قاچاق دختران ایرانی به دبی؛ راه مهدی یراحی از چاوشی جدا می‌شود



موضوع قاچاق دختران ایرانی در دو دهه اخیر، به مضمونی تبدیل شده که از محسن چاوشی گرفته تا محمد حسین مهدویان و محمد حسین لطیفی و البته مسعود ده نمکی و مهدی نقویان و حسن عباسی را در کنار هم قرار می‌دهد. نگاهی به تهیه کنندگان این آثار نشان می‌دهد دست کم بخشی از حاکمیت نیز از تولید چنین آثاری حمایت می‌کند. مثلا نماهنگ مسلخ چاوشی به دست سازمان اوج تهیه شده که وابستگی غیرقابل انکاری به یک نهاد نظامی دارد و پول و پورن به دست مرکز مستند سوره تهیه شده که زیر نظر سازمان تبلیغات اسلامی تهیه می‌شود.

دعوای مهدی یراحی، خواننده پاپ با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بر سر مجوز نماهنگی به نام «پاره سنگ» بعد از یکی دو روز به یک جدال لفظی بین او و هوادارانش با هواداران محسن چاوشی تبدیل شد.
 
یراحی و چاوشی، هر دو خوزستانی هستند و در کار‌های خود هم دو آهنگ انتقادی جدی نسبت به اوضاع فعلی مردم خوزستان دارند (تک آهنگ «اهواز» برای یراحی و تک آهنگ «خوزستان» برای چاوشی)، اما فعلا ظاهرا بر سر تک آهنگ «مسلخ» اثر چاوشی، با هم به مشکل برخورد کردند.
 
تک آهنگی که مضمونی آشنا، اما بسیار جنجالی دارد: قاچاق دختران ایرانی به دوبی. یراحی البته از این زاویه به چاوشی اعتراض نکرد و گفت که این تک آهنگ نژادپرستانه و عرب ستیز است، اما به هر حال، تقریبا غیرممکن است که به سراغ آن مضمون بروی و دامنت به نژادپرستی و عرب ستیزی آلوده نشود.
 
نشانه این موضوع را باید در فیلم آخر محمدحسین مهدویان، کارگردان جوان و پراستعداد دید که در لاتاری، داستان قاچاق دختران ایرانی به دوبی را نشانه گرفت و حتی در صداوسیما، یعنی در برنامه هفت با مجری گری رضا رشیدپور به فاشیسم و نژادپرستی متهم شد.
 

اخبار,اخبارفرهنگی وهنری,فیلم سینمایی لاتاری

لاتاری


 با این حال مخاطب سینما نشان داد که اتفاقا رویکرد مهدویان در این فیلم را دوست دارد و از این روست که لاتاری او با ۱۴ میلیارد تومان فروش، در حال حاضر در رده سوم جدول فروش سال سینمای ایران قرار دارد.
 
مهدویان البته تنها فیلمساز ایرانی نبود که به این ماجرا می‌پرداخت. محمدحسین لطیفی در دو فصل قلب یخی سریال نیمه تمام شبکه خانگی، در سال‌های پایانی دهه ۸۰ به این موضوع پرداخت، اما این ماجرا از ابتدای دهه ۸۰ آغاز شده بود وقتی اصغر هاشمی فیلم نگین را ساخت و آن طور که در یک گزارش در سایت تبیان آمده، در آن فرار دختر، شرایط نابسامانی است که در خانه ایجاد شده.
 
مادر نگین به زندان افتاده و پدرش مرده. او برای رهایی خود از فشار روحی سراغ مواد مخدر می‌رود و برای تامین مایحتاج زندگی با باند فساد همکاری می‌کند.
 
فیلم به بهانه کند و کاو درباره سرنوشت نگین، زندگی دخترکان دیگری را هم به تصویر می‌کشد که هر کدام به نوعی قربانی شده اند. در یک سوم پایانی فیلم، ماجرای قاچاق دختران به کشور‌های حاشیه خلیج فارس، محور قصه می‌شود.»
 
در ابتدای دهه ۸۰ البته یک فیلم مستند هم در این زمینه پخش شد که بسیار جنجالی بود و آن هم مستند فقر و فحشا مسعود ده نمکی بود. این مستند ۱۰۰ دقیقه‌ای نخستین فعالیت سینمایی مسعود ده نمکی بود که توقیف هم شد، اما نسخه غیرقانونی آن در جامعه به صورت وسیع پخش شد و جالب است بدانید که در نهایت شکایت نیروی انتظامی از ده نمکی در این پرونده هم به جایی نرسید و ده نمکی از شکایت ناجا تبرئه شد.
 
مستند ده نمکی در سال ۱۳۸۲ منتشر شده بود، اما یک سال بعد یک سخنرانی از حسن عباسی که آن روز‌ها تازه داشت سخنرانی‌های خود را آغاز می‌کرد منتشر شد که در آن تقریبا همه مسئولان را به پاسخگویی در خصوص ماجرای قاچاق دختران ایرانی به دوبی دعوت می‌کرد.

البته در سال‌های اخیر هم مهدی نقویان، مستندی با عنوان «پول و پورن» با این محتوا منتشر کرد که پایه آن فعالیت‌های نیروی سایبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حذف یکی از باند‌های قاچاق دختران ایرانی به دوبی بود.
 
