آخرین اخبار اقتصادی

اخبار،اخبار جدید،اخبار روز

توافق نمی‌شد، ابرتورم می‌توانست ایران را از پای درآورد

اکثر برآوردها حاکی از آنست که آثار تورمی جنگ، فعلا ماندگار است و حداقل تا دو فصل آتی سال 2026 ادامه‌دار خواهد بود به نحوی که…

توافق نمی‌شد، ابرتورم می‌توانست ایران را از پای درآورد



اخبار،اخبار جدید،اخبار روز
اکثر برآوردها حاکی از آنست که آثار تورمی جنگ، فعلا ماندگار است و حداقل تا دو فصل آتی سال 2026 ادامه‌دار خواهد بود به نحوی که حتی اگر تنگه هرمز هم به سرعت و به صورت کامل بازگشایی شود و با ازسرگیری تردد نفت‌کش‌ها از تنگه هرمز، هزینه‌های انرژی در سطح کل جهان کاهش پیدا کند، به معنای کاهش ناگهانی قیمت موادغذایی و سایر کالاها به قبل از جنگ، نخواهد بود

توسعه ایرانی: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، به حادترین موضوع بین‌المللی تبدیل شده است زیرا عرصه این جنگ تنها نظامی نبود و یکی از مهمترین عرصه‌های این جنگ، اقتصادی بود که به شکل فراگیر و بحران، تمام جهان را درگیر کرد.

 

در طول این جنگ، تنگه هرمز بسته شد و آمریکا نیز با محاصره دریایی، قفلی دیگر بر این آبراه حیاتی زد. از آنجا که بخش عمده‌ای از انرژی اروپا و شرق آسیا از راه این تنگه تامین می‌شود، تقریبا تمام کشورها، درگیر بحران انرژی شدند که یادآور این بحران و شوک عرضه در دهه 70 میلادی است. البته بحران انرژی تنها محدود به نفت نیست و برخی محصولات پتروشیمی، ازجمله کودهای شیمیایی منجر به افزایش قیمت موادغذایی نیز شده و در کلیت امر، یک تورم بر اقتصاد جهانی تحمیل شده است. اما اکنون سوالی که ذهن اکثر کارشناسان و تحلیلگران را به خود مشغول کرده این است که سرنوشت اقتصاد جهانی پس از بازگشایی قطعی تنگه هرمز و توقف کامل درگیری، کدام سمت می‌رود؟ آیا این شوک‌ها از بازارها تخلیه می‌شوند یا همچنان اقتصاد جهانی درگیر این تبعات خواهد بود؟

 

«توسعه ایرانی»، در گفت‌وگو با یک کارشناس اقتصادسیاسی به ارزیابی تبعات جنگ بر اقتصاد ایران و جهان، پرداخته است.

 

آسیب‌های جنگ به اقتصاد انرژی

 

پژوهشگر موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه‌ریزی در گفت‌وگو با «توسعه ایرانی»، در تحلیل آسیب‌های جنگ بر اقتصاد جهانی، ابتدا به اقتصاد انرژی پرداخت و بیان کرد: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و البته بسته شدن  تنگه هرمز، موجب کاهش حداقل ۱۰ میلیون بشکه‌ای صادرات نفت تا روزهای میانی جنگ شد و تبعات آن صنعت گاز و نفت منطقه را متأثر کرد.

 

ابوالفضل گرمابی توضیح داد: این کاهش حجم صادرات به رشد قیمت نفت خام، به عنوان مثال رسیدن قیمت نفت خام برنت به ۱۲۰ دلار در هر بشکه، منجر شد. از طرف دیگر آسیبی که به زیرساخت‌های تولید گاز منطقه، به خصوص تاسیسات گازی قطر وارد شد، به کاهش حداقل ۲۰ درصدی صادرات گاز LNG و رشد ۱۴۰ درصدی قیمت این گاز در اروپا انجامید.

