چراغ سینما کمسو شد
- مجموعه: اخبار فرهنگی و هنری
- تاریخ انتشار : شنبه, ۲۸ شهریور ۱۴۰۵ ۱۰:۲۹

جهان صنعت: امروز سینمای ایران فقط با مشکل تولید فیلم یا کمبود مخاطب روبهرو نیست؛ بحران اصلی شاید جایی عمیقتر از سالنهای خالی و گیشه کمرمق شکل گرفته باشد؛ جایی که رابطه میان مخاطب و محصول فرهنگی بهتدریج سست شده است. در شرایطی که تورم، فشار معیشتی و بحرانهای اقتصادی بخش بزرگی از جامعه را از بسیاری از کالاهای فرهنگی دور کرده، سینما نیز بیش از گذشته در معرض این پرسش قرار گرفته است که اساسا برای چه مخاطبی و با چه کیفیتی تولید میکند.
جنگ اخیر نیز به این وضعیت دامن زده و بار دیگر نشان داده است که اقتصاد شکننده فرهنگ تا چه اندازه به تحولات اجتماعی و سیاسی حساس است. طبیعی است وقتی بخش قابلتوجهی از مردم درگیر تامین نیازهای روزمره خود هستند، خرید بلیت سینما، رفتن به تئاتر یا شرکت در کنسرت برای بخشی از جامعه به انتخابی ثانویه و حتی دور از دسترس تبدیل شود اما مساله فقط یک افت مقطعی در فروش یا کاهش موقت استقبال نیست. اگر این فاصله با مخاطب ادامه پیدا کند، میتواند به تضعیف چرخه تولید، کاهش انگیزه برای سرمایهگذاری و درنهایت افت بیشتر کیفیت آثار منجر شود.
با این حال، بحران اقتصادی تنها عامل دور شدن مخاطب از سینمای ایران نیست. حتی بخشی از مخاطبانی که همچنان فرهنگ در سبد زندگیشان جای دارد، ارتباط چندانی با سینمای ایران احساس نمیکنند.
در چنین شرایطی، بحث درباره آینده سینما ناگزیر به بحث درباره آموزش، کشف استعداد و زیرساختهای تولید نیز میرسد. سینمایی که میخواهد در ۵ یا ۱۰سال آینده نسل تازهای از فیلمسازان توانمند داشته باشد، نمیتواند صرفا به تولیدات امروز و چهرههای تثبیتشده تکیه کند. استعدادهای تازه باید از نقاط مختلف کشور شناسایی و امکان آموزش و تجربهاندوزی برای آنها فراهم شود، در غیر این صورت با تکرار کلیشههای موجود در حوزه تولید و محدود ماندن سینما به چند ژانر محدود، کمفروغ بودن سینمای ایران به یک بحران ادامهدار و حلنشدنی تبدیل خواهد شد.
بحران اقتصادی، مخاطب سینما را بیش از پیش دور میکند
جنگ اخیر، همزمان با تورم و مشکلات اقتصادی، باعث شد مردم بیش از گذشته درگیر مسائل معیشتی شوند و سالنهای سینما نیز تحتتاثیر آن قرار بگیرند.
سیامک سلیمانی، مدیر نظارت بر تولید انجمن سینمای جوانان ایران در گفتوگو با «جهانصنعت» در پاسخ به این پرسش که آیا وضعیت کنونی یک بحران گذراست یا میتواند برای آینده تولید و اقتصاد سینمای ایران آسیبهای جدیتری ایجاد کند، گفت: «حتما تاثیرات بلندمدتی خواهد داشت اما درنهایت به این شکل نیست که شکاف بزرگی ایجاد شود یا ناگهان تحول مهمی اتفاق بیفتد.»
وی افزود: «تصور میکنم اتفاقی که رخ میدهد، شبیه آب راکد یک برکه است؛ سنگی در مقطعی به آب میافتد، موج ایجاد میشود، آب به تلاطم میافتد و بعد دوباره بهتدریج به حالت قبل برمیگردد.»
سلیمانی در ادمه ضمن تاکید بر ضعفهای زیرساختی حوزه فرهنگ در کشور گفت: «به هر حال برای رسیدن به یک محصول فرهنگی، شما به زیرساخت فرهنگی نیاز دارید؛ چه در حوزه ادبیات و کتاب، چه موسیقی، تئاتر، سینما و هنرهایتجسمی.»
