تازه های تقویم تاریخ


داريوش بزرگ پدر ناسيوناليسم ايراني

تقویم تاریخ - 13 تیر

489پیش ازمیلاد:4 ژوئيه سال 489 پيش از ميلاد داريوش بزرگ - شاه شاهان - كه بر تمركز امور و ايراني…


تقویم تاریخ - 28 اسفند



1293ش:اسفند 1293 (مارس 1915) و در دومين سال جنگ جهاني اول، ماجراي ناپديد شدن «وسموس» ديپلمات آلماني در فارس، دولت ايران را دچار بحران شديد كرده بود كه بالاخره باعث كناره گيري ميرزاحسن مستوفي از رئيس الوزرايي شد و ميرزاحسن مشير الدوله جاي او را گرفت.

«وسموس» كنسول آلمان در شيراز كه شهرت داشت ايرانيان و سران بعضي قبايل را بر ضد انگلستان تحريك مي كند نيمه اسفند در مسير شيراز به بهبهان توسط نيروهاي انگليسي كه طبق موافقتنامه سن پترزبورگ جنوب و شرق ايران منطقه نفوذ آنها بود دستگير و بازداشت شده بود. دولت آلمان از طريق نماينده سياسي خود در تهران در اين زمينه به مستوفي رئيس الوزراء ايران اعتراض كرده بود. مستوفي در پي اين اعتراض از والي (استاندار) فارس خواست كه وسموس را از انگليسي ها بگيرد كه انگليسي ها خبردادند وسموس از قرارگاه آنها گريخته و احتمالا به برازجان رفته است. والي فارس عازم برازجان شد كه وسموس را تا شيراز بدرقه كند تا نيروهاي انگليسي دوباره او را بين راه دستگير نكنند. مستوفي كه از اين وضعيت و مداخلات انگليسي ها خسته شده بود از كار كنار گيري كرد و مشير الدوله رئيس الوزراء شد. كابينه مشير الدوله تنها 18 روز عمر كرد و بر اثر فشار روسيه و انگلستان كه نگران افزايش محبوبيت آلمان ميان ايرانيان بودند بركنارشد. پس از انحلال كابينه مشيرالدوله، به فاصله 24 ساعت احمدشاه دو رئيس الوزراء تعيين كرد. اولي را به اصرار سفيران انگلستان و روسيه و دومي را تحت فشار سفيران آلمان و عثماني! و بالاخره مجلس به رئيس الوزراء سوم كه عين الدوله بود راي تاييد داد كه او هم سه ماه بعد كناره گيري كرد.

احمدشاه که چنين ديد دست به دامن مستوفي شد كه رئيس الوزراء شود كه نپذيرفت، عين الدوله و مشير الدوله هم زير بار تشكيل كابينه نرفتند كه مجلس دوباره سراغ مستوفي رفت و اورا به رئيس الوزراء شدن راضي كرد.

دليل اين وضعيت بحراني، مداخلات خودسرانه نيروهاي انگلستان و روسيه در ايران بود كه انگليسي ها در بوشهر ژاندارمهاي ايران را خلع سلاح كرده بودند و روسها بيش از ده هزار قزاق در قزوين مستقر ساخته و هردم دولت تهران را كه ديگر كاري از دستش بر نمي آمد تهديد مي كردند و در شهرهاي مركزي و جنوبي از جمله اصفهان، كرمان و فارس مردم به جان نمايندگان انگلستان افتاده بودند و به قتل و جرح آنان مبادرت مي كردند.

 

ميرزا حسن مشير الدوله

 

1302ش:تظاهرات به حمايت از برقراري نظام جمهوري در ايران كه پرچمدار آن ژنرال رضاخان رئيس الوزراء و سردار سپه وقت بود در آخرين روزهاي سال 1302 (مارس 1924) به اوج خود رسيده و همه امور كشور را تحت الشعاع خود قرارداده بود.

تظاهرات كه از تهران و ميدان توپخانه آغاز شده بود به سراسر ايران گسترش يافته بود و سيل تلگرام به پشتيباني از فكر برقراري جمهوريت از شهرستانها به تهران سرازير بود، حتي در آخرين جلسه عمومي مجلس شوراي ملي در سال 1302 كه 28 اسفند برگزار شده بود گروهي از افسران ارتش وارد جلسه شده و خواستار حذف قاجاريه و سلطنت، و برقراري جمهوري شدند و گفتند كه از حكومت «دوله ها» و «سلطنه ها كه ازدستشان كاري جز بي عرضگي ساخته نيست خسته شده اند. به اشاره سردار سپه، در اين روز و روز بعد ادارات دولتي نيز تعطيل كردند و كارمندان به تظاهر كنندگان پيوستند. در برابر، گروهي هم در مسجد شاه (واقع در بازار تهران) اجتماع كرده و با جمهوريت دست به مخالفت زده بودند.

