد؟
همانطور كه اشاره كردم جنگ باعث تغييرات گسترده در همه سطوح ميشود چه اينكه در مورد ايران و سرزمين ما تاثيراتي را شاهديم كه قبلا قابل تصور نبود! در كنار هم قرار گرفتن آحاد مختلف جامعه با نگرش و سبك زندگيهاي متفاوت، رخدادي است كه از نتايج مثبت دفاع سرزميني و اشتراك در وطنپرستي است. از اين رو همگان به ويژه نهادهاي حكومتي به اين درك جديد رسيده باشند كه بايد چتر حكمراني شامل همه ايرانيان با هر نوع سليقه و روش زندگي باشد.
با اين تحول در نگاه به اجتماع نه تنها در سينما بلكه در تلويزيون به اصطلاح ملي، هم بايد شاهد تغييرات جدي در برنامهسازي و توليد سريال باشيم. لذا با اين تغييرات ضروري است كه سينما دوباره به هويت و علت وجودي خود در ارتباط با مخاطبان متنوع بازگردد. توجهاي كه اين روزها به موضوع حذف پروانه ساخت از دايره كنترل و محدوديت موضوعات از سوي دولت ميشود از همين ضرورت و نياز سرچشمه ميگيرد. بنابراين بخش مهمي از عقبماندگي فرهنگي سينما مربوط به شرايط و ممنوعيتهاي كهنه و قديمي است.
جالب است در شرايط فعلي حتي مسوولان هم تفاوتها را لمس ميكنند و تغيير در ساختار را علاقهمندند و اكران فيلم «تهران كنارت» يا سال گذشته نمايش فيلمهايي نظير «پير پسر»،« زن و بچه» اين را ثابت كرد ولي حواشي اخير فيلم« تهران كنارت» نشان داد انگار يك عده مانع ميشوند.ارزيابي شما چيست؟
متاسفانه كماكان عده معدودي بهرغم تحولات جدي در دوران نبرد رمضان و آشكار شدن قضاوتهاي ناعادلانه در خصوص اشخاص و وقايع گذشته، باز هم اصرار عجيبي بر قانونشكني و تكيه بر روشهاي قديمي جهت رسيدن به تمايلات شخصي منحصر به خود دارند!
روشي كه براي ممانعت از اكران مارمولك بهرغم داشتن پروانه نمايش به كار گرفتند و بعدها به خطاي خود اعتراف كردند، حالا با فراموشي رفتار خود در گذشته مجددا همان روش را براي تهران كنارت تكرار ميكنند! قانون كشور صراحتا تاكيد ميكند كه فيلمهاي داراي پروانه نمايش مجاز به اكران در همه سينماهاي كشور هستند و كساني كه در برابر اجراي قانون مقاومت ميكنند قطعا باعث دلسردي جامعه هنري و ترويج قانونشكني و اصرار بر عدم استقرار سنگ روي سنگ ميشوند. تشخيص اعضاي محترم و متخصص شوراي پروانه نمايش طبيعتا ارجح بر قضاوت ديگران و فصلالخطاب هرگونه اظهارنظر و سليقه شخصي است. متاسفانه قضاوتهاي كهنه و عقبمانده از جامعه براي درك خطاي خويش و اشتباه محاسباتي، همواره نيازمند گذشت زمان بوده است كه بالطبع نوشدارو بعد مرگ سهراب خواهد بود.
با اينكه در شعارها از همدلي بين مردم صحبت ميشود ولي عملا بعد از جنگ به چنين شعارهايي عمل نميشود.
متاسفانه اين رفتار مهمترين دليل از دست رفتن سرمايههاي اجتماعي است و كشور را در مواجهه با رسانههاي بيگانه ضعيف و حمايت يكپارچه ملت را شكننده و دچار اختلال ميكند. كيست كه نداند اين گونه روشها آفت بزرگ كشورداري و انسجام ملي است.
در جريان حواشي فيلم «تهران كنارت» هم براي صاحبان فيلم پروندهسازي شد و هم رييس سازمان سينمايي احضار شد .
اميدوارم لااقل از اين به بعد ديگر شاهد پروندهسازي براي هنرمندان نباشيم و سوءتفاهمات را از طريق گفتوگو حل كنيم. شخصا حضور رياست محترم سازمان سينمايي را در قوه قضاييه به فال نيك ميگيرم و همواره در شورا هم بر اين عقيده بودهام كه تعامل و گفتوگوي حضوري با سازندگان و عوامل اصلي فيلمها منجر به روشهاي اصلاحي موثر و اقناع متقابل ميشود. مشكلات بزرگ و كوچك اين مملكت از مسير گفتوگو و تفاهم حل شدني است به شرطي كه توأم با صداقت باشد.
نكته مهمي كه بايد اشاره كرد فيلم «تهرانكنارت» يا سريال«بيعاطفه » ساخته جديد شما در شبكه نمايش خانگي، درباره ديدگاه نسل زد است و اثر بايد هيجان داشته باشد. حذفيات و سانسور عملا به شاكله فيلم ضربه ميزند.
خوشبختانه بايد اعتراف كنم كه سريال «بي عاطفه» با كمترين اصلاحات در ساترا مواجه شد و فقط يك مورد اصلاحيه درباره ازدواج سفيد نسل امروز تحميل شد كه تا حدودي به مفهوم مورد نظر ما لطمه زد.
جناب تبريزي نسل جديد ويژگيهاي متفاوتي دارند كه براي نسل گذشته غير قابل درك است ولي در سريال بيعاطفه به اين موضوع خوب پرداخت شده، انگار با جوانها زياد هم صحبت هستيد؟
طبيعتا فيلمسازان نسل ما به دليل تغييرات قابل توجهي كه نسلهاي بعد از ما به خصوص جوانان و نوجوانان دارند، نيازمند آشنايي و ارتباط نزديك با آنان هستيم، به شرطي كه نگاه و اعتقادشان را تخطئه نكنيم و سعي در تفاهم و درك متقابل داشته باشيم. نسل امروز و آينده اين سرزمين روياهاي تازه و متفاوتي براي دنياي خود دارند و مسيري را در پيش گرفتهاند كه با روشهاي برقراري ارتباط ما فرقهاي اساسي دارند. شناخت روشهاي نوين و فهم متفاوت جهان هستي از دريچه نگاه نسل آتي امكانپذير خواهد بود .
سينماي ما بايد همراه اين نگاه پوستاندازي كند و از قواعد امروزي پيروي كند، يك مقايسه ساده ميان جواني ما و جوانان امروز، تفاوت عميقي را آشكار ميكند. از نوع پوشش بگيريد تا نوع گفتوگو و به كار گرفتن اصطلاحات رمزآلود كه زاييده شرايط زيست آنان شده است. ما در برقراري ارتباط، راه و روشهاي اشتباه را به كار گرفتهايم و وقت آن رسيده كه مسيرهاي تازه ارتباطي را تجربه كنيم. مسيرهايي كه علاوه بر جذب مخاطب متغير و پر سرعت امروز، به نوعي خود ما را نيز به وجد آورد.











