تازه های تقویم تاریخ


داريوش بزرگ پدر ناسيوناليسم ايراني

تقویم تاریخ - 13 تیر

489پیش ازمیلاد:4 ژوئيه سال 489 پيش از ميلاد داريوش بزرگ - شاه شاهان - كه بر تمركز امور و ايراني…


تقویم تاریخ - 12 مرداد



700پیش از میلاد:مهاجرت سكاها (به نوشته مورخان يونان باستان: سيتي ها) به جنوب روسيه كه يك قوم ايراني بودند در تابستان 700 سال پيش از ميلاد پايان يافت. سكاها از سغد و بقيه نقاط تاجيكستان امروز و مناطق اطراف آن به حركت درآمده بودند. دسته اي از آنان راهي جنوب شده بودند كه در سيستان مستقر شده اند و نام سيستان (سكاستان ـ سكستان) از نام اين قوم گرفته شده است. سكاها در پي پارسها، مادها و پارتها كه يك تبار آريايي را تشكيل مي دادند از آسياي ميانه وارد مناطق جنوبي تر فلات ايران و جنوب روسيه شده بودند. مادها قبلا پس از عبور از جنوب روسيه خود را به شمال غربي فلات ايران رسانده بودند. سكاهاي مهاجر كوشيدند كه وارد منطقه اي كه امروز مسكو نام دارد نشوند زيرا كه اين منطقه قبلا توسط اقوام فينو ـ يوگريك كه غير آريايي بودند اشغال شده بود. اين دو قوم از اورال به حركت در آمده بودند و اينك عمدتا در فنلاند و استوني زندگي مي كنند. از خصوصيات اقوام ايراني از جمله سكاها اين بود كه از اسب براي سواري استفاده و با كمان تيراندازي مي كردند و مردگان را در اطاقكي در طبقه بالا (دخمه) قرار مي دادند و اين رسم تا افتادن فلات ايران به دست اعراب مسلمان ادامه داشت. از خصوصيات ديگر قوم ايراني علاقه مندي وافر به بستگان و متعهد بودن به نگهداري از سالخوردگان فاميل، حفظ پاكيزگي بدن و محيط زيست، پوشش كامل بدن و پرهيز از فساد و دروغ بود. كمانداران را « سكوزا ـ اسكوزا» مي خواندند كه واژه اسكود (يك نوع موشك ساخت روسيه) از همان كلمه گرفته شده است. بسياري از مردمان ساكن ميان دو رود «دن» و «دنيپر» با اين كه چند قرن حكومت مغولها را تحمل كردند، هنوز واژه هاي پارسي باستان را بكار مي برند و رسوم كهن قوم ايراني را مراعات مي كنند.


8‎37م:بابك خرم دين صاحب يك فرضيه اجتماعي تازه و عقيده مذهبي ديگر و رهبر يك جنبش انقلابي كه در آذربايجان و مناطق شمالغربي ايران بر ضد خلافت عباسي به پا خاسته بود و دردسر بزرگي براي خليفه وقت ايجاد كرده بود، سوم اوت 837 ميلادي در حال فرار، در ارمنستان دستگير شد.

بابك در جنگ با نيروهاي خليفه كه فرمانده آنان افشين پسر كاووس بود شكست خورده و فرار كرده بود. بابك در جنگ سال 835 در مراغه، افشين را شكست داده بود ولي بعدا در جنگ ديگري شكست خورده و فرار كرده بود.

بابك پس از انتقال به سامرا پايتخت تازه معتصم خليفه عباسي، چهارم ژانويه سال 838 پس از تحمل شديدترين شكنجه ها كشته شد. به دستور معتصم، سر بابک را براي ترساندن ايرانيان استقلال طلب به خراسان فرستادند و جسدش در سامرا به دار آويخته شد و مدتها همچنان بر سر دار ماند.

معتصم برادر مامون كه پس از مرگ برادرش در سال 833 خليفه عباسي شده بود سه سال بعد پايتخت را از بغداد كه شديدا نا آرام شده بود به سامرا منتقل كرده بود و كار حفاظت از شهر را به سربازان ترك خود كه آنان را از تماس با سربازان عرب منع كرده بود سپرده بود. مامون كه مادرش ايراني بود و با كمك ايرانيان به خلافت رسيده بود، 20 سال خليفه بود و با تدبير ايرانيان كه امور اداري، سياسي و فرهنگي را به دست داشتند دوران خلافت او همراه با شكوفايي فرهنگي و گسترش بازرگاني با سرزمين هاي دور دست بود.