در همين روز رضاخان از محمد حسن ميرزا وليعهد خواست كه كناره گيري كند. احمد شاه در اروپا بود. اين وضعيت سبب شده بود كه مجلس شوراي ملي جلسه خصوصي تشكيل دهد و به موضوع رسيدگي كند كه در اين جلسه چند نماينده به حمايت و مدرّس و چند نماينده ديگر به مخالفت با برقراري نظام جمهوري سخن گفتند و قرار شد كه سي ام اسفند، مجلس يك جلسه فوق العاده تشكيل دهد كه در اين جلسه طرح تبديل نظام مشروطه سلطنتي به جمهوري مطرح شد. چون موضوع مهم بود تعطيلات نوروزي مجلس جز روز نوروز لغو شد. مجلس دوم فروردين ماه به بحث در اين باره ادامه داد.

در اين ميان بيشتر روحانيون و كسبه در تهران و شهرهاي ديگر به ضديت با جمهوري بپاخاستند و تظاهرات آنان در ميدان بهارستان مانع اتخاذ تصميم فوري در مجلس شد.

چند روز بعد ژنرال رضاخان براي مذاكره در اين باره با روحانيون قم به اين شهر رفت و چون مخالفت آنان را با نظام جمهوري مشاهده كرد در بازگشت به تهران ضمن صدور اعلاميه اي انصراف خود را از حمايت از برقراري نظام جمهوري در ايران اعلام داشت.

 

ژنرال رضاخان


1388ش:یک دادگاه تجدید نظر تهران حکم دادگاه بدوی در مورد حسین مرعشی 52 ساله از اعضای شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران و سخنگوی این حزب و از بستگان نزدیک هاشمی رفسنجانی را تایید کرد و وی 27 اسفند 1388 (18 مارس 2010) به زندان رفت. غلامحسين کرباسچي دبيرکل حزب کارگزاران سازندگي است. اين حزب در طول دو دهه عمر خود، از هاشمي رفسنجاني پشتيباني کرده است.

خبرگزاری فارس ضمن مخابره این گزارش، حکم دادگاه تجدید نظر را نيز منتشر کرده بود. این دادگاه راي صادره را به استناد ماده 248 قانون مجازات اسلامی قطعي اعلام کرده است. شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامی تهران 12 دی ماه 1388 حسین مرعشی را به تحمّل یک سال زندان و محرومیت از شرکت در هرگونه حزب و موسسه که به کارهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بپردازد محکوم کرده بود و این حکم که مرعشی و دو وکیل قضایی اش نسبت به آن درخواست تجدید نظر داده بودند، در دادگاه بدوی به شماره 126 ثبت شده بود. دادگاه بدوی (شعبه 26) مرعشی را به استناد ماده 500 قانون مجازات اسلامی و تجویز ماده 19 این قانون محکوم کرده بود. در گزارش فارس، توضیح بیشتری درباره اتهام داده نشده است.

مرعشی متولد رفسنجان سالها استاندار کرمان و نماینده این منطقه در مجلس بود و سپس معاون رئیس جمهور در امور میراث فرهنگی و گردشگری شده بود. وی در طول استانداری کرمان یک موسسه خیریه تاسیس کرد که هواپیمایی ماهان و خودروسازی بم وابسته به آن موسسه اند. اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی تاسیس موسساتی ازجمله شرکت هواپیمایی، کشتیرانی، مخابرات و ... را در دست دولت قرارداده است.

 

حسين مرعشي

 

2008م:هوگو چاوز رئيس جمهور ونزوئلا و صاحب فرضيه «سوسياليسم قرن 21» شانزدهم مارس 2008 در برنامه راديو تلويزيوني خود «الو ـ رئيس جمهور» از تاسيس «كمون هاي سوسياليست» در ونزوئلا خبرداد. وي گفت كه با استفاده از تجربه هاي دو قرن گذشته (شوروي و ...)، اجراي اين برنامه تدريجي خواهد بود، نه جهشي. به اين ترتيب كه در گوشه هايي از كشور آزمايش و پس از رفع نقائص تعميم داده خواهد شد.

چاوز (تلفظ آمريكاي لاتين: چاوس) در توضيح اين مطلب گفت كه با ايجاد اين كمون ها، اختيارات حكومت عملا به اين كمون ها يعني مردم سپرده خواهد شد (پاپيوليسم). مردم بايد در كارهاي حكومتي عملا و واقعا مشاركت داشته باشند و هدف واقعي از «دمكراسي» هم همين است. اين كمون ها نه تنها در حكومت مشاركت مي كنند و در كشور ايجاد همياري واقعي تامين خواهد شد، بلكه اين كمون ها تريبون هايي خواهند بود تا هركس انتقاد و نظر اصلاحي خود را بيان دارد و اطمينان داشته باشد كه مديريت كشور صدايش را خواهد شنيد، به آن توجه خواهد كرد و ايده اش را به نام خودش ثبت خواهد كرد. چاوس در مارس 2009 ضمن اعلام پيروزي کمون هاي ونزوئلايي در نخستين مرحله تجربه، برنامه مرحله دوم فعاليت اين کمون ها را اعلام داشت.

