تازه های تقویم تاریخ


داريوش بزرگ پدر ناسيوناليسم ايراني

تقویم تاریخ - 13 تیر

489پیش ازمیلاد:4 ژوئيه سال 489 پيش از ميلاد داريوش بزرگ - شاه شاهان - كه بر تمركز امور و ايراني…


تقویم تاریخ - 27 بهمن



 

 

 

923م:16 فوريه 923 ميلادي (301 هجري خورشيدي) روزی است که ابوجعفر محمد جرير طبري تاریخنگار شهیر ایران و مولف تاريخ «اخبار الرسل والملوك» از اين دنيا رفت. اثر مهم او که در 16 جلد انتشاریافته است به «تاريخ طبري» معروف است. محمد جرير از مردم طبرستان (تپورستان = مازندران) بود كه علاوه برتاريخ بسيار مفصل خود، چند تاليف و تفسير ديگر هم دارد. در آن زمان، همانند اروپا كه تا قرون جديد، كتابهاي فلسفي، تاريخ و علوم به زبان لاتين (زبان كليسا) تاليف مي شد تا در همه سرزمين هاي مسيحي مخاطب داشته باشد؛ بیشتر نويسندگان ايراني هم اين قبيل كتابها را به عربي مي نوشتند تا در سراسر جهان اسلامي انتشار يابد و خوانده شود. بنابر اين، محمد جرير هم تاليف خود «اخبار الرسل والملوك» و «الامم والملوك» را به عربي نوشت كه به دستور منصور ساماني، وزير وي ابوعلي محمد بلعمي آن را به پارسي برگردانيد كه نثري روان، ساده و دلنشين است. طبري آغاز قيام ايرانيان براي تامين استقلال وطن را شاهد بود.

محمد جرير در مقدمه تاليف خود نوشته است كه هدف او از اين كار پرزحمت؛ خبر رساندن و آگاهي دادن از حوادث ايام ملوك، پيمبران، و خليفگان از آغاز خلقت است، و كارهايشان را بگويم تا كوتهي آنان روشن شود. وي در اين مقدمه نوشته است كه آن چه را كه آورده از قول راويان و ناقلان است و از او نيست و درستي آنها را جز آن چه كه در زمان خودش و يا نزديك به عصر خودش بوده تضمين نمي كند.

مولفان تاریخ «تاریخ نویسی»، فایده تاریخ و تاریخ نگاری در کتب خود؛ مقدمه ای را که طبری بر تالیف بزرگ خویش «اخبار الرسل والملوک» برنگاشته تفسیر کرده اند که هدف اصلی از دانستن تجربه گذشتگان (خواندن تاریخ) است تا به همانگونه که طبری گفته است از کوتهی (اشتباه و غفلت) دیگران درس بگیرند و تکرار نکنند که گریزی از دادگاه «تاریخ» و مجازات ابدی آن نیست.


1306ش:روزنامه های تهران 27 بهمن ماه 1306 (فوريه 1928) خبر از اعدام سرهنگ محمود پولادين داده و نوشته بودند که وی مغز اصلی طرح توطئه برای قتل رضاشاه بود. سرهنگ پولادین سحرگاه 24 بهمن ماه در پادگان باغ شاه (پادگان حرّ) تيرباران شده بود . همدستان وی ـ چند افسر و غير نظامي ـ در همان محکمه نظامی به مجازات زندان محکوم شده بودند از این قرار:

سرگرد احمد همایون 15 سال، سرهنگ نصرالله خان هفت سال، سرگرد روح الله خان پنج سال و ....

به اصرار وکیل حئیم کلیمی (نماینده جامعه کلیمیان ایران در مجلس پنجم) و احمد پولادین و موافقت رئیس دستگاه قضایی ارتش (دیوان حرب) پرونده این دو متهم به همدستی با سرهنگ پولادین به دادگستری ارسال شد تا در آنجا بررسی شود. روزنامه های تهران جزئیات توطئه را فاش نکرده بودند و تنها نوشته بودند که طرح توطئه بلافاصله پس از تغییر سلطنت [بر تخت سلطنت نشستن رضاشاه] آغاز شده بود و پلیس 18 ماه تمام توطئه گران را زیر نظر داشت و پس از به دست آوردن اسناد «قاضی پسند» و اندکی پیش از اجرای توطئه دستگیرشان کرد.

درست 30 سال پس از اعدام سرهنگ پولادین(هشتم اسفند 1336)، سرلشکر ولی [محمد ولی] قره نی معاون ستاد ارتش و رئیس رکن دوم (اطلاعات ارتش) به همان اتهام دستگیر و بازداشت شد ولی روزنامه های وقت به جای اشاره صریح به قصد او دائر بر برانداختن شاه نوشته بودند که وی متهم است که از اختیاراتش سوء استفاده کرده و به مداخله در امور سیاسی ـ کشوری پرداخته بود. قره نی در مهرماه همان سال [پنج ماه پیش از بازداشت] سرلشکر شده بود. سرلشکر آزموده مدعی العموم وقت ارتش اقدام قره نی را خطرناکتر از سازمان نظامی حزب توده اعلام کرده و گفته بود که قره نی قصد ساقط کردن دولت و ریاست برکشوررا داشت. قره نی که بعدا به زندان و اخراج از ارتش محکوم شد در جامعه ايران به عنوان شخصيتي ملّي و ضد سلطنت شناخته مي شد و مورد احترام بود. وی پس از پیروزی انقلاب به ریاست ستاد ارتش منصوب شد و در دو نقطه کشور دست به سرکوب تجزیه طلبان زد. سرلشکر قره نی سوم اردیبهشت 1358 در خانه اش ترور شد.

 

سرهنگ پولادين


1314ش:رضاشاه پس از دريافت گزارش رئيس هيات سياسي ايران در واشنگتن 27 بهمن 1314 (16 فوريه 1936) دستور داد كه روابط سياسي با ايالات متحده آمريكا قطع شود. غفار جلال علاء رئيس نمايندگي ايران در آمريكا گزارش كرده بود كه پليس شهر واشنگتن اتومبيل وي را متوقف و با اين كه خود را معرفي كرده بود به او ورقه جريمه داد. وي نوشته بود كه به علت امتناع از دريافت ورقه جريمه، مامور پليس او را به ايستگاه پليس منتقل مي كند و در آنجا چند ساعت بازداشت مي شود كه اين عمل مغاير مصونيّت ديپلماتيك است. در روز مورد بحث، «غفارجلال علاء» خود رانندگي اتومبيل سفارت را برعهده داشت. پليس واشنگتن او را متهم به رانندگي بيش از سرعت مجاز كرده بود.

