دهلیز جوان سینمای ایران



دهلیز جوان سینمای ایران

پای حرف های بهروز شعیبی، کارگردان جوان «دهلیز» که سال هاست در سینمای ایران فعالیت می کند.

پای حرف های بهروز شعیبی، کارگردان جوان «دهلیز» که سال هاست در سینمای ایران فعالیت می کند.

 

هانیه توسلی , رضا عطاران  , قصاص

 

در مصاحبه ای گفته بودید معتقدید کارگردان هایی که می خواهند اولین فیلم سینمایی شان را بسازند، در فیلم اولشان سراغ دغدغه ای می روند که سال ها همراهشان بوده است. «دهلیز» واقعا دغدغه چند ساله شما بود و دوست داشتید در فیلم اولتان سراغ موضوعی مثل قصاص بروید؟

- بله، یکی دو سال بود که این طرح در ذهنم بالا و پایین می شد تا مطرحش کردم و به فیلمنامه تبدیل شد ولی واقعیت این است که دهلیز چند بعد دارد. یکی از این بعدها دغدغه اصلی من بود و بقیه ابعاد مثل قصاص به تناسب قصه و مسائل اجتماعی به فیلم اضافه شد. دغدغه ای که من دوست داشتم در اولین فیلم سینمایی ام سراغش بروم، رابطه های خانوادگی بود.

 

به ویژه حضور کودک در خانواده. در تله فیلم هایی هم روی این موضوع کار کردم و ممکن است در کارهای بعدی ام هم سراغ این موضوع بروم. به نظرم کودکان موجودات مهمی هستند و دلایل زیادی وجود دارد که بزرگسالان باید برای اینکه بتوانند با کودکان برخورد کنند، خودشان را تربیت کنند. من فکر می کنم برای تربیت بزرگسالان می توان از کودکان و فضاهای خانوادگی کمک گرفت. این دغدغه اصلی من برای ساخت دهلیز بود.

 

یعنی دوست داشتید فیلمی بسازید برای تربیت بزرگسالان و درباره کودکان؟
- بله، تا حد زیادی دهلیز در ادامه تربیت بزرگسالان است. در واقع دهلیز به مخاطب کودکی که می تواند با فیلم همراه شود، لطمه ای نمی زند ولی مخاطب بزرگسال فیلم به عقیده من به تلنگرهایی نیاز دارد که در دهلیز هست. از طرف دیگر هم نوعی از سینما در سینمای جهان وجود دارد که جایگاهش در سینمای ما کمرنگ شده است. سینمایی که نقش آموزشی دارد. یعنی هر فیلمی تاثیری همراه خودش می آورد که سازندگانش به آن فکر کرده اند. بار آموزشی که در قالب یک ملودرام یا یک فیلم کمدی یا حتی یک قصه پلیسی – جنایی مسئله ای از مسائل روز انسان ها را آموزش یا تذکر می دهد.

 

هانیه توسلی , رضا عطاران  , قصاص

 

در فیلم های کشورهای دیگر کودکان جایگاه مهمی در فیلم ها دارند. جایگاهی که شاید در مرحله اول به چشم نیاید مثلا در یک فیلم اجتماعی مثل «به دنبال خوشبختی» که ویل اسمیت به خاطر بازی در آن کاندیدای اسکار می شود ظاهرا قصه فیلم درباره مردی است که دنبال کار می گردد اما در تمام طول داستان پسر مرد با او همراه است و در تمام مشکلات پدر، سختی ها را تجربه می کند. وجود همین کودک در فیلم باعث شده «به دنبال خوشبختی» مخاطبان متنوع و گسترده ای داشته باشد و دیده شود.

 

من فکر می کنم حضور کودکان در سینما، در هر ژانری، در بیشتر موارد باعث ماندگار شدن آثار سینمایی می شود چون حضور تاثیرگذار یک کودک در یک فیلم باعث می شود گستره وسیع تری از مخاطب درگیر قصه فیلم شوند. به علاوه اینکه حضور یک کودک به سازندگان فیلم فرصت می دهد تا سراغ بخشی از احساسات و عواطف انسانی بروند که جهانشمول است.

 

ترجیح نمی دادید به جای موضوع قصاص با یک قهرمان کودک، سراغ موضوع دیگری بروید؟ موضوع قصاص در سینما و اجتماع ما هم از طرف مسئولان و هم از طرف مردم، پیچیدگی های زیادی دارد.
- ما وقتی قصه را می نوشتیم دنبال یک گره محکم بودیم. گره ای که هم منطق قصه ما را درست جلو ببرد و هم با بحرانی که در یک خانواده ایجاد می کند، بیننده را با خودش همراه کند اما وقتی سراغ موضوع قصاص رفتیم سعی کردیم نگاهمان با نگاه تکراری و بدبینانه و ناامیدانه ای که تا به حال در سینما و اجتماع دیده بودیم، متفاوت باشد. نگاهی که با تحقیق و بی طرف بود و نمی خواست به بیننده حکم بدهد. لازمه این نگاه هم مشاوره های مختلف بود. ما در تمام مدت زمان شکل گیری قصه از مشاور روانشناس، مشاور حقوقی، مشاور امور زندان ها و ... کمک گرفتیم. دنبال نگاهی بودیم که هم کارشناسی شده باشد، هم به زبان خودمان تعریفش کنیم.

