تازه های تقویم تاریخ


داريوش بزرگ پدر ناسيوناليسم ايراني

تقویم تاریخ - 13 تیر

489پیش ازمیلاد:4 ژوئيه سال 489 پيش از ميلاد داريوش بزرگ - شاه شاهان - كه بر تمركز امور و ايراني…


تقویم تاریخ - 20 بهمن



 

 

 

867م:يعقوب ليث مبارز خستگي ناپذير راه تجديد استقلال و يکپارچگي ايران، حاکميت ملّي ايرانيان و قهرمان ميهن كار آزادكردن هرات، باميان، بلخ، كابل، غزنه و بُست از سلطه عرب (تازيان) را نهم فوريه سال867 مصادف با 20 بهمن تكميل كرد. يعقوب در طول يازده سال بعد نيشابور، گرگان، كرمان، فارس و خوزستان را هم از چنگ عرب خارج ساخت و و درجریان پیشروی به سوی بغداد در ناحیه دیرالعاقول (کنار دجله) با سپاه اعزامی حکومت عباسیان رو به رو شد و به نبرد پرداخت. یعقوب پیشنهاد سازش خلیفه را رد کرد. وی درخوزستان خودرا برای لشکرکشی دیگری به سوی بغداد آماده می کرد که براثر بيماري قولنج درگذشت و در همانجا مدفون شده است.


1291ش:دولت وقت تهران در بهمن سال 1291 هجري خورشیدی (فوريه 1913) به فاصله يك هفته امتياز ايجاد راه آهن آذربايجان و استخراج معادن طرفين آن را به روسيه و عينا چنين امتيازي را درخوزستان به علاوه اسكله ها و باراندازهاي خرمشهر به انگلستان واگذار كرد كه آغاز جنگ جهاني اول در سال بعد، استفاده از هر دو امتياز را دچار مشكل ساخت و در سال 1917 دولت تزاري روسيه از ميان رفت و همه امتيازهاي اكتسابي آن دولت ابطال شد. مورخان بکاررفتن عبارت "استخراج معادن طرفین خطوط راه آهن" را بدون تعیین طول و عرض محدوده، غفلت و یا خیانت مقامات مربوط وقت ذکر کرده و نوشته اند که این امتیازها که به دلیل تغییر وضعیت جهان عملی نشد نه تنها مغایر منافع ملی بلکه خارج از وظایف یک و یا چند مقام دولتی بود.

 

1828م:منطقه نخجوان كه طبق قرارداد ترك مخاصمه ايران و روسيه در سال 1828 موسوم به «تركمن چاي» از ايران جدا شده است نهم فوريه سال 1924 از سوي دولت مسكو به صورت يك منطقه خود مختار اعلام شد. در قديم، نخجوان «نكزوانا» و «نكزوان Naxuan» تلفظ مي شد و از زمان تاسيس كشور ايران به دست كوروش بزرگ تا 1828 گوشه اي از خاك اصلي ايران بود. قرارداد ننگين ترکمن چاي هم بمانند قرارداد گلستان با پادرمياني انگلستان به سران ناآگاه و حرمسرادار مغول تبار وقت تهران قبولانده شده بود. در سال 1991 و در پي فروپاشي شوروي که برجاي امپراتوري روسيه نشسته بود، بسيار از ميهندوستان ايراني انتظار داشتند که دولت ايران ولو به صورت سمبوليک دو قرارداد مورد بحث را لغو و کان لم کن اعلام دارد زيرا که طرف دوم قرارداد، ديگر وجود نداشت.

 

1332ش:فعاليت هاي مربوط به نفت ايران در سراسر بهمن 1332( ژانويه و فوريه 1954 و چهار - پنج ماه پس از براندازي 28 امرداد) به اوج خود رسيده بود. دولت وقت (معروف به دولت كودتا) يك خارجي را به عنوان كارشناس و مشاور نفتي خود استخدام كرده بود تا مردم باور كنند كه در معاملات با كنسر سيوم مغبون! نخواهند شد.