وزارت خارجه ايران گزارش را عينا براي رضا شاه ارسال مي دارد و وي اين عمل را بي احترامي نسبت به كشور ايران تلقي كرده و دستور قطع روابط و احضار كاركنان سفارت ايران از واشنگتن و اخراج هيات سياسي آمريكا از تهران را مي دهد. قطع روابط ازنيمه فروردين 1315 عملي مي شود، ولي غفار جلال علاء در بهمن ماه به تهران احضار مي گردد. مقام ديپلماتيك وي در واشنگتن، «وزير مختار» بود. روابط ايران و آمريكا پس از اين رويداد مدتها قطع بود.

 

رضاشاه

 

1902م:امروز زادروز داستان نگار معروف ايران «صادق هدايت» است كه 16 فوریه ۱۹۰۲ در تهران متولد شد و 49 سال زندگي كرد. وی از تبار رضاقلي هدایت نویسنده، مورخ و شاعر قرن سیزدهم وطن است. صادق از سال 1305 تا 1309 در بلژیک و فرانسه به تحصیلات خود ادامه داد و دربازگشت به وطن به موازات کار قلم، در بانک ملی و سپس اداره تجارت و آنگاه وزارت امورخارجه و ... بکار پرداخت زیرا که داستان نگاری، مجله نویسی و کار قلم نمی توانست هزینه های اورا تامین کند و روانشناسی ایرانیان وقت نویسندگی را همانند نقاشی و موسیقی شغل واقعی نمی پنداشت. صادق با داشتن این همه کار حتی موفق به خرید خانه نشد و در خانه قدیمی پدری زندگی می کرد. در سال 1314 اورا به خاطر چندجمله که در داستان وغ وغ ساهاب نوشته بود به اداره پلیس احضارکردند و چون انتظار آن را نداشت در روحیه اش تاثیر عمیقا منفی باقی گذارد، به هند رفت و نزد یک پارسی هندی به تحقیق درباره فارسی عهد ساسانیان پرداخت. داستان نويسي ايران با آثار صادق هدايت وارد عصر تازه اي شده بود كه در نيم قرن گذشته در اين زمينه نتوانسته است پا به پاي ساير ملل پيش برود. نوشته های او عبارتند از:

زنده بگور، انسان و حیوان، سایه مغول، سه قطره خون، اصفهان نصف جهان، سایه روشن، وغ وغ ساهاب، بوف کور، ترانه های خیام، سگ ولگرد، علویه خانم، حاجی آقا، سه ترجمه از پارسی ساسانی: کارنامک اردشیر پاپکان، گزارش گمان شکن و شهرستانهای ایران، بعلاوه ترجمه آثار نویسندگان بزرگ اروپایی از چخوف، آرتورکریستین سن تا شینسلر.

صادق هدایت در سال 1329 به پاریس رفت و نوزدهم فروردین 1330 در آنجا با استنشاق گاز خودکشی کرد و همانجا مدفون شده است.

 

صادق هدایت

 

1330ش:دکتر حسین فاطمی 25 بهمن ماه 1330 در گورستان معروف به مقبره ظهیرالدوله هدف گلوله یک عضو 14 ساله جمعیت فدائیان اسلام قرارگرفت و مجروح شد. فاطمی ناشر روزنامه ملی گرای باختر امروز از متحدين دکتر مصدق و در آن زمان 38 ساله بود. جمعیت فدائيان اسلام در دهه های 1320 و 1330 چند مقام تراز اول وقت ازجمله رزم آرا و و هژیر را ترور کرده بود. دکتر فاطمی در مراسم پنجمین سال قتل محمد مسعود (ناشر روزنامه مرد امروز) شرکت کرده و سرگرم ایراد نطق برای حاضران بود که هدف گلوله قرارگرفت. در آن مراسم بسياري از مليّون حضور داشتند. گلوله به شکم فاطمي اصابت کرده و اورا سخت مجروح ساخته بود.

ضارب، مهدی عبدخدایی دستگیر شد ولي به دلیل نوجوانی [صغر سن] به زندان کوتاه مدت محکوم و آزاد شد. ترور حسین علاء در مسجد در سال 1334 که به نتیجه نرسید و تنها زخمی شد باعث دستگیری رئیس و شماری از اعضای جمعیت فدائیان اسلام شد که پس از محاکمه اعدام شدند. ماموران در جستجوی عبد خدایی بودند تااینکه در شهریور 1335 اورا در خانه ای در خیابان رودکی تهران (سلسبیل) یافتند و دستگیرکردند.

حسین فاطمی آخرین وزیر امور خارجه دولت دکتر مصدق پس از براندازی 28 امرداد فرار کرده و مخفی شده بود که چندماه بعد دستگیر و اعدام شد. وی بود که پس از فرار شاه بر در کاخ سلطنتی قفل زده بود و به سفارتخانه های ایران دستور اکید داده بود که با شاه تماس نگیرند زیراکه او فرارکرده و فرار شاه معنایی جز کناره گیری از مقام ندارد.

فاطمي در حال سخنراني برمزار محمد مسعود، چند ثانيه قبل از شليک گلوله - در سمت چپ عکس ابوالحسن کمالي خواهرزاده محمد مسعود و خبرنگار وقت خبرگزاري پارس ديده مي شود که بعدا مدير عامل اين خبرگزاري ملي شد

 

عبد خدايي در سال 1335

 

1357ش:منوچهر وثوق يكي از ايرانياني بود كه بي بي سي به مناسبت سي امين سالگرد انقلاب بهمن ماه 1357 (فوريه 1979) با او مصاحبه كرده بود. پس از پخش مصاحبه‏ كه در دومين هفته فوريه 2009 صورت گرفت، نوار ويديوئي آن با كلام منوچهر وثوق به صورت «پادكست» در وبسايت اين شبكه سخن پراكني دولتي انگلستان قرارگرفته بود. منوچهر در پاسخ به اين سئوال كه چرا ترك وطن كرده است گفت: به ديدار پدرم رفته بودم و اميدوار بودم كه پس از جنگ (جنگ عراق با ايران) وضعيت بازار «شو بيزنس» بهتر شود و مسئولان فرهنگ و هنر توجه بيشتري به حرفه نمايش و اهل اين حرفه كنند كه پدرم پرسيد كه آيا اظهارات محمد خاتمي وزير فرهنگ و ارشاد وقت را در اين باره از راديو تلويزيون شنيده ام؟. گفتم كه نشنيده ام. پدرم گفت كه خاتمي درباره اهل هنر كه از پيش ازانقلاب فعاليت هنري داشتند(ما) گفته بود: «نماز اين عده هم ـ اگر بجاي آورند ـ قبول نيست چه رسد به ...!». با شنيدن اين نقل قول، همه اميدم را برباد رفته ديدم و رخت ترك وطن ـ وطن دلبند ـ بربستم و خارج شدم و از آن زمان همچنان در غربت زندگي مي كنم كه مي دانيد فعاليت يك هنرمند فارسي زبان در دنياي خارج از قلمرو زبان فارسي محدود است و درنتيجه نوآوري و ابتكار و خلاقيت.

