زاگرس میان دود و ناکارآمدی
- مجموعه: اخبار اجتماعی
- تاریخ انتشار : پنجشنبه, ۱۱ تیر ۱۴۰۵ ۰۹:۱۷

جهان صنعت: در روزهای گذشته ارتفاعات روشنکوه در شهرستان بختگان استان فارس، منطقه کوهمره سرخی شیراز و کوه بدیل در شهرستان بهبهان در ارتفاعات زاگرس دچار آتشسوزی شدند؛ اتفاقی تکراری که سوگ دیگری را رقم زد. یک بار دیگر جوانی در راه حفاظت از زاگرس مظلوم جان خود را در میان شعلههای آتش از دست داد. تقی چنگلوایی، فعال محیطزیست و پدر دو دختر از اهالی روستای اسدآباد از توابع بهبهان روز ۸تیرماه بهخاک سپرده شد. از ابتدای سال جاری تاکنون اما این تنها مورد از آتشسوزیهای زاگرس نبوده است. بهگفته مدیرکل مدیریت بحران استانداری کهگیلویهوبویراحمد از ابتدای سال۱۴۰۵ تاکنون تنها در همین استان ۱۷فقره آتشسوزی در عرصههای طبیعی رخ داده و حدود ۱۲۸هکتار را تحت تاثیر قرار داده است.
شهرام منتصری، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان فارس هم عامل اصلی بروز آتشسوزیها را طمعورزی و زیادهخواهی برخی افراد طمعورز در کنار ناآگاهی و ضعف فرهنگسازی دانسته است. این آتشسوزیهای عمدی اما موضوعی است که بهمن ایزدی، پژوهشگر بومشناس و رییس هیاتمدیره محیطزیستی گنجه پشتیبان زیستبوم ایران مورد تایید قرار میدهد.
آتشافروزیهای عمدی در زاگرس از۱۳۹۹ تاکنون
ایزدی که سالهاست در حوزه محیطزیست فعال بوده و در بسیاری از حوادث آتشسوزی در زاگرس حضور داشته گُرگرفتنهای مکرر زاگرس بهویژه از سال۱۳۹۹ بهبعد را عمدی و ناشی از عامل انسانی میداند و میگوید: بهتر است بهجای واژه آتشسوزی واژه آتشزدن را بهکار ببریم؛ موضوعی که تقریبا از اوایل اردیبهشتماه آغاز شده است.
بهگفته او این آتشزدنها تبدیل بهمعضلی خانمانسوز شده که درحال گرفتن زاگرس از ایرانیان است و بهبحرانیتر شده وضعیت منابع کشور شدت میبخشد. این آتشسوزیها تقریبا از سال۱۳۹۹ بهصورت جدی شروع شد و نسبتبهآتشسوزیهای قبل از آن سال متفاوت بود. قبل از سال۱۳۹۹ آتشسوزیها عمدتا ناشی از بیاحتیاطی و ناآگاهی مردم و گردشگرانی بود که بهدلایل مختلف با بیاحتیاطی اقدام بهروشنکردن آتش میکردند و بعضا ممکن بود آتش بهسایر نقاط هم سرایت کند. درصد کمی از آتشسوزیها هم در آن سالها در اثر وقوع رعد و برق رخ میداد.
بهگزارش ایلنا، رییس هیاتمدیره گنجه پشتیبان زیستبوم ایران بهتغییر شرایط آتشسوزیها از سال۱۳۹۹ بهبعد اشاره میکند: از این سال بهبعد بهتدریج مسوولان نهادهای مربوطه متوجه شدند که ۹۰درصد این آتشسوزیها عمدی و ناشی از عامل انسانی است؛ اطلاعاتی که سازمانهای متولی هم از آن باخبر هستند. بهاعتقاد ما فعالان محیطزیست هم که در این سالها درگیر خاموشکردن آتش زاگرس بودیم واقعا بیشتر از ۹۰درصد آتشسوزیها عمدی است. بهعلاوه اینکه تا قبل از سال۱۳۹۹ آتشسوزیها از دامنههایی که دارای جاذبه گردشگری بودند شروع شده و زود هم با کمک مردم مهار میشد اما بعد از این سال اما موقعیت آتشسوزیها از دامنهها بهارتفاعات بهویژه در جنوب زاگرس رسید.
او توضیح میدهد: این ارتفاعات مرتفع اکوتونهای ما هستند. اکوتونها بوممرزهای ما محسوب میشوند که بین دو جریان هوایی خنک و مرطوب مدیترانهای و هوای گرم و خشک سودانی-عربستانی قرار گرفتند. این موضوع موجب شده که حتی در ارتفاعات بالای ۳هزارمتر شاهد اکوتونی بسیار متنوع و متراکم باشیم. این مناطق رویشگاه درختان بسیار کهنسال و بهویژه درخت غالب زاگرس یعنی بلوط هستند. این رویشگاهها نقش سپر حفاظتی برای جلوگیری از تسلط هوای گرم سودانی و عربستانی بر زاگرس را دارند زیرا همانطورکه میدانید زاگرس تحت تاثیر هوای مرطوب و خنک شرق مدیترانه است. همین موجب شده که زاگرس از دیرباز دارای موقعیت خاص رویشگاهی باشد.