 

او افزود: وقوع این اتفاقات، به همراه چشم‌انداز پرریسکی که برای آینده ترسیم شده بود، تاثیر خود را بر قیمت سوخت هواپیما، بنزین و کل صنعت حمل‌ونقل گذاشت به صورتی که قیمت سوخت جت تا ۷۰ درصد و قیمت بنزین در برخی ایالت‌های آمریکا تا ۲ برابر افزایش یافت.

 

اخلال در زنجیره تولید و واردات کالاها

 

این تحلیلگر اقتصادسیاسی با اشاره به دیگر آسیب‌های اقتصادی جنگ، اظهار کرد: اخلال شبکه حمل‌ونقل ناشی از کاهش عرضه سوخت، و کاهش حمل‌ونقل دریایی و هوایی، به خصوص در منطقه خاورمیانه، تبعات جنگ را بر تولید و عرضه کالاها و خدمات تشدید کرد.

 

گرمابی عنوان کرد: شایان ذکر است که پیش از این نیز به واسطه کاهش شدید عرضه مواداولیه پتروشیمی و برخی فلزات اساسی مثل آلمینیوم و فولاد، ما شاهد کاهش عرضه محصولات در زنجیره‌های مرتبط، در سراسر جهان بودیم. 

 

او ادامه داد: به عنوان مثال اخلال در 50 درصد صادرات جهانی اوره و گوگرد، به عرضه مواداولیه کودهای نیتروژنی آسیب زد که شوک فوق‌العاده‌ای به بخش کشاورزی، در تمام کشورها وارد کرد. قطع صادرات اسید سولفوریک از خلیج‌فارس، که تاثیر مستقیمی بر استخراج مس هم دارد، و یا آسیب بر زنجیره تولید و عرضه هلیوم، که می‌تواند صنعت نیمه‌هادی‌ها را مختل کند، بخشی دیگری از آسیب‌های جنگ بود که کلیه کشورها، به همراه خود آمریکا را در معرض آسیب قرار داد و توانست تورم‌های بالایی را به اقتصاد کل جهان تحمیل کند.

 

هزینه‌های اضافی تامین امنیت و بیمه

 

این کارشناس اقتصادکلان همچنین به افزایش هزینه‌ها در طول جنگ اشاره کرد و گفت:  علاوه بر آسیب‌هایی که به بخش‌های واقعی اقتصاد جهان وارد می‌شد، موضوعاتی مانند افزایش هزینه‌های تامین امنیت و بیمه‌ی حمل‌ونقل، به خصوص بیمه کشتیرانی، بر قیمت کالاهای صادراتی به شدت اثرگذار بود.

 

گرمابی توضیح داد: هزینه‌های اضافی ناشی از بیمه دریایی که شرکت‌های حوزه کشتیرانی می‌پردازند، آثار تورمی خود را به قیمت‌ها منتقل می‌کند و این افزون بر هزینه 3 برابری است که این شرکت‌ها بابت افزایش هزینه سوخت، نسبت به اوایل فوریه ۲۰۲۶، در قراردادهای سالانه حمل‌ونقل لحاظ کرده بودند.

 

به اعتقاد او، همگرایی تمام این تبعات باعث می‌شود که قیمت‌ها، حتی پس از توقف قطعی جنگ نیز بالا بماند.

 

تبعات جنگ حداقل تا یکسال ماندگار است

 

پژوهشگر موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه‌ریزی در ادامه، تاکید کرد: تبعات آسیب به زیرساخت‌های پتروشیمی‌ و صادرات نفت و گاز و صنایع فلزی، بر زنجیره توزیع به قدری بوده است که می‌تواند آثار بلندمدتی، حداقل به مدت یکسال، بر تورم جهانی داشته باشد.

 

گرمابی درباره افزایش تورم جهانی، مطرح کرد: این تورم علاوه بر آن تورمی است که در 5 سال گذشته، و پس از شیوع کرونا و جنگ اوکراین، گریبان‌گیر اقتصاد جهانی شد. این تورم به شکلی بوده است که تورم آمریکا در ماه می، برای سومین ماه، افزایش یافت و از ۴.۲ درصد هم فراتر رفت در حالی که تورم آمریکا از تابستان ۲۰۲۲، کاهشی بوده است و در اوایل فوریه ۲۰۲۶ به نزدیک ۲ درصد رسیده بود.

