چرا عضو شورای عالی فضاي مجازی، «اينستاگرام» را تهديدی بزرگتر از پيشرفتهترين جت جنگی میداند؟
- مجموعه: اخبار سیاسی و اجتماعی
- تاریخ انتشار : پنجشنبه, ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ ۱۹:۲۶

روزنامه اعتماد: در كش و قوس بحثها و تصميمها و تلاشها براي قطع و وصل اينترنت، اظهارات چهرهاي نامآشنا در حوزه مخالفت با رفع فيلتر فضاي مجازي درباره آنچه خطرات اين حوزه خوانده، دوباره خبرساز شده است.
رسول جليلي نامي آشنا در حوزه فضاي مجازي با كارنامه و اظهاراتي شفاف در زمينه مخالفت با رفع فيلترينگ است. علاوه بر اظهارات و موضعگيريهاي شفافش در زمينه اينترنت و فضاي مجازي سمت و مسووليت او به عنوان «عضو شوراي عالي فضاي مجازي» اظهاراتش را مورد توجه بيشتري قرار ميدهد. در كنار اين مساله شباهت نام خانوادگياش با سعيد جليلي -بدون هيچ پيوند خانوادگي و فاميلي- در كنار شباهتي در حد تطابق اسمها در زمينه ضديت با فضاي مجازي و دفاع از فيلترينگ، خود عرصه بازتاب به اظهاراتش را پررنگتر كرده و حتي در رسانههاي مختلف با تيتر «جليلي سوم»
-بعد از سعيد جليلي و برادرش وحيد جليلي- از او ياد شده است.
آخرين اظهاراتش كه از او در هفته جاري منعكس شد به جملهاي بازگشت كه در خلال يك مصاحبه تصويري گفته بود: «اينستاگرام از اف-35 خطرناكتر است.» اين جمله از دهان رسول جليلي -اگر آشنايي با مواضعش داشته باشيد- جمله عجيبي نبود. او يد طولايي در مخالفت با رفع فيلترينگ و بيان استدلالهايي در زمينه تحديد اينترنت داشته است. اين اما شايد نخستينبار باشد كه حجم واكنشها به اظهاراتش باعث شد تا بازنشر وسيع اين جمله را ناشي از «تقطيع سخنانش» بخواند و حتي اندكي نيز از شدت و حدت تاكيد بر لزوم بسته ماندن اينترنت تاكيد كند.
يكي از اصليترين واكنشها از جانب حسامالدين آشنا بود، مشاور حسن روحاني در دوران رياستجمهوري كه با انتقاد از اظهارات جليلي تاكيد كرد كه «اف-۳۵ يك جت جنگنده است كه هدف آن انهدام فيزيكي زيرساختها و كشتن انسانهاست. اما اينستاگرام و تلگرام بسترهايي هستند كه ميليونها ايراني از آنها براي ارتباط با خانواده، تجارت، آموزش و حتي نقد حكومت امريكا استفاده ميكنند. آيا نقد حكومت امريكا برابر با شليك موشك است؟
اگر واقعا اين سكوها مثل اف-۳۵ هستند، چرا صدها مقام دولتي، وزرا، نمايندگان مجلس و حتي نهاد رهبري در آنها حساب كاربري دارند و فعالانه از آنها استفاده ميكنند؟ چرا پيج اينستاگرام وزارت خارجه ايران فعال است؟ چرا بسياري از خبرگزاريهاي رسمي در تلگرام كانال دارند؟ مگر با دشمني كه موشك اژدري شليك ميكند، همكاري رسانهاي ميكنيم؟ اين تناقضها نشان ميدهد كه تشبيه سكوها به سلاح نظامي، يك اغراق سياسي است، نه يك تحليل عيني. هدف از اين اغراق، مشروعسازي فيلترينگ گسترده و قطع اينترنت به اسم «دفاع ملي» است. اما تجربه سه سال اخير نشان داده كه فيلترينگ نه امنيت آورده، نه اقتصاد را نجات داده، نه اعتماد مردم را جلب كرده است.»
از مهمترين بازخوردهاي ديگر اظهارات جليلي كمپيني بود كه در خبرگزاري فارس به راه افتاد؛ كمپيني با محتواي درخواست از دكتر رسول جليلي براي استعفا از شوراي عالي فضاي مجازي. انتشار اين كمپين به خودي خود حائزاهميت بود اما وقتي بيش از پيش مهم ميشود كه ببينيم حتي در خبرگزاري فارس و از جانب مخاطبان اين خبرگزاري اظهارات جليلي خلاف منافع عمومي تعبير و درخواست استعفاي وي مطرح ميشود.