این بومشناس تاکید میکند که درحالحاضر ۷۰درصد رویشگاههای زاگرس با وسعت ۶میلیونهکتار شامل جنگلهای بلوط کهنسال، سپس بنه و سایر گونههای گیاهی هستند که همگی نقش ارزشمندی در حفظ اکوسیستمهای سطوح مختلف ارتفاعات این منطقه دارند و بیش از ۴۰درصد آب باکیفیت، شیرین و تجدیدپذیر را ذخیره میکنند. این آتشزدنها اما دقیقا از همین اکوتونها یا مرزبومها ما آغاز شده یعنی همان نقاطی که سپرهای زاگرس در ارتفاعات را شامل میشوند. دقیقا مانند آتشسوزیهایی که همین چند روز پیش در کوههای اطراف بهبهان رخ داد و جان یکی از یاران ارجمند بهبهانی ما، تقی چنگلوایی راهم گرفت.
ازدسترفتن جنگلها تعادل اقتصادی و اجتماعی را بههم میریزد
ایزدی درپاسخبه این سوال که هدف از آتشزدن ارتفاعات زاگرس بهصورت عمدی چیست، میگوید: کارکردهای جنگل ما بیشمار است. رویشگاههای ما آبخوانها و تامینکننده سفرههای آبی ما هستند که در دل کوههای زاگرس وجود دارند. آنها خاک را تثبیت و از بروز سیل جلوگیری میکنند و موجب تعدیل هوا میشوند. بهعلاوه این رویشگاهها اکسیژنسازی کرده و نظام رطوبتی کشور در زاگرس را مهیا میکنند. این رویشگاهها عامل اصلی جذب ابر، ریزش باران و هدایت آن بهسمت لایههای زیرین زمین برای تغذیه آبخوانها هستند. آبخوانهایی که معیشت اقتصادی حداقل ۱۱استان کشور را در پیکره زاگرس تامین میکنند بهبیان دیگر زاگرس اقتصاد نیمی از جمعیت کشور ایران عزیز را فراهم میکند.
او بهپیامدهای این آتشسوزیها بر کارکرد جنگلهای زاگرس اشاره میکند: وقتی این جنگلها بسوزند و خاکستر شوند کارکرد اکولوژیک خود را از دست میدهند. در نتیجه این رخداد نخست نظام رطوبتی دچار خلل شده و جذب ابرها با مشکل مواجه میشود و از طرفی کارکرد مهم آنها برای تغذیه آبخوانها از بین میرود. علاوه بر این زیستگاه جانوران مفیدی که در این جنگلها زندگی میکنند هم نابود میشود. درحالیکه این جانواران با عملکرد روزانهای که دارند باعث تکثیر دوباره جنگل میشوند یعنی بهدنبال آتشزدنها عوامل طبیعی تکثیر جنگل که همین جانوران هستند مانند گراز، سنجاب و سایرین از میان میروند.
به گفته رییس هیاتمدیره گنجه پشتیبان زیستبوم ایران، سوختن جنگلها زمینهساز کاهش شدید ظرفیت آبخوانها میشود؛ مسالهای که باعث میشود دبی آبهای جاری از جمله چشمهها و رودخانهها کاهش یافته یا حتی خشک شوند. در حال حاضر در مناطقی از خوزستان بهدلیل همین خشکیدگی جنگلها مردم آب مورد نیاز خود را از دست دادند. سالهاست که در آبادیهای خوزستان مهاجرت اجباری رخ داده و مردم بهویژه بهاستانهای شمالی کشور نقل مکان کردند. این مهاجرت تعادل اقتصادی و اجتماعی را هم در مناطق مبدا مهاجرت یعنی خوزستان و هم در مناطق مقصد برهم میزند. همه این موارد ضربههای بزرگی برای کشور هستند زیرا با ازدسترفتن تعادل طبیعی، تعادلهای اجتماعی و اقتصادی کشور نیز دچار اختلال میشوند.
یک اتاق فکر هوشمند پشت آتشسوزیها
بهباور اینفعال محیطزیست پشتپرده ماجرای آتشزدنهای عمدی یک اتاق فکر هوشمند قرار دارد که بهوسیله عوامل خود زاگرس را بهسمت نابودی میبرند. متولیان امر اما واکاوی بررسی و برخورد ریشهای با جریانهای آتشزدن و خشککردن جنگلها را جدی نگرفتند و هیچ برنامه مناسبی برای این موضوع ندارد. سازمانهای ذیربط مانند محیطزیست و منابع طبیعی بسیار ضعیف هستند یعنی نه نیروی کافی دارند نه ترابری و نه تجهیزات مناسب برای مقابله با آتش؛ مسالهای که باعث شده بار این ماجرا بر دوش مردم قرار گیرد.