1314م:12 مرداد سال 1314 هجري شمسي تصميم نهم مرداد شوراي وزيران (قوه مجريه) مبني بر حذف عناوين اضافي از اسامي از جمله: خان، ميرزا، سلطنه، دوله، سيد و ... در ايران به اجرا در آمد و ادارات (در نوشتن نامه ها و احكام)، نشريات در مطالب خود و نيز مراكز صدور شناسنامه مكلف به اجراي آن شدند و در مكاتبات رسمي و نطقها نيز بكار بردن القاب و عناوين جز«آقا» و «بانو» براي خطاب كردن ممنوع شد. هنگام خطاب کردن وزيران و نخست وزير، قرار دادن واژه "جناب" بر نام آنان بلا مانع (نه اجبار) اعلام شده بود و تاكيد شده بود كه در صورت بكار بردن جناب، آقا و بانو حذف شود و دو لقب باهم بكار برده نشود كه غلط دستوري است.

از روز، بعد روزنامه ها فراتر از اين رفتند و از بكار بردن فعل جمع براي مقامات مفرد جز شاه و گاهي اوقات نخست وزير خودداري كردند كه تا اوايل انقلاب مرسوم شده بود. نشريات دليل اين كار خود را رفع تبعيض و تشخص اعلام كرده بودند.

متعاقب اين اقدام، 19 روز بعد، از سي ام مرداد 1314 نيز تعيين نام خانوادگي براي افرادي كه اسم پدر خود را به عنوان نام خانوادگي به كار مي بردند اجباري شد كه بازگشتي به رسم ايران عهد باستان و دور شدن از رسم عربي بود كه اعراب نام پدر و پدربزرگ را پس از نام اول بكار مي برند. همچنين توصيه شد که بر نوزادان ترجيحا نام هاي پارسي گذارده شود.

در همين زمان دولت وقت از سوي روشنفکران زير فشار قرار گرفت كه ايران نيز بمانند تركيه الفباي نوشتن خود را به الفبايي تغيير دهد كه داراي حروف مصوت باشد از جمله لاتين تا تلفظ همه مردم ايران يكسان شود و از غلظت لهجه هاي محلي كاسته شود كه اين تلاش به جايي نرسيد. يکي از ايراد هايي که به خانواده پهلوي گرفته مي شود همين لاتين نکردن حروف کتابت زبان فارسي بود که الفباي عربي است.


2004م:در روز هاي منتهي به سوم اوت 2004 گزارشهاي مربوط به برنامه انرژي اتمي ايران، در سراسر جهان از رسانه ها قطع نمي شد و آخرين آنها چنين عناويني داشت:

مذاكره ايران با 3 بزرگ اتحاديه اروپا نتيجه اي به بار نياورد (هرالد تريبيون بين المللي )، ايران تسليم نشد و ساختن سانتريفوژ را از سر گرفت (نيويورك تايمز) ، ايران رجز خوان اعلام كرد كه به تلافي خلف وعده سه بزرگ اروپاي غربي كه پرونده اتمي ايران را خواهند بست، ساخت سانتريفوژ را از سر گرفته است (تمامي رسانه هاي يكشنبه آمريكا به نقل از اسوشيتدپرس)، آمريكا نگران است كه هدف نهايي ايران غني سازي اورانيوم و توليد بمب باشد (سي ان ان)، ادامه حمايت روسيه از برنامه انرژي اتمي ايران -برغم مخالفت آمريكا - غرور روسها را كه شكسته شده بود زنده ساخته كه دولتشان «نه گفتن» به آمريكا را آغاز كرده است (آنلاين اورازيا از درون) و ....

بر اين گزارشها بايد مقاله هاي مفسران را اضافه كرد كه عموما اشاره كرده بودند که برنامه اتمي ايران اينك به صورت قسمتي از غرور ملي ايرانيان درآمده و گمان نمي رود كه دولت ايران بخواهد و يا بتواند اقدامي برخلاف آن انجام دهد. به همين دليل هم بود که دولت پاكستان نتوانست دكتر خان پدر بمب اتمي اين كشور را حتي توبيخ كند. هرچه دولت آمريكا فشار را سخت تر كند تعلق خاطر و اشتياق ملتها به دست يافتن بر علوم اتمي و تكنولوژي آن بيشتر مي شود و اگر به صورت غرور ملي درآيد كه در مورد ايرانيان به اين مرحله رسيده است مخالفت با آن، مبارزه با يك ملت خواهد بود كه مي دانيم ايرانيان سابقه طولاني در ناسيوناليسم دارند و گمان نمي رود که پارلمان اين کشور هم كه به آساني زير بار متوقف ساختن و تعليق برنامه هاي اتمي برود.

