آخرین اخبار سیاسی

مجلس،اخبار سیاسی،خبرهای سیاسی

دلواپسان دیروز برجام، طلبکاران امروز ماشه!

دلواپس‌های دوران حسن روحانی که مدام بر طبل بی‌فایده بودن مذاکره و مخالفت با آن می‌‌کوبیدند، حالا بار دیگر برای مکانیسم ماشه و بازگشت…

دلواپسان دیروز برجام، طلبکاران امروز ماشه!



مجلس،اخبار سیاسی،خبرهای سیاسی
دلواپس‌های دوران حسن روحانی که مدام بر طبل بی‌فایده بودن مذاکره و مخالفت با آن می‌‌کوبیدند، حالا بار دیگر برای مکانیسم ماشه و بازگشت تحریم‌ها دلواپس شده‌اند؛ آن‌ها اگر مخالف مذاکره و برجام و توافق بوده‌اند که حالا بهترین فرصت مهیاست؛ این گوی و این میدان.

روزنامه توسعه ایرانی نوشت: سطح تنش میان ایران و اروپا حالا به بالاترین سطح خود رسیده است و کشورهای اروپایی به‌دنبال فعال‌سازی مکانیسم ماشه علیه ایران هستند و نشانه‌های تازه‌ای از بازگشت تحریم‌های شورای امنیت به چشم می‌خورد. از سوی دیگر در داخل کشور نیز طیف تندرو نه‌تنها از این روند ابراز نگرانی کرده، بلکه پا را فراتر گذاشته و با طرح خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT)، سناریویی به مراتب پرهزینه‌تر را پیشنهاد می‌کند. 

 

عجیب این که روزگاری جریان سیاسی نگران و دلواپس برای اسنپ بک، نه تنها برجام و مذاکره را «خیانت» می‌دانست که حتی حامی تفکری بودند که قطعنامه‌های شورای امنیت را «کاغذپاره» می‌خواند؛ اما اکنون همان طیف که روزگاری با برگزاری همایش پرسروصدای «دلواپسیم» به دولت روحانی و مذاکرات حمله می‌کردند، در جایگاه طلبکار ایستاده و دولت‌های پیشین را به‌خاطر مکانیسمی متهم می‌کند که ریشه‌های آن به همان سال‌های سیاست تقابل بازمی‌گردد.

 

در حقیقت دلواپس‌های مذاکره و توافق در دوران ریاست جمهوری حسن روحانی که مدام بر طبل بی‌فایده بودن مذاکره و مخالفت با آن و آتش زدنش می‌کوبیدند، حالا بار دیگر دلواپس شده‌اند، اما این بار برای مکانیسم ماشه و بازگشت تحریم‌ها!

 

در حالی که سوال مهم‌تر و اساسی‌تر این است که اگر مخالف مذاکره و برجام و توافق بوده‌اند که حالا بهترین فرصت برای آنان است؛ این گوی و میدان مورد علاقه آنان است، تصور کنند برجامی نبوده و هواپیمایی خریداری نشده و اصلا فرصت تنفسی هر چند محدود هم وجود نداشته است و بازگشت همه چیز به نقطه صفر در سال 1392 است.

 

کما اینکه حامیان و پیاده نظام همین تفکر نیز بودند که 7 مهرماه 1392، زمانی که حسن روحانی از سفر نیویورک به تهران بازگشت به سوی ماشین حامل او از بابت تلاش برای عادی‌سازی روابط با جهان لنگه کفش پرت کردند. با این شرایط دیگر عجیب نیست که این همه ابراز دلواپسی و نگرانی این تفکر در روزهای اخیر باعث تعجب شود و حتی واکنش مسعود پزشکیان را نیز در پی داشته باشد.

 

تعجب پزشکیان از دلواپسان برای مکانیسم ماشه 

مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، در سخنانی که بازتاب گسترده‌ای یافت، منتقدان دیروز برجام را به چالش کشید. او در نشست اخیر با محمدعلی ابطحی، عبدالله گنجی و علیرضا معزی با صراحت گفت: «افرادی که در گذشته برجام را نمی‌پذیرفتند، حالا از فعال شدن مکانیزم اسنپ‌بک گلایه می‌کنند؛ خب شما که برجام را قبول نداشتید!» 

 

رئیس جمهوری همچنین تاکید کرده که «ما نمی‌خواهیم اسنپ‌بک فعال شود اما بعضی صداهایی که از مجلس می‌آید بدتر از آن است. الان هم معتقد هستم که پذیرفتن برجام، بهتر از نپذیرفتنش بود.»

 

پزشکیان با تأکید بر این‌که دولتش نه دنبال فعال شدن مکانیسم ماشه است و نه به‌دنبال واگذاری حقوق کشور، نگرانی اصلی خود را متوجه اختلافات داخلی دانست و هشدار داد که صدای تفرقه و شکاف در داخل، خطرناک‌تر از تهدیدهای خارجی است. 

