احمدرضا احمدی در معرفی نمایشنامه ی «پرواز شماره ۷۰۷»



 

 

 

احمدرضا احمدی در معرفی نمایشنامه ی «پرواز شماره ۷۰۷»

 

اولین نمایشنامه ی احمدرضا احمدی با حضور این شاعر و نویسنده و داوود رشیدی كه قرار است این نمایشنامه را به صحنه ببرد، معرفی شد.

در مراسمی كه روز گذشته ـ ۲۴ آبان ماه ـ همزمان با آغاز یك سالگی فروشگاه «شهر كتاب مركزی» در این مكان برگزار شد، احمدرضا احمدی و داوود رشیدی هر یك بخشهایی از نمایشنامه «پرواز شماره ۷۰۷» را برای حاضران خواندند.

احمدرضا احمدی از آغاز فعالیت های داوود رشیدی در تئاتر یاد كرد و ادامه داد: دو سال پیش داوود نمایش«منهای دو» را اجرا كرد كه دختر من در این نمایش ساخت موسیقی را بر عهده داشت. بعد از دیدن این اثر آنقدر تحت تاثیر قرار گرفتم كه به داوود گفتم، می خواهم نمایشنامه ای بنویسم.

این شاعر تصریح كرد: همان زمان بیمار شدم و در CCU بستری شدم. با این حال متن را نوشتم و هفت بار آن را بازنویسی كردم و بعد محمد چرمشیر برای دراماتورژی به ما اضافه شد.

احمدرضا احمدی در بخش دیگری از سخنانش خاطرنشان كرد:نمایشنامه نویسی نمی دانستم و حالا هم ادعایی ندارم كه بلدم. با محمد چرمشیر روی متن كار كردیم تا آماده شد و قرار است نمایش ۲۷ بهمن در تئاتر شهر اجرا بشود.

این شاعر و نویسنده گفت:جالب اینجاست كه بعد از این نمایشنامه تا امروز نمایشنامه های دیگری هم نوشته ام. به دلیل بیماریهایم می دانم فرصتم كم است. سه چهار بار با مرگ روبرو شده ام، می دانم باید از فرصت هایم استفاده كنم.

وی اظهار امیدواری كرد: نمایش «پرواز شماره ۷۰۷» متن موفقی باشد.

احمدرضا احمدی همچنین یادآور شد: من و داوود خیلی به تماشاگر تئاتر معتقدیم، نمی خواهیم كار عجیب و غریبی انجام بدهیم. دوست داریم مردم به تماشای نمایشمان بیایند. داوود معتقد است تئاتر كلاس درس نیست. مردم می آیند تماشای نمایش كه سرگرم بشوند.

داوود رشیدی هم از همكاری با احمدرضا احمدی اظهار خرسندی كرد و گفت: «ماهور» دختر احمدرضا، موسیقی نمایش «منهای دو» را ساخت. احمدرضا بعد از تماشای نمایش گفت، می خواهم نمایشنامه ای بنویسم و تو آن را اجرا كنی و من هم گفتم یا علی.

وی ادامه داد: متن كامل شده و قرار است در آخرین روز جشنواره تئاتر فجر اجرا بشود. اما هنوز تمرینمان را شروع نكرده ایم، تئاتر شهر هنوز قراردادی با ما نبسته، امیدوارم قراردادمان امضا شود و نیازی به چانه زنی نباشد.

رشیدی نمایش «پرواز شماره ۷۰۷» را در مقایسه با آثار دیگرش كاری متفاوت توصیف كرد و گفت: این نمایش از هر نظر كار متفاوتی است. تلاش می كنم برای تماشاگر جذاب باشم. امیدوارم به اجرا برسیم وگرنه شكست خورده ایم.

بعد از این سخنان احمدرضا احمدی كه معتقد است این نمایش به اجرا می رسد گفت: در زندگی ام خوش شانسم چند بار تا مرگ رفته ام اما زنده مانده ام. در شعر و شاعری هم اوایل موفق نبودم، تلاش هایم در شصت و پنج سالگی به بار نشست. خوشحالم جوانها شعرهایم را می خوانند و اینها را به حساب شانسم می گذارم نه چیزی دیگر.

سپس داود رشیدی گفت: فقط خوش شانسی نیست، احمدرضا طنز بسیار زیبایی دارد، یكی از بهترین دوستان من است كه خوشحالم بیماری اش برطرف شد و هنوز جوان اول است.

