درد بیماری، رنج بیپولی؛ چرا دارو هم برای مردم دستنیافتنی شد؟
- مجموعه: اخبار پزشکی
- تاریخ انتشار : دوشنبه, ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ ۲۱:۴۵

اقتصاد۲۴ نوشت: همزمان با شیب تند تورم و افزایش فشارهای اقتصادی به خانوادهها، شاهد بحران جدی در حوزه دارو هستیم. تا همین چند ماه قبل، خرید یک بسته قرص مسکن یا شربت سرماخوردگی ساده، آخرین دغدغه اقتصادی یک خانوار بود. اما امروز طبق آمارهای رسمی و میدانی، با افزایشی بین ۳۰ تا ۳۰۰ درصدی در قیمت انواع داروها مواجه هستیم و این وضعیت سبب شده که بسیاری از مردم به خاطر مسائل مالی رسیدگی به موضوع سلامت را از لیست اولویتهای خود خط بزنند. این جهش قیمتی تنها شامل داروهای وارداتی یا خاص نیست؛ بلکه داروهای تولید داخل که بخش عمده سبد مصرفی مردم را تشکیل میدهند نیز از این تورم افسارگسیخته مصون نماندهاند.
ریشه این گرانی را باید در نوسانات شدید نرخ ارز و حذف تدریجی ارز ترجیحی جستوجو کرد. وقتی دلار در بازار آزاد مرزهای جدیدی را فتح میکند، زنجیره تولید دارو از مواد اولیه گرفته تا بستهبندی و حملونقل، تحت تأثیر قرار میگیرد. نتیجه این فرآیند، فاکتورهای سنگینی است که در داروخانهها به دست مردم داده میشود؛ فاکتورهایی که با حقوقهای ثابت و سفرههای کوچکشده همخوانی ندارند.
سفرههایی که به خاطر یک نسخه کوچک میشوند
برای یک کارگر یا کارمند ساده، افزایش چند برابری قیمت دارو به معنای حذف یک قلم اساسی از سبد معیشت است. گزارشها نشان میدهد که بسیاری از خانوادهها مجبور شدهاند بین خرید اقلام خوراکی و تأمین داروی اعضای خانواده، دست به انتخابهای دردناکی بزنند. این یعنی سلامت جامعه به شکلی ناعادلانه به طبقه اقتصادی افراد گره خورده است. در یک نظام سلامت کارآمد، دارو نباید تابع نوسانات لحظهای ارز باشد، اما در حال حاضر، جان انسانها مستقیماً با نمودارهای صرافیها پیوند خورده است.
در این میان، مهدی زحمتکش نایب رئیس انجمن داروسازان تهران به نکتهای حیاتی اشاره میکند که نباید از آن غافل شد؛ «اقتصاد دارو تافته جدابافته از اقتصاد کلان کشور نیست.» وقتی تورم عمومی در مرز ۵۰ درصد نوسان میکند و هزینههای جانبی تولید از قبیل دستمزد، برق و بستهبندی جهش مییابند، اصرار بر قیمتگذاری دستوری بدون در نظر گرفتن واقعیتهای بازار، تنها به بستن خطوط تولید منجر میشود. به عبارتی، بیمار نه تنها باید هزینه تورم را بدهد، بلکه باید تاوان ناهماهنگی دولت با تولیدکننده را نیز با «کمیاب شدن» دارو بپردازد.
بحران در قفسهها؛ از داروهای ساده تا اقلام حیاتی
اما گرانی تنها یک روی سکه است؛ روی دیگر و تاریکتر این بحران، «کمبود» است. شنیدن جمله «نداریم، بگردید شاید پیدا کنید» به ترجیعبند تکراری نبرد روزانه مردم در داروخانهها تبدیل شده است. کمبود دارو در ماههای اخیر از سطح داروهای خاص به سمت داروهای عمومی و حتی آنتیبیوتیکهای ساده کشیده شده است.
این وضعیت نه تنها ناشی از مشکلات ارزی، بلکه محصول سوءمدیریت در زنجیره توزیع و ناهماهنگی بین نهادهای متولی است. از یک سو تولیدکنندگان به دلیل عدم صرفه اقتصادی و مشکلات نقدینگی، ظرفیت تولید را کاهش دادهاند و از سوی دیگر، تخصیص قطرهچکانی ارز باعث شده تا ترخیص مواد اولیه از گمرکات با تأخیرهای طولانی مواجه شود. در این میان، انبارها خالی میشوند و بیمارانی که ثانیهها برایشان حکم زندگی را دارد، دربهدر داروخانههای شهر میشوند.
ناصرخسرو؛ سایه شوم بازار سیاه بر سر بیماران
هرجا که کمبود باشد، بازار سیاه جوانه میزند. از همین رو، در حالی که قفسه داروخانههای رسمی خالی است، ناصرخسرو و بازارهای غیررسمی با قیمتهای نجومی و داروهای بعضاً تاریخگذشته یا تقلبی، به تنها امید خانوادههای مستأصل تبدیل شدهاند. این یعنی انتقال سرمایه مردم به جیب سوداگرانی که از خون بیماران ارتزاق میکنند؛ وضعیتی که نتیجه مستقیم ناکارآمدی در تأمین و توزیع عادلانه دارو است.
