آخرین اخبار سیاسی

اخبار،اخبار جدید،اخبار روز

حکمرانی فضای مجازی یا پاسکاری مسئولیت؛ مأموریت تازه عارف دقیقا چیست؟

انتصاب محمدرضا عارف به ریاست «ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی» در حالی انجام شده که هفته‌ها است دولت در پاسخ به چرایی تداوم قطعی…

حکمرانی فضای مجازی یا پاسکاری مسئولیت؛ مأموریت تازه عارف دقیقا چیست؟



اخبار،اخبار جدید،اخبار روز
انتصاب محمدرضا عارف به ریاست «ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی» در حالی انجام شده که هفته‌ها است دولت در پاسخ به چرایی تداوم قطعی اینترنت، توپ را در زمین شورای عالی امنیت ملی انداخته و با تاکید بر اینکه وضعیت فعلی موقتی است از پاسخگویی طفره رفته است.

رویداد۲۴نوشت: محمدرضا عارف، معاون اول رئیس جمهور به عنوان رئیس ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور منصوب شد! این چیست؟ چه کارایی دارد و عارف قرار است دقیقا چه کند؟

 

پزشکیان در واقع با همان توییت دیشب که نوشته بود «ارتباطات مبتنی بر فناوری اطلاعات و اینترنت به بخش جدانشدنی زندگی مردم تبدیل شده» سعی کرد این پیام را به جامعه بدهد که دولت برنامه و نقشی در وضعیت اینترنت دارد، به محمدرضا عارف هم مأموریت داد تا در «قالب ساختاری چابک» وعده‌های داده‌شده به مردم را محقق کند. اما به این سوال پاسخ نداد که اساسا دولت چه نقشی در تصمیمات مربوط به اینترنت دارد؟ مگر در این هفتاد و چند روزی که از قطع اینترنت گذشته، مسئولان دولت از شخص رئیس جمهور گرفته تا وزیر ارتباطات، معاون اول، سخنگو و دیگران غیر از اعلام اینکه دولت با این شرایط و اینترنت طبقاتی مخالف است، یا تاکید بر اینکه تصمیم به قطع اینترنت را شورای عالی امنیت ملی گرفته، کاری کرده‌اند؟ پس چطور باید انتظار داشت این ستاد ویژه که عارف رئیس آن شده کاربردی داشته باشد؟!

 

انتصاب تازه عارف نه تنها پیام مثبتی به جامعه نداد و امید ایجاد نمی‌کند، بلکه یک لایه جدید به ساختار پیچیده و مبهم تصمیم‌گیری درباره اینترنت اضافه می‌کند؛ ساختاری که در آن، مسئولیت‌ها زیاد است، اما پاسخگو مشخص نیست.

 

رئیس‌جمهور از اینترنت می‌گوید؛ اینترنت، اما همچنان قطع می‌شود

پزشکیان در توییت خود تأکید کرده که اینترنت بخشی جدانشدنی از زندگی مردم است؛ جمله‌ای که احتمالا کمتر کسی با آن مخالفت دارد. اما مشکل دقیقا از همین‌جا شروع می‌شود؛ اگر اینترنت واقعا بخشی جدانشدنی از زندگی مردم است، چرا همچنان اولین واکنش در هر بحران و تنش، محدودسازی اینترنت است؟

 

مردم این تناقض را می‌بینند. از یک سو رئیس‌جمهور درباره «تحقق انتظارات عمومی» حرف می‌زند و از سوی دیگر، همان مردمی که قرار است این انتظاراتشان محقق شود، باید هر روز با فیلتر، اختلال، کندی و قطع اینترنت کنار بیایند. این دو تصویر کنار هم نمی‌نشیند؛ دولتی که از اینترنت دفاع لفظی می‌کند، اما در عمل، توان جلوگیری از محدودیت‌ها را ندارد، قادر به اقناع افکار عمومی نیست و ایجاد ستاد‌های جدید هم فایده‌ای ندارد.