 

منوچهر وثوق

 

1831م:دو مورخ آمريكايي و يك مقاله نگار روس كه زادروز هر سه شانزدهم فوريه است درباره اهميت آسياي ميانه و مناطق جنوبي آن به طور جداگانه و در طول دو قرن گذشته نظريه اي واحد را مطرح ساخته اند كه هنوز مورد توجه است و با بازگشت روسيه و چين به صحنه رقابت ها در جهان در دهه نخست قرن 21 بر سر قدرت، اين توجه گسترش يافته زيرا که رقابت بر سر نفوذ در آسياي ميانه بيشتر شده و اين بار، ايران هم در ميدان رقابت است. بسياري از اصحاب نظر ورود ناتو به افغانستان را بخشي از اين رقابت دانسته اند. تقويت بلوک "اوراسيا" در نيمه دوم دهه اول قرن 21، مساعي روسيه - چين و ايران را در کنار هم و در برابر غرب قرار داده است. وجود تاجيکيان در آسياي ميانه و افغانستان که خويشاوند اتباع دولت ايران هستند، دست تهران را در اين رقابت قويتر از سايرين نشان مي دهد.

اين سه انديشمند عبارتند از: نيكلاي لسكوف (متولد 16 فوريه 1831 و متوفا در مارس 1895) روزنامه نگار و داستان نويس بزرگ روس كه ماكسيم گوركي هم از نظرات او دفاع كرده است؛ ون بروكس (متولد 16 فوريه 1886 و متوفا در مه 1963) اديب و نقدنويس، مورخ و بيوگرافي نگار آمريكايي برنده جايزه پوليتزر و جورج كنان (متولد 16 فوريه1904 و متوفا در سال 2005) مورخ و پاليسي ميكر معروف آمريكا. هر سه به يك مضمون ابراز نظر كرده اند كه ماحصل آن چنين است؛ دولتي قدرت اول جهان خواهد بود كه آسياي ميانه و مناطق جنوبي آن (افغانستان و بلوچستان شرقي) تا اقيانوس هند را دركنترل داشته باشد.

روشن نيست كه تزار وقت روسيه با توجه به نظر «لسكوف» كه در يك مجله چاپ مسكو انتشار يافته بود به تصرف خان نشين هاي آسياي ميانه كه در آن زمان اسما جزيي از ايران بشمار مي آمدند اقدام كرده بود كه انگلستان با دوز و كلك بسيار و با جداساختن مناطق جنوبي آمودريا از ايران و نامگذاري آنها به «افغانستان» و ضميمه ساختن بلوچستان شرقي به هندوستان آن زمان مانع پيشروي تزار به جنوب آمودريا و رسيدن به اقيانوس هند شد. بروكس و كنان نيز از اهميت سياسي و استراتژيك مناطق يادشده در بالا سخن گفته و بدون دركنترل داشتن آنها، قدرت برتر جهان شدن را خارج از بحث خوانده اند. اجراي نظرات كنان مبني برلزوم "در محاصره قراردادن بلوك شرق" بود كه سرانجام به فروپاشي اين بلوك از درون انجاميد. حکومت وقت در ايران به مساعي آمريکا در محاصره شوروي (اجراي فرضيه جورج کنان) کمک موثر کرده بود.

آسياي ميانه (فرارود و مناطق شمالي آن) اينك پنج جمهوري مستقل را تشكيل مي دهند؛ گو اينکه ايالت شمال غربي چين را هم جزيي از آسياي مرکزي به حساب مي آورند. درپي رويداد 11 سپتامبر 2001، نخست آمريكا و سپس ناتو (غرب) در افغانستان مستقر شده اند و چون صحبت از بيرون رفتنشان نيست، ورود قدرت هاي "اوراسيا" به صورت يک بدنه و يا به شکل جداگانه به صحنه قابل پيش بيني است و اگر چنين شود معارضه بعيد نيست مخصوصا که قرارداد هرات منعقده در پاريس در قرن نوزدهم دست ايران را براي هرگونه مداخله و قطع توطئه برضد خود و دفاع از تاجيکها بازگذارده و به اين ترتيب هرگونه اقدام ايران در اين راستا مشروع است. روسيه نيز توافق هاي محرمانه با غرب دارد که طبق همين توافق هاي نيروهاي خودرا در فوريه 1989 پس از هشت سال از افغانستان خارج ساخت.

در آسياي ميانه، در برابر مساعي غرب، قبلا تلاش چهارجانبه ديگري مشاهده مي شد و اين تلاش ها که از سوي روسيه، چين، ايران و نيز هند بعمل مي آمد اينک از اين جهت (ايستادگي در برابر نفوذ غرب) در چارچوب سازمان همکاري هاي شانگهاي متمرکز شده اند و قدرت "اوراسيا" دارد واقعيت مي يابد. تلاش هاي داخلي - اقتصادي و فرهنگي - به صورت سابق و جداگانه ادامه دارد، در چارچوب اين تلاشهاي جداگانه با هدف تقويت مناسبات دوجانبه، خويشاوندي ساكنان و وجود فرهنگ و تاريخ مشترك به ايران كمك بسيار مي كند. تاجيكهاي منطقه (پارس ها) متحدان بي چون و چراي ايرانيان هستند و خواهان گسترش همکاري هاي فرهنگي و اقتصادي دوجانبه. آخرين تلاش در اين زمينه مربوط است به ايجاد يک مرکز فرهنگي ايران و تاجيک در شهر خجند در ايالت سغدياي تاجيکستان در فوريه 2009. خجند روزگاري پايگاه مرزبان بزرگ ايران در شمال شرقي وطن مشترک ما بود و همين نيرو قرنها مانع ورود هون ها و زردها به ايرانزمين شده بود. پس از هجوم عرب، خجند از مراکز بزرگ پاسداري از زبان فارسي و تمدن و فرهنگ ايراني بوده است.