 

او افزود:گزارش‌های اقتصادی آمریکا نشان می‌دهد که به طور کلی از زمان آغاز درگیری‌ها، از ۲۸ فوریه تا اواسط ژوئن، جنگ برای هر خانوار آمریکایی ۶۰۰ دلار هزینه اضافی دربرداشته است. به طور مثال در آمریکا هزینه برخی اقلام خوراکی مانند تخم‌مرغ و تره‌بار، تا ۳۵ درصد هم بالا رفته است. این موضوعات باعث ناتوانی هرچه بیشتر خانوارهای آمریکایی در خرید اقلام مصرفی و روی آوردن آنها به قرض شده است به طوری که کل بدهی کارت‌های اعتباری آمریکا در ۳ ماهه اول سال ۲۰۲۶، نسبت به دوره مشابه سال قبل، ۶ درصد رشد داشته است.

 

ماندگاری تورم حتی با بازگشایی کامل تنگه هرمز

 

این تحلیلگر مسائل اقتصادی تصریح کرد: اکثر برآوردها حاکی از آنست که آثار تورمی جنگ، فعلا ماندگار است به نحوی که حتی اگر تنگه هرمز هم به سرعت و به صورت کامل بازگشایی شود و با ازسرگیری تردد نفت‌کش‌ها از تنگه هرمز، هزینه‌های انرژی در سطح کل جهان کاهش پیدا کند، به معنای کاهش ناگهانی قیمت موادغذایی و سایر کالاها به قبل از جنگ، نخواهد بود.

 

گرمابی عنوان کرد: تخمین‌های فدرال رزرو نشان می‌دهد که فقط تورم ناشی از افزایش قیمت نفت و بنزین، می‌تواند تورم عمومی ایالات متحده را در 2 فصل پایانی ۲۰۲۶، تا ۱.۸ واحد درصد بیشتر افزایش دهد.

 

به گفته او، می‌توان تبعات تورمی را برای کشورهایی که صاحب منابع نفت گاز نیستند، بسیار بالاتر ارزیابی کرد.

 

احتمال ابرتورم برای ایران در آینده نزدیک

 

این کارشناس اقتصادسیاسی همچنین درباره تبعات اقتصادی جنگ بر ایران، بیان داشت: در سوی دیگر این معادله، اقتصاد ایران نیز از جنگ بسیار آسیب‌ دید به صورتی که با تخریب زیرساخت‌های پتروپالایشی و فولادی کشور، و اخلال در زنجیره تولید کالاها و خدمات، تورم بالایی را در کل کشور شاهد بودیم.

 

گرمابی به آخرین گزارش مرکز آمار از تورم اشاره کرد و گفت: بسیاری از شواهد نشان می‌دهد که تورم خارق‌العاده ۸۴ درصدی اردیبهشت ۱۴۰۵، بیشتر ناشی از آثار ادامه‌دار سیاست حذف ارز ترجیحی، و البته سودجویی صاحبان انحصارات پتروپالایشی و فلزی کشور بوده است تا تبعات جنگ.

 

او ادامه داد: اما به هرحال تداوم فضای جنگی می‌تواند اخلال در امر تولید و واردات مواداولیه صنایع، افت عرضه کالاها و خدمات و تشدید کسادی مشاغل را ادامه‌دار کند که همین موضوعات به بروز تورم‌های 3 رقمی در آینده نزدیک، دامن می‌زند. اگرچه همین الان هم در برخی اقلام گروه خوراکی‌ها مانند روغن، شاهد تورم 3 رقمی ۲۷۰ درصدی هستیم.

 

پتانسیل بروز بحران بزرگ‌تر  با تداوم تنش

 

این پژوهشگر اقتصادی درباره ارزیابی خود از اقتصاد جهانی در شرایط فعلی، اظهار کرد: آثار تورمی ماه‌های آینده کاملا وابسته به تداوم تنش میان ایران و آمریکا، از جمله بستن تنگه هرمز و محاصره دریایی، است.