چهار سال بعد، در 2008 فعاليت هاي اتمي ايران که دولت تاکيد کرده است مسالمت آميز و صنعتي خواهد بود همچنان در صفحات اول روزنامه ها برداشته قراردارد. آخرين خبر روزنامه هاي غرب حکايت از اين دارد که ايران داراي داراي شش هزار سانتريفوژ شده است. در اين ميان تهديد مقامات اسرائيل شديدتر شده و به صورت روزانه درآمده است.

 

1961م:همسر ارنست همينگوي داستان نويس شهير كه پس از خودكشي او در سوم ژوئيه 1961 اعلام كرده بود شوهرش هنگام پاك كردن تفنگ براثر در رفتن گلوله كشته شده است سوم اوت ( يك ماه بعد ) اين عكس را كه عكاس لايف چندماه پيش از آن از همينگوي گرفته بود براي اثبات حرف آن روز خود شاهد آورد.

عكس ، همينگوي را هنگام قدم زدن روزانه در يك راه كوهستاني در ايالت آيداهو آمريكا نشان مي دهد كه يك قوطي خالي نوشابه را كه در كنار راه افتاده بود شوت مي كند و شاد به نظر مي رسد.

همينگوي نويسنده داستانهاي «خورشيد هميشه مي درخشد»، «پير مرد و دريا» ، « زنگها براي كه به صدا در مي آيند » و... ظاهرا از ترس پيري و از كار افتادگي با شليك گلوله در خانه اش در كچوم ايالت آيداهو خودكشي كرد . پدر او هم در آغاز سالخوردگي خودكشي كرده بود. همينگوي مردي شجاع بود و جريان جنگ جهاني اول كه در جبهه هاي اروپا خبرنگار نظامي بود خطرات متعدد از سر گذرانيده بود و از دو سانحه هوائي جان سالم به در برده بود.

 

همينگوي


1926م:امروز زادرور انتوني سمسون Anthony T. S. Sampson نويسنده بزرگ انگليسي است كه سوم اوت 1926 به دنيا آمد و 18 دسامبر 2004 درگذشت. وي نخست روزنامه نگار بود و تا معاونت سردبيري ابزرور و سردبيري «درام» ارتقاء يافته بود و تا آخر عمر نيز انتشار مقالات وي در اينديپندنت قطع نشد. سمسون از چهل سالگي تاليف كتاب، آن هم درباره مسائل در حال گسترش بين المللي را بر كار خود اضافه كرد. نكات همه كتابهاي او كه به زبانهاي مختلف ترجمه شده اند، همه روزه مورد استناد قرار مي گيرند از جمله هفت خواهران (درباره پيدايش، فعاليت ها و نيت هاي هفت كمپاني چند مليتي نفتي بزرگ جهان)، سوداگران اسلحه (درباره توليدكنندگان، واسطه ها و بازارهاي جنگ افزار و وابستگي هاي آنها)، اعتبار دهندگان (درباره منابعي كه پول قرض مي دهند و افراد و ملل را استثمار و گرفتار مي كنند) و .... سمسون كتاب هاي مهم ديگري با زمينه تاريخ تحليلي از جمله اروپاي نوين، آناتومي بريتانيا، سياه و طلا (درباره تاريخچه تبعيض نژادي و استثمار در جنوب آفريقا) و ... تاليف كرده است. وي يك بيوگرافي نگار ممتاز بود و بيوگرافي نلسون ماندلا، يكي از كارهاي خوب او در اين راستاست كه كاملا بيطرفانه نوشته شده است.

 

Anthony T. S. Sampson

 

1340ش:در مرداد 1340 (ماه اوت 1961) شركت ملي نفت ايران به صرافت افتاده بود كه يك خبرگزاري داير كند كه در آن زمان موفق نشد. شنيدن ماجرا خالي از فايده نيست مخصوصا از اين نظر كه اخيرا تهران ـ شهري كه به باور نگارنده فاقد روزنامه حرفه اي تمام عيار است ـ زادگاه خبرگزاري هاي متعدد (بيش از 20 خبرگزاري!) شده است.

در آن زمان، يك روز سناتور مسعودي ناشر روزنامه اطلاعات اين نگارنده (مولف اين سايت؛ نوشيروان کيهاني زاده) را كه در بيست و پنجمين سال عمر خود بود فرا خواند و گفت شركت نفت مي خواهد خبرگزاري داير كند و از من خواسته است در جلسه اي كه در تاريخ ... تشكيل مي شود شركت كنم و من شما را كه در خبرگزاري پارس (ايرنا) هم كار مي كنيد، يک سردبير هستيد و آشنايي به اين كار داريد به جاي خودم به آن جلسه مي فرستم كه مطمئن هستم اشخاص مهمي شركت خواهند كرد.