او درباره مراحل اجرای نمایش «پرواز شماره ۷۰۷» توضیح داد: فعلا در مرحله گفتگو با بازیگران هستیم. بسیاری از بازیگران موردنظر ما در پروژه های دیگری درگیر هستند. امیدواریم زودتر بتوانیم گروهمان را جمع و جور كنیم.

در ادامه احمدی و رشیدی هر یك بخشهایی از نمایشنامه را خواندند.

احمدرضا احمدی گفت: قهرمان اصلی نمایش شاعر است ولی كسی كه خیلی او را دوست دارم زن پریشان است كه قرار است دختر داوود، نقشش را بازی كند، او عصاره همه حرف ها را می گوید.

احمدی بخشی از متن را كه به زن پریشان مربوط می شد، خواند.

وی گفت: قطعه پایانی نمایش از زبان شاعر شنیده می شود، پیشنهاد داوود این است كه این قطعه با صدای خود من پخش شود و با كلام شاعر است كه نمایش تمام می شود.

در ادامه داوود رشیدی با معرفی شخصیت های این نمایشنامه توضیح داد: بدبختانه تمام بازیگران ما درگیر كارهای تصویری هستند و پیدا كردن بازیگر برای ما خیلی سخت است. در این نمایش سه زن آبی پوش داریم كه برای این نقش با بهناز جعفری صحبت كرده ایم. سه نقاش هم داریم، بدم نمی امد این سه نقاش را گروه فیتیله ای ها بازی كنند اما بعدا منصرف شدم.

در ادامه رشیدی با اظهار تاسف از كمبود امكانات صحنه تالار اصلی تئاتر شهر گفت: تئاتر شهر پوسیده شده، بالابرهایش خراب شده اند، از طرف دیگر بودجه ای كه برای طراحی اختصاص می دهند بودجه ی اندكی است بنابراین ناچاریم از خیلی چیزها صرف نظر كنیم.

سپس بهزاد آدینه كه قرار است طراحی صحنه این نمایش را انجام بدهد، گفت:خوشحالم در شكل گیری اندیشه های آقای احمدی نقش كوچكی دارم این همكاری برای من بسیار ارزشمند است اما متاسفانه سالن مناسبی برای اجرای این نمایش پیدا نكردم.

وی گفت: تالار اصلی تنها گزینه ماست كه امكانات صحنه ای بسیار اندكی دارد. اینها باعث شد طراحی هایمان را محدودتر و جمع و جور تر كنیم. هرچند نباید جلوی قوه خلاقه را گرفت اما باید خود را با واقعیات تطبیق دهیم.

آدینه اضافه كرد: می خواستم حس شاعرانگی كار در طراحی ادامه پیدا كند اما هزینه ها بالا رفت و ناچاریم به دلیل كمبود بودجه تغییرات بسیاری اعمال كنیم. با این حال امیدوارم نتیجه این كار پاسخگوی ایده های آقایان رشیدی و احمدی باشد.

در ادامه حاضران پرسش های خود را از این هنرمندان مطرح كردند.

رشیدی درباره اجرای نمایش توضیح داد: اولین شب اجرای ما ۲۷ بهمن است و تا آخر اردیبهشت ادامه دارد اما هنوز قرارداد نداریم.

احمدی هم توضیح داد: بیشتر نمایش در باران است، داوود خیلی دوست داشت روی صحنه باران بیاید اما نمی شد و حالا قرار است صدایش را بشنویم. به هر حال باید كار كنیم، نباید خیلی ایده آلی فكر كنیم.

این شاعر معاصر در پاسخ به پرسشی درباره شروع كار هنری اش یادآور شد: در جوانی با فریدون رهنما آشنا شدم كه یك گروه تئاتری درست كرده بود، او بیشترین تاثیر را بر من، سهراب سپهری و شاملو گذاشت. خیلی غیر مستقیم از او آموختم، در سن ۲۰ سالگی تصمیم به چاپ كتاب گرفتم اما رهنما مخالف بود.

احمدی اضافه كرد: كسی كه گذرنامه ادبی مرا امضا كرد فروغ فرخزاد بود كه شعر مرا كه آن زمان جوانی بیش نبودم در كنار شعر شاملو چاپ كرد و داوود رشیدی هم گذرنامه مرا در تئاتر امضا كرد.

او با ابراز خرسندی از اینكه شعرهایش شناخته شده اند ادامه داد: در ۶۵ سالگی فصل دوم زندگی ام شروع شد. هرگز از كسی طلبكار نبوده ام اما در ایران عوض كردن عادت مردم بسیار دشوار است.