چاوز در برنامه راديو - تلويزيوني و وبسايت خود كه ضمن اعلام تصميمات و كارهاي دولت و امور سياسي، به پرسش هاي مردم نيز مستقيما پاسخ مي دهد و ميكروفن را به ميان مردم مي برد آغاز فعاليت كمون ها را از 13 آوريل 2008 اعلام داشت. اين كمون ها تعاوني ها و شركت هاي سوسياليستي تاسيس خواهند كرد تا به تدريج اقتصاد ونزوئلا «سوسياليستي» شود. به عبارت ديگر تاسيسات و منابع توليد و خدمات در هر محل بايد متعلق به جامعه و كاميونيتي همان محل باشد و بر استثمار نقطه پايان گذارده شود؛ اين است راه تكامل انسان. در هر محل، فعاليت كمون برحسب شرايط آن محل خواهد بود، هدف يكي است، ولي الگو و طرح متفاوت. در مرحله نخست، دو هزار كمون در ونزوئلا تاسيس شد و امور كاميونيتي خود را به دست گرفته اند.

چاوس گفت: ما به حد كافي پول داريم و اين پول را در اختيار كمون ها خواهيم گذارد. اين پول كه دقيقا حسابرسي خواهد شد بايد صرفا در ساخت سوسياليسم بكار رود و به اين ترتيب؛ ما ساختن سوسياليسم را از اقتصاد شروع مي كنيم تا موفق شويم، از كارهاي ساده و كوچك مثلا ساختن خانه و ....

چاوز گفت: قدرت بايد در دست توده ها (مردم) باشد و كار دولت تحكيم روابط، ايجاد همبستگي، راهنمايي و فراهم ساختن تسهيلات است. انسان سزاوار رنج كشيدن نيست و وجود طبقه و كلاس در جامعه را قلبا تحمل نمي تواند بكند، سكوت علامت رضا نيست. بايد در جامعه، امكان هايي فراهم آيد تا انسانها نهايت استفاده را از استعداد خود بعمل آورند كه راه رسيدن به سعادت مطلق است كه بشر همواره در جستجويش بوده است.

چاوس در آن روز (مارس 2008) گفت: دولت واشنگتن که در کنترل سرمايه داران است از همين برنامه هاي ما واهمه دارد و مي خواهد كه ديگران مارا تروريست بشناسند، حال آن كه تروريست واقعي جورج دبليو بوش است كه مي كوشد ميان كشورها تفرقه بيندازد و بر آنها كه در نتيجه تفرقه و اختلاف باهم ضعيف مي شوند حكومت كند و دارايي شان را دراختيار گيرد.


2008م:آرتور كلاركArthur Clarke از معروفترين نويسندگان داستان هاي با زمينه علمي يا «Science _ Fiction» هجدهم مارس 2008 در 90 سالگي و در سريلانكا درگذشت. وي در طول عمر يكصد داستان نوشت. قدرت تخيل آرتور تا به آنجا بود كه در دهه 1940 (حدود 60 سال پيش) در يك داستان، به همين صورتي كه امروز وجود دارد به ارتباطات ماهواره اي اشاره كرده بود. وي در داستانهاي علمي خود، دانش روز و پيش بيني هاي علمي اش را با انديشه صوفيان شرق در هم مي آميخت. او در سال 1951 داستاني تحت عنوان «Sentinel

» درباره كشف يك ماهواره متعلق به سيارات ديگر در كره ماه نوشت كه برپايه آن در سال 2001 يك فيلم سينمايي ساخته شد.

 

Arthur Clarke

 

2008م:سناتور آريزونا، جان مك كين كه نامزدي او از جانب حزب جمهوريخواه آمريكا در انتخابات رياست جمهور اين كشور در نوامبر 2008 به دليل شكست و يا كناررفتن رقيبان حزبي اش! قطعي شده بود و جورج دبليو بوش هم پشتيباني خود را از نامزدي وي اعلام داشته بود؛ در نيمه مارس 2008 يك بار ديگر از عراق ديدن كرد تا وعده هاي پيشين خودرا مورد تاكيد قرار دهد كه اگر رئيس جمهور شود تا تثبيت كامل اوضاع عراق و اطمينان از اين موضوع كه درپي خروج نيروهاي رزمي آمريكا (تنها نيروهاي جنگنده)، عراق تحت نفوذ ايران قرار نخواهد گرفت عراق را از نظاميان آمريكايي تخليه نخواهد كرد.