نمايندگان و كارشناسان کمپاني هاي نفتي بلوک غرب - تشكيل دهنده كنسرسيوم نفت ايران! در طول بهمن ماه ميان تهران و مناطق نفتي جنوب در رفت و آمد بودند.

ايرانيان كه تجربه دوران حكومت دكتر مصدق و وجود نشريات و احزاب مستقل و فعاليت هاي سياسي آزاد آنان را نسبت به گذشته روشنتر و به مسائل وطن حساس كرده بود به گزارشهاي منتشره در رسانه هاي تهران اعتماد نداشتند و شبها اخبار را از بخش فارسي راديوهاي دهلي و مسكو مي شنيدند. كودتاگران پس از برانداختن حكومت دكتر مصدق، سلاخي گسترده اي در نشريات به راه انداخته بودند و نشريات باقيمانده تهران به افراد مورد اعتماد دولت وقت (خودي ها) تعلق داشتند. قضيه "خودي" و "ناخودي - بي خودي" مسئله قديمي ايران بوده است و تا کنار گذارده نشود تحولي به چشم نخواهد خورد.

به سبب حكومت نظامي در تهران، اصفهان و شهر هاي بزرگ ديگر و منع اجتماع غير مجاز بيش از سه نفر، شبي نبود كه ماموران به چند خانه كه همسايگان و دوستان براي گوش كردن به اخبار راديو دهلي جمع مي شدند حمله ور نشوند و آنان را دستگير و راديو را ضبط نكنند. بخش فارسي راديو دهلي در آن زمان وسيعا و به صورت بي طرفانه اخبار مربوط به ايران را پخش مي كرد و « نهرو » زير بار فشار سانسور آن نمي رفت. بسياري از رهبران سياسي وقت هند علنا گفته بودند که ژنرال زاهدي نماينده ايرانيان نيست که از جانب آنان سخن بگويد و از ما بخواهد که مطالب راديو دهلي را محدود کنيم. تا زماني که ايرانيان بخواهند و به اين راديو گوش کنند اين رسانه به همين صورت به کار خود ادامه خواهد داد.

 

1333ش:در اين روز در سال 1333(فوريه 1955) كار خانه سازي در اراضي نارمك واقع در شرق تهران كه به اقساط و به متري چهل ريال (چهار تومان = 40 قران) به كارمندان دولت و معلمان تهران فروخته شده بود از سوي بانك ساختماني (بانک مسکن امروز) متعلق به دولت آغاز گرديد و در مدتي كمتر از 3 سال، هزار خانه دو و سه اطاقه ويلايي در اين اراضي ساخته شد و به اقساط در اختيار صاحبان همان اراضي قرار گرفت. اين خانه ها به سبك خانه سازي در آمريكا فاقد ديوار (حصار) بود. انتقال (فروش) اين اراضي و ساختمانها تا سالها ممنوع بود. به علاوه، تا ده سال سند قطعي به صاحب زمين داده نشده بود.

در آن زمان نارمك يك شهرك مدرن در حاشيه تهران بود که شهردار آن را هم بانك ساختماني تعيين مي کرد.

 

1974م:نهم فوريه 1974 (20 بهمن 1352) دولت مسکو که از اپریل 1972 با عراق پیمان دوستی همه جانبه داشت ضمن انتقاد از دولت وقت ایران اعلام داشت که از شکوائیه عراق علیه ایران در شورای امنیت دفاع خواهد کرد و اگر بغداد تقاضاکند ناوگان به خلیج فارس خواهدفرستاد. روز پیش از آن (هشتم فوریه) بغداد عليه تهران به شوراي امنيت سازمان ملل شكايت برده و مدعي شده بود كه نه تنها ايران واسطه انتقال پول، اسلحه و كمكهاي ديگر آمريكا به كُردهاي عراقي براي ادامه جنگ با دولت عراق شده است بلكه نيروهاي مسلح ايران به حمايت از كُردها و همچنين در نقاط مرزي ديگر وارد خاك عراق شده، جمعا بيش از 30 نظامی عراقي را كشته و زيانهاي مالي وارد ساخته اند. در شکوائيه آمده بود که در يك مورد تانکهای ايران تا عمق پنج كيلومتري وارد خاك عراق شده و تخریب ایجاد کرده بودند.