 

گرمابی تاکید کرد: اگرچه امضای تفاهم اولیه تا حدودی از چشم‌انداز تیره آینده کم می‌کند، اما همانطور که گفته شد، آثار تورمی جنگ می‌تواند تا چند فصل در اقتصاد جهان پایدار باشد.

 

به گفته وی، با شروع دوباره تنش‌ها، آثار تورمی مضاعف می‌شود؛ به خصوص که کاهش شدید ذخایر استراتژیک نفت جهانی و تداوم ناامنی حمل‌ونقل دریایی و هوایی، پتانسیل بروز بحرانی بزرگ‌تر را در خود دارد.

 

تاب‌آوری کدام طرف زودتر تمام می‌شود؟

 

این کارشناس اقتصادسیاسی مطرح کرد: این پرسش که کدام یک از طرفین جنگ تاب‌آوری بالاتری دارد و بر اثر فشارهای اقتصادی، از جمله تورم، دیرتر تسلیم می‌شود، واقعا موضوع فرعی‌ای است. پرسش مهم‌تر این است که تجربه ۲ جنگ در یکسال اخیر، تا چه میزان توانسته است موجب تغییر جهت‌گیری اقتصادی و انقلاب تصمیم‌گیری در برنامه‌های کلان ایران شود؟

 

گرمابی بیان کرد: مسلم است که قدرت اثرگذاری تخریبی ایران بر زیرساخت‌های انرژی منطقه و بر اقتصاد جهان، به تدریج کاهش پیدا خواهد کرد. حتی اگر بر مسیرهای جایگزین انتقال انرژی هم حساب نکنیم، قدرت تخریبی ایران در حد آسیب به کشورهای منطقه محدود می‌شود زیرا اقتصاد جهان در میان‌مدت، به تدریج با شرایط جدید انطباق پیدا خواهد کرد اما آسیب‌پذیری ایران از تداوم وضعیت جنگی، به لحاظ امنیتی و البته اقتصادی، به مرور بالاتر خواهد رفت.

 

او تصریح کرد: این موضوع نشان می‌دهد که دیر یا زود ایران باید برای برون‌رفت از این وضعیت، در انتخاب بلوک اقتصادی و امنیتی خود صراحت به خرج بدهد چون جهت‌گیری‌های اسرائیل و سایر رقبای منطقه‌ای، اجازه زیست باثبات به ایران نمی‌دهد و مسلما این موضوع می‌تواند تبعات خود را به شکل تورم‌های وحشتناک در ماه‌های آینده، برجای بگذارد. برای مثال تورم 3 رقمی گروه خوراکی‌ها می‌تواند به تورم عمومی تبدیل شود. بروز بحران‌های جنگی تناوبی، با توجه به بحث رقابت‌های منطقه‌ای و وجود اسرائیل و جهت‌گیری بلندمدت این رژیم، چندان سناریوی دور از ذهنی نیست و اصلا بعید نیست در خلال همین ۶۰ روز یا بعد از آن، یک اتفاق ناگوار جدید بیافتد.

 

پژوهشگر موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه‌ریزی اظهار داشت: فارغ از اینکه تغییر دکترین هسته‌ای، یا به دلیل تصمیم‌گیری سیاستی یا ناتوانی تکنولوژیک و فناوری، فعلا در دستورکار نیست، ایران باید بتواند هزینه برخوردهای نظامی را تا سطح بروز درگیری‌ بین قطب‌های اصلی بین‌المللی بالا ببرد و این اتفاق هم تنها در حالی رخ می‌دهد که بتوانیم با یک تغییر در دکترین امنیتی خود، وارد یکی از قطب‌ها شویم.

 

گرمابی در پایان خاطرنشان کرد: روند ابرتورم در آینده یکی از خطرهای اقتصادی است و حتی اگر تبعاتی نظیر رکود، بیکاری و... را درنظر نگیریم، همین تورم می‌تواند در ماه‌های آینده ایران را از پای درآورد. 

 

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------