در اين سفر سناتور يهودي كانكتيكت، «جوزف ليبرمن» با مك كين بود. ليبرمن كه نامش در انتخابات سال 2000 به عنوان نامزد معاونت «ال گور» در تيكت او قرارداشت از حاميان سرسخت اسرائيل و از مشوقّان اشغال نظامي عراق بوده است. مادر "ال گور" هم يک بانوي يهودي بود. حمايت ليبرمن از رئيس جمهور شدن مك كين 71 ساله آنقدر زياد بود كه تصور مي رفت که اين بار نامزد معاونت وي شود. ليبرمن كه دهها سال در چارچوب حزب دمكرات آمريكا فعاليت سياسي داشت، در انتخابات پارلماني سال 2006 چون نتوانست دوباره از جانب اين حزب نامزد سناتوري ايالت خود شود، به عنوان نامزد مستقل (غير حزبي) در اين انتخابات شركت كرد و پيروز شد. او با وجود اين كه يك سناتور مستقل است هنوز رسما حزب دمكرات را ترك نكرده است.

مك كين، ليبرمن و همراهان پس از ديدار از عراق عازم اردن و اسرائيل شدند. يک هدف اين سفر اين بود كه به راي دهندگان آمريكايي ثابت كنند كه مك كين بيش از دو متقاضي باقيمانده نامزدي حزب دمكرات اطلاعات جهاني و تجربه سياست خارجي دارد.

مك كين 18 مارس 2008 پس از ورود به اردن شد، در يك مصاحبه تلفني با يك راديو آمريكايي نگراني خود را از طلوع ايران به صورت يك قدرت بزرگ در اين منطقه از جهان اعلام داشت. وي گفت كه آمريكا استطاعت تحمل ايران را به صورت يك كشور صاحب اسلحه اتمي ندارد. او افزود كه طبق كشف فرماندهان آمريكايي در عراق، ايران همچنان به ارسال برخي سلاحها براي مخالفان آمريكا در عراق ادامه مي دهد. مك كين سپس گفت: ايران اجازه مي دهد كه افراد القاعده وارد خاک ايران شوند و پس از كسب آموزش نظامي به عراق بازگردند!.

 

مك كين و ليبرمن با عرقچين ويژه در محل يادبود هالوكاست

 

1503م:امروز زادروز « بندتو وارچي Benedetto Varchi» مورخ و فيلسوف ايتاليايي است كه 19 مارس 1503 به دنيا آمد و 62 سال عمر كرد. وارچي به معني واقعي كلمه يك تاريخنگار حرفه اي بود . يك تاريخ شانزده جلدي محصول كار او ست . وي به خواست دولت فلورانس يك تاريخ جامع براي اين منطقه ايتاليا نوشت.او گفته است كه يك مورخ حرفه اي مي تواند به خواست و سفارش هر كس يك موضوع تاريخي و يا يك رويداد را بررسي كند ، حقايق را كشف و بنويسد ، ولي نبايد حتي اگر خنجر برگردنش بگذارند از حقيقت نويسي خارج شود . مورخ نبايد مرعوب و يا تطميع شود و اگر بشود از اين كسوت خارج است .

وارچي نوشتن رويداد به صورت مطلق را تاريخ نويسي نمي داند و آن را رويداد نويسي و درج وقايع عنوان داده است و تاكيد دارد كه مورخ بايد نظر خودرا هم بر رويداد اضافه كند . به گفته او ، ممكن است يك رويداد توسط چندين مورخ نوشته شود وهمين تفسير مورخ است كه ميان انها ايجاد تفاوت مي كند و يكنواخت بودن از ميان مي رود و تفسير رويدادها به تدريخ مورخ را فيلسوف و صاحب نظر مي كند.

 

بندتو وارچي

 

1336ش:بيست و هشتم اسفند زادروز حسين شمس (شمس ايلي) است كه از مهرماه 1336 تاكنون يك نفس در روزنامه اطلاعات به كار خبر اشتغال داشته است. وي 28 اسفند سال 1313 (19 مارس 1935) به دنيا آمده است. استعداد حسين در روزنامه نگاري به حدي بود كه پس از يك سال، دبير اخبار حوادث شهري و قضايي در روزنامه اطلاعات شد. قبلا احمد سروش (داستان نگار معروف) اين سمت را داشت كه به نفع حسين شمس كنار رفت و گفت كه شمس بيشتر از او شايستگي اين كار را دارد. حسين شمس خبرشناسترين روزنامه نگار ايراني و بهترين اديتور خبر و تنظيم صفحه و به ويژه صفحه اول است. نگارنده اين ستون با اين كه يك سال و چند ماه زودتر از حسين، وارد كار در روزنامه اطلاعات شده بود، سالها خبرنگار ميزي بود كه شمس در صدر آن مي نشست (رئيس ميز بود). حسين در تشخيص اهميت خبر نظير ندارد و محال است خبر تنظيم نشده و بي خاصيت را به چاپخانه بفرستد. حسين از سال 1345 تا سال 1359 معاون اول سردبير روزنامه اطلاعات بود. او كه در دوران دانشجويي از مخالفان سلطنت بود پس از براندازي 28 امرداد 1332 به همان دليل از دانشکده مربوط اخراج شده بود كه بعدا تحصيلات عالي خود را تكميل كرد. حسين كه 14 سال امور سردبيري اطلاعات را بدون قبول اين عنوان انجام مي داد، مي گفت كه نمي خواهد از مقامات، دستور سانسور كردن بشنود. شمس اخبار دستوري را به چاپخانه نمي فرستاد و مي گفت كه ناشر و يا سردبير كل بايد شخصا اين كاررا انجام دهند، نه او . شمس كه سالها اطلاعات بين الملل را تنظيم مي كند، در دهه 1370 از سوي ناشران چند روزنامه تازه و از جمله روزنامه ايران دعوت به همكاري شد ولي نپذيرفت و كتبا پاسخ داد كه روزنامه نگاري را در اطلاعات آغاز كرده و در همين جا به پايان خواهد برد. شمس كه از موسسان سنديكاي روزنامه نگاران كشور است در رعايت بي طرفي زبانزد است. او هرگز دعوت هاي رسمي را نپذيرفته و به مهماني هاي دولتي نرفته تا مجبور شود خبر تبليغي و بي خاصيت چاپ كند.