خبرگزاري فارس 28 ارديبهشت ماه با انتشار متن اين درخواست آن را از جانب «جمعي از ملت آگاه ايران» توصيف و تاكيد كرد كه «متاسفانه مواضع اخير جناب آقاي جليلي، تصويري نگرانكننده و مغاير با منافع عمومي را به نمايش ميگذارد.»
اين نوشتار با تاكيد اوليه بر اينكه «در شرايطي كه بيش از ۸۰ روز از اختلال و محدوديت گسترده در دسترسي مردم به اينترنت بينالمللي ميگذرد و آسيبهاي اقتصادي، اجتماعي و آموزشي آن نمايان شده است، انتظار ميرود متوليان فناوري، مدافع حق اساسي دسترسي آزاد و برابر باشند»، تاكيد دارد: « ادعاي رضايت عمومي از فيلترينگ، با واقعيت تلخ نارضايتي گسترده از محدوديتهاي اينترنتي در تضاد است.فيلترينگ نه تنها راهحلي براي مشكلات نيست، بلكه با دور زدن آسان توسط ابزارهاي فني، دسترسي را نابرابر و ناامن ميسازد.»
درنهايت نيز خبرگزاري فارس درخواست امضاكنندگان اين نامه و كمپين را «استعفاي رسول جليلي از شوراي عالي فضاي مجازي» عنوان و از قوه قضاييه خواسته است كه «تمامي مدارك و مستندات مربوط به حضور در هياتمديره شركت «امنافزار گستر شريف» و ارتباط آن با منافع شخصي يا خانوادگي، در كنار وظايف ايشان در شوراي عالي فضاي مجازي، مورد رسيدگي دقيق قرار گيرد.»
بعد از انتشار اين واكنشها اما رسول جليلي در مطلبي كه در شبكه ويراستي منتشر كرده از مواضع قبلي خود نوعي عقبنشيني را نشان داده و نوشته است: «عدهاي از مخاطبين تقطيع شده عرايضم در برنامه ۱۰۰ دقيقهاي شيوه مورخ را ديدهاند و احتمالا «ويراست» هفت روز پيش بنده را نخواندهاند. خلاصهاش اين است كه: ۱- دسترسي به اينترنت براي رفع نيازهاي آحاد جامعه، با احراز هويت و قبول مسووليت، بايستي فراهم گردد و قطعي فعلي بايستي در اسرع وقت مرتفع گردد. ۲- آويزان بودن برخي كسب و كارهاي خُرد به سكوهاي دشمن به نفع هيچكس نيست. بايستي مقررات، مشوقها، جبران خسارت و امكاناتي براي انتقال آنها به ديگر سكوها فراهم شود. رفع حكمراني دشمن بر فضاي مجازي ما نبايد با بستن اينترنت بينالملل عجين باشد.»
رسول جليلي كيست؟
رسول جليلي متولد سال ۱۳۴۴ در شهرستان اقليد استان فارس است. او مسير علمي خود را در رشته مهندسي كامپيوتر آغاز كرد و مدارج تحصيلي خود در مهندسي كامپيوتر از دانشگاه فردوسي مشهد، فوق ليسانس مهندسي كامپيوتر از دانشگاه صنعتي شريف و دكتراي علوم كامپيوتر با گرايش سيستمهاي توزيع شده از دانشگاه سيدني استراليا گذرانده است.
او پس از بازگشت به ايران، به عنوان عضو هيات علمي دانشكده مهندسي كامپيوتر دانشگاه صنعتي شريف مشغول به كار شد و مرتبه علمي او در حال حاضر «استاد تمام» است. جليلي در طول سه دهه گذشته، علاوه بر تدريس و هدايت پروژههاي پژوهشي در حوزههاي امنيت سايبري داده، سيستمهاي عامل امن و شبكههاي كامپيوتري، مسووليتهاي اجرايي متعددي را برعهده داشته است.
وي از پاييز ۱۴۰۰ تا آبان ۱۴۰۲ رياست دانشگاه صنعتي كشور را برعهده داشت؛ دورهاي كه با چالشهاي اجتماعي و دانشجويي شديدي همراه بود.
علاوه بر اين از سال ۱۳۹۰، از بدو تاسيس شوراي عالي فضاي مجازي به عنوان عضو حقيقي اين نهاد عالي سياستگذاري منصوب شد و اين عضويت در دورههاي بعدي نيز تمديد گرديد.
او همچنين بنيانگذار مجموعههاي فناوري است و يكي از بنيانگذاران شركتهاي دانشبنيان در حوزه امنيت است. مدير شركت امن افزار گستر شريف كه در حال حاضر عضو حقيقي شوراي عالي فضاي مجازي نيز به شمار ميرود مديريت مركز امنيت شبكه دانشگاه صنعتي شريف، همكاري با مركز صنايع نوين و توسعه فناوري SMS ايراني، در كارنامه فعاليتهاي جليلي به چشم ميخورد. تاكنون بيشترين فعاليتش در بخش امنيت در فضاي فناوري اطلاعات بوده است.