قبول كردم. جلسه در زمان مقرر تشكيل شد. پس از انجام مقدمات، اصل موضوع مطرح و سپس نظر يكايك شركت كنندگان در جلسه در باره تاسيس خبرگزاري استعلام شد. از مطالبي كه هر يک از حاضران در جلسه بيان داشتند، فهميدم که شركت نفت و شركت كنندگان در جلسه سر از «خبر گزاري» در نمي آورند و آن را هزار بار بزرگتر از آن چه كه هست وانمود مي كنند، با بودجه اي در حد يك وزارتخانه.

وقتي نوبت صحبت به نگارنده رسيد گفتم كه برايم روشن نشد كه هدف و برنامه چيست. اگر شركت نفت مي خواهد وارد جزئيات صنعت نفت شود و احيانا براي كار خود هم تبليغ كند و راه را براي اجراي برنامه هاي آتي اش هموار سازد، انتشار يك ماهنامه (مجله تخصصي) كفايت مي كند و اين مجله مي تواند منبع خبر براي رسانه هاي عمومي باشد و مطالبش را نقل کنند. تا کنون که مشکلي در کار انتشار اخبار و اطلاعيه هاي شرکت نفت در رسانه ها مشاهده نشده است و چنانچه هدف، انتشار متن اطلاعيه ها است؛ شرکت نفت مي تواند آنها را به صورت خبر پولي (آگهي خبري) به روزنامه ها بدهد تا چاپ کنند. اگر قصد ديگري از تاسيس خبرگزاري دارد بايد آن را صريحا بيان دارد تا راه حل مقتضي ارائه شود.

 

مولف اين سايت (نوشيروان کيهاني زاده) در 1961


1900م:امروز زادروز ارني پايل Ernie Pyle روزنامه آمريكايي است كه سوم اوت 1900 در نيومكزيكو به دنيا آمد و 18 آوريل 1945 هنگام تهيه عكس و خبر از ميدان جنگ در جزيره اي نزديك به اوكيناوا هدف گلوله ژاپني ها قرار گرفت و كشته شد.

وي پس از آغاز جنگ جهاني دوم ، از تهيه خبرهاي آسان شهري دست كشيد و داوطلب پوشش اخبار و عكسهاي جنگ از صحنه شده بود و كار خود را از جبهه هاي شمال آفريقا آغاز كرده بود. او در آخرين نامه اش به خانواده خود نوشته بود : ترديد نيست كه همه شما را دوست دارم ، ولي روزنامه نگاري را بيشتر . در پايان جنگ در باره سختي هاي آن يك كتاب مصور خواهم نوشت تا شايد كمك شود كه جنگ ديگري رخ ندهد و اين تنها كاري است كه از دست من برمي آيد.

 

ارني پايل


1492م:كريستوفر كلمبوس سوم اوت سال 1492 با سه كشتي و گروهي كه بيشترشان را زندانيان تشكيل مي دادند سفر دريايي تاريخي خود را از بندر «پالوس» اسپانيا آغاز كرد. سفر او همزمان با اخراج يهوديان از اسپانيا آغاز شده بود. كلمبوس (كلمب) كه متوجه كروي بودن زمين شده بود مي خواست كه از راه درياهاي غرب خود را به هند برساند، زيرا كه پرتغاليها قبلا راه شرق (جنوب آفريقا) را يافته بودند.

كلمبوس 71 روز بعد به جزاير آنتيل در قاره آمريكا رسيد و گمان كرد كه به نزديكي هند رسيده است و بوميان اين جزاير را كه مردمي آرام بودند و برهنه زندگي مي كردند «هنديان» ناميد كه اين عنوان باقي مانده است. وي سپس به يافتن زمين هاي بيشتري مشغول شد و در نخستين سفر كوبا و جزيره اي را هم كه اينك دوكشور دومينيكن و هائيتي در آن واقع اند مورد بازديد قرار داد و آن را هيسپانيولا خواند.

