پشت پرده گسترش مصرف «گل» میان جوانان؛ از تبلیغات تا دسترسی آسان
- مجموعه: اخبار اجتماعی
- تاریخ انتشار : شنبه, ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ ۲۱:۵۴

ایرنا: با «گل» چه باید کرد؟ مقابله و سرکوب؟ مدارا و تحمل، یا مهار و کنترل؟ از گلی سخن میگوییم که امروزه رایجترین ماده مخدر در میان جوانان چه در سراسر دنیا و چه در جامعه معاصر خودمان محسوب می شود.
بیش از ۵۰ سال است بسیاری از کشورها سیاست مبارزه سختگیرانه با مواد مخدر و نیز مخدر محبوب نوجوانان، یعنی انواع علف یا گل را در دستور کار خود قرار داده اند، اما مصرف جهانی همچنان در حال افزایش است.
متحیر از این بوی یونجه گندیده منتشر در هر کوی و برزن!
جوامع در قبال گل دو رویکرد دارند: یکی مقابله و دیگری آزادسازی به قصد کنترل و مهار، یا شاید به قصد جرم زدایی و عادی سازی. هر دو تجربه در جهان در حال اجرا است و هیچ کدام هنوز نتوانسته است مصرف و عوارض سوء آن را از عوارض مغزی و روحی تا عوارض اجتماعی کاهش دهد. در این میان وظیفه رسانه و شبکه های اجتماعی، شاید طرح و بحث صریح، شفاف و مسئولانه در قبال این پدیده و بازگشایی ابعاد مختلف آن باشد. جلب توجه کارشناسان، تصمیمگیران و جوانان به این بحث و بررسی ابعاد مختلف آن، شاید بهتر از هر باید و نباید و دستور و بخشنامه در روشنگری مؤثر باشد. ما متحیر از این بوی یونجه گندیده منتشر در هر کوی و برزن، شرح این حیرانی و بررسی ابعاد آن را با دو کارشناس و مهمان گرامی در میان گذاشته ایم: دکتر حمید یعقوبی، دانشیار روانشناسی بالینی دانشگاه شاهد و دکتر امید مساح، پژوهشگر مرکز تحقیقات سوءمصرف مواد و هیئت علمی دانشگاه علوم توانبخشی.
سوال: به طور کلی در دسته بندی مواد مخدر، ماده گل در چه رتبه و جایگاهی قرار می گیرد و علت فراگیری مصرف آن به خصوص در میان اقشار نوجوان و جوان چیست؟
حمید یعقوبی: در طبقه بندی مواد، چند دسته را می توان شناسایی کرد: دسته ای مواد مضعف یا به اصطلاح مسکن هستند؛ نظیر الکل و بنزودیازپین و سایر داروهای آرامبخش.
انواع مخدرها، از تریاک تا ماریجوانا
دسته دیگر مواد افیونی را شامل می شود، مانند تریاک و مشتقات آن. همچنین مواد محرک همچون کوکائین و نیکوتین را داریم. مواد توهم زا و مواد استنشاقی نیز در این طبقه بندی جای می گیرند. علاوه بر اینها دسته ای از مواد تحت عنوان کانابینوئیدها یا کانابیسها وجود دارد که شامل گل، ماریجوانا، گرس و در گذشته چرس و بنگ می شوند که همگی زیرمجموعۀ این خانواده هستند. البته مواد دیگری نظیر مواد استنشاقی یا انپیاس ها و مواد سنتتیک نیز وجود دارند، اما گل به طور خاص در زمرۀ خانواده کانابیس، ماریجوانا و حشیش قرار می گیرد. این مواد تفاوت هایی با یکدیگر دارند که عمدتاً ناشی از نوع فرآوری آنهاست؛ به عنوان مثال حشیش از صمغ گیاه شاهدانه به دست می آید، ماریجوانا از برگ و ساقۀ آن تهیه می شود، و گل از خود گل گیاه شاهدانه تولید می گردد.