او سپس در پاسخ به پرسشی دیگر درباره آشنایی اش با سهراب سپهری به بیان خاطراتی از این شاعر و نقاش پرداخت و گفت: سهراب به جز كتاب «حجم سبز» تمام كتابهایش را خودش چاپ كرد. او در كارش بسیار جدی و كوشا بود اما در دوره حیاتش توفیقی پیدا نكرد و متاسفانه خیلی زود درگذشت.

احمدی درباره چگونگی سرودن اشعارش گفت: صبح ها ساعت ۶ از خواب بیدار می شوم، یكسری تلفن دارم از داوود رشیدی، مسعود كیمیایی و آیدین آغداشلو.

وی یادآور شد:وقتی نمایش می نوشتم در فاصله نگارش و تغییرات متن اگر حوصله داشتم شعر می گفتم هیچ اعتقادی به فرشته الهام ندارم. شاعری هم كاری است مانند بنایی و لوله كشی. برای من شاعری كاری است مثل همه كارهای زندگی ام. خوشحالم بازنشسته شده ام در زندگی ام بسیار مدیون همسرم هستم، انضباط را از ابراهیم گلستان یاد گرفتم كه در ۹۰ سالگی هنوز كار می كند.

احمدرضا احمدی در پاسخ به پرسشی دیگر درباره عناصر ویژه ی اشعارش توضیح داد: اگر آدم كلام خودش را بگوید، صاحب مكتب می شود. برای تمام واژگان گذرنامه صادر می كنم، تمام آنچه در اشعارم آورده ام واقعا وجود داشته، صادقانه شعر می گویم، اهل تقلب نیستم. اگر برای زنی چشم آبی شعر می گویم به این دلیل است كه واقعا عاشق چنین زنی شده بودم.

این شاعر درباره سانسور اشعارش گفت: هرگز خود را سانسور نكرده ام. شعر را اصلا جای سیاست نمی دانم، ما می توانیم درباره سرنوشت بشریت بگوییم. در همین نمایشنامه كه نوشته ام، مسئله جهان امروز ما كه در آن زندگی می كنیم، مطرح می شود.

احمدی ادامه داد: زمانی واژه ابدیت در جهان معنی داشت اما حالا معنی ندارد با این همه بمب اتم دیگر معنایی ندارد.

وی ادامه داد: به زندگی روزمره كاری ندارم شعر مرا زنان ساخته اند نه سیاست. یكی از خوشبخت ترین آدم ها هستم كه كارهایم در زمان حیاتم چاپ شده اند و حتی تجدید چاپ هم شده اند. اگر ذهن آدم بال و پر داشته باشد و خیلی به روز مره فكر نكند، درمیابد كه بشر دغدغه های بزرگتری دارد. اینكه هنوز شكسپیر ما را دیوانه می كند به این دلیل است كه به مفاهیم اساسی بشری مثل عشق، حسادت و ... توجه دارد.

سپس رشیدی درباره سانسور در تئاتر گفت: هیات سانسور گاهی چیزهایی غیر منطقی می خواهند مثلا در نمایش «منهای دو» خواستار حذف بخشی از كار بودند كه اصلا مشكل ساز نبود.

وی در عین حال گفت:خطرناك ترین مسئله خود سانسوری است.

داوود رشیدی در پاسخ به پرسش دیگری درباره وجوه تشابه شاعر نمایشنامه «پرواز شماره ۷۰۷ » با احمدرضا احمدی تصریح كرد: شاعری كه در این نمایش است هیچ سنخیتی با احمدرضا ندارد. شاید او شاعری است كه احمدرضا دلش می خواست باشد، البته خوب شد كه مثل او نشد.

در پایان این نشست مژگان امجد ـ مدیر كتابفروشی شهر كتاب مركزی ـ با اشاره به یكساله شدن فعالیت این كتابفروشی گفت: سال گذشته اینجا را با هراس راه انداختیم ولی حالا خوشحالم مورد استقبال قرار گرفته است.

در ادامه از طرف شهر كتاب هدیه ای به رشیدی و احمدی اهدا شد.

این جلسه با شعرخوانی احمدرضا احمدی كه «شعر برگ» را می خواند به پایان رسید.

این نشست،مورد استقبال مشتریان شهر كتاب قرار گرفت به طوری كه بسیاری از آنها به صورت ایستاده برنامه را پیگیری كردند.... / خبرگزارى ايسنا

تازه ترین خبرها(روزنامه، سیاست و جامعه، حوادث، اقتصادی، ورزشی، دانشگاه و...)

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------

    Makan Inc.| All Rights Reserved - © 2013 - 2022