وی ادامه داد: «وقتی این زیرساخت وجود ندارد و زیرلایههای متعدد، مناسبات عجیب مالی، ارتباطات فامیلی و سیاستگذاریهای غریب شکل میگیرد، نتیجه هم همین چیزی است که میبینیم.»
این فیلمساز افزود: «بنابراین تصور میکنم وقتی این تنشها و بحرانها فروکش کند که امیدوارم هرچه زودتر این اتفاق بیفتد و همزمان ثبات اقتصادی نسبی در زندگی مردم ایجاد شود، احتمالا استقبال مخاطبان از انواع محصولات فرهنگی افزایش خواهد یافت؛ چه تئاتر، چه سینما و چه کنسرتها اما در کیفیت، بهنظرم تغییر چندانی اتفاق نخواهد افتاد، چون کیفیت، پیشنیازهای عمدهتر و مهمتری دارد.»
افزایش فاصله مخاطب فرهنگی با سینمای ایران
سلیمانی در ادامه درباره فاصله گرفتن مخاطبان فرهنگی از سینمای ایران گفت: «بخش مهمی از بدنه فرهنگی کشور یا بهتعبیر دقیقتر، بخش عمدهای از مخاطبانی که هنوز فرهنگ در سبد زندگیشان جای دارد، دیگر پیوند چندانی با سینمای ایران ندارند.»
وی افزود: «حتی میتوانید به دانشکدههای سینمایی بروید و در فضاهای تخصصی مرتبط، درباره این موضوع نظرسنجی کنید. از دانشجویان بپرسید سالانه چند فیلم میبینند، از میان آنها چند فیلم برایشان هیجانانگیز است، چیزی به آنها یاد میدهد، امیدی در آنها ایجاد میکند یا نشانههایی از خلاقیت در آن میبینند.»
این مدیر نظارت بر تولید انجمن سینمای جوانان ایران ادامه داد: «من تقریبا قطعی میگویم نتیجهای که خواهید گرفت، ناامیدکننده خواهد بود؛ آن هم درمیان کسانی که احتمالا جدیترین و حرفهایترین مخاطبان سینما هستند بنابراین فعلا نمیتوان چشمانداز روشنی برای سینمای ایران ترسیم کرد.»
ضرورت توجه بیشتر به بحث آموزش
سلیمانی در پاسخ به این پرسش که «اگر قرار باشد امروز برای سینمای ایران برنامهریزی کنیم تا در ۵ یا ۱۰سال آینده چند فیلمساز خوب از نسل جوان داشته باشیم، مهمترین تغییری که باید در بخش آموزش و حمایت از فیلمسازان ایجاد شود، چیست؟» گفت: «اگر همان معدود فیلمهای فرهنگی یا آثاری را که میتوان جدی گرفت مرور کنید، میبینید اکثر آنها متعلق به فیلمسازانی هستند که آموزش خود را در فضاهایی مانند انجمن سینمای جوانان ایران یا دانشکدههای سینمایی آغاز کردهاند.»
این فیلمساز گفت: «اگر بخواهیم نامها را مرور کنیم، اصغر فرهادی کار خود را در انجمن سینمای جوانان ایران آغاز کرده است. مجید برزگر، شهرام مکری، سعید روستایی، آرمان خوانساریان، امید شمس، حسین نمازی و بسیاری دیگر از فیلمسازان نیز فعالیت خود را از این مسیر آغاز کردهاند و احتمالا میتوانید تفاوت را در بسیاری از آثار این دوستان ببینید.»
سلیمانی در ادامه با اشاره به اهمیت فعالیت نهادهای آموزشی در حوزه سینما گفت: «نهادهایی که همزمان آموزش و تولید را انجام میدهند، باید موردحمایت بیشتری قرار بگیرند، چراکه درواقع بنیانهای سینمای آینده ایران را شکل میدهند.»
وی ادامه داد: «در سراسر جهان، فیلم کوتاه و فیلمسازان فیلم کوتاه به رشد سینمای کشور خودشان کمک میکنند و توجه بیشتری دریافت میکنند؛ چه در حوزه آموزش و چه در زمینه تولید. در کشور ما نیز این پتانسیل وجود دارد که چنین حمایتی بسیار بیشتر شود.»