گل، مصرف ۸۰ درصد معتادان مواد مخدر با ملایم جلوه دادن آن توسط قاچاقچیان
دربارۀ علت فراگیری مصرف این ماده، عوامل متعددی قابل طرح است. نخست آن که در سطح جهانی حدود ۳۳۰ میلیون مصرف کننده یا معتاد به مواد مخدر وجود دارد که نزدیک به ۸۰ درصد آنها را مصرف کنندگان ماریجوانا، گل، حشیش و ترکیبات مشابه تشکیل می دهند و پس از آن، مواد افیونی و سایر مواد قرار دارند. از سوی دیگر این ماده در مقایسه با سایر مواد نسبتاً سبکتر محسوب می شوند. در بسیاری از کشورهای خارجی این ماده به عنوان دروازۀ ورود به مصرف مواد سنگینتر تلقی می گردد. هرچند که در ایران این وضعیت تا اندازه ای متفاوت است و ما این ماده را تقریباً در زمرۀ مواد سنگین به حساب می آوریم و به طور معمول سیگار را به عنوان دروازۀ ورود به اعتیاد در نظر می گیریم اما در سطح جهانی حشیش را به عنوان دروازهای برای ورود به اعتیاد معرفی می کنند. شاید عواملی نظیر کنجکاوی و هیجان طلبی نیز در این میان مؤثر باشند. به نظر می رسد در یک دهۀ اخیر، نوعی سوءنگرش در خصوص گل ایجاد شده است؛ به این معنا که قاچاقچیان و فعالان در صنعت قاچاق، با بهره گیری از تبلیغات، سعی در ملایم جلوه دادن نام این ماده داشته اند. از آنجا که جوانان تصور می کردند گل مثل همان گلی است که در طبیعت وجود دارد و به یکدیگر هدیه داده می شود، این امر به گمان من تأثیر چشمگیری و به ویژه تأثیری منفی در گسترش مصرف آن داشته است.
امید مساح: به نظر می رسد که یک ساده انگاری در این زمینه شکل گرفته است؛ بدین معنا که این تصور ایجاد شده که چون این ماده منشأ گیاهی دارد، چندان خطرناک نیست. ضمن این که فرآیند قانونی سازی یا جرمزدایی از مصرف کننده در برخی ایالت ها و کشورها، عملاً به دامن زدن به این تصور کمک کرده است. از سوی دیگر، دسترسی به این ماده افزایش یافته و با بسته بندیهایی که به اشکال مختلفی نظیر ویپ، پاد و حتی شکلاتها و آب نباتها در دسترس قرار گرفته، مصرف آن تسهیل شده و مصرف پنهان نیز آسانتر گشته و جذابیت آن را نیز افزایش داده است.
چند علت گرایش نوجوان و جوان به گل
بخش دیگری از علت، به نظر من، با ویژگیهای دوره نوجوانی و جوانی مرتبط است به ویژه آن که پاداش طلبی در این دوران بسیار تقویت شده است. هنگامی که یک نوجوان یا جوان پاداش لذتبخشی را تجربه می کند، آن تجربه به شدت در حافظه اش تثبیت میشود و تمایل به تکرار آن پیدا می کند. همچنین تازهجویی، نوخواهی، همراهی با همسالان و اثرپذیری از همگروهها از دیگر عواملی است که نقش مؤثری ایفا میکند؛ به گونهای که حضور یک فرد مصرف کننده در جمع می تواند بسیار تأثیرگذار باشد. دلیل دیگر این است که برخی از نوجوانان و جوانان ما به دلیل وجود مشکلات زمینهای نظیر اختلالات اضطرابی، افسردگی و جمع گریزی به مصرف مواد پناه میبرند و وقتی از آن نتیجه مطلوبی دریافت میکنند، عملاً خوددرمانی را پیشه می سازند که خود عاملی برای گرایش به مصرف است. نهایتاً به نظر می رسد مجموع این عوامل در چهار محور دلیل اصلی افزایش مصرف باشد.