او میگوید: شهروندان بهدلیل عِرق ملی و معرفت بالایی که نسبتبه کارکرد طبیعت و جنگلها و نقش آنها در ارتقای کیفیت زندگی دارند نمیتوانند فقط نظارهگر باشند. بنابراین فعالان حوزه اجتماعی ازجمله جوامع محلی چه NGOها و انجمنها در چنین مواردی با دست خالی بهدل آتش میزنند. یعنی در شرایطی اقدام بهاطفای حریق در جنگلهای زاگرس میکنند که نه تجهیزات و امکاناتی و لباس مناسب دارند و نه ازسوی سازمانهای متولی آموزش دیدند که چگونه از تجهیزاتی مانند دمنده و… برای اطفای حریق استفاده کنند و با ایمنی کامل بهدل آتش بزنند.
او معتقد است که سازمانهای متولی با استفاده از عرق ملی مردم در این مواقع وظایف خود را بر دوش آنها میاندازند بهگونهای که مردم ناچارند وارد عمل شوند و میگوید: از سال۱۳۹۹ تاکنون ۲۷شهید در راه اطفاء حریق طبیعت دادیم که آخرین نفر همین چند روز پیش جان خود را از دست داد. سازمانهای متولی اما پاسخگو نیستند. بهبیان دیگر مدیریت نظارت، ارزشیابی، بازرسی و وقایعنگاری توسط سازمانهای بالادستی در حد پایینی است و این موضوع باعث شده که سازمانهای متولی در انجام وظایف خود بهصورت استاندارد، کیفی و جامع برای مقابله با آتشزدنهای زاگرس کوتاهی کنند و هیچبرنامه اصولی برای برخورد با این مساله نداشته باشند.
این بومشناس با بیان اینکه هرسال رویشگاههای گرانبهای ما که تامینکننده آب مورد نیاز برای مصارف مختلف هستند توسط شخص یا اشخاصی از دست میرود و هیچکس هم از سازمانهای متولی سوال نمیکند که چرا نسبتبه برخورد ریشهای با این حوادث کوتاه میآیند.
چرا دولت علت این آتشزدنها را واکاوی نمیکند؟
بهگفته او مسوولان ذیربط علت کمبود یا نبود تجهیزات اطفای حریق در ارتفاعات مانند بالگرد آبپاش، دمنده و… را کمبود اعتبارت عنوان میکنند. آنها میگویند حتی خودرو هم نداریم که ماموران خود را جابهجا کنیم اما براساس اطلاعات موجود سال گذشته هزارو۳۰۰میلیارد تومان برای همین موضوع بهسازمان منابع طبیعی تخصیص یافته است. سازمان محیطزیست هم در این زمینه اعتباراتی دریافت کرده اما بهنظر میرسد این اعتبارات هزینهکرد مناسبی ندارد بهعنوان مثال در یکی از پارکها ساختمانی برای افرادی که میخواهند برای خاموشکردن آتش بهمحل حادثه بروند ساختند اما این اقدامات چندان مناسب نیست.
رییس هیاتمدیره گنجه پشتیبان زیستبوم ایران با اشاره بهاینکه نهاد تحت مدیریت او در همه این سالها تاحد امکان اقدام بهخرید و توزیع تجهیزات و امکانات مناسب اطفا حریق مانند لباس و کفش مناسب، دستگاه دمنده و… ارائه آموزشهای لازم بهسمنها و نیروهای مردمی کرده تا بهآنها فشار کمتری وارد شود و از ایمنی بیشتری درمقابله با حریق جنگلها برخوردار شوند، اضافه میکند اما همه اینها مبارزه با معلول است نه علت. فرد یا افرادی بههر علتی اقدام بهآتش زدن جنگلها میکنند و صدها نفر درگیر اطفا آن میشوند. در این مسیر چنان که شاهد بودیم صدها نفر مجروح شدند و ۲۷نفرهم جانشان را از دست دادند.
او این سوال را مطرح میکند که چرا دولت ریشه این حوادث را واکاوی نمیکند؟ چرا سازمانهای متولی بخش قضایی و امنیتی را بهصورت جدی درگیر نمیکنند تا اتاق فکر، آمران و عاملان این آتشزدنها شناسایی شوند و یک برخورد عمیق و ریشهای با بحران آتشزدنهای زاگرس صورت گیرد؟ بسیار مشخص است که گروههایی بهدنبال خشکاندن ایران عزیز ما و برهمزدن تعادلات زیستی کشور بهلحاظ اکولوژی، هیدرولوژیکی دو اقتصادی یا اجتماعی هستند تا بهویژه در این شرایط سخت دچار آشفتگی و درهمریختگی شویم.










