بازی اکشن,بازی آنلاین,بازی زولاX

تازه های شهر حکایت


کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار در جوی آب  حکایت های مولانا, شرح و تفسیر کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار در جوی آب, مثنوی معنوی

حکایت مولانا (کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار در جوی آب)

حکایت های مولانا شرح و تفسیر کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار در جوی آب مولانا جلال‌الدین محمد بلخی…

دعای غلام ( حکایت )



 

 دعای غلام

 

مردی از پشت در شنید که خدمتکارش بعد از ادای فریضه دست به آسمان برداشته دعا می کند و می گوید: خدایا صدهزار تومان پول به آقای من بده و بعد از او بگیر.

 

مرد وارد اتاق شد و گفت: این چه دعایی است که می کنی؟

 

غلام گفت: هیچ نگویید. بگذارید خدا صدهزار تومان را به شما بدهد آن وقت من شما را بهتر از همه می شناسم و می دانم که دیگر ممکن نیست احدی بتواند حتی یک شاهی از آن پول ها را از شما بگیرد.


منبع:روزنامه خراسان

مطالب پیشنهادی,وبگردی

کالا ها و خدمات منتخب

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------