سوال: در تجربههای جهانی یک رویکرد مبتنی بر ممنوعیت است که البته اجرای آن دشوار است، چراکه طیف مصرف کنندگان گسترده و متشکل از نوجوانان و جوانان است. رویکرد دیگر برخوردی مشابه با سیگار در قبال این پدیده است. هر دو تجربه در جهان در حال اجرا هستند و هر دو نیز تأثیر چندانی نداشته اند. لطفاً ارزیابی خود را در این زمینه را ارائه بفرمایید.
یعقوبی: در خصوص مزایا و معایب رویکردهای سختگیرانه و آزادسازی، باید گفت که در رویکرد سختگیرانه یک مزیت نمادین وجود دارد و آن ایجاد نوعی بازدارندگی است؛ بدین معنا که وقتی دولتها با این موضوع برخورد قاطع دارند پیام آن به جامعه این است که این پدیده مطلوب نیست، ممنوع است و مصرف آن نادرست محسوب می شود که این خود دارای اثر پیشگیرانه است. از سوی دیگر این رویکرد به طور موقت کنترل نسبی بر عرضه ایجاد می کند و دسترسی به این مواد را با دشواری مواجه می سازد. اما این رویکرد سختگیرانه معایبی نیز دارد. ایران نیز جزو کشورهایی است که رویکرد سختگیرانه را در پیش گرفته است.
رویکرد سختگیرانه ۵۰ سال اخیر، نتوانسته مصرف را کاهش دهد
این رویکرد سختگیرانه ایران، طی پنجاه سال اخیر عملاً نتوانسته است مصرف را کاهش دهد. از سوی دیگر، هزینههای انسانی و مالی سنگینی به همراه داشته است؛ نیروهای انتظامی متعددی در این مسیر جان خود را از دست داده اند، زندانیان بسیاری داریم و نیروهای پلیس و پاسگاهها متحمل فشار فراوانی شدهاند. همچنین، مشکل دیگری که وجود دارد این است که وقتی فردی را معتاد می خوانیم و او را به زندان می فرستیم، اگرچه او را بیمار میدانیم، اما از حدی فراتر، این ممنوعیت خود به نوعی انگیزه برای مصرف کننده ایجاد میکند. به علاوه، اگر فردی بخواهد ازدواج کند یا شغلی به دست آورد، سابقۀ زندان و اعتیاد، مانعی جدی برای او محسوب میشود و این امر، به شکلگیری بازار سیاه و قاچاق عظیمی دامن زده است. به گمانم، قاچاق مواد مخدر پس از قاچاق اسلحه، دومین صنعت پرسود جهان به شمار میرود.
مزایای آزادسازی
اما در مواجهه با این مشکلات، آیا باید به سمت آزادسازی حرکت کنیم؟ رویکرد آزادسازی نیز مزایای خود را دارد. نخست آنکه بار سیستم قضایی را به میزان قابل توجهی کاهش میدهد و شمار زندانیان کمتر میشود. همچنین با آزادسازی، مرگ ومیر و بیماریها کاهش مییابد، چرا که مواد استاندارد به دست مصرف کننده میرسد و مصرف کننده دیگر هر مادهای را تهیه نمیکند؛ زیرا مواد از کنترل کیفی عبور کرده و دارای مارک استاندارد هستند. علاوه بر این، انگ اجتماعی مصرف نیز کاهش مییابد؛ همچون سیگار که هرچند زیانبار است، اما به اندازۀ تریاک، هروئین و سایر مواد سنگین، مطرود نیست. همچنین، دولت ها میتوانند از این طریق، با اخذ مالیات درآمدزایی کنند. اما این رویکرد نیز معایب خاص خود را دارد.