رسيدن كلمبوس به آمريكا كه در پاره اي از نقاط آن از جمله مكزيك و پرو تمدنهاي پيشرفته و درخشان وجود داشت راه را براي استعمار اين قاره به روي اروپائيان و انتقال بيماري هايي كه در آنجا نبود از جمله بيماري هاي مقاربتي باز كرد. دروغ، فريب و جرم نيز از جمله سوغات اروپائيان به قاره آمريكا بود. اروپائيان آانگليسي ها) مخصوصا در شمال قاره آمريكا (ايالات متحده امروز) بوميان را تا مي توانستند نابود كردند كه جاي مهاجران اروپايي باز شود. مهاجران اروپايي آن بي گناهان را با قشاوت تمام کشتند تا اراضي شان تصرف و تملک کنند که اينک با پول همين اراضي و منابع غارت شده، از ثروتمندان جهان شده اند و ....

 

کلمبوس

 

1903م:نخستين سفر با اتومبيل از سانفرانسيسكو تا نيويورك 51 روز طول كشيد. دو مسافر اين راه طولاني كه در سال 1903 با يك اتومبيل پاكارد ( عكس بالا ) عرض آمريكا از اقيانوس آرام به اقيانوس اطلس را پيودند سوم اوت 1903 دوسوم راه را طي كرده بودند . آنان كه از راههاي مالرو عبور مي كردند نمي توانستند در شبانه روز بيش از 80 مايل طي كنند. مسافران اين سفر، خسته و نيمه جان 21 اوت 1903 به شهر نيويورك رسيدند. اين مسافرت در عين حال ثابت كرد كه خودروها تا آن حد تكامل يافته بودند كه بتوانند راهي تا اين حد طولاني را طي كنند.

 

     نخستين سفر با اتومبيل از سانفرانسيسكو تا نيويورك

 

1980م:بازي هاي تابستاني المپيك 1980 كه در مسكو برگزار شده بود در اين روز به پايان رسيد. اين بازيها دو هفته پيش از اين (19 ژوئيه) گشايش يافته بود. بازيكنان آمريكا ، ژاپن و آلمان فدرال (غربي) اين بازي ها را به دليل اعزام نيرو از جانب شوروي به افغانستان تحريم كرده بودند. دولت شوروي اعلام كرده بود كه به خواست دولت افغانستان نيرو به آن كشور اعزام داشته و مداخله اي در كار نبوده است. با اين تحريم «سياست» وارد امر ورزش شد كه بايد جاي رقابت هاي غير سياسي و مسالمت آميز باشد. شوروي هشت سال بعد تحت فشار غرب، بالاخره نيروهاي خود را كه تلفات سنگين نيز متحمل شده بود از افغانستان بيرون برد كه از سال 2001 نخست آمريكا و اينك همه غرب (ناتو) وارد افغانستان شده و به همان ترتيب و همان بهانه ها جاي شوروي را گرفته اند بدون اين كه مسكو و ساير كشورها اعتراض كرده باشند!!.

 

المپيك 1980 مسكو و تحريم غرب!


1843: روزنامه "رفورم La Reforme" با هدف پاسداري از دمكراسي فرانسه در پاريس تاسيس شد.

1882: كنگره آمريكا نخستين قانون محدود ساختن مهاجرت به اين كشور را تصويب كرد.

1902: حبيب بورقيبه نخستين رئيس جمهوري تونس به دنيا آمد و98 سال عمر كرد.

1914: در اين روز در آغاز جنگ جهاني اول ، آلمان به بلژيك حمله ور شد و به فرانسه هم اعلان جنگ داد.

1960: سرزمين آفريقايي نيژر استقلال خود را از فرانسه به دست آورد.

1972: قرارداد محدود كردن شبكه دفاع ضد موشك باليستيك ( ا. ام . بي.) ميان شوروي و آمريكا امضاء كه در سال 2002 آمريكا از آن بيرون آمد. از همان آغاز كار هم اين قرارداد مورد ايراد اصحاب نظر قرار گرفته بود كه آيا مي شود سلاحهاي صرفا دفاعي يك ملت را محدود كرد!.

1975: يك جت بوئينگ 707 (قديمي ترين نوع جت مسافر بر كه اينك عمدتا از رده خارج شده اند) در اقادير مراكش به كوه اصابت كرد و 188 تن كشته شدند.

1981: جنبش همبستگي (Solidarity) در لهستان كه بر ضد نظام وقت لهستان بپاخاسته بود از گران شدن بهاي مواد غذايي استفاده كرد و هواداران خود و ناراضيان را به خيابانها آورد و خيابانهاي مركزي شهر ورشو را به روي ترافيك بست.

1981: 13 هزار تن كاركنان ترافيك هوايي در آمريكا با هدف دريافت دستمزد بيشتر دست به اعتصاب زدند و به اخطار رونالد ريگن رييس جموري وقت آمريكا كه به كار بازگردند توجه نكردند و در نتيجه همگي اخراج شدند.

مطالب پیشنهادی,وبگردی
 

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------