فاجعه زمانی عمیقتر میشود که بدانیم طبق گزارشهای میدانی، برخی داروهای کمیاب که در داروخانههای دولتی با صفهای طولانی یافت نمیشوند، به راحتی در پیادهروهای ناصرخسرو با قیمت دلار روز معامله میشوند. این یعنی نشتی در زنجیره توزیع و ناتوانی در نظارت سیستمی که باعث شده دارو به جای رسیدن به دست بیمار، به دست دلالان برسد.
بیماران خاص؛ در میانه نبرد برای بقا
اگر برای یک شهروند عادی، نبود دارو به معنای طولانی شدن دوره بیماری است، برای بیماران خاص (مانند مبتلایان به سرطان، تالاسمی، اماس و بیماریهای نادر)، نبود دارو حکم مرگ و زندگی را دارد. این قشر از هموطنان ما در خط مقدم آسیبهای ناشی از تحریمها و نوسانات اقتصادی قرار دارند.
داروهای این بیماران اغلب وارداتی و بسیار گرانقیمت هستند. حتی با وجود پوششهای بیمهای، هزینههای جانبی و مابهتفاوتهای قیمتی به قدری بالاست که بسیاری از خانوادهها را به زیر خط فقر مطلق کشانده است. قطع حتی یک دوره از درمان به دلیل نبود دارو یا ناتوانی مالی در خرید آن، میتواند تمام زحمات چندینساله کادر درمان و بیمار را به باد دهد.
وقتی بیمه، سپر بلای مردم نیست
یکی از انتقادات جدی به وضعیت فعلی، عملکرد سازمانهای بیمهگر است. در حالی که قیمت دارو به صورت پلکانی بالا میرود، تعرفههای بیمه و میزان پوشش آنها با سرعتی بسیار کمتر حرکت میکند چنانچه بیمار امروز احساس میکند که در میانه این طوفان اقتصادی تنها رها شده است. طرحهایی مانند «دارویار» که با هدف مدیریت یارانهها اجرا شد، علیرغم اهداف اولیه، نتوانست بار مالی را از دوش بیمار بردارد و در بسیاری از موارد به دلیل عدم انجام تعهدات دولت به داروخانهها، عملاً باعث قفل شدن سیستم توزیع شد.
بنا بر گزارشهای منتشر شده، بدهی انباشته سازمانهای بیمهگر به داروخانهها اکنون به ارقام نجومی رسیده است. وقتی داروخانه پولی برای نوسازی موجودی خود ندارد، عملاً چرخه تأمین قطع میشود. در این شرایط، نه تنها قیمت دارو افزایش یافته، بلکه تعرفه خدمات پزشکی و ویزیتها نیز با جهشی بیسابقه مواجه شده که دسترسی به اولین حلقه زنجیره درمان را برای قشر ضعیف ناممکن کرده است.
دستورات روی کاغذ و واقعیتهای کف خیابان
اخیرا شاهد دستورات و جلسات متعددی از سوی مقامات عالیرتبه، از جمله رئیسجمهور و وزیر بهداشت، برای ساماندهی به وضعیت دارو بودهایم. دستوراتی مبنی بر تأمین فوری نقدینگی، ترخیص مواد اولیه و کنترل قیمتها. اما واقعیت این است که فاصله زیادی بین مصوبات روی کاغذ و قفسههای داروخانهها وجود دارد.
تا زمانی که مشکل ریشهای نقدینگی شرکتهای دارویی حل نشود، تا زمانی که اولویتبندی ارزی شفاف نباشد و تا زمانی که نظارت دقیق بر شبکه توزیع جایگزین برخوردهای مقطعی نشود، نمیتوان به بهبود پایدار وضعیت امید داشت. مردم تشنه آمارهای امیدوارکننده نیستند؛ آنها میخواهند وقتی با نسخه پزشک به داروخانه مراجعه میکنند، نگران قیمت یا نبود دارو نباشند.
دسترسی به داروی باکیفیت و ارزانقیمت، یکی از ابتداییترین حقوق شهروندی و از وظایف حاکمیتی دولتهاست. بحران دارو در ایران، پیش از آنکه ناشی از تحریمهای ظالمانه باشد، ناشی از گرههای کوری است که در ساختار اجرایی و تصمیمگیریهای اقتصادی ایجاد شده است.
چشمانداز آینده سلامت در کشور، نیازمند یک جراحی عمیق در سیاستهای ارزی و حمایتی است. نباید اجازه داد رنج بیماری با رنج تأمین دارو مضاعف شود. امروز صدای بیماران و خانوادههایشان بیش از هر زمان دیگری بلند است؛ آنها نه وعده میخواهند و نه دستورالعملهای بیپشتوانه؛ آنها تنها حق حیات خود را مطالبه میکنند.