سوال: به نظر می رسد دکتر مساح هم نقدهایی به بحث آزادسازی دارند لطفاً در این زمینه ایشان ادامه بدهند.
مساح: ببینید، بین این دو تجربه یک طیف وجود دارد. یک سر آن کاملاً ممنوعیت است. بخشی نیز استفاده استاندارد و پزشکی از کانابینوئیدهای استاندارد است که موضوعی پزشکی بوده و از سالهای بسیار قبل انجام می شده است. بخش دیگر، جرمزدایی از مصرف کننده است. بخشی نیز قانونی کردن عرضه است. نمیخواهم محاسن را تکرار کنم. سر دیگر این طیف تجاری سازی است.
آزادسازی باعث کاهش ادراک خطر میشود
متأسفانه وقتی به سمت آزادسازی و قانونی سازی حرکت می کنند، در پی آن به تجاری سازی میرسند. گرچه ممنوعیت نتوانسته موفق باشد و اهداف خود را تأمین کند، اما آمارها نشان میدهد که در سال ۲۰۲۴، ۲۵۶ میلیون نفر مصرف کننده کانابیس در جهان وجود داشته است. البته اینها همه معتاد به کانابیس نیستند و برای همگی آنها تشخیص اختلال مصرف کانابیس صادر نشده است؛ بلکه در دوازده ماه گذشته تجربه مصرف داشتهاند. اما آزادسازی یا قانونیسازی باعث کاهش ادراک خطر میشود؛ بدین معنا که افراد تصور میکنند اگر پدیدهای عادی سازی شده و قانون برای آن مجاری قانونی باز کرده است، پس حتماً خطر آن کمتر است. این کاهش ادراک خطر، منجر به عادی سازی میشود و عادی سازی همراه با دسترسی آسان، میتواند افزایش ریسک پذیری نوجوانان را به دنبال داشته باشد، به ویژه آنهایی که در معرض خطر هستند؛ از جمله کسانی که زمینههای ژنتیکی، اختلالات اضطرابی، یا مشکلات تحصیلی دارند و اگر خانه و مدرسه به اندازه کافی در این زمینه گفت وگو و آگاهی بخشی لازم را انجام نداده باشند، این گروه در معرض خطر بیشتری قرار می گیرند.
سوال: ما در خبرگزاری جمهوری اسلامی قصد نداریم پرچمدار آزادسازی باشیم و چنین درخواستی نیز مطرح نیست، اما میخواهیم ابعاد مختلف این قضیه را به صورت شفاف مورد بحث قرار دهیم. به هر حال، بشر تجاربی را گذرانده است؛ شاید زمانی سیگار نیز چنین وضعیتی داشته است. لطفاً در این زمینه توضیح بفرمایید.
یعقوبی: باید توجه داشت که سیگار و الکل با گل و حشیش تفاوتهایی دارند، اما میتوان از تجربه آزادسازی الکل و به ویژه دخانیات، درس آموختههایی داشت. برای نمونه، اینکه تبلیغات این مواد نباید انجام شود. امروزه مشاهده میکنید در رویدادهایی نظیر جام جهانی، حتی یک مورد تبلیغ سیگار یا مشروبات الکلی دیده نمیشود، در حالی که به یاد دارم در جام جهانی ۱۹۸۶ مکزیک، تبلیغات بسیاری از مارکهای سیگار به وفور انجام میشد. همچنین هم اکنون بر روی پاکتهای سیگار، هشدارها و پیامهای منفی درج می شود. اما باید پرسید که این اقدامات تا چه اندازه تأثیرگذار بودهاند. به نظر میرسد بیان صرف اینکه این ماده باعث فلان عارضه میشود، تا اندازهای سادهانگارانه است.
