تازه های طنز و خنده دار


جوک های باحال, جوک خنده دار جدید

جوکهای جدید و با حال (6)

خنده دار ترین جوک ها اینروزا ‏دیگه این ما نیستیم که مشکلات داریم ، این مشکلاتن که مارو دارن جوک…


مشاهير کنکوري -1



 

 

مشاهير کنکوري (1)

 

آيا تا به حال به اين موضوع فكر كرده‏ايد كه اگر در زمان دانشمندان، قهرمانان، ورزشكاران، پادشاهان و آدم‏هاي مهم گذشته كنكور وجود داشت شايد سرنوشت آن‏ها هم عوض مي‏شد و چيزي مي‏شدند به جز شخصيت‏هايي كه امروزه از آن‏ها مي‏شناسيم؟ البته چون وقت شما كنكوري‏هاي عزيز بسيار ارزشمند است، لازم نيست بنشينيد و به مصاديق اين پيش‏فرض فكر كنيد. ما ساعت‏ها و روزها به جاي همه شما فكر كرديم و به نتايج احتمالي زير رسيديم:

 

مشاهير کنکوري!

طنز اديسون: خوشبختانه وجود كنكور هيچ تغييري در مسير زندگي اين مخترع بزرگ ايجاد نمي‏كند. چون احتمالاً وي پس از مشاهده اين‏كه به دليل انتخاب رشته نادرست يا هر دليل درست ديگري با رتبه 25 در هيچ دانشگاهي قبول نشده، برق از سه فازش مي‏پريد و درست در اين لحظه سرنوشت‏ساز موفق به اختراع لامپ و ساير اختراعات برقي‏اش مي‏شد!

 

طنز آقا محمدخان قاجار: اين شاه قاجار محال بود همان سال اول كنكور قبول نشود چون علاوه بر رشته‏هايي كه آقا پسرها مي‏توانند انتخاب كنند، در شرايط اضطراري مي‏توانست رشته‏هاي كاملاً دخترانه را هم وارد فرم انتخاب رشته‏اش كند.

 

طنز انيشتين: اين دانشمند چون بچه (... خواني) بوده قطعاً در رشته فيزيك با رتبه بالا قبول مي‏شد اما پس از فارغ‏التحصيلي، وقتي مي‏ديد با اين مدرك نمي‏توان كار درست و حسابي دست و پا كرد، مي‏رفت كلاس كنكور بازمي‏كرد و خودش از عكس‏هاي خودش براي تبليغ كلاس كنكورش استفاده مي‏كرد.

 

طنز ابوعلي‏سينا: اين انديشمند و دانشمند و فيلسوف بدون هيچ مشكلي در رشته‏هاي خوب قبول مي‏شد ولي متاسفانه سرانجام يكي از پيشنهادها و بورس‏هاي تحصيلي دانشگاه‏هاي خارجي وسوسه‏اش مي‏كرد و باعث فرار مغزهايش به ري، بلخ يا شوشتر مي‏شد!

 

مشاهير کنکوري (1)

 

طنزاسكندر مقدوني: وقتي اسكندر و سپاهيانش به ايران حمله كردند و رسيدند لب مرز، متوجه مي‏شوند براي ورود به كشور بايد كنكور بدهند و طبق قوانين موجود، كسي نمي‏تواند همين‏طوري الكي سرش را بيندازد پايين و بيايد كشور ما را اشغال كند. اسكندر همان‏جا لب مرز مرتب كنكور مي‏داد و هي رتبه لازم را به دست نمي‏آورد و به اين ترتيب نه تنها عمر خودش، بلكه عمر نوح و نتيجه‏هايش هم به اشغال كشورمان قد نمي‏داد!

 

طنز فردوسي: چون پادشاهان و بزرگان هم عصر اين شاعر بزرگ از درك هنر او عاجز بودند و از طرفي سرودن شاهنامه درآمد چنداني براي او نداشت و دخل و خرجش با هم جور نمي‏شد و مرتب به كاسب و بقال و قصاب و سوپرماركت سر كوچه و شركت فروشنده خودروي ليزينگي‏اش بدهكار بود، مي‏رفت در موسسه كنكور انيشتين كتاب‏هاي كنكور به شعر مي‏نوشت و آخر سر هم مي‏گفت:

بسي رنج بردم در اين سال سي / عجم زنده كردم بدين كتاب كنكوري!

 

طنز سعدي: خوشبختانه سعدي آنقدر زرنگ بود كه بتواند گليم خودش را از آب بيرون بكشد و اجازه ندهد كنكور و قبول شدن يا نشدن در آن مسير زندگي‏اش را عوض كند، ولي به هر حال قطعاً يك باب جديد به گلستانش اضافه مي‏كرد و احتمالاً اسمش را هم مي‏گذاشت؛ آداب كنكور در سيرت پشت كنكوري‏ها!

 

طنز باباطاهر عريان: اين شاعر بزرگ چون در كلاس‏هاي كنكور شركت مي‏كرد متوجه مي‏شد نام فاميلش باعث مي‏شود بچه‏هاي كلاس هر روز مضامين جديدي برايش كوك كنند و در گام اول مي‏رفت فاميلي‏اش را عوض مي‏كرد و مثلاً مي‏شد باباطاهر پوشيده! در ادامه هم در رشته ادبيات قبول مي‏شد و شعر مي‏سرود ولي اشعارش به شدت تحت تاثير كنكور قرار مي‏گرفت، مثلاً مي‏سرود:

بده خنجر كه تا سينه كنم چاك / ببينم تست بر جونم چه كرده؟

 

منتظر معرفي مشاهير کنکوري ديگري باشيد.

 

منبع :سايت گزينه دو



در ادامه بخوانید

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------