در پی حمایت مسکو از متحد خود ـ عراق، شورای امنیت كار رسيدگي به شکایت را آغاز کرد.

کتاب خاطرات هنري كيسينجر ـ مقام وقت دولت آمريكا که دو دهه بعد انتشار یافت نشان داد که اعتراض ها و شکایت دولت عراق از دولت وقت ایران بي مورد نبود. طبق خاطرات کيسينجر، دولت پهلوی دوم كمكهاي آمريكابه كردهاي عراقي را كه با دولت اين كشور در حال جنگ بودند منتقل می کرد، رابط دو طرف بود و بعدا به مصطفي بارزاني اجازه داده بود كه در ايران [شهرستان کرج] سكونت و از اينجا مبارزه و ضدیّت با حكومت بغداد را رهبري كند.

 

1881م:فئودور دوستويفسكي (تلفظ انگلیسی: داستایفسکی) نويسنده روس (طبق تقویم میلادی گریگوری) نهم فوريه 1881 در 59 سالگی درگذشت. وی 11 نوامبر 1821 در مسکو به دنیا آمده بود و پدرش يك پزشك بود كه كشته شد. فئودور قلم و مهارت خود را در شرح و توصيف رنج انسانها بكار برد. 32 تالیف او که به زبانهای مختلف ترجمه شده اند با اینکه در حال و هوای قرن نوزدهم و توصیف دردها و طرز تفکر و روانشناسی روسهای آن زمان نگاشته شده اند نفوذ شگرف در روحیه ملل قرن بیستم داشته اند. او در نوشته هایش با مهارت تمام نقش ناآرامی های سیاسی ـ اجتماعی را در تغییرات روانی و روانشناسی انسان ترسیم کرده است که براین پایه از نیمه قرن بیستم تاکنون در روزنامه ها ستون و صفحات «کاتکست» دایر شده است. فئودور مهندسی خوانده بود ولی خدمت به انسان را در «نوشتن» تشخیص داد. نوشته های او عمدتا داستان هستند. او درعین حال روزنامه نگار و مقاله نویس بود.

فئودور دوستويفسكي با داشتن پدری ثروتمند داراي افكار سوسياليستي توام با صوفیسم بود و به محافل «مدینه فاضله سازان» رفت و آمد داشت که تزار وقت آنان را دشمن خود می پنداشت و محافلشان را کانون توطئه می خواند. انتشار داستان «مردم فقیر» در سال 1846 بر دشمنی تزار نسبت به فئودور افزود و از آن پس زیر نظر قرارگرفت و در سال 1848 دستگير و به اعدام محکوم شد ولی مجازات او به زندان تبدیل شد و در پي ماندن 4 سال در محبس اورا تبعيد كردند. محصول اين دوران كتاب «خانه مردگان» بود. ديدار دوستوفسكي از آلمان، انگلستان، فرانسه و ايتاليا جهان بيني اورا گسترش داد. او لندن آن زمان را پايتخت كاپيتاليسم جهان ناميد.