 

Leskov

 

2007م:فيدل کاسترو مرد بزرگ تاريخ معاصر كه در 81 سالگي (و از اواخر سال 2007) پس از بهبوديافتن از بيماري دستگاه گوارش به مقاله نگاري در وبسايت خود و روزنامه «گرانما» چاپ هاوانا پرداخته در يک مقاله اش كه نيمه فوريه 2008 انتشار يافت ضمن بررسي رقابت هاي انتخاباتي وقت در آمريكا نوشته بود كه «مكين» نامزد حزب جمهوريخواه آمريكا در گروگان مافياي اين كشور است و در نتيجه فاقد اراده. كاسترو افزوده بود: مكين (كه چند دوره سناتور است) نان اسير شدن خود در حمله هوايي به ويتنام را مي خورد (كه خلبان بمب افكن بود و هواپيمايش سرنگون شد) و فاقد پيش شرط هاي رياست بر يک کشور، ولي در هرحال نبايد اخلاقيات را فراموش كند و در نطق هاي تبليغاتي اش دروغ بگويد و براي رفتن به كاخ سفيد به هركاري دست بزند. کاسترو پيش بيني کرده بود که بعيد است حزب جمهوريخواه با اشتباهات هشت ساله جورج دبليو بوش و افراط گري مشاوران او و عقده هاي رواني معاونش - ديک چني - در انتخابات نوامبر 2008 برنده شود. روال کار در ايالات متحده به مرور زمان از مسير خارج شده است و دشوار است که حزب دمکرات هم بتواند آن را دست کم به مسير سابق (که آن هم رضايتبخش نبود) بازگرداند. عدم دقت در انتخاب مشاوران کاخ سفيد عامل بيشتر اين مشکلات بوده است که دودش به چشم توده مردم مي رود.

مرور زمان نشان داد که پيش بيني کاسترو درست بود، حزب دمکرات برنده انتخابات (رياست جمهوري و پارلمان) شد ولي مشکلات ادامه دارد.

 

1838م:شانزدهم فوريه زادروز «Henry Brooks Adams هنري بروكس آدامز» مورخ، روزنامه نگار، فرضيه پرداز و داستان نويس آمريكايي است كه در سال 1838 به دنيا آمد و در 27 مارس 1918 درگذشت. وي نوه و نتيجه دو رئيس جمهور پيشين ايالات متحده آمريكا ـ جان كوينسي آدامز (ششمين رئيس جمهور) و جان آدامز (دومين رئيس جمهور) ـ است. هنري متولد شهر بوستون (باستن) كه پس از انجام تحصيلات دانشگاهي سالها در اروپا اقامت داشت در بازگشت به وطن، در شهر واشنگتن سكونت گزيده و روزنامه نگاري را پيشه ساخنه و در اين شغل به افشاي فساد سياسي در دستگاه حكومتي آمريكا پرداخته بود. وي ضمن ادامه به نوشتن مقاله براي روزنامه ها به تدريس تاريخ در هاروارد و نيز تاليف تاريخ و پردازش فرضيه هاي متعدد و نيز داستان نگاري سرگرم شد كه 39 سال ادامه يافت.

آدامز با تجربه هايي كه از اروپا و آمريكا به دست آورده بود؛ در نوشته هايش يهوديان جهان غرب (اروپا و آمريكا) را متهم كرده است كه مي كوشند كليدهاي اقتصاد جهان و به ويژه پول، كنترل روزنامه هاي آمريكا، كار چاپ و تاليف و امور سياسي (پاليتيكز) را به دست گيرند و از اين طرق و با داشتن مهار افكار بوسيله رسانه هايشان؛ خط دهنده فعالان دمكراسي و سياسيون باشند. هنري آدامز نوشته است: با هركس و صاحب هرفكر و عقيده مي شود همزيستي كرد جز زرپرستان و بروكرها (واسطه ها). به باور آدامز كه در نوشته هايش منعكس است، اگر يهوديان آمريكا بر رسانه هاي اين كشور (در آن زمان روزنامه، كتاب و تئاتر) مسلط شوند، آمريكا جاي مناسبي براي زندگي كردن نخواهد بود. وي (در زمان خود) يهوديان آمريكايي را متهم كرده است كه مي كوشند كار تعيين سياست هاي اين دولت را به دست گيرند و برنامه ها را بنويسند و ....

هنري آدامز صاحب فرضيه هاي متعدد است ازجمله فرضيه او در آموزش و پرورش به نام «آموزش و پرورش هنري آدامز» و فرضيه تاريخ. هنري آدامز «تاريخ» را يك پروسه حركت به جلو (با موازنه نيروهاي مخالف، نفوذ و عمل) مي داند كه همانند قانون ترموديناميك عمل مي كند كه قدرت هاي نظامي (ميليتاريستيك) مايلند و مي كوشند كه موازنه را برعكس كنند.

وي در زمينه دمكراسي ـ از فرضيه تا پركتيس ـ نظرات ويژه ارائه داده كه آنها را به صورت داستاني زير عنوان «ناول دمكراسي» برنگاشته است.

از آدامز آثار متعدد باقي مانده است ازجمله: مجموعه رسالات تاريخي، ناول دمكراسي، نخست: آموزش و پرورش، درباره قانون انگلوساكسون، آمريكا در زمان توماس جفرسون، زندگي آلبرت گالاتين، جان راندولف و ....

 

Henry Brooks Adams


1311ش:محسن ميرزايي روزنامه نگار با تجربه ايران 27 بهمن 1311 به دنيا آمده است، ميرزايي پس از فراغت از تحصيل در رشته ادبيات فارسي از دانشگاه تهران، در تابستان 1335 نخستين دوره آموزش روزنامه نگاري ايران را طي کرد و در روزنامه اطلاعات بکار پرداخت. وي کار خبر را با تهيه و تنظيم اخبار اجتماعي و مطالب تاريخ و باستان شناسي آغاز و سپس ستون جالبي تحت عنوان "محافل و مجالس" ابتکار کرد . آنگاه سردبير شب روزنامه اطلاعات (معاون سردبير اجرايي) شد . محسن ميرزايي ضمن ادامه ستون خود و نوشتن فيچر تاريخي، دستيار سناتور عباس مسعودي مدير موسسه اطلاعات شد که در ژورناليسم ايران مقام بالايي بشمار مي آمد و با اين مقام به صورت موفق ترين فارغ التحصيلان نخستين دوره آموزش روزنامه ايران درآمد. ميرزايي سپس به سمت سرپرست خبرنگاران و نمايندگان روزنامه اطلاعات در ساير کشورها منصوب شد و سفرهاي متعدد به اروپا، آمريکا و اکناف جهان کرد و با روش هاي روزنامه نگاري ملل ديگر هم آشنا شد و با يک رشته مطالعات در زمينه ادورتايزينگ (آگهي ها) و درباره طرز فعاليت کمپاني ها و آژانسهاي اعلان، به نوسازي اين کار در ايران دست زد. به موازات تمامي اين مشاغل، ميرزايي دست از نوشتن تاريخ نکشيد که صفحات "28 هزار روز" در روزنامه اطلاعات کار او و محصول پژوهش هايش است.

ميرزايي در عين حال در سال 1352 يک مرکز پژوهش هاي تاريخي و اسناد به وجود آورد و مشاور يک کانون بزرگ آگهي در ايران شد. ميرزايي پرکار همزمان با روزنامه نگاري، به تاليف کتاب دست زد. از جمله "سرنوشت واقعي مليجک"، "اسناد توطئه محمدعلي شاه قاجار"، "خاطرات مليجک (غلامعلي خان عزيزسلطان)" در چهار جلد، "تاريخچه بريگاد قزاق" در 2 جلد، "جريان مهاجرت (کشيده شدن جنگ جهاني اول به ايران)" و ... .