 

حسين شمس


1644م:19 مارس سال 1644 ميلادي « سي سانگ » امپراتور وقت چين از دودمان مينگ پس از اين كه شنيد يك مقام اين كشور از راه خيانت يكي از دروازه هاي پكن را به روي نيروهاي شورشي « لي زي چنگ » كه شهر را محاصره كرده بودند گشوده و شورشيان وارد شهر شده اند خودكشي كرد و متعاقب او دويست تن از اعضاي خاندان و درباريان او دست به خودكشي زدند تا اسير و تحقير نشوند و با خودكشي آنان حكومت سلسله مينگ بر چين كه 276 سال طول كشيده بود پايان يافت و سلسله« كوينگ» كه از منچوها بود و آخرين دودمان سلطنتي چين بشمار مي رود روي كار آمد . دودمان كوينگ در 1911 منقرض شد.

دودمان مينگ در سال 1368 ميلادي با بركنار كردن خاندان چنگيز ( مغولها ) بر جاي انها نشست و پايتخت چين را در« بي جينگ Beijing به معناي پايتخت شمالي ( پكن ــ پايتخت مغولها ) تثبيت كرد . اين دودمان ديوار چين را به منظور جلوگيري از رخنه مغولها تعمير و تقويت كرد. در زمان همين دودمان ، چين به صورت يك قدرت دريايي درآمده بود و بزرگترين كشتي هاي جهان آن روز را مي ساخت و با بنادر آسيا و افريقا داد و ستد داشت. دست اندازي ژاپني ها به شبه جزيره كره و فساد اداري باعث تضعيف اين دودمان شده بود.

 

قبور پادشاهان دودمان « مينگ » در نزديكي پكن

 

1687م:رنه ـ رابر لاسال Rene - Robert La Salle كه مالكيت دولت فرانسه را بر مناطق مركزي ايالات متحده امروز بر قرار كرده بود 19 مارس سال 1687 در تكزاس امروز هنگامي كه در جستجوي دهانه رود «مي سي سي پي» و جايي كه به خليج مكزيك مي ريزد بود به دست يكي از همراهانش كشته شد. لاسال منطقه طرفين رود مي سي سي پي را به نام لوئي 14 پادشاه وقت فرانسه « لوئيزيانا » اسم گذاري كرد كه هنوز باقي است.

لاسال از طريق كانادا دست به اكتشاف مناطق مركزي آمريكاي شمالي از شيكاگو تا دلتاي مي سي سي پي زده بود. وي نخستين اروپايي بود كه به رودخانه اهايو رسيد. او مركز تجسس خود را در سن لوئي كه اينك شهر بزرگي است مستقر ساخته بود . لاسال نخست تصور مي كرد كه مي سي سي پي به خليج كاليفرنيا مي ريزد ولي بعدا كه طول اين رودخانه را طي كرد به اشتباه خود پي برد. علت قتل او اين بود كه راه را گم كرده بودند و يكي از همراهان او كه به اين لحاظ كنترل اعصاب خود را ازدست داده بود لاسال را كشت. لاسال بر خلاف مهاجران انگليسي هاي كه سرخپوستان را مي كشتند با ايشان دوستي مي كرد و روابط حسنه داشت و از همان زمان سرخپوستان هميشه متحد فرانسه بودند و در جنگ با انگليسي ها به فرانسويان كمك مي كردند. 130 سال بعد از استقرار فرانسويان در امريكاي شمالي دولت واشنگتن لويزيانا را از دولت ناپلئون خريداري كرد.