 

این سخنان، در حقیقت پرده از تناقضی بزرگ در سیاست داخلی ایران برداشت؛ همان جریان‌هایی که روزی شعار «برجام را آتش باید زد» سر می‌دادند، امروز خود نگران فعال شدن مکانیسم ماشه شده‌اند و دولت‌های پیشین را متهم می‌کنند.

 

بازگشت به گذشته و قطعنامه‌هایی که «کاغذپاره» نبودند

برای فهم امروز، اما شاید باید به عقب بازگردیم؛ به فاصله سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۹، زمانی که محمود احمدی‌نژاد بر مسند ریاست جمهوری بود و سعید جلیلی به‌عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی، هدایت مذاکرات هسته‌ای ایران را بر عهده داشت. 

 

درست در همین دوره بود که 6 قطعنامه سنگین شورای امنیت علیه ایران صادر شد؛ قطعنامه‌هایی که زیرساخت تحریم‌های بین‌المللی و فشارهای بی‌سابقه اقتصادی را فراهم کردند.

 

احمدی‌نژاد در همان سال‌ها با ژست‌های تبلیغاتی مشهور خود، این قطعنامه‌ها را «کاغذپاره» می‌خواند و در سخنرانی‌های عمومی می‌گفت: «آن‌قدر قطعنامه بدهید تا قطعنامه‌دان‌تان پاره شود!».

 

اما واقعیت این بود که همان «کاغذپاره‌ها» دسترسی ایران به سیستم بانکی جهانی را مسدود کردند، فروش نفت را به‌شدت محدود ساختند و کشور را در تنگنای اقتصادی قرار دادند.

 

در این میان، نقش سعید جلیلی به‌عنوان مذاکره‌کننده ارشد ایران نیز بسیار تعیین‌کننده بود. او با رویکردی کاملاً ایدئولوژیک و شعارمحور، مذاکره را نه ابزاری برای کاهش تنش، بلکه تریبونی برای نمایش «ایستادگی» معرفی می‌کرد. 

 

جلسات طولانی او با نمایندگان گروه ۱+۵ اغلب بدون هیچ دستاورد عملی به پایان می‌رسید؛ گزارش‌های دیپلماتیک آن سال‌ها نشان می‌دهد که طرف‌های مقابل، مذاکره با جلیلی را «اتلاف وقت» توصیف می‌کردند، چراکه او بیشتر به ایراد سخنرانی‌های کلی و تکرار مواضع می‌پرداخت تا ورود به جزئیات فنی توافق.

 

نتیجه این مذاکرات بی‌ثمر نیز چیزی جز افزایش فشارها و انزوای بیشتر ایران نبود. چنان که حتی برخی چهره‌های اصولگرا بعدها به تلویح اعتراف کردند که دوره جلیلی، عملاً سال‌های «از دست‌رفته» در دیپلماسی هسته‌ای ایران بود. 

 

شش قطعنامه‌ای که در همین دوره صادر شدند، همان‌ها بود که بعدها در برجام (قراداد میان ایران و 6 کشور دیگر در سال ۲۰۱۵) محور اصلی مذاکرات لغو تحریم‌ها قرار گرفت. به بیان دیگر، هزینه‌های انباشته‌شده سیاست تقابلی و مذاکرات بی‌نتیجه جلیلی، میراث سنگینی بود که بر دوش دولت‌های بعدی افتاد.

 

دلواپسان دیروز، طلبکاران امروز

در این میان اما جریان موسوم به «دلواپسان» و طیف نزدیک به جبهه پایداری، در سال‌های پس از آغاز مذاکرات هسته‌ای دولت روحانی، هیچ فرصتی را برای حمله به تیم دیپلماسی ایران از دست ندادند.

 

آن ها از همان روز نخست، با شعار «نه به توافق بد» و «برجام خیانت است» به میدان آمدند. در مجلس نهم، بارها علیه محمدجواد ظریف و عباس عراقچی شعار سر داده شد. حتی در مراسم استقبال از تیم مذاکره‌کننده در فرودگاه مهرآباد، گروهی از همین جریان پلاکاردهایی در دست داشتند با مضمون «ما هرگز تسلیم نمی‌شویم».

 

ماجرا تنها به پیاده نظام خیابانی این تفکر ختم نمی‌شد؛ نمایندگان مجلس نزدیک به همین تفکر در سال 1397 حتی تلاش کردند ظریف را بابت توافق برجام استیضاح کنند و به مجلس بکشانند و به صورت علنی چهره‌های سیاسی نزدیک به این جریان فکری، وزیر خارجه وقت ایران را حتی خائن نیز می‌نامید.

 

این جریان مذاکره را اساساً «بی‌فایده» می‌دانست و در رسانه‌های وابسته‌اش تحریم‌ها را «نعمت» معرفی می‌کرد، اکنون اما از فعال شدن مکانیسم ماشه به‌شدت ابراز نگرانی می‌کند. پرسش اساسی این‌جاست؛ اگر تحریم‌ها نعمت است، چرا باید از بازگشت تحریم‌های شورای امنیت هراس داشت؟ اگر مذاکره «سازش» است، چرا امروز به دولت پیشین می‌تازید که چرا جلوی این سازوکار حقوقی را نگرفت؟

 

کیهان شریعتمداری و تناقض‌های همیشگی

یکی از نمونه‌های بارز این تناقض‌ها را می‌توان در مواضع حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان، مشاهده کرد. 