ميرزايي در سال 1388 ضمن ادامه نوشتن مطلب براي روزنامه هاي تهران، تاليف تاريخچه تبليغات در ايران را در دست تهيه داشت . او که همچنان مشاور يک کانون بزرگ تبليغات تجاري در تهران است، عکس هاي تاريخي ايران در دوران قاجاريه را در يک وبسايت تحت عنوان "يادگاران www.yadegaran.com"، قرار داده است.

ميرزايي در سال 1373 صفحه اي تحت عنوان "از طهران ديروز تا تهران امروز" براي روزنامه همشهري (متعلق به شهرداري تهران) داير کرد. به موازات آن و با همکاري منصور تاراجي در روزنامه ايران يک رشته مطالب تاريخي تحت عنوان "خاورميانه: از سقوط امپراتوري عثماني تا به امروز" را به چاپ رسانيد. ميرزايي در دهه هاي 1350 و 1360، ضمن کار به تکميل تحصيلات روزنامه نگاري در آمريکا و اروپا پرداخت که بر فيچرنويسي و ادورتايزينگ متمرکز بود.

 

محسن ميرزايي در 77 سالگي


1995م:نيمه فوريه 1995 (26 بهمن 1374) مايكل كينگزلي Michael Kingsley روزنامه نگار آمريكايي اعلام داشت كه كار انتشار يك نشريه جامع (تمام عيار) را در اينترنت (به صورت آنلاین) آغاز کرده است و این نشریه «سليت Slate» عنوان دارد و به اين ترتيب سايبر ژورناليسم (Cyber journalism روزنامه نگاري آن ـ لاين) پا به عرصه وجود گذارد كه تحولی بسيار بزرگ در روزنامه نگاري بوده است. با اينكه از عمر «بولتن بورد» آن ـ لاين كه در سالهاي 1983 و 1984 توسط «براین ردمن» و «برد تمپلتون» تكميل شده بود سالها مي گذشت، در فوريه 1995 شنيدن عنوان «نشريه تمام عيار اينترنتي» حرف تازه اي در دنيا بود. (عنوان «وبلاگ، بلاگ» از بارگرBarger و مرهولتز Merholtzاست).

در پي انتشار «سليت» در اينترنت، روزنامه هاي چاپي و بيشتر مجله ها به تدريج اديشن «آن ـ لاين» درست كردند كه راديو تلويزيونها هم در اين كار به آنها پيوستند و چون خبرگزاري هاي ملي و محلی نيز اخبارشان را در اينترنت قراردادند و برخی از روزنامه ها کل مطالب خبرگزاري هاي بزرگ را بر اديشن اينترنتي ضميمه كردند، اين خبرگزاري ها هم ناچار شدند وارد اينترنت شوند، در وبسایت خود آگهی تجاری درج کنند و در دسترس همگان قرارگيرند. ورود خبرگزاري ها كه «كمك رسانه» هستند به «شبکه شبکه ها» رسانه های معمولی را دچار بحران کرد زیرا که مخاطبان خبر احساس بي نيازي کردند و این رسانه ها مجبور به روی آوردن به مطالبی شدند که جنبه آموزش عمومی دارد (فیچر)، تفسیر و مقاله، مصاحبه با اصحاب نظر (نه مقامات دولتی و سیاسی)، اخبار اختصاصي و اينوستيگيتيو، تحليل، مطالب حاشيه اي، کاریکاتور و عکس تا مخاطبان احساس بي نيازي از آنها را نكنند. از سال 2010 هم بعضی از روزنامه ها ازجمله نیویورک تایمز به تأسی از وال استریت جرنال اعلام کرده اند که مشاهده ادیشن اینترنتی خودرا پولی خواهند کرد. نشریه آنلاین با ادیشن اینترنتی یک روزنامه تفاوت دارد. اگر کل مطالب یک روزنامه و «پی دی اف» آن در اینترنت قرارگیرد به آن ادیشن اینترنتی گویند و اگر از لگو روزنامه استفاده شود ولی مطالب را کم و زیاد کنند و گرافیک دیگری بکار برند «آنلاین روزنامه ...» خوانده می شود که از نیمه سال 2009 چندین روزنامه بزرگ کلا به صورت آنلاین درآمده اند که تهیه آن ارزان و مخاطب بیشتری دارد ازجمله کریسچن سیّنس مانیتور. در ادبیات و نشریات بین المللی مربوط، یونس شکرخواه مبتکر و پایه گذار نشریات آنلاین در ایران معرفی شده است. شكرخواه متولد تيرماه 1336 (شهر مشهد) دکتر در علوم ارتباطات، فوق ليسانس روزنامه نگاري و ليسانس زبان و ادبيات انگليسي)، دبیر پیشین اخبار و مقالات بین الملل کیهان، سردبير سابق روزنامه جام جم، سردبير همشهري آنلاين، رئيس يك بخش پژوهش و مطالعات در دانشگاه تهران و استاد روزنامه نگاری است. دكتر شكرخواه همچنين مولف چندين كتاب در رشته روزنامه نگاري است.

آنلاين ها روز به روز تكميل شده اند و چون شبكه هاي تلويزيوني اخبار و مطالب خود را به صورت نوشته و عكس در سايت اينترنتي شان قرار مي دهند و از اين لحاظ هم رقيب روزنامه ها شده اند، رسانه هاي چاپي نيز بر مطالب نوشتاري خود «Podcast پادكست = اخبار صوتي یا راديويي)» و ويديو (فيلم خبري = خبر تلويزيوني) اضافه كرده اند و لحظه به لحظه هم اخبار را up to date مي كنند (اخبار تكميلي و خبرهاي تازه را بر مطالب سابق مي افزايند). به علاوه، هر سه نوع رسانه (روزنامه، راديو و تلويزيون) كه در اديشن آن ـ لاين شبيه و مطابق يكديگر شده اند، «پست كامنت» هم درست كرده اند كه پديده تازه اي است (دريافت اظهار نظر فوري مخاطب درباره هر مطلب با قراردادن باكس اظهارنظر و ايميل خود كه مخاطب نظرش را همانجا در داخل باكس تايپ و ارسال مي كند و همگان مي توانند بخوانند، و مجموعه اين نظرات به صورت خبر ژخش و منتشر مي شود).