مهمترين داستانهاي دوستويفسكي عبارتند از: مضاعف، کتک خورده و تحقیرشده، یادداشتهایی از زیر زمین، جنايت و مجازات، شبهاي سفيد، قمارباز، ابله، دزد روراست، موجر، قهرمان کوچولو، تمساح، ماجرای منحوس و برادران كارامازوف. خاطرات دوستويفسكی ازجمله تالیفات اوست که وسیعا مورد بررسی و اظهار نظر پژوهشگران قرن 20 قرارگرفته و این نتیجه حاصل شده است كه زندان و مجازات سخت، تفكرات انديشمندان را تيزتر و آنان را مقاوم مي كند. به علاوه، هدف از زندان متنبّه ساختن و اصلاح فرد است كه در مورد اصحاب فكر مصداق ندارد. باتوجه به همین نظریه بوده است که بسیاری از دولت ها مخالفان فکری (منتقدان) خودرا به جای زندان منزوي می كنند و ضمن بازگذاردن راه مصالحه تنها رفت و آمدشان را محدود می سازند.

 

Dostoevsky

 

1441م:عليشير نوايي شاعر معروف قرن پانزدهم نهم فوريه سال 1441 به دنيا آمد. عليشير (نظام الدين ميرعليشير نوايي) به زبان فارسي و تركي جغتايي (نزديك به ازبكي) شعر سروده است. وي سالها در شهر هرات مي زيست و مورد توجه سلطان حسين ميرزاي تيموري بود. معروفترين ديوان عليشير، «خمسه» عنوان دارد كه آن را به سبك نظامي گنجوي سروده است. ملل منطقه فرارود عليشيررا شاعر ملي خود مي دانند. وي بسال 1501 در 60 سالگي درگذشت.

 

عليشير نوايي


1977م:سرگئی ایلیوشین Sergey Vladimirovich Ilyushin طراح معروف هواپیما نهم فوریه 1977 در 83 سالگی درگذشت. وی طراح جنگنده و بمب افکن های ایلیوشین و هواپیماهای مسافربر و باری ایلیوشین 18 و ایلیوشین 62 است. شکاری ایل ـ 2 و بمب های های ایل ـ 4 ساخت سرگئی ایلیوشین در طول جنگ جهانی دوم از عوامل پیروزی شوروی بر آلمان بودند. وی عضو آکادمی علوم شوروی و دارنده عنوان قهرمان کار سوسیالیستی و ستاره سرخ بود.

 

1874م:نهم فوريه سالروز درگذشت «ژول ميشله Jules Michelet» مورخ فرانسوي است كه در سال 1874 در 75 سالگي فوت شد. او كه در 1798 به دنيا آمده بود فرزند يك چاپخانه دار پاريسي بود كه آرزو داشت پسرش كار مهم انجام دهد.

كار بزرگ ميشله نگارش «تاريخ فرانسه» در چندین جلد است که هفت جلد آن مربوط به انقلاب فرانسه است. ميشله براي اين كار سي سال وقت صرف كرد. در اين كتاب، وي جزئيات تحولاتي را كه به ساخت ملت فرانسه منجر شد به رشته تحرير كشيده و كيفيت و روحيه فرانسويان را از ديدگاهي ميهندوستانه منعكس ساخته است. تالیف دیگر میشله «انقلاب ژوئیه» عنوان دارد که در لابلای آن خصلت و ماهیت انواع بپاخیزی ها را شرح داده است. ميشله در كتاب «مقدمه اي بر تاريخ» نوشته است كه در نگارش تاريخ، به رقم زدن اسناد خشك و پشت سر هم قرار دادن آنها نبايد اكتفا شود، بلكه مورخ ضمن ارائه حقايق، باید آنها را تحليل كند تا كتابهاي تاريخ، مشابه هم نباشند و هرتاليف نسبت به ديگري كاري نوين و تازه باشد و مكمّل يكديگر. وي از اين كه كتاب هاي تاريخ كه بايد به مردم و دولتمردان درس بدهند و تجربه گذشتگان را بياموزند رونوشت (المثناء) يكديگر شده اند ابراز تاسف و ناخرسندي كرده است. مورخ بايد برود و ببيند كه يك مقام چه كرده است، نه اين كه چه كسي و از چه فاميلي بوده است. آنچه كه مهم است خدمات اين فرد و ميزان وفاداريش به ملت و ميهن، و محافطت از حقوق مردم و تامين غرور، رفاه و آسايش آنان است. بزرگترين توصيه ميشله به تاريخنگاران اين بوده است كه هنگام آغاز به تحقيق و نوشتن، فريب شهرت يك مقام را نخورند، زيرا شهرت ممكن است به خاطر «خدمت» نباشد. او گفته است كه در قديم مقاماتي بودند كه به مردم ظلم، ولي به شعراء و نویسندگان خوبي و کمک مالی مي كردند و اينان بودند كه آنان را مشهور ساخته اند؛ نه خدماتشان. میشله اطلاق عنوان «سیاستمدار = پالیتیشن» به افراد را ردّ می کند و می گوید که تلاش این افراد عمدتا برای دستیابی به قدرت و نفوذ و بهره برداری از آن است.