 

او در مقطعی از سخنان دونالد ترامپ درباره پاره کردن برجام استقبال کرد و آن را «عاقلانه‌ترین تصمیم ترامپ» دانست. 

 

چندی بعد، زمانی که ترامپ در عمل از توافق خارج شد، کیهان نوشت این «کلاه گشادی» بود که بر سر ایران رفت. همین تغییر موضع‌های پیاپی نشان می‌دهد که منطق ثابتی پشت مخالفت‌ها با برجام وجود نداشته، بلکه مخالفت با مذاکره و توافق، بیشتر ابزاری برای حمله سیاسی به دولت وقت بوده است.

 

هزینه‌های سیاست تقابل

واقعیت این است که رویکرد تقابل‌گرایانه جریان تندرو، در طول سال‌های گذشته، هزینه‌های سنگینی بر ایران تحمیل کرده و شش قطعنامه سازمان ملل محصول همین رویکرد بود. چنان که تحریم‌های بانکی و نفتی که از دل همان قطعنامه‌ها سربرآورد، همچنان آثارش را بر اقتصاد ایران باقی گذاشته است.

 

در این میان  توافق برجام، فارغ از همه ضعف‌ها و محدودیت‌هایش، کوششی بود برای کاستن از همین فشارها و بازگرداندن ایران به مدار تعاملات جهانی؛ باوری که مسعود پزشکیان نیز به صراحت همچنان از آن دفاع می‌کند.

 

امروز اما همان جریان که روزگاری مخالف توافق بود، حالا دولت را به‌ دلیل خطر فعال شدن مکانیسم ماشه متهم می‌کند و در شرایطی که روزگاری به خاطر مذاکره و رفع تحریم‌ها خواهان محاکمه ظریف و روحانی بود حالا برای عدم رفع تحریم‌ها خواهان محاکمه آنان است و آن هم در شرایطی است که مکانیسم ماشه دقیقا همان قطعنامه‌هایی را فعال می‌کند و تحریم‌هایی را بازمی‌گرداند که در دوران محمود احمدی‌نژاد و سعید جلیلی به کشور تحمیل شدند.

 

تندروها و این بار صدای خروج از NPT

حالا اما جدیدترین موضع همین جریان همیشه دلواپس، طرح «خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT)» است؛ پیشنهادی که نه‌تنها خطرناک است،‌ بلکه می‌تواند هزینه‌هایی غیرقابل‌برگشت برای کشور به همراه داشته باشد.

 

خروج از NPT به معنای قرار گرفتن ایران در موقعیتی مشابه کره‌شمالی است؛ کشوری منزوی، تحت شدیدترین تحریم‌ها و محروم از هرگونه تعامل اقتصادی پایدار.

 

این پیشنهاد نیز در حالی است که حتی روسیه و چین به عنوان متحدان سنتی ایران هم در برابر چنین تصمیمی از آن حمایت نخواهند کرد، چراکه آنها هم خواهان حفظ رژیم عدم اشاعه هسته‌ای هستند. بنابراین، چنین اقدامی بیش از آن‌که امتیازی برای ایران به همراه داشته باشد، دستاویزی برای اجماع جهانی علیه کشور خواهد شد.

 

خطر اصلی از درون

سخنان روزهای اخیر پزشکیان از این جهت اهمیت دارد که بر خطری اشاره دارد که اغلب در هیاهوی سیاست خارجی فراموش می‌شود؛ خطر شکاف داخلی. 

 

اگر نیروهای سیاسی داخلی به‌جای نقد منصفانه، همچنان بر طبل تناقض‌گویی بکوبند و دولت‌ها را متهم سازند، در عمل همان چیزی محقق می‌شود که دشمنان بیرونی می‌خواهند؛ یعنی تضعیف انسجام ملی.

 

برجام و مکانیسم ماشه، بخشی از واقعیت امروز سیاست ایران است؛ اما تناقض رفتاری جریان تندرو نشان می‌دهد که دغدغه اصلی آنان نه منافع ملی، بلکه منافع جناحی و سیاسی است.

 

اکنون که پای آینده ایران و سرنوشت میلیون‌ها ایرانی در میان است، بیش از هر زمان دیگر نیاز به عقلانیت و دوری از تصمیم‌های هیجانی احساس می‌شود و خروج از NPT یا سیاست‌های ماجراجویانه دیگر، نه‌تنها مشکلی را حل نخواهد کرد، بلکه می‌تواند ایران را در موقعیتی به مراتب دشوارتر از امروز قرار دهد.

 

میرا قربانی‌فر

 

 

کالا ها و خدمات منتخب

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------