اين وضعيت، سايبر ژورناليسم (رسانه داري آن ـ لاين) را به تدریج به صورت «مين ستريم» حرفه روزنامه نگاري درآورده و ادیشن چاپی تحت الشعاع ادیشن آنلاین قرارگرفته است مخصوصا كه پروانه و تاسيسات و هزينه زياد لازم ندارد. وسعت کار آنلاین ها به جایی رسیده است که روزنامه ها در ادیشن آنلاین خود هنگام دادن خبر از يك آهنگ تازه موسيقي، فيلم سينمايي و انتشار يك كتاب؛ قسمت هايي از آن را عینا قرار مي دهند و همچنين انواع آگهي. به اين ترتيب هرفرد با یک لپ تاپ و مشترک يك براوزر (اينترنت اكسپلورر، مازيلا فايرفاكس و ...) بودن می تواند در هرگوشه از جهان و حتی در حال مسافرت نه تنها از مطالب همه رسانه ها و عمدتا به رايگان استفاده كند بلکه خود ناشر یک روزنامه باشد؛ مخاطب داشته باشد و هم منبع برای سایر رسانه ها قرارگیرد و خبرهای اختصاصی و نظرات (مقاله های) او را نقل کنند. اگر این افراد (وبلاگ نگارها) روزنامه نگار نباشند به آنان سیتیزن ژورنالیست می گویند. به این ترتیب؛ اینترنت کاری تحت عنوان «سیتیزن ژورنالیسم = مردم معمولی در نقش روزنامه نگار» به وجود آورده است که نهایت گسترش آزادی بیان است و هرکس می تواند صدای خودرا به گوش ها برساند و این پدیده صدارسانی از زمانی به تحقق کامل نزدیک شده است که سرچ انجین ها (با افزودن آگهي تجاري برآن و سود بردن) به نقل مطالب «وب سایت ها» پرداخته اند و حوزه کار این سرچ انجین ها دارد به تدریج همه زبانها (صرف نظر از بکاربردن کدام الفبا)را شامل می شود. این آرزوی بشر بود که روزی هر فرد بتواند برای حرفهایش شنونده داشته باشد و رسانه ها (ابزارهای خبر و نظر) از انحصار خارج شوند و سانسور مدفون شود.

عمومیت یافتن وبسایت به تسهیل کار روابط عمومی (پی آر) کمک بسیار کرده و اینک مقامات و معاریف و نهادها دارای وبسایت رسمی و اختصاصی هستند که مطالب خودرا (خبر و نظر) در آن قرار می دهند و رسانه ها و خبرگزاری ها نقل می کنند.

با پیدایش وبسایت که کمک بزرگی به آزادی بیان عقیده و نظر و نیز افشاء گری است عناوین تازه ای ازجمله ژونالیسم خصوصی، سیتیزن ژورنالیست و ... هم بوجود آمده است. وبسایت ها برحسب حجم و مطالب به هفت دسته تقسیم شده اند از این قرار:

مایکروسایت Micro site، مینی سایتMini site، کانتنت سایتContent site، بلاگ سایتBlog site، فوروم سایتForum site، ای ـ کامرس سایت E.Commerce site و سوشل نت ورکینگ سایت Social networking Site (ازقبیل تویترTwitter، فیس بوک Facebook و ...).

14فوريه 2008 شبكه هاي تلويزيوني آمريكا ويديو (فيلم) درگيري يك مامور پليس شهر بالتيمور مريلند با يك نوجوان 14 ساله و نيز معلق ساخته شدن ويلچر يك عليل در كلانتري پليس حومه شهر تمپاي فلوريدا توسط يك «بانوپليس» را از وب سايت دو روزنامه محلي با ذكر منبع نقل كرده بودند. نوجوان 14 ساله كه در خيابان اسكيت بازي مي كرد نسبت به اخطار مامور پليس بي اعتنايي كرده بود.

مرد عليل يك دانشجوي دكتراي فلسفه به نام «براين سترنرBrian Sterner» بود كه هنگام عبور با ويلچر خود از يك چهار راه باعث بند آمدن ترافيك شده بود و مامور پليس او را به كلانتري هيلزبورو برده بود كه در آنجا بانو «چارلت جونز» مامور پليس در جريان يك گفت و گوي تند ويلچر او را واژگون كرده و وي را نقش بر زمين ساخته بود. ستون فقرات استرنر 32 ساله در 18 سالگي در جريان تمرين كشتي آسيب شديد ديده و عليل (Quadriplegic) شده است. با وجود اين به تحصيلات خود تا دكترا ادامه داده است. هر دو فيلم توسط دوربين هاي مراقبت گرفته شده و با قرار گرفتن فيلمها در سايت روزنامه ها و پخش آنها از شبكه هاي تلويزيوني، هر دو مامور پليس تعقيب قضايي شده اند.

«كريس گپهام» در مقاله اي درباره «سايبر ژورناليسم» پيش بيني كرده است كه تا سال 215 همه رسانه ها (نوشتار، صوت و تصوير) به يك صورت درخواهند آمد و آن ـ لاين خواهند شد. در عين حال به باور گپهام، تكنولوژي اينترنت خدمت بزرگي به گسترش و تحكيم حقوق بشر (و ازجمله آزادي و دمكراسي)، و تكامل رسانه هاي «آن ـ لاين»؛ بزرگترين تحول تاريج روشنگري بوده است.

 

1568م:16 فوريه 1568 كليساي كاتوليك به پشتيباني از پادشاه وقت اسپانيا در يك اعلاميه تكفيريه سه ميليون هلندي پروتستان را متهم به الحاد كرد و سزاوار مرگ (اعدام) خواند. اين اتهام در جريان جنگهاي 80 ساله وارد آمده بود. هلندي ها براي نجات خود از سلطه پادشاه كاتوليك مذهب اسپانيا، اين جنگها را آغاز كرده بودند. هلند (ندرلند) اينك داراي 19 ميليون جمعيت است كه بيشترشان پروتستان هستند. جنگهاي 80 ساله كه به برتري اسپانيا پايان داد در سال 1568 آغاز شده و در سال 1648 پايان يافته است.

 

1924م:16 فوريه سال 1924 نزديك به دو سال پس از اين كه مصر شناسان موفق به يافتن محل دفن« توتانخامن » فرعون خردسال مصر شده بودند كه 1337 سال پيش از ميلاد مرده بود تابوت او را كاملا باز كردند و به جسد موميايي شده اش رسيدند. معاينه استخوانهاي توتانخامون ثابت كرد كه وي هنگام مرگ بيش از 15 سال نداشت . وي در دره فراعنه در نزديكي لوكسور مدفون شده بود. تابوت او در مركز چند اطاق داخل هم قرارداده شده بود . در اطاقهاي ديگر اشيائي كه در طول حيات با انها سر و كار داشت از جمله دو ارابه قرار داده شده بود. ظروف و ابزار هاي متعدد طلا و نقره و علامت سلطنت بر مصر عليا و سفلي نيز در انجا يافت شد. بر ديوار اطاقها مطالب متعدد نوشته شده بود. البسه و ظروف حاكي از تمدن پيشرفته آن زمان بوده است. عکس دكتر كارتر مصر شناس انگليسي را در حال مشاهده جسد موميايي شده توتانخامن در فوريه 1924 نشان مي دهد.