مفسران افکار ميشله نوشته اند كه بزعم این مورخ و اندیشمند بزرگ، انتظار و توقع از يك مقام عمومی خدمت كردن خالصانه و بیطرفانه به جامعه است و فرق نمي كند كه این مقام انتخابي موقّت يا درازمدت باشد. این مفسران میشله را یک ناسیونالیست فرانسوی وانمود کرده اند که تاریخ را با برداشت خود از هر رویداد درهم آمیخته و نوشته است. به باور مفسران افکار میشله، این قدرت جویان هستند که هر اعتراض معمولی مردم را رنگ سیاسی می دهند و دامن می زنند تا شهرت بیشتری یابند، برسر زبانها افتند و احیانا به قدرت برسند و «شهرت وسیع» برخی را بیش از «مقام بالا» اقناع و راضی می سازد.

ميشله به كساني كه مي خواهند روزي يك چهره ملي و نامدار شوند اندرز داده است كه از جواني مراقبت كنند كه نقطه ضعف نداشته باشند كه با يك اتهام و شايعه كوچك هم مي شود تاريخ يك فرد را خراب كرد.

اين تاريخ نگار مي گويد: خدمت بزرگ يك فرد (هركس) به همنوعان اين است كه اواخر عمر بنشيند و اشتباههايي را كه در طول زندگي مرتكب شده است بنويسد و يا به همگان بگويد، تا اشتباه كردن از جامعه رخت بربندد. مجموعه اشتباهات مردم، يك جامعه را خراب و مسئله دار مي كند. قدرشناسي عامل مهمي در يك جامعه است كه اعضاي آن را به انجام كارهاي خوب و مهم كه پيشرفت جامعه به آنها بستگي دارد ترغيب و دلگرم مي كند. مورخ بايد نخست تحقيق كند كه در دوره مورد نظر، وضعيت قدرداني از افراد و همچنین روال تشويق و تنبيه چگونه و تا چه حد بوده است. اگر تشويق و حمايت در كار نباشد، هيچگونه پيشرفتي حاصل نخواهد شد. «تاريخ» همه اش شرح كارهاي سلاطين و شاهزادگان (سران كشورها و مديران جامعه) نبايد باشد كه مي دانيم بيش از نيمي از آن كارها دروغ است و يا اين كه به آن صورت نبوده است و سبيل نخستين نويسنده (مبلّغ) را كه رقم زننده دست اول و منبع استناد ديگران بوده قبلا چرب كرده بودند.