در ایران هیچ کس آمار دقیقی درباره مصرف گل ندارد
در مورد گل، حشیش و کانابیس، مسئله اساسی این است که مصرف این مواد بر تکامل و رشد مغز تأثیر منفی میگذارد. مغز تا حدود ۲۵ سالگی در حال رشد است و این ماده با تأثیر بر گیرندههای مرتبط با تی. اچ. سی، اثرات منفی خود را اعمال میکند. البته باید اذعان کرد که ما شواهد و مدارک علمی قطعی و کافی در این زمینه در اختیار نداریم. اگر به شواهد موجود در کشورهایی که آزادسازی را تجربه کردهاند نگاه کنیم، هم جنبههای مثبت و هم جنبههای منفی دیده میشود. اما در ایران، وضعیت به مراتب دشوارتر است. ما اساساً تحقیق و پژوهش کافی در این زمینه نداریم. نمیتوانیم با قطعیت بگوییم چند درصد از جمعیت ایران مصرف کننده گل هستند و هیچکس آمار دقیقی در این خصوص ندارد. این مسئله خود به تنهایی ضربه ای بزرگ به کشور وارد می کند.
مساح: در ایران اطلاعات بسیار ناقص است. در سایر کشورها، به عنوان مثال کانادا الگوی بسیار خوبی از ثبت و ضبط همه اطلاعات ارائه داده است. به گونهای که ما اکنون به تمام دادههای مربوط به زمانی که مثلاً در ایالت انتاریو این فرآیند اجرا شده، دسترسی داریم و میتوانیم بررسی کنیم که در سنین مختلف، پیش از شروع اجرا، شاخص ها را مشخص کردهاند؛ برای نمونه، در نوجوانان ۱۵ تا ۱۶ سال، تجربه مصرف در دوازده ماه گذشته چقدر بوده و تجربه مصرف در یک ماه اخیر چقدر بوده است و این دادهها را در سالهای مختلف ثبت کردهاند. زمانی که این دادهها را رصد کردند، مشاهده شد که شروع مصرف در سنین ۱۵ تا ۱۶ سال افزایش چندانی نداشته و بیشترین تأثیر آزادسازی و قانونیسازی، بیشترین شیوع و بیشترین مقدار مصرف را به طور اتفاقی در بزرگسالان ایجاد کرده است؛ یعنی گروه سنی ۲۵ سال به بالا.
آزادسازی گل در کانادا و آمریکا، مصرف بزرگسالان را افزایش داده
البته این به هیچ وجه به معنای قابل تسری بودن این تجربه به کشور ما نیست و نباید تصور کنیم که هر نتیجه ای که آنها به دست آوردهاند، قطعاً در اینجا نیز قابل حصول است، چراکه ما زمینه های ژئوپلیتیکی کاملاً متفاوتی داریم. اما نتایجی که هم در آمریکا و هم در کانادا نشان داده شده، حاکی از آن است که در نوجوانان، تجربه یکبار مصرف وجود داشته، اما مصرف گهگاهی به مصرف روزانه تبدیل نشده است. تعداد مصرف کنندگان در سنین ۱۵ تا ۱۶ سال عمدتاً افزایش محسوس و معناداری نداشته، اما در آمریکا از ۲۱ سال به بالا و در کانادا از ۲۵ سال به بالا افزایش یافته است.
همچنین، در اونتاریو مطالعهای طولی بر روی بزرگسالان انجام شده که نشان میدهد مرگ ناشی از اختلال مصرف کانابیس تقریباً به ۷ درصد رسیده است؛ در حالی که در جامعه معمول این میزان ۶ درصد بوده و به ۳.۵ درصد نیز کاهش یافته است. این امر نشان میدهد که در درازمدت، حتماً عوارض و مشکلاتی را ایجاد خواهد کرد.
سوال: پس از آزادسازی، این میزان افزایش یافته است؟
مساح: بله، افزایش پیدا کرده است؛ یعنی سه و نیم درصد در برابر ۶ تا ۷ درصد؛ یعنی در مقایسه با کسانی که مبتلا به اختلال مصرف کانابیس نبوده اند در برابر کسانی که مبتلا بوده اند. اما خوشبختانه بخش مثبت آن این است که در نوجوانان خطر را افزایش نداده است.