 

باز گشودن تابوت فرعون « توتانخامن» 33 قرن پس از مرگ او

 

1942م:ژاپني ها پس از تصرف سنگاپور كه نيمه فوريه 1942 صورت گرفت از 16 اين ماه به جستجو براي يافتن نظاميان انگليسي پرداختند و ظرف دو روز همه را دستگير كردند. محاصره سنگاپور كه پايگاه دريايي مهمي بود و كنترل تنگه مالاكا از انجا صورت مي گرفت دو ماه طول كشيد . نيروهاي ژاپني از طريق جنگلهاي تايلند خود را به سنگاپور رسانيده بودند . انگليسي ها در جنگهاي جنگلي به پاي ژاپني ها نمي رسيدند. ژاپني ها با شعار اخراج اروپائيان استعمارگر از آسيا بر ضد آنان در آسياي شرقي و جنوب شرقي وارد جنگ شده بود. عكس ، صحنه اي از تسليم نظاميان انگليسي به ژاپني ها را در 16 فوريه 1942 نشان مي دهد.

 

1959م:شانزدهم فوریه 1959 و 47 روز پس از فرار باتیستا [که 7 سال دیکتاتور کوبا بود] و پیروزی انقلاب مسلحانه کوبا، فیدل کاسترو سمت نخست وزیری کوبا را پذیرفت زیرا که خوزه میرو کوردوبا از نخست وزیری کوبا کناره گیری کرده بود. فیدل در آن روز به جزئیات برنامه هایش اشاره نکرد و تنها گفت که برنامه هایی دارد و نخستین هدف او ارتقاء کیفیت زندگی کوبایی ها و قطع استثمار و نابرابری است.

کاسترو گفته بود که علاقه به میز و مقام ندارد، هدف او خدمت است. فیدل سه ماه بعد پس از یافتن فرد واجد شرایط برای نخست وزیری تصمیم به کناره گیری از این سمت گرفت که شورای وزیران نپذیرفت،مردم به خیابانها ریختند و اورا مجبور به انصراف ازکناره گیری کردند. تنها پس از تصویب قانون اساسی کوبا در 15 فوریه 1976 بود که فیدل کاسترو را رسما رئیس جمهور کوبا خطاب کردند. 15 فوریه همچنین یادآور رویداد دیگری است که جهان هنوز از تاثیر آن رها نشده است. در 15 فوریه 1898 انفجاری مرموز در زره دار آمریکایی «مین» که در ساحل هاوانا لنگر انداخته بود روی داد که ضمن آن 260 نظامی آمریکایی کشته شدند. این رویداد به دولت واشنگتن فرصت داد تا به اسپانیا (اختیاردار کوبا از سال 1492) اعلان جنگ دهد و قدم به دورانی بگذارد که مورخان آمریکایی ـ خودشان ـ آن را ظهور امپریالیسم آمریکا نوشته اند و با توجه به تحولات جهانی دهه جاری، ختم آن را قبل از پایان سال 2010 پیش بینی کرده اند. پتر کبیر ـ نیرومندترین رزمناو جهان ـ با همراهان در نوامبر و دسامبر 2008 درهمان محلی که 110 سال پیش از آن «مین» منفجر شده بود لنگر انداخت که تامل برانگیز است.

فیدل که دولت واشنگتن گمان نمی برد یک سوسیالیست باشد از هفتم آگوست 1960 با ملی کردن مراکز تولید در کوبا و ازجمله تاسیسات متعلق به آمریکاییان خشم و عناد آن دولت را برانگیخت. دولت واشنگتن پس از آنکه کاملا اطمینان یافت فیدل کاسترو یک سوسیالیست تمام عیار است از سوم ژانویه 1961 با کوبا قطع رابطه کرد و ترتیب حمله نظامی به کوبا (تعرض خلیج خوک ها) را داد که این تعرض 17 آوریل 1961 آغاز و همان روز شکست خورد [تعرض کماندوهای آمریکایی به خاک ایران نیز در آوریل 1979 انجام شد که در صحرای طبس با شکست رو به رو شد]. در تعرض خلیج خوک ها، فراریان و خود ـ تبعیدی های کوبایی که توسط «سی. آی. ا.» آموزش دیده و مسلح شده بودند شرکت کرده بودند و همه به اسارت درآمدند که بعدا فیدل هر کدام از آنان را با یک تراکتور معاوضه و آزاد کرد که تحقیر دولت وقت واشنگتن بشمار آورده شد و اين دولت از همان زمان کوبا را تحریم و محاصره اقتصادی کرده است که همچنان ادامه دارد. فیدل کاسترو که تحت تحریم قرار گرفته بود متحد مسکو شد و اجازه استقرار موشک اتمی به دولت شوروی داد. این وضعیت بود که در سال 1962 دو ابرقدرت وقت را در یک قدمی جنگ اتمی قرارداده بود. در پی فروپاشی شوروی و قطع کمک های آن به کوبا وضعیت اقتصادی این جزیره دچار ضعف بیشتری شد که درگیری دولت واشنگتن در افغانستان و عراق سبب روی کار آمدن چپ ها، سوسیالیست ها و بومیان (سرخپوستان) در آمریکا لاتین شد و فیدل کاسترو به صورت یک مرشد و مراد بزرگ درآمد و با اینکه از ژوئیه 2006 بیمار و از فوریه 2008 از امور دولتی کناره گیری کرده و مقاله نگار شده است سران لاتین پی در پی برای دیدار او و گرفتن اندرز به هاوانا می شنابند.

 

1967م:در اين روز در سال1967 و درجريان جنگ ويتنام، ليندن جانسون رئيس جمهوري وقت آمريكا به سازمان مركزي اطلاعات (سيا) دستور داد كه كمك هاي مالي سري خود به سازمانهاي دانشجويي، اتحاديه هاي كارگري و رسانه ها را كه به منظور مبارزه با كمونيسم صورت مي گرفت متوقف سازد. مدير وقت «سيا» اعتراف به دادن چنين كمكهايي كرده بود و باعث ايجاد نگراني در جامعه آمريکا شده بود.

"سيا" طبق قانون تاسيس خود، تنها مي تواند در رابطه با خارجيان و کشورهاي ديگر فعاليت کند. در زمينه امور داخلي، "سيا" اطلاعات خودرا با اف بي آي (پليس امنيت داخلي آمريکا) در ميان مي گذارد و در اين زمينه قرارگاههاي مشترک دارند. دولت جورج دبليو بوش در دهه اول قرن 21 سازمانهاي 16 گانه اطلاعاتي آمريکا را زير نظر يک مديريت قرارداده است ولي هرکدام فعاليت جداگانه و مدير عامل از آن خود دارد.