 

Jules Michelet


1848م:انقلاب مردم شهر رم که درچارچوب انقلابات سال 1848 اروپا صورت گرفته بود نهم فوریه 1849 با فرار پاپ (پی نهم) از مقرّ خود به نتیجه رسید و جمهوری روم به همان صورت دو هزار سال پیش و یک هیات رئیسه سه نفری احیاء شد. انقلاب شهر رم را سختگیری و خشونت های وزیر دادگستری پاپ وقت (به نام پلگرینو رسی) باعث شده بود که به قتل او انجامید. انقلاب از پانزدهم نوامبر 1848 آغاز شده بود. پس از فرار پاپ وقت با لباس مبدّل و پناه بردن به یک دژ نظامی، رهبران انقلاب و شهردار رم انتخابات عمومی برگزارکردند و مجمع ملی تشکیل دادند و این مجمع ضمن تدوین یک قانون اساسی، یک هیات سه نفری مرکب از یک فیلسوف (مازینی)، یک حقوقدان (آرملینی) و یک سیاستمدار مذهبی وابسته به پاپ (به نام سافی) را برای ریاست برجمهوری انتخاب کرد، آزادی مذهب و بیان عقیده داد و مجازات اعدام را لغو کرد. مجمع ملی رم پاپ را تنها به عنوان رئیس کل کلیساهای کاتولیک و روحانی شماره یک دنیای مسیحیت پذیرفت. پاپ ها از ده قرن پیش از آن عملا حکومت می کردند. پاپ که همچنان در دژ نظامی بود تشکیل و نیز مصوّبات مجمع ملّی را رد کرد و با ارسال نامه از سران کشورهای کاتولیک خواست که نیرو بفرستند و به جمهوریت رم پایان دهند که تنها فرانسه و اسپانیا درخواست پاپ را اجابت کردند؛ فرانسه 9 هزار و اسپانیا 4 هزار نظامی با چند کشتی توپدار فرستادند. عوام الناس که مدافعان جمهوریت بودند مسلح شدند و دست به دفاع زدند که مقاومت آنان چهارماه بیشتر طول نکشید و با عقب نشینی از رم و افتادن شهر به دست نظامیان فرانسه، عملا عمر جمهوری رومی قرن نوزدهم پایان یافت البته پاپ هم دیگر نتوانست حکومت کند و نیروهای وحدت ایتالیا که گروهی دیگر (جدا از انقلابیون شهر رم) بودند و در شمال این کشور پای گرفته بودند با راندن فرانسویان از شهر رم وحدت ایتالیا را در 1861 تامین کردند و قلمرو پاپ ها منحصر به واتیکان شد.

 

1912م:سرگذشت «اوا براون Eva Braun» زني كه تنها چند ساعت همسر قانوني هيتلر بود در كنار او وارد تاريخ شده است. «اوا» ششم فوريه سال 1912 در مونيخ به دنيا آمد و كار پدرش «تدريس» بود. وي 13 سال مِترس هيتلر بود. هيتلر 29 اپریل اورا زوجه قانوني خود كرد و روز بعد هر دو خودكشي كردند و اجساد آنان را در كنار هم آتش زدند تا به دست سربازان شوروي نيافتند.

اوا براون منشي عكاسخانه اي در مونيخ بود كه هيتلر از ديرزمان مشتري آن بود و در آنجا باهم آشنا شده بودند. وي بعدا كار چاپ عكسها را بر عهده گرفت و چون روي عكسهاي هيتلر بيش از اندازه دقت مي كرد مورد توجه او قرار گرفت.

در سال 1932 هنگامي كه «اوا» 20 ساله بود، هيتلر از وي خواست كه باهم زندگي كنند و «اوا» با وجود مخالفت پدرش دعوت هيتلر را كه هنوز يك مقام حزب ناسيونال سوسياليست كارگران آلمان (نازي) بود پذيرفت و از آن پس تا آخرين لحظه عمر با هم بودند. هيتلر «اوا» را در امور دولتي و سياست مداخله نمي داد و به ندرت اورا در مراسم با خود مي بُرد.

علاقه هيتلر به «اوا» وقتي بيشتر شد كه پس از نجات هيتلر از يك توطئه ژنرالها، «اوا» در نامه اي كه به او نوشت با جملاتي زيبا وفاداري هميشگي خودرا اعلام داشت. هيتلر مايل به بردن «اوا» با خود به پناهگاه زيرزميني نبود كه «اوا» گفت كه مايل است با او بميرد.