 

رنه ـ رابر لاسال

2009م:در دو ماه فوریه و مارس 2009 ـ در بسیاری از تفسیرها این نکته مشاهده شد که جنگ سرد آمریکا با شوروی به جنگ سرد آمریکا با ایران تبدیل شده است و همان دولتهایی که در جریان آن جنگ از واشنگتن حمایت می کردند بویژه دولت لندن و دولت پاریس با همه امکانات تبلیغاتی به کمک آمریکا شتافته اند و لندن که درست از دو قرن پیش نسبت به ایران نظر خاص دارد بخش فارسی برتلویزیون بی بی سی افزوده و اعلام کرده است که مطالب آن را به متقاضیان درون مرز «ای ـ میل» هم خواهد کرد.

در اين تفسيرها چنين آمده بود: با استفاده از ماهواره های اجاره ای و شبکه رایگان اینترنت، هزینه یک جنگ سرد بمراتب کمتر از خرید 12 دستگاه تانک و بکار اندازی آنها است. به علاوه، نتیجه یک جنگ سرد، قابل پیش بینی است ولی نمی شود سرانجام یک تعرض نظامی را از قبل دقیقا در نظر گرفت. مثال: تعرض ناپلئون و هیتلر به روسیه، جنگ ویتنام، و ....

استادان علم سیاست (حکومت)، جنگ سرد را جدا از جنگ گرم نمی دانند زیرا که هدف از این دو جنگ یکسان است و به زانو درآوردن طرف مقابل، وادارکردن آن به تسلیم و .... و به زعم برخي از آنان، در جريان جنگ هر تبعه که عالما عامدا به مساعی دشمن کمک کند «خائن» محسوب می شود که البته اثبات آن با دادگاه است و اتهام دلیل اثبات نیست. اعدام ویلیام جویس انگلیسی (لرد هاو _ هاو) گوینده رادیو آلمان در دوران جنگ جهانی دوم به حکم یک قاضی انگلستان در سال 1946 به جرم خیانت به وطن، محکومیت میلدرد گیلارز و ایوا توگوری گویندگان آمریکایی رادیوهای برلین و توکیو به زندان طولانی؛ از آن پس برای وارد آوردن اتهام و محاکمه اصحاب تبلیغ در جریان یک جنگ سرد و یا گرم مرجع استناد قرارگرفته اند.

واژه مرکّب «جنگ سرد» 16 آوریل 62 ساله می شود که برای نخستین بار در آن روز در سال 1947 «برنارد باروک (باروخ ـ یهودی)» مشاور هری ترومن رئیس جمهور وقت آمریکا در یک سخنرانی رسمی آن را به زبان آورد و «والتر لیپمن» مقاله نگار یهودی مطبوعات آمریکا عنوان تالیف اکتبر سال 1947 خود قرارداد و به مفهوم درگیری لفظی، تشنّج ممتد و خصومت میان دو قدرت (در ابعاد سیاسی ـ اقتصادی و فرهنگی) عمومیت یافته است. پیش از باروک و لیپمن، «جورج اورول» روزنامه نگار انگلیسی در مقاله ای که در 19 اکتبر 1945 انتشار یافت بدون بکار بردن واژه مرکّب «جنگ سرد»، نوشته بود: بکارگیری بمب اتمی از سوی آمریکا در جنگ با ژاپن سایر دولتها را به اندیشه داشتن آن فرو برده و با توجه به قدرت تخریبی این بمب بکاربردنش آخرین گزینه خواهد بود و بنابراین؛ از این پس، درگیری ها به صورت سرد و بدون بکار بردن نیروی نظامی خواهد بود مگر اینکه یکی از دو طرف بسیار ضعیف، یک سرزمین تقسیم شده و یا پرآشوب و مملو از اختلافات داخلی باشد. جنگ سرد قرن بیستم اندکی پس از پایان جنگ دوم جهانی میان دو قدرت بزرگتر وقت ـ مسکو و واشنگتن ـ آغاز شد و تا پایان سال یکم دهه 1990 ادامه یافت. این دو قدرت در طول جنگ سرد دو بار در آستانه تبدیل آن به جنگ اتمی قرارگرفتند: بحران بر سر برلن که مسکو به آمریکا، انگلستان و فرانسه اولتیماتوم داده بود از غرب برلین خارج شوند و بحران موشکی کوبا در اکتبر 1962 که هر دو مورد (از ترس سلاح اتمی) به سازش منتهی شد.

جنگ سرد به مفهوم امروز ـ که استفاده دو دولت و یا دو گروه از نفوذ و بکارگیری قدرت سیاسی در سطح جهان و یا منطقه (از نوع جئوپولیتیک) علیه طرف دیگر است ـ در حقیقت از تئاتر جاسوس های انگلستان و روسیه در قرن 19 بر سر افغانستان آغاز شده است که کار جاسوس ها هم گوشه ای از جنگ سرد است. بازنده جنگ سرد نیمه قرن نوزدهم، ایران بود که در سال 1857 بخش خاوری خود (هرات و غرب افغانستان امروز) را از دست داد زیرا که در جریان آن جنگ سرد، دربار ایران به ساز مسکو بیش از لندن می رقصید.