 

ستاد تازه برای حل مشکل یا مدیریت نارضایتی؟

حکم تازه پزشکیان برای عارف، پر از واژه‌های بزرگ است؛ «حکمرانی یکپارچه»، «نقشه راه جامع تحول»، «بازآرایی ساختار‌های تصمیم‌گیری» و «نظارت راهبردی». اما افکار عمومی احتمالا سؤال ساده‌تری دارد؛ آیا نتیجه این همه ساختار جدید این خواهد بود که اینترنت دیگر ناگهانی قطع نشود؟ اگر پاسخ منفی است، پس دقیقا تفاوت این ستاد تازه با ده‌ها شورا و مرکز و کارگروه قبلی چیست؟

 

واقعیت این است که جامعه دیگر با عناوین جدید هیجان‌زده نمی‌شود. تجربه سال‌های اخیر نشان داده که هر بار بحران اینترنتی شکل گرفته، دولت بیشتر نقش توضیح‌دهنده را داشته تا تصمیم‌گیرنده. وزیر ارتباطات می‌گوید مخالف محدودیت است، رئیس‌جمهور از اهمیت اینترنت می‌گوید، اما در نهایت تصمیم جای دیگری گرفته می‌شود و اینترنت هم همان‌طور محدود باقی می‌ماند.

 

در چنین شرایطی، تشکیل ستاد تازه بیشتر این شائبه را ایجاد می‌کند که هدف، مدیریت فضای روانی جامعه است نه حل واقعی بحران اینترنت.

 

همه مخالفند، اما هیچ‌چیز تغییر نمی‌کند

تناقض بزرگ ماجرا همین‌جاست؛ تقریبا هیچ مقام دولتی پیدا نمی‌شود که صریحا از محدودیت اینترنت دفاع کند. همه می‌گویند اینترنت مهم است، اقتصاد دیجیتال مهم است، زندگی مردم به اینترنت وابسته است. اما نتیجه عملی این حرف‌ها چیست؟ تقریبا هیچ.

 

این وضعیت، یک پیام خطرناک به جامعه مخابره می‌کند؛ اینکه حتی رئیس‌جمهور به رغم همه مسئولیت‌هایی که دارد در یکی از مهم‌ترین مسائل زندگی روزمره مردم، تصمیم گیرنده نیست.

 

طبیعی است که در چنین فضایی، بخشی از افکار عمومی به این نتیجه برسد که این موضع‌گیری‌ها بیشتر برای آرام کردن جامعه است؛ نوعی ابراز همدلی بدون قدرت تغییر واقعی. مردم وقتی می‌بینند خروجی همه این مخالفت‌ها در نهایت همان اینترنت محدود و ناپایدار است، سخت می‌توانند میان «نداشتن اختیار» و «فرار از مسئولیت» تفاوت قائل شوند.

 

«ساختار چابک» با اینترنت کند

شاید کنایه‌آمیزترین بخش توییت پزشکیان همین عبارت «ساختاری چابک» باشد؛ چون تجربه کاربران ایرانی از اینترنت، دقیقا نقطه مقابل چابکی است. اینترنتی که با هر بحران دچار اختلال می‌شود، کسب‌وکار‌ها را معلق می‌کند، ارتباطات را مختل می‌کند و هزینه اقتصادی و روانی سنگینی روی جامعه می‌گذارد.

 

در چنین شرایطی، افکار عمومی بیشتر از آنکه منتظر تشکیل ستاد تازه باشد، منتظر یک اقدام ملموس است؛ مثلا اینکه یک‌بار برای همیشه مشخص شود تصمیم نهایی درباره اینترنت را چه کسی می‌گیرد و چه نهادی باید پاسخگوی خسارت‌های آن باشد.

 

تا وقتی این شفافیت وجود نداشته باشد، هر حکم جدید و هر توییت امیدوارکننده‌ای بیشتر از آنکه اعتماد بسازد، این احساس را تقویت می‌کند که دولت فقط تلاش می‌کند مردم را با واژه‌ها سرگرم کند.

 

کالا ها و خدمات منتخب

    تازه ترین خبرها(روزنامه، سیاست و جامعه، حوادث، اقتصادی، ورزشی، دانشگاه و...)

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------