 

2000م:«هانس بليكس» كه به مدت سه سال، از سال 2000 تا اشغال نظامي عراق در آوريل 2003، رياست بازرسان بين المللي ( سازمان ملل) كشف اسلحه كشتار جمعي را در اين كشور برعهده داشت 15 فوريه 2004 به صف منتقدان از سران دولتهاي آمريكا و انگلستان پيوست و در نشست باشگاه دوستي اروپائيان و آمريكائيان درهايدلبرگ آلمان گفت كه در عراق اثري از اسلحه كشتارجمعي به دست نيامده بود و سران آمريكا و انگلستان بدون اين كه چيزي به دست آمده باشد و صرفا به استناد گزارش ماموران اطلاعاتي خود كه اينك نادرست بودن آنها ثابت شده است تعرض نظامي به يك كشور عضو سازمان ملل را آغاز كردند و در اين زمينه، عمل اين دو مشابه معامله گران (سيلزمن ها و دلالها ) بود که حکايت از تنظيم نقشه و برنامه تعرض نظامي و در دست داشتن عراق از پيش تنظيم شده و يک پاليسي پابرجا دارد. به همين دليل (سياست کلي بودن)، سران واشنگتن و لندن به اعتراض دهها ميليوني جهانيان و اندرز سران دولتهاي ديگر که از اين تعرض نظامي منصرف شوند توجه نکردند!. بليکس كه در برابر بيش از پانصد تن از اعضاي باشگاه سخنراني مي كرد افزود: در يك دمكراسي، دولتمردان بايد انتظار شنيدن انتقاد از كارهايشان را داشته باشند و از پيش، خود را آماده پاسخ دادن كنند. آيا اين دو تن آماده اند بگويند كه با چه سند متقن و دليل استوار اقدام به حمله و اشغال نظامي يك كشور مستقل و دور دست (غير متحارب) را كردند؟1.

 

هانس بليکس

 

2004م:يكشنبه 15 فوريه 2004 دهها هزار اسپانيائي در مادريد و ديگر شهرهاي بزرگ اين كشور بر ضد اشغال نظامي عراق دست به راهپيمايي و تظاهرات زدند. يكي از شعار هاي اين تظاهركنندگان كه در ميدان اسپانيا در شهر مادريد هم مشاهده مي شد اين بود: كجاست اسلحه كشتارجمعي عراق؟. «تظاهركنندگان» حزب حاكم وقت اسپانيا (حزب نخست وزير خوزه ماريا ازنار) را كه نيرو به عراق فرستاده بود حزب جنايتكاران خواندند و قول پايين كشيدن آن را در انتخاب بعد از اريكه قدرت دادند.

مرور زمان نشان داد که تظاهرکنندگان به قول خود وفا کردند و در انتخابات بعدي "ازنار" و حزبش را برکنار کردند و دولت بعدي اسپانيا نيروهاي اين کشور را از عراق فراخواند.


2008م:ده ماه پس از كشتار 32 استاد و دانشجو در ويرجينيا تك (دانشگاه تكنولوژيك ويرجينيا) به دست يك دانشجوي كره اي كه خودكشي كرد، و يک هفته پس از قتل دو دختر دانشجو در "لوئيزيانا تکنيکال کالج" به دست دانشجوي ديگر که او هم يک دختر بود و خودکشي کرد؛ بعد از ظهر چهاردهم فوريه 2008 حادثه مشابهي در دانشگاه ايلي نوي شمالي (NIU) واقع در ديكلبDekalb (درنزديكي شيكاگو) روي داد و يك دانشجوي فوق ليسانس روانشناسي شعبه ديگر دانشگاه ايلي نوي كه در جلد گيتار، يک تفنگ و 3 تپانچه پنهان كرده بود وارد يكي از تالارهاي سخنراني دانشگاه (لكچر روم) شد و به سوي دانشجويان كه سرگرم شنيدن درس استاد بودند تيراندازي كرد كه در اين تيراندازي چهاردختر و يک پسر دانشجو كشته و 16 دانشجوي ديگر مجروح شدند. تيرانداز كه استيون کزميرزاكsteven Kazmierczak نام داشت و 27 ساله بود سپس در همانجا خودكشي كرد. از تالارهاي سخنراني معمولا براي تدريس كلاسهاي پرجمعيت استفاده مي شود. اين تالارها در قسمت سخنران (محل تريبون) داراي پرده و در ورودي جداگانه است كه استيون از همين در و از پشت پرده وارد تالار شده بود.

در فاصله دو تيراندازي در ويرجينيا تك و «ان. آي. يو»، حوادث مشابه اما كم تلفات ديگري در مدارس آمريكا روي داده بود.

گزارش پليس حاكيست كه استيون دانشجويي ساعي، آرام و بي آزار بود. وي از مدتي پيش داروي آرامش اعصاب مصرف مي كرد كه اخيرا استفاده از آنها را قطع كرده بود و ظاهرا! قطع همين دارو، در روحيه او تاثير گذاشته بود. تحقيقات بعدي پليس نشان داد که استيون از سه روز پيش از تيراندازي، در هتلي در نزديکي دانشگاه بسر مي برد و مقداري مهمات در اطاق هتل از او باقي مانده است. وي که در روز والنتاين (روزي که براي ابراز عشق و محبت است) دست به کشتار زده بود قبلا براي دوست دخترش يک بسته پست کرده بود ولي در آن به جاي هديه والنتاين، مهمات قرارداده بود. استيون قرار بود مددکار اجتماعي شود. وي از مدتي پيش دستهاي خود را خال کوبي کرده بود.

 

steven

 

468: فرانكهاي اروپا تحت فرمان رئيس خود «كلويس» پس از شش قرن به سلطه روميان بر فرانسه و آلمان پايان دادند و حكومت روميان بر اين دومنطقه براي هميشه پايان يافت .

1601: ژاپني موفق شدند از روي مدل اروپائيان نخستين كشتي از اين دست را كه يكصد تن ظرفيت داشت بسازند.

1680: عثماني پس از شكست نظامي از اتحاديه اسلاوها ( روسيه و لهستان ) تعهد سپرد كه از آن پس چشمداشتي به اوكراين نداشته باشد.

1955: سفيد پوستان فدراسيون آفريقاي جنوبي شصت هزار سياهپوست را باشقاوت تمام از شهري كه هزاران سال در آنجا زندگي مي كردند بيرون راندند. در اين عمليان كه يك هفته طول كشيده بود دهها سياهپوست كشته شده بودند.

منبع:iranianshistoryonthisday.com

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------