اصطلاح جئوپولیتیک از سال 1897 و از تالیف «فردریک راتسل» استاد آلمانی گرفته شده و عمومیت یافته که در این تالیف به تشریح تاثیر وضعیت جغرافیایی بر سیاست پرداخته بود.

جنگ سرد مسکو و واشنگتن از 1946 و از زمانی علنی شد که شوروی که هنوز نیروهای خودرا از ایران بیرون نبرده بود مانع از ادامه حرکت عناصر سه لشکر ایران به سوی آذربایجان و پایان دادن به فتنه پیشه وری شده بود. «جورج کنان» دیپلمات و اندیشمند آمریکایی همان وقت یک تلگرام طولانی از مسکو به واشنگتن مخابره کرد و با انتشار مفاد آن در رسانه های آمریکا جنگ سرد علنی شد و شدت یافت و .... شوروی با قطع حرکت نیروهای نظامی ایران به سوی آذربایجان در نیمه راه، اعلامیه سال 1943 سران سه دولت در تهران را نقض کرده بود.

در آغاز کار، ابزار اصلی جنگ سرد عبارت بودند از نطق و نوشته ها، وارد آوردن اتهام، تهدید و اخطارها، قهر و آشتی ها و اعمال محدودیت ها و محاصره غیر نظامی. رسانه ها وسیله انتقال آنها بودند که به تدریج رو به تکامل گذاردند و دروغ پراکنی و تحریک، سپس تضعیف وحدت ملی و ایجاد نارضایی داخلی، حملات ایدئولوژیک و تضعیف فرهنگی و ... بر آنها اضافه شدند. تکامل تکنولوژی مخابرات به جنگ سرد دولتها چهره تازه ای داده است و آخرین تحول در آن، بمباران کشور مورد هدف با افزایش رادیو ـ تلویزیونهای ماهواره ای، وبسایت ها و نیز ایمیل مطالب آنها بوده است. این رادیو تلویزیونها کار خودرا با انتشار مطالب معمولی آغاز می کنند و پس از جلب مخاطب به راه اصلی می روند.

 

 جنگ سرد آمریکا، انگلستان و فرانسه با ایران


2009م:تظاهرات پاکستانی ها در پی محروم شدن نواز شریف (نخست وزیر پیشین که با کودتای ژنرال مشرف برکنار و از وطن تبعید شده بود) و رهبر یک شاخه حزب مسلم لیگ و برادرش شهباز از احراز مقام انتخابی و انتصابی که به برقرار شدن نظم تازه در پاکستان کمک بسیار کرده اند 16 مارس 2009 به نتیجه رسید و با هر سه خواست فوری او موافقت شد تا برنامه راهپیمایی طولانی صدها هزار نفری 18 مارس خود از پنجاب به اسلام آباد را لغو کند که چنین شد. نواز شریف که در کناره گیری ژنرال مشرف و اعاده حقوق اساسی سهم عمده داشته است خواسته بود:

1 ـ افتخار محمد چودری 61 ساله قاضی بلوچ و رئیس پیشین دیوان عالی پاکستان که در سال 2007 به تصمیم ژنرال مشرّف برکنار شده بود به مقام خود بازگردد. افتخار محمد در آن سال اعلام حالت فوق العاده در پاکستان را عملی مغایر اصول قانون اساسی خوانده بود که ضدیت آشگار با تصمیم رئیس جمهور وقت (مشرّف) بود. بعلاوه، حاضر نشده بود که انتخاب مجدد اورا به ریاست جمهوری به صورتی که انجام شده بود قانونی اعلام دارد.

2 ـ رای دیوان عالی (که تحت فشار آصف علی زرداری رئیس جمهور صادر شده) و طبق آن وی و برادرش شهباز ـ بزرگ وزیر ایالت پنجاب ـ از احراز مقام انتصابی و انتخابی محروم شده اند تجدید نظر و لغو شود و فرماندار انتصابی پنجاب که در پی صدور آن رای برجای برادرش نشسته که منتخب مردم بود احضار شود. محافل حقوقی جهان قبل از آغاز تظاهرات، رای دیوان عالی پاکستان مبنی بر محروم کردن دو برادر شریف از احراز مقام را عملی غیر دمکراتیک خوانده بودند.

3 ـ دستور رئیس جمهور (زرداری) مبنی بر منع برگزاری اجتماعات و انجام تظاهرات که تنها وسیله ابراز مخالفت مردم است لغو شود.

یوسف رضا گیلانی نخست وزیر پاکستان دو روز پیش از آغاز راهپیمایی طولانی (به سبک گاندی) با هر سه خواست موافقت کرد و برنامه راهپیمایی طولانی که ژنرال کیانی فرمانده ارتش را نگران کرده بود لغو شد. ارتش در مقابله با مردم در جریان این تظاهرات تردید داشت.