جليلي معتقد است: «امنيت فتا (فضاي توليد و تبادل اطلاعات) بايد به نسبت خود فتا ارزيابي شود. اگر در كشوري به فتا و كاربري فناوري اطلاعات و ارتباطات بهاي زيادي داده شده است يا ميشود، بالطبع، زندگي روزانه مردم در گرو عملكرد صحيح و ايمن عناصر اين فضا است و هرگونه اختلالي در اين امر، باعث خسارت ميشود. اين خسارت قابل ارزيابي كمي است و بر اين اساس، تخصيص اعتبار براي امنيت فتا يا بازخواست مسوولان اين بخش، توجيهپذير است.»
دي ماه سال گذشته مناظرهاي در تلويزيون ميان سه نفر از فعالان و مديران عرصه ارتباطات برگزار شد. رسول جليلي و مهدي انجيدني، مديرعامل ويراستي و پيامرسان ايگپ به عنوان موافقان حفظ فيلترينگ و حميد فتاحي معاون وزير ارتباطات و رييس سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي به عنوان مخالف در گفتوگوي ويژه خبري حاضر شدند. بخشي از اظهارات جليلي در اين حضور مورد توجه قرار گرفت.
اين عضو حقيقي شوراي عالي فضاي مجازي گفت: «رفع فيلترينگ بايد مشروط به شرايط خاصي باشد، زيرا پذيرش بيقيد و شرط اين پلتفرمها، به ويژه واتسآپ كه يك سكوي امريكايي است، ممكن است منجر به تهديد امنيت ملي و استقلال كشور در فضاي مجازي شود.»
او ادامه داد: «براي همه آحاد جامعه حكمراني فضاي مجازي يك موضوع جدي است؛ دليل آن هم اين است كه همه مباحث اقتصادي، فرهنگي و آموزشي اگر تحت حكمراني قانونمند نباشند و محافظت نشوند مردم ضرر ميكنند. به عبارتي موضوع اصلي نفع مردم است. ما تجربيات چندگانهاي با سكوهايي كه حكمرانيشان دست دشمن بوده، داشتهايم. يك مورد هم پيجرهايي بود كه در لبنان آن اتفاق عجيب و غريب را شكل داد؛ يا سال ۹۸ يك فرمان، يك اپليكيشن را از روي گوشي ميليونها ايراني حذف كرد و اين اتفاق دست هيچ كس نبود. اينها نشان ميدهند تصميم را ما نميگيريم؛ صاحب سكو و حكمران فضاي مجازي ميگيرد.»
جليلي در بخش پاياني برنامه اظهار داشت: «ما بايد به سه راهكار توجه داشته باشيم؛ يك اينكه سرويس بومي با كيفيت كه عامل قدرت و عامل اقتدار ما باشد داشته باشيم. مورد دوم، مذاكره و تعامل با سرويسي است كه به قانون ما پاسخگو باشد. هر كس پاسخگو است، قدمش روي چشم و اگر كسي به قانون ما پاسخگو نيست، حتما بايد با آن مقابله كنيم. مورد بعدي اين است كه اقداماتي كه در مصوبه اخير آمده بايد اصرار كنيم، فرهنگسازي كنيم تا همه يكپارچه اجرا شود؛ نه اينكه بخشي اجرا بشود و بخشي اجرا نشود.»
رسول جليلي چه ميگويد و به دنبال چيست؟
رسول جليلي در سپهر پهناي باند و اينترنت ايران، به عنوان يكي از تئوريسينهاي اصلي جبهه «حاكميت سايبري» و مدافع سرسخت كنترل مرزهاي ديجيتال شناخته ميشود. پلتفرم فكري او مبتني بر تقابل ميان «استقلال ملي» و «وابستگي به پلتفرمهاي بيگانه» است. مقايسه اخير او درباره ابزارهاي رسانهاي غرب با پيشرفتهترين تسليحات نظامي از همين جهانبيني در فضاي مجازي نشأت ميگيرد. اينكه جليلي «پلتفرمهاي چندمليتي مانند اينستاگرام را داراي خطري براي حاكميت، فرهنگ و هويت جامعه به مراتب خطرناكتر از جنگندههاي رادارگريز اف-۳۵ (F-35) ميداند ناشي از نگاه امنيتي-راهبردي محض او به مقوله فضاي مجازي است. از ديدگاه او، شبكههاي اجتماعي ابزار ناتو يا پنتاگون براي فروپاشي از درون هستند نه صرفا بسترهايي براي ارتباطات يا كسبوكار.