این فیلمساز تاکید کرد: «اگر مسوولان احساس کنند سینمای ایران نیاز دارد با بنیهای قویتر دوباره شروع کند و جایگاهی را که قبلا داشته به دست بیاورد، یکی از بهترین راههای رسیدن به این نتیجه، این است که نهادهایی را که همزمان فعالیت آموزشی و تولیدی دارند، جدیتر بگیرند، آنها را تقویت کنند و موردحمایت قرار دهند.»
اهمیت توجه به استعدادهای ناشناخته سینمایایران
سلیمانی در ادامه گفت: «باید توجه مسوولان به این موضوع معطوف شود که آینده سینمای ایران در دست استعدادهایی است که در گوشهوکنار کشور، حتی در شهرهای بسیار محروم، در حال رشد هستند؛ استعدادهایی که شاید حتی نامشان را نشنیده باشیم اما ظرفیت آن را دارند که در آینده جریانساز شوند.»
مدیر نظارت بر تولید انجمن سینمای جوانان ایران افزود: «اگر قرار است سینمای ایران دوباره جایگاه جدیتری پیدا کند، باید از همین امروز روی این استعدادها و زیرساختهایی که امکان کشف و پرورش آنها را فراهم میکنند، سرمایهگذاری شود.»
مسیر بازگشت سینما از تولید بیشتر نمیگذرد
اگر قرار باشد از تجربه نهادهای سینمایی و فرهنگی جهان و دیدگاه فیلمسازان بزرگ برای خروج سینمای ایران از وضعیت فعلی استفاده کنیم، نخستین نکته این است که بحران سینما را نمیتوان فقط با افزایش تعداد فیلمها یا تزریق بودجه بیشتر حل کرد. سینما یک زنجیره بههمپیوسته است؛ از آموزش و کشف استعداد و تولید مستقل گرفته تا توزیع، اکران، دسترسی مخاطب و حفظ میراثسینمایی. تجربه سیاستگذاری در کشورهای مختلف نیز نشان میدهد که حمایت عمومی زمانی اثرگذارتر است که همه این حلقهها را دربر بگیرد، نه اینکه صرفا به تولید چند فیلم محدود شود.
برای ایران، نخستین گام میتواند بازگشت به همین نگاه زنجیرهای باشد. حمایت از فیلم کوتاه و نهادهایی آموزشی در حوزه سینما باید از یک هزینه فرهنگی به یک سرمایهگذاری بلندمدت برای سینمای آینده تبدیل شود.
گام بعدی، بازسازی رابطه سینما با مخاطب است. نمیتوان انتظار داشت مخاطبی که سالهاست محصولی متناسب با تجربه زیسته، دغدغهها و سلیقهاش ندیده، صرفا با تبلیغات دوباره به سالن بازگردد. سینمای ایران به تنوع ژانر، جسارت در روایت، امکان تجربههای تازه و میدان دادن به فیلمسازان مستقل نیاز دارد. حفظ سینما بهعنوان یک تجربه جمعی نیز اهمیت دارد؛ تجربهای که دربرابر مصرف پراکنده محتوا در پلتفرمها همچنان میتواند مزیت اصلی سالن سینما باشد. نمونههای اخیر سیاستگذاری سینمایی در جهان نیز بر جذب نسل جوان و تقویت سینمای مستقل تاکید دارند.
در کنار این موارد، شفافیت در تخصیص حمایتهای دولتی، کاهش وابستگی تولید به روابط غیرحرفهای، تقویت تهیهکنندگان و فیلمسازان مستقل و ایجاد امکان گردش و دیدهشدن آثار باید جدی گرفته شود. حمایت زمانی به نجات سینما کمک میکند که بهجای تولیدکننده خاص، به اکوسیستم سینما کمک کند.
درنهایت، سینمای ایران برای بازگشت به جایگاه خود بیش از هر چیز به اعتماد، تنوع و فرصت نیاز دارد؛ اعتماد به فیلمساز، تنوع در روایت و فرصت برای استعدادهایی که هنوز دیده نشدهاند. اگر قرار است 5یا ۱۰سال دیگر نسلی تازه از فیلمسازان تاثیرگذار ایرانی شکل بگیرد، مسیر این بازگشت باید از همین امروز آغاز شود؛ از کلاسهای فیلم کوتاه و شهرهای دور از مرکز تا سالنهای سینما و مخاطبانی که باید دوباره احساس کنند چیزی برای دیدن دارند.












