برنامه‌های موزه هنرهای معاصر تهران در روزهای جنگ و نقش هنر در تاب‌آوری اجتماعی



اخبار،اخبار جدید،اخبار روز
موزه هنرهای معاصر تهران در روزهای جنگ با برگزاری نمایشگاه‌ها و برنامه‌هایی در حوزه موسیقی و سینما، کوشید از یک فضای صرفاً نمایشگاهی فراتر برود و به پناهگاهی برای تاب‌آوری اجتماعی و بازتعریف رابطه هنر با مخاطب تبدیل شود. این تجربه نشان داد که موزه، به‌ویژه در زمان بحران، می‌تواند نقشی فراتر از نگهداری گنجینه ایفا کند و به بستری برای روایت رنج، مقاومت و استمرار زندگی بدل شود.

به گزارش شرق، این تصور که «موزه هنرهای معاصر تهران» همواره به دلیل گنجینه ارزشمندی که دارد، موزه‌ای است متعلق به دوره «هنر مدرن»، درست نیست‌. در واقع عنوان Contemporary، به معنای معاصر، به دوره بعد از «هنر مدرن» اطلاق می‌شود. هرچند به‌طور دقیق نمی‌توان هنر مدرن، پست‌مدرن و...‌ را در چارچوب سفت و سختی در تعارض‌ یا در تعامل صرف تبیین کرد که این جمله در جای خود محل بحث و بررسی است.

 

اما از آنجا که معیار ما در این یادداشت، گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران است، پس باید گفت با وجود آثار ارزشمند غربی که دوره «هنر مدرن» را در بر می‌گیرد، موزه نمی‌تواند صرفا به نمایش آثار گنجینه‌ای خود اکتفا کند؛‌ البته نمایش آثار گنجینه‌ای همواره در اولویت برنامه‌های نمایشگاهی‌ بوده است.

 

فقط برای ترسیم و بسط واژه «معاصر» باید گفت‌ با اضمحلال مدرنیسم، کم‌کم جای خود را به «هنر معاصر» داد. در واقع هنر معاصر، هنر تولیدشده در دوره کنونی است و گسترش‌یافته از هنر پست‌مدرن که جانشین هنر نوگرا‌ست.

 

حال اگر بخواهیم به شکل ساده توضیح بدهیم، باید گفت که هنرمندان امروز، با تغییر و تحولات جهان معاصر سراغ تکنولوژی رفته‌اند و با به‌کارگیری متریال مختلف و پیشرفته و شکل‌های متفاوت هنری در تبیین ارزش‌های دنیای امروز، در تکاپو و ترسیم زیست‌جهان خود هستند و تفکر امروزی را نمایندگی می‌کنند. حالا با این رویکرد و در کنار آن که با هدف «مخاطب‌محوری» موزه‌ها که قطعا موزه هنرهای معاصر تهران براساس فرهنگ موزه‌داری می‌تواند «موزه مادر» و الهام‌بخش تلقی شود، باید نسبت به نمایش آثار متناسب با وقایع اجتماعی همگام شود و به‌اصطلاح عقب نماند.

  

با این نگاه، در روزهای جنگ، این موزه پناهگاهی شد که مخاطبان بالقوه و بالفعل را جذب کند تا مفهوم تاب‌آوری اجتماعی از طریق هنر، معنای جدیدی به خود بگیرد.

 

جنگ ۱۲‌روزه و جنگ رمضان (۴۰‌روزه) موقعیتی در جامعه ایجاد کردند تا موزه هنرهای معاصر تهران بتواند به مفهوم مخاطب‌محوری عمق بیشتری بدهد؛ چراکه اگر جنگ باعث شد اعتراض، ناامیدی و وحشت میان مردم ایجاد شود، به‌طور حتم خشم، عصبیت، نفرت و اضطراب را با خود به همراه آورد و در این مسیر قطعا برای گذر از رنج‌ها همواره «هنر» همچون پناهگاهی، هم برای هنرمند و هم برای مردم، درست عمل کرده است. با این رویکرد، نمایشگاه‌های «هنر و جنگ» در زمانه‌ای برگزار شد که نه‌تنها با استقبال مخاطبان مواجه شد، بلکه بازتاب‌های بین‌المللی نیز داشته است.

 

نمایش آثار «پاپ‌آرت» هنرمندان آمریکایی ضدجنگ از هنرمندانی همچون روی لیختنشتاین، رابرت ایندیان، جیمز روزنکوئیست، دارای چند لایه معنایی بود: استفاده از هنر غربی برای نقد جنگ و خشونت و بازخوانی انتقادی فرهنگ تصویری جنگ ‌یا نمایش آثار هنرمندان اسپانیایی مرتبط با تجربه جنگ داخلی و فاشیسم. همچنین هنر مکزیک با پیشینه انقلابی و مردمی، همگی در امتداد یک روایت مشترک قرار گرفتند: «هنر به‌عنوان حافظه مقاومت و امکان بقا». نمایش آثار پابلو پیکاسو و ارجاعات ضمنی به تابلوی مشهور«گِرنیکا»، اهمیت نمادین پیدا کرد (گرچه اصل اثر در موزه رینا سوفیا در مادرید نگهداری می‌شود) و حافظه تاریخی اثر پیکاسو و هنر ضدجنگ اسپانیا به‌صورت ضمنی بازنمایی شد و ثابت کرد که هنر همواره زنده است و نمی‌میرد و حافظ وقایع تاریخی است.

 

یا برگزاری مجموعه برنامه‌های موسیقایی در «موزیک تِک» همچون اجرای پر‌مخاطب «محسن شریفیان» ‌یا نمایش فیلم‌های مستند مرتبط با جنگ 12روزه در «سینماتک» و برگزاری جلسات نقد و بررسی، همگی ‌نه‌تنها با مفهوم «معاصریت» گام برمی‌دارند، بلکه رابطه هنر و مخاطب را مستحکم می‌کنند تا این پیوند همچنان مستمر و پیوسته باقی بماند.

 

اصولا کارکرد موزه در دنیای امروز، جدا‌ از اینکه گنجینه آن چقدر ارزش دارد و قیمت آن چقدر است، بر این موضوع تأکید می‌کند که موزه باید به تمامی هنرها بپردازد و خود را فقط به برنامه‌های نمایشگاهی محدود نکند که البته در جای خودش مهم است. به‌طور مثال، در موزه متروپولیتن نیویورک سال‌هاست‌ مراسم «مت گالا» برگزار می‌شود که جدا از جمع‌آوری پول برای مؤسسه لباس، با دعوت از ستارگان موسیقی، سینما و تلویزیون، دنیای مد را نمایندگی می‌کند و به لباس به‌مثابه هنر نگریسته می‌شود. البته درست است که هر رویدادی باید همسان با امکانات موزه و قوانین و عرف هر کشور برپا شود، اما نباید از تمامی ظرفیت‌های آن غافل شد. با این نگاه، برنامه‌های موسیقایی در «موزیک تِک» و «سینماتک» جدا از مأموریت ذاتی موزه هنرهای معاصر تهران نیست و در مسیر جذب مخاطبان، به‌خصوص جوانان، توانسته مأموریت فرهنگی خود را تا حدودی انجام دهد؛ هرچند‌ جاهایی هم به آن نقدهایی داشته باشیم.

 

 

تازه ترین خبرها(روزنامه، سیاست و جامعه، حوادث، اقتصادی، ورزشی، دانشگاه و...)

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------