جليلي برخلاف برخي مسوولان كه فيلترينگ را يك «مسكن موقت» يا «راهحل موقتي ناگزير» ميدانند، از آن به عنوان يك ابزار حاكميتي مشروع، عقلاني و قانوني دفاع ميكند. او معتقد است هيچ كشور صاحبقدرتي، مرزهاي ديجيتال خود را بدون ويزا و گمرك دراختيار بيگانگان قرار نميدهد. او بارها تاكيد كرده است كه پلتفرمهاي امريكايي ملزم به رعايت قوانين جمهوري اسلامي نيستند و در زمان بحرانها، به عنوان اتاق جنگ عمل ميكنند و اگر پلتفرمي تمايل به فعاليت در ايران دارد، بايد «دفتر رسمي» داير كند و قوانين داخلي كشور را بپذيرد؛ در غير اين صورت، مسدود ماندن آن فاقد اشكال اخلاقي يا اقتصادي است.
از نظر رسول جليلي، راهكار نهايي ايران براي خروج از اين چالش، نه گشايش در اينترنت جهاني، بلكه تسريع در پروژه شبكه ملي اطلاعات است. وي بارها از كندي اجراي اين طرح در دولتهاي گذشته انتقاد كرده و آن را استقلال زيرساختي كشور ميداند.
در مدل ذهني جليلي، كاربر ايراني بايد تمام نيازهاي حياتي خود ازجمله خدمات بانكي، مكاتبات، سرگرمي، خدمات دولتي و ارتباطي را بر بستر مميزيشده، ارزان و پرسرعت داخلي (مانند ايتا، روبيكا، بله و...) دريافت كند و دسترسي به اينترنت بينالملل تنها براي موارد پژوهشي، تجاري خاص و تحت كنترل (اينترنت طبقاتي يا اعتبارسنجي شده) باز باشد. در اين مدل ذهني وقتي خدمات موردنياز به شهروندان داده ميشود -كه البته هنوز پلتفرمهاي داخلي به چنين جايگاهي نرسيدهاند و از اساس مشخص نيست در چه بازه زماني اين تصوير ايدهآل رسول جليلي و همفكرانش قابل تحقق است- ديگر بحث «تمايل و حق انتخاب شهروند» معني ندارد.
تخصص جليلي در مهندسي كامپيوتر به او اين باور را داده است كه «ما خودمان ميتوانيم». او بر اين باور است كه مهندسان ايراني توانايي فني ساخت موتورهاي جستوجو، پيامرسانها و سيستمهاي عامل بومي را دارند. اما منتقدان وي در اين لايه اشاره ميكنند كه او نگاهي مكانيكي به فناوري دارد و فاكتورهاي پيچيده اجتماعي، روانشناختي، اعتماد عمومي و حجم سرمايهگذاري جهاني پلتفرمهاي بينالمللي را دستكم ميگيرد. تبديل يك نرمافزار به يك پلتفرم ملي، صرفا با نوشتن كدهاي آن محقق نميشود، بلكه نيازمند سرمايه اجتماعي عظيمي است كه چالش اصلي پلتفرمهاي بومي به شمار ميرود.
او فناوري را به خوبي ميشناسد، اما آن را از عينك امنيت، حاكميت ملي و تقابلهاي ژئوپليتيك تبيين ميكند. دكترين او مبني بر خطرناكتر بودن اينستاگرام از جنگنده اف-۳۵، نماد عيني تفكري است كه فضاي مجازي را خط مقدم يك جنگ تمامعيار ميداند.
در اين ديدگاه، فيلترينگ، صيانت و شبكه ملي اطلاعات، ابزارهاي پدافندي هستند كه جامعه بايد هزينههاي اقتصادي و رفاهي آن را جهت دستيابي به هدف والاتر پذيرا باشد. ارزيابي كارنامه جليلي در شوراي عالي فضاي مجازي نيز يك پيام روشن دارد؛ جليلي و همفكرانش با نامهاي مشابه و غيرمشابه، بعضا توانستهاند بخش عمدهاي از ايدههاي زيرساختي خود را به سياستهاي رسمي كشور تبديل كنند و به همين دليل نيز اين طيف فكري در خط مقدم منتقدان دولت مسعود پزشكيان قرار دارند. آنها تصور ميكنند كه بايد فرمان مديريت فضاي مجازي را بر همان جهت كه تا قبل از تير 1403 در حال حركت بود، ثابت نگه داشت. هر چند كه اقناعِ افكار عمومي و جلب اعتماد كاربران نسبت به اين ساختار بومي، همچنان بزرگترين گره كورِ اين دكترين فكري است.