سي ام آوريل سال 1945 كه پناهگاه هيتلر از نزديك زير آتش ارتش سرخ بود هيتلر پيش از آن كه با شليك گلوله خودكشي كند به «اوا» داروي كشنده داد تا خودرا بكشد و وصيت كرد كه پس از مردن، اجساد آنها را با بنزين آتش بزنند. با وجود اين، سربازان شوروي بقاياي اجساد نيمسوخته را به دست آوردند. «اوا» تنها 33 سال عمر كرد.

 

Eva Braun

 

1984م:نهم فوريه سال 1984 يوري آندروپوف پس از 15 ماه حكومت بر شوروي در 70 سالگي از بيماري كليوي مزمن درگذشت و پنج روز بعد چرننكو 72 ساله جاي اورا گرفت. بیماری برژنف در سالهای آخر عمر و افراط در مصرف الکل امور اتحاد جماهیر شوروي را که زیر ضربات بی امان تبلیغاتی و دسته بندی های بلوک غرب قرارداشت مختل کرده بود که بیماری کلیوی اندروپوف نیز مانع از اصلاح نسبی اوضاع بدست او شد و چرننكو هم كه حكومتش كوتاه بود به علت ضعف جسمانی موفق به بازگرداندن امور به مسیر اصلی خود ـ سوسیالیسم نشد.

آندروپوف قبلا 15 سال و بیش از هرمقام دیگر مسئول امور امنيتي شوروي بود. وی در جلسات سران حزب حاکم از مخالفان کوتاه آمدن خروشچف درجریان بحران موشکی کوبا در اکتبر 1962 بود و هروضعیت پس از آن درجهان را نتیجه تصمیم خروشچف به سازش با جان اف. کندی بر سر بحران موشکی آن سال می دانست. وی عقیده داشت که آمریکاییان مطلقا نمی خواهند که در یک جنگ اتمی جزغاله شوند و لذا، در آخرین لحظه کوتاه می آیند. اندروپوف و سوسلوف [تئویسین حزب حاکم] از اندیشه یک درگیری اتمی میان شرق و غرب حمایت می کردند زیراکه گذشت زمان را به زیان بلوک شرق می دیدند. ایندو بارها در جلسات سران حزب گفته بودند که ابزار شوروی در جنگ سرد [ژورنالیسم شوروی] دربرابر غرب هیچ است و ما بازنده این جنگ خواهیم بود. آندروپوف که شاهد شورش مجارستان در دهه 1950 بود و تجربه بپاخیزی دهه 1960 در چک اسلواکی را داشت، در دهه 1970 ایجاد یک جامعه مشترک المنافع مرکب از کشورهای عضو پیمان ورشو را درجلسات کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی مطرح کرده بود و بارها با تاکید گفته بود که جماهیریه شوروی هم باید به صورت فدراسیونی مشابه ایالات متحده آمریکا درآید تا جمهوری های عضو که «دست ساخت» هستند ادعای استقلال نکنند. طبق طرح او، شوروی [امپراتوری پیشین روسیه] باید به صورت یک فدراسیون درمی آمد و با کشورهای عضو پیمان ورشو و نیز یوگوسلاوی و افغانستان یک کنفدراسیون (نوعی جامعه مشترک المنافع) تشکیل می داد و کشورهایی را که با مسکو قرارداد دوستی بسته بودند ـ صرف نظر از نظام حکومتی آنها ازجمله عراق، سوریه، لیبی و کوبا دعوت به عضویت وابسته به این کنفدراسیون می کرد با تاکید بر دفاع مشترک، قانون اساسی شوروی بازنگری می شد و ارتش به جای «شورای عالی = هیات رئیسه» پاسدار قانون اساسی می شد. به تفسیر مورّخان، اگر طرح اندروپوف عملی شده بود مسیر تاریخ و وضعیت جهان به صورتی دیگر بود.