نواز شریف در پی این پیروزی به طرح خواست دیگر خود که شش سال است روی آن پافشاری می کند پرداخت و خواستار لغو اصلاحیه هفدهم قانون اساسی پاکستان و بازگردانیدن اختیارات حکومتی به نخست وزیر شد زیرا که پاکستان همانند انگلستان باید حکومت پارلمانی داشته باشد. ژنرال مشرف در سال 2003 اصلاحیه هفدهم را پیشنهاد کرد و به استناد آن اختیارات نخست وزیر را به خود که در آن زمان رئیس جمهور بود منتقل ساخت. حال انکه این اصلاحیه در تباین با اصول دیگر قانون اساسی پاکستان است. یکی از هدف های تظاهرات دامنه داری که منجر به کناره گیری ژنرال مشرف شد بازگرداندن اختیارات دولتی به نخست وزیر بود که زرداری پس از انتخاب شدن (با کمک نواز شریف) به ریاست جمهوری حاضر نشد از دیوان عالی بخواهد که اصلاحیه 17 را که مغایر سایر اصول قانون اساسی است لغو کند.

 

نواز و شهباز شريف؛ ايستادگي در برابر زور

 

طبق گزارش های منتشره در مارس 2009، با این خواست نواز شریف هم موافقت و قول ارسال دادخواست به دیوان عالی داده شد. با این پیروزی ها، نواز شریف دفعتا به مرد شماره یک سياسي پاکستان مبدل شده است.

بانو کلینتون وزیر امور خارجه امریکا و نیز وزیر امور خارجه انگلستان در روزهای 16 و 17 مارس هرکدام دو بار تلفنی از نواز شریف خواسته بودند که مذاکره و سازش را بر ادامه تظاهرات خیابانی مقدم دارد مخصوصا که دو روز مانده به اجرای برنامه راهپیمایی بزرگ، در یک انفجاری انتحاری در راولپندی دست کم 14 تن کشته شده بودند. این دو وزیر قبلا تلفنی با زرداری مذاکره کرده بودند.

نواز شریف در مکالمات تلفنی با وزیران امور خارجه آمریکا و انگلستان، اعمال نفوذ شخص آصف علی زرداری رئیس جمهور (شوهر بی نظیر بوتو متوفی) را در صدور رای دیوان عالی مبنی بر محرومیت او و برادرش از احراز مقام موثر اعلام کرده و آن را نوعی میزپرستی و تخلیه میدان برای خود خوانده بود. حال آنکه زرداری قبلا خود متهم به سوء استفاده مالی شده بود و به «آقای ده درصد پورسانت» معروف است. با لغو حکم سال 2007 ژنرال مشرف مبنی بر برکناری افتخار محمد چودری و ده قاضی دیگر، رئیس دیوان عالی که حکم محروم کردن نواز و شهباز شریف را از هرگونه مقام تایید کرده بود بازنشسته شد.


721: در بابل ( جنوب عراق امروز ) ماه گرفتگي مشاهده شد كه آن را ثبت كردند و سفالنبشته آن كه شرح ماجراست به دست آمده است.

1571: اسپانيايي ها مانيل امروز را به عنوان پايگاه استعمار خود بر فيليپين انتخاب كردندكه همه اين سرزمين به نام فيليپ پادشاه وقت اسپانيا « فيليپين » نامگذاري شده است.

1628: مهاجرنشين انگليسي ماساچوست در امريكاي شمالي تاسيس شد.

1748: قانون تبعه خواندگي ( نچراليزيشن ) انگلستان به يهوديان امكان داد كه به آمريكاي شمالي مهاجرت كنند.

1938: «لازارو كاردناس» رئيس جمهور مكزيك منابع نفت و صنايع مربوط را در اين كشور ملي اعلام و اموال موسسات خارجي فعال در اين صنايع را مصادره كرد و دست به فروش نفت به آلمان (نازي) زد. در دهه هاي سوم و چهارم قرن 20، مكزيك دومين كشور توليد كننده نفت در جهان بود.

# 1942: رئيس جمهوري وقت آمريكا دستورالعملي صادر كرد كه به دليل ورود اين كشور به جنگ جهاني دوم مردان 45 تا 64 ساله آمريكايي هم بايد براي خدمات غير رزمي ثبت نام كنند.

1945: در نتيجه حمله انتحاري ( كاميكازي ) يك خلبان ژاپني به يك ناو امريكايي در نزديكي آبهاي ژاپن 800 تن از افراد نيروي دريايي آمريكا كشته شدند.

1945: هيتلر دستور العملي صادر كرد كه برپايه آن بايد همه موسسات توليدي آلمان كه ممكن بود مورد استفاده فاتحان جنگ جهاني دوم قرار گيرند منهدم شوند.

1965: دكتر سوكارنو رئيس جمهوري اندونزي همه شركتهاي نفتي خارجي در آن كشور را ملي اعلام كرد. همين اقدام بر مخالفت غرب با او افزود و ژنرال سوهارتو تشويق به كودتا بر ضد وي شد.

منبع:iranianshistoryonthisday.com

مطالب پیشنهادی,وبگردی
 

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------