به این ترتیب، موضوع قاچاق دختران ایرانی در دو دهه اخیر، به مضمونی تبدیل شده که از محسن چاوشی گرفته تا محمد حسین مهدویان و محمد حسین لطیفی و البته مسعود ده نمکی و مهدی نقویان و حسن عباسی را در کنار هم قرار می‌دهد.
 
نگاهی به تهیه کنندگان این آثار نشان می‌دهد دست کم بخشی از حاکمیت نیز از تولید چنین آثاری حمایت می‌کند. مثلا نماهنگ مسلخ چاوشی به دست سازمان اوج تهیه شده که وابستگی غیرقابل انکاری به یک نهاد نظامی دارد و پول و پورن به دست مرکز مستند سوره تهیه شده که زیر نظر سازمان تبلیغات اسلامی تهیه می‌شود.
 
نزدیکی مسعود ده نمکی (فقر و فحشا) و سید محمود رضوی (لاتاری) و حتی جواد فرحانی (قلب یخی) هم به این بخش از حاکمیت مشخص است و حسن عباسی و رائفی پور (که اخیرا در این زمینه صحبت کرده) نیز معلوم است در کدام بخش از بردار سیاست قرار گرفته اند.

داستان محسن و مهدی
محسن چاوشی و مهدی یراحی تقریبا هم سن و سال هستند. اولی متولد سال ۱۳۵۸ است و دومی متولد سال ۱۳۶۰. هر دو در خوزستان متولد شدند، ولی یراحی، از یک خانواده عرب تبار اهوازی است و چاوشی از یک خانواده کردتبار که به خوزستان مهاجرت کرده است.
 
همین موضوع باعث تفاوت در احساسات این دو نسبت به خوزستان هم شده است. چاوشی بیش از هر چیز راوی رنج‌های خوزستان به خصوص در جنگ است، ولی یراحی، خود را نماینده فرهنگ خوزستان و به خصوص فرهنگ اعراب این منطقه می‌داند و این سبک آهنگ او دست کم در سه آهنگ او یعنی «من علمک»، «غزال» و «حیک» نمود پیدا می‌کند.
 
یراحی البته متولی بخش عربی آهنگ جمعی «فصل بهار» هم بوده که در بهار ۱۳۹۳، توسط تعدادی از خوانندگان عرضه شد. درباره حضور این دو در عرصه موسیقی باید گفت که چاوشی در ۲۵ سالگی و از حدود سال ۱۳۸۳ وارد عرصه موسیقی شده و این در حالی است که حضور یراحی نیز از حدود سال ۱۳۸۵ آغاز شده است.
 
چاوشی با موسیقی در سبک واسوخت «نفرین» و از بستر شبکه غیر رسمی وارد موسیقی شد و مدتی طول کشید تا بتواند مجوز بگیرد، ولی یراحی با موسیقی «منو رها کن» که برای برنامه شب شیشه‌ای شبکه پنج خوانده بود وارد موسیقی شد و به این ترتیب خیلی زود رسمی شد.
 
چاوشی بیش از هر چیز، تمرکز خود را روی تولید آلبوم گذاشته و بعضا با تک آهنگ‌های خود، هوادارانش را خوشحال می‌کند و این در حالی است که یراحی، در برابر ۹ آلبوم چاوشی، صرفا ۵ آلبوم عرضه کرده و بیشتر تمرکز خود را روی تک آهنگ و البته کنسرت گذاشته است؛ کنسرتی که چاوشی به هر دلیل خود را از داشتن آن محروم کرده است.

جالب است بدانید یکی از معدود حضور‌های محسن چاوشی در کنسرت مهدی یراحی بوده و او در این کنسرت که بعد از انتشار آلبوم امپراطور بود، گفت: «آشنایی من و محسن برمی گردد به سال ۸۹ که در یک شرکتی همدیگر را دیدیم و از آنجایی که جنوبی‌ها وقتی همدیگر را می‌بینند انگار ۱۰۰ سال است هم را می‌شناسند برخورد خیلی صمیمی با هم داشتیم. من محسن را خیلی دوست داشتم و دارم.
 
آهنگ هایش در «سنتوری» به نظرم تکرار نشدنی است و بعد از آن آشنایی همدیگر را چند بار ملاقات کردیم و دو سه بار در جمع‌های خصوصی من ساز زدم و او خواند.
 

اخبار,اخبارفرهنگی وهنری,محسن چاوشیمحسن چاوشی در کنسرت مهدی یراحی
 
صدای خیلی خوبی دارد و امیدوارم هرچه زودتر کنسرت بگذارد تا طرفدارانش خوشحال شوند. او هم محجوب است و جایی نمی‌رود و هم عادت ندارد در مراسم‌ها دیده شود، مدتی پیش من او را در محفلی دیدم و او گفت: شنیدم کنسرت اولت خیلی خوب بوده، همان جا از محسن دعوت کردم که میهمان کنسرت دومم باشد. اما خیلی اصرار نکردم، چون میدانستم که او جایی نمی‌رود.
 
ایمان از من چند بلیت وی آی پی خواست و من وسط کنسرت سورپرایز شدم و دیدم که محسن چاوشی آمده. حضورش برای من قوت قلب بود و از او تشکر می‌کنم.»

 

 روزنامه هفت صبح

 

تازه ترین خبرها(روزنامه، سیاست و جامعه، حوادث، اقتصادی، ورزشی، دانشگاه و...)

----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------



----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------