یعقوبی: اما بعداً افزایش میدهد؛ یعنی فردی که در ۱۶ سالگی مصرف کننده قهاری از گل و کانابیس نیست، وقتی به ۲۶ سالگی میرسد، ممکن است به مصرف کننده قهار تبدیل شود.
جامعه ایران پذیرای آزادسازی گل نیست
سوال: در حالی که مطالعات سازمان ملل نشان میدهد که سنین بالا مصرف کمتری دارند و مشتریان ثابت وجود دارند، اما عمده جمعیت در سنین نوجوانی و جوانی هستند. به نظر میرسد آزادسازی به سمتی که شما اشاره میکنید، جابجایی جمعیت مصرف کننده در آن جوامع را ایجاد کرده است.
یعقوبی: باید توجه داشت که آزادسازی به این معنا نیست که هر کسی هر گونه میخواهد از آن استفاده کند، مانند تایلند که افراد آزادانه مصرف می کنند و دچار مشکلات فراوان میشوند. بلکه باید در کنار آزادسازی، قانون، آموزش، پیشگیری، درمان و حمایت اجتماعی نیز وجود داشته باشد. اینها با یکدیگر یک بسته کامل را تشکیل می دهند. اکنون شما میخواهید آموزش دهید؛ آیا میتوانید در مدارس در مورد گل به دانش آموزان آموزش دهید؟ سازمان آموزش و پرورش باید بپذیرد و زمینه را فراهم کند. اما آیا از لحاظ فرهنگی، اجتماعی و مذهبی، جامعه ایران پذیرای این آزادسازی است؟
گویا اختلال مصرف الکل در ایران، بیشتر از اختلال مصرف مواد است
الکل را در نظر بگیرید که در جهان آزاد است اما ما به دلایل مذهبی نمیتوانیم آن را آزاد کنیم، اگرچه گفته میشود اختلال مصرف الکل در ایران اکنون بیشتر از اختلال مصرف مواد است. اما نکته این است که آزادسازی، صرفنظر از مسائل دیگر، در وهله اول در دستور کار سیاستگذاری ایران قرار ندارد و بسترهای آموزشی و فرهنگی آن نیز مهیا نیست. هم اکنون اگر بخواهیم پرسشنامهای از یک دانشآموز تهیه کنیم و در مورد مواد مخدر سؤالی بپرسیم، با صدها ملاحظه و حساسیت مواجه میشویم و حتی در مورد خودکشی نیز با محدودیتهایی روبرو هستیم. به نظر میرسد برای جامعه ایران هنوز بسیار زود است که به این سمت حرکت کند؛ پیش از آن باید زیرساخت های فراوانی فراهم شود که در ایران وجود ندارد. بنابراین، همانگونه که شما اشاره کردید، شاید آزادسازی به صورت غیررسمی رخ داده باشد و دسترسی آسان باشد؛ به گونهای که فرد با یک تماس تلفنی بتواند مواد را تهیه کند.
مساح: و این بدترین حالت ممکن است؛ زیرا نه دارو از نظر آلودگی مورد آزمایش قرار گرفته، نه دسته بندی میزان تی اچ سی مؤثر در آن وجود دارد، نه محدودیت سنی برای عرضه اعمال میشود، نه بسته بندی های ایمن در برابر کودکان وجود دارد (در حالی که در کشورها هنگام وضع قانون، این موارد مد نظر قرار میگیرد)، و نه مالیاتی از آن عاید دولت میشود تا بتواند آن را برای پیشگیری، درمان، افزایش نشاط اجتماعی یا سایر فعالیتهای مفید هزینه کند. این بدترین حالت ممکن است؛ حالتی که نه ممنوعیت به طور جدی اعمال میشود و نه کنترلی بر آن وجود دارد.










