تازه های قصه های کودکان

لاکی و فیلی

لاکی و فیلی

صدای پای فیل کوچولو بود که از دور شنیده می شد. لاک پشت کوچولو تا صدا را شنید، ترسید و و سرش را توی…

سیب کرمو



سیب کرمو


آقا کلاغه

یک سیب شیرین


از روی شاخه

انداخت پایین


خوردم از آن سیب

یک گاز با پوست


یک دفعه دیدم

آن سیب، کرموست


یک کرم بدشکل

بر روی آن بود


ترسیدم، آن را

انداختم زود


از جا پریدم

مثل پرنده


آقا کلاغه

زد زیر خنده


    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------