اندروپوف در طول حكومت کوتاه خود يك بار شديدترين اخطاررا در مورد مداخله در اوضاع افغانستان به آمريكا داد كه در پي آن احتمال مي رفت به پاكستان كه مركز آموزش نظامي مخالفان حكومت كمونيستي افغانستان شده بود حمله موشكي كند.

اندروبوف در طول زمامداري [باتوجه به پیرشدن گارد قدیم و تجربه اش از بستری بودن طولانی برژنف] تلاش کرد چند مقام جوانتر حزبي را ارتقاء مقام دهد و یکی از این حزبی های جوانتر میخائیل گورباچف بود و همين ها بعدا فریب رونالد ریگان و مارگارت تاچر و مشاورانشان را خوردند و باعث فروپاشي بلوک شرق و شوروي شدند. پدر آندروپوف یک کوزاک و مادرش یک روس آلمانی تبار بود.

 

Yuri Andropov

 

2003م:خبر گزاري بلومبرگ آمريكا هشتم فوريه 2003 گزارش کرد كه هفته پيش از آن مجلس نمايندگان ايالت مشترك المنافع ويرجينيا با اكثريت 68 راي در برابر27 راي مخالف طرحي را تصويب كرده بود كه در مدارس دولتي اين ايالت از ابتدايي تا عالي، پرچم ويتنام جنوبي را ــ سرزميني كه در آوريل 1975 (28 سال پيش از مصوبه مجلس ويرجينيا) با ماهيت مستقل از ميان رفت و ديگر به اين نام ، كشوري در جهان وجود ندارد ــ به نشانه ملت ويتنام مورد استفاده قرار دهند! كه اين تصميم با اعتراض شديد دولت هانوي و انتقاد رسانه ها رو به رو شده بود و سوژه کاريکاتوريست ها و طنزنگاران قرارگرفته بود. اين طرح كه حامي اصلي و مطرح كننده آن رابرت هال نماينده شهرستان «فرفكس» همسايه ديوار به ديوار شهر واشنگتن پايتخت دولت فدرال آمريكا بود 31 ژانويه تصويب و به سناي ايالت ارسال شده بود.

دولت ويتنام كه با امريكا مناسبات سياسي دارد ضمن اعتراض به اين اقدام گفته بود كه اين امر به مناسبات در حال گسترش دو كشور آسيب وارد خواهد ساخت. وزيرامور خارجه ويتنام نيز اين اقدام را مغاير عرف بين المللي و حتي قانون اساسي آمريكا دانسته بود.

آمريكا و كمونيستهاي ويتنام در دهه 1960 و سه سال از دهه 1970 با يكديگر در حال جنگ بودند.

انگيزه اين اقدام بظاهر عجيب مجلس نمايندگان ويرجينيا (و طبق طنزها، احمقانه و خلاف منطق) اعلام نشده است . در امريكا ايالتهاي پنجاهگانه هركدام همانند يك كشور استقلال كامل داخلي، و قوانين از آن خود دارند.

 

رابرت هال


1361: پاپ از سران كشور هاي مسيحي خواست كه متفقا مانع تسلط تركان عثماني بر قسطنطيه ( استانبول ) شوند.

1640: سلطان مراد چهارم امپراتور عثماني كه براي جنگ با ايران وارد بغداد شده بود در اين شهر در گذشت . حكومت او بر عثماني هفت سال طول كشيده بود.

1932: خطوط هوايي شوروي ــ آئروفلوت ــ آغاز بكار كرد.

1934: اتحاديه بالكان بدون مشاركت بلغارستان و آلباني تشكيل شد و به همين دليل نتوانست كاري از پيش ببرد.

1972: شيخ نشين راس الخيمه به اتحاديه امارات عربي خليج فارس پيوست.

منبع:iranianshistoryonthisday.com

مطالب پیشنهادی,وبگردی
 

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------