 

هانیه توسلی , رضا عطاران  , قصاص

لزومی ندیدید بیشتر سراغ خانواده مقتول بروید؟ چون نشان دادن قصه از زاویه دید خانواده بهزاد که در پرونده محکوم است، می تواند این حس را به تماشاگر بدهد که شما از بهزاد و عملکردش دفاع می کنید و در واقع حکم صادر می کنید.
- من با برخوردهایی که بعد از اکران فیلم داشتم فهمیدم اکثر مخاطبان بازی خانم نگار عابدی را یک جوری یادشان مانده، طوری که انگار در فیلم مدت زمان زیادی بازی داشته. در حالی که بازی خانم عابدی در سه سکانس بیشتر نبوده. بخشی از این موضوع به توانایی خانم عابدی ربط دارد و بخشی از آن به رویکرد قصه. قصه نمی خواست قضاوت کند و حکم بدهد به همین دلیل دیالوگ های خانم عابدی در نقش خواهر مقتول، دیالوگ هایی هستند که با شنیدنشان مخاطب می تواند کاملا با خانواده مقتول همراه شود.

 

این که خواهر دوقلوی مقتول با مسئله بخشش بهزاد مخالفت می کند، دقیقا با این هدف در فیلمنامه آمده بود که ما نمی خواستیم حکم بدهیم. می خواستیم بیننده خودش قضاوت کند. برای همین به خانواده مقتول به اندازه متناسبی پرداختیم. دلیل دیگری که خیلی پر رنگ تر از این سراغ خانواده مقتول نرفتیم، درگیر مسئله جور کردن دیه و ... نشدیم این است که من می خواستم بیشتر از مسئله اعدام و قصاص به ماجرای مسئولیت بپردازم. مسئولیتی که کارهایمان برای ما به وجود می آورد. با همین رویکرد همه آدم های فیلم یا در قبال کاری که انجام داده اند مسئولیت دارند یا برایشان مسئولیت به وجود می آید، مثل کودک فیلم.

 

هانیه توسلی , رضا عطاران  , قصاص

رعایت نوعی بازی مینیمال در بازی رضا عطاران و هانیه توسلی هم از همین پرهیز از سیاه نمایی بیش از حد می آید؟
- نوع شخصیت پردازی شخصیت ها می طلبید که بازیگران فیلم احساساتشان را با اغراق بروز ندهند. این سبکی از بازیگری است که من می پسندم. بازیگرانی که به ورطه بازی نکردن نمی افتند و احساساتشان را بروز می دهند اما بروز احساساتشان قاذبل کنترل است. این نوع بازی اجازه می دهد سهمی از احساسات بازیگر برای بیننده باقی بماند و بیننده هم با احساسات شخصیت فیلم، شریک شود.

 

درباره انتخاب هانیه توسلی و رضا عطاران در نقش هایی متفاوت، خیلی ها معتقد بودند شما ریسک کرده اید، ریسکی که جواب درستی داده است. خودتان هم معتقدید ریسک کردید؟
- من در انتخاب بازیگران می خواستم از کلیشه های رایج پرهیز کنم و سراغ بازیگرانی نروم که قبلا نقش هایی مشابه این نقش ها را بازی کرده اند که بیننده نتواند با آنها همذات پنداری کند. من فکر می کنم در سینمای ما جذابیت خود بازیگر دارد فراموش می شود. اتفاقی که من با آن کاملا مخالفم. ما بازیگران خیلی توانایی در سینما داریم که هنوز خیلی حرف ها برای گفتن دارند اما توقع سینما از این بازیگران خیلی پایین است. این اتفاق در دو دهه اخیر در سینمای ما افتاده. در دهه 60 ما می بینیم که یک بازیگر در نقش هایی به شدت متفاوت از هم بازی می کند.

 

هانیه توسلی , رضا عطاران  , قصاص

 

در فیلم های آقای حاتمی، کیمیایی و مهرجویی برای بازیگرها این فرصت نشان دادن توانایی شان در نقش های متفاوت وجود داشت اما الان که بازیگران ما روز به روز توانمندتر شده اند و با ابزار سینما بیشتر آشنا شده اند. توقع سینما از آنها پایین آمده. اگر توقع ما از بازیگرها پایین نبود فکر نمی کردیم حضور هانیه توسلی و رضا عطاران در دهلیز اتفاق عجیبی است چون به نظر من این انتخاب ها اتفاقاتی بودند که باید در سینمای ما و برای این بازیگران می افتاد.
منبع:bartarinha.ir

مطالب پیشنهادی,وبگردی
 

تازه ترین خبرها(روزنامه، سیاست و جامعه، حوادث، اقتصادی، ورزشی، دانشگاه و...)

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------