اشعار زیبای عید نوروز



شعر کوتاه درباره ی عید نوروز ,شعر تبریک نوروز

شعر برای عید نوروز 

 

رسید موکب نوروز و چشم فتنه غنود

درود باد بر این موکب خجسته، درود

 

به کتف دشت یکی جوشنی است مینا رنگ

به فرق کوه یکی مغفری است سیم اندرود

 

سپهر گوهر بارد همی به مینا درع

سحاب لؤلؤ پاشد همی به سیمین خود

 

شکسته تاج مرصع به شاخک بادام

گسسته عقد گهر بر ستاک شفتالود

 

به طرف مرز بر آن لاله‌های نشکفته

چنان بود که سر نیزه‌های خون‌آلود

 

به روی آب نگه کن که از تطاول باد

چنان بود که گه مسکنت جبین یهود

 

صنیع آزر بینی و حجت زردشت

گواه موسی یابی و معجز داوود

 

به هرکه درنگری، شادیی پزد در دل

به هرچه برگذری، اندهی کند بدرود

 

یکی است شاد به سیم و یکی است شاد به زر

یکی است شاد به چنگ و یکی است شاد به رود

 

همه به چیزی شادند و خرم‌اند و لیک

مرا به خرمی ملک شاد باید بود

ملک الشعرا بهار

 

شعر عید نوروز،شعر عید نوروز مبارک

شعر نوروز

 

چند گویی که چو هنگام بهار آید

گل بیارید و بادام به بار آید

 

روی بستان را چون چهره ی دلبندان

از شکوفه رخ و از سبزه عذار آید

 

این چنین بیهوده ای نیز مگو با من

که مرا از سخن بیهوده عار آید

 

شصت بار آمد نوروز مرا مهمان

جز همان نیست اگر ششصد بار آید

 

هر که را شست ستمگر فلک آرایش

باغ آراسته او را به چه کار آید ؟

 

سوی من خواب و خیال است جمال او

گر به چشم تو همی نقش و نگار آید

ناصرخسرو 

 

شعر کوتاه درباره ی عید نوروز ,شعر تبریک نوروز

شعر برای عید نوروز 

 

سالی

نوروز

بی چلچله بی بنفشه می آید،

جنبش ِ سرد ِ برگ ِ نارنج بر آب

بی گردش ِ مُرغانه ی رنگین بر آینه

سالی

نوروز

بی گندم ِ سبز و سفره می آید،

بی پیغام ِ خموش ِ ماهی از تُنگ ِ بلور

بی رقص ِ عفیف ِ شعله در مردنگی.

سالی

نوروز

همراه به درکوبی مردانی

سنگینی بار ِ سال هاشان بر دوش:

تا لاله ی سوخته به یاد آرد باز

نام ِ ممنوع اش را

وتاقچه گناه

دیگربار

با احساس ِ کتاب های ممنوع

تقدیس شود.

در معبر ِ قتل ِ عام

شمع های خاطره افروخته خواهد شد.

دروازه های بسته

به ناگاه

فراز خواهدشد

دستان اشتیاق از دریچه ها دراز خواهد شد

لبان فراموشی به خنده باز خواهدشد

وبهار

درمعبری از غریو

تاشهر

خسته

پیش باز خواهدشد

سالی

آری

بی گاهان

نوروز

چنین آغاز خواهدشد

احمد شاملو

 

شعر عید نوروز،شعر عید نوروز مبارک

شعر در مورد عید نوروز

 

عید نوروز می ‏رسد از راه

شادی از روی خانه می‏بارد

 

پدرم با چه دقتی دارد

بوته ‏های بنفشه می‏کارد

 

مادر مهربان من از صبح

شستشو کرده هر چه را بوده

 

پرده را شسته ، شیشه را شسته

نیست در خانه ، ذره‏ای دوده

 

تازه وقت غروب هم مادر

خسته ، اما برای شادی ما

 

می‏نشیند لباس می‏دوزد

تا بپوشیم روز عید آن را

سپیده رحیمی 

 

شعر کوتاه درباره ی عید نوروز ,شعر تبریک نوروز

شعر تبریک نوروز

 

برف و یخ آب شد

چشمه ‏ها شد روان

 

شد زمین رنگ‏رنگ

خنده زد آسمان

 

باز دنیای ما

شاد و پیروز شد

 

آمد ، آمد بهار

عید نوروز شد

 

پر شد از بوی گل

کوچه ‏ها ، خانه ‏ها

 

باز آغاز شد

رقص پروانه‏ ها

 

باز هم پهن شد

سفره هفت سین

 

سبز شد ، سرخ شد

هر کجای زمین

 

  بیشتر بخوانید: پیام تبریک عید نوروز

 

شعر عید نوروز،شعر عید نوروز مبارک

شعر عید نوروز

 

نوروز بمانید که ایام شمایید 

آغاز شمایید و سرانجام شمایید

 

آن صبح نخستین بهاری که به شادی

می‌آورد از چلچله پیغام شمایید

 

آن دشت طراوت زده آن جنگل هشیار

آن گنبد گردننده آرام شمایید

 

خورشید گر از بام فلک عشق فشاند

خورشید شما عشق شما بام شمایید

 

نوروز کهنسال کجا غیر شما بود؟

اسطوره جمشید و جم و جام شمایید

 

عشق از نفس گرم شما تازه کند جان 

افسانه بهرام و گل اندام شمایید

 

هم آینه مهر و هم آتشکده عشق

هم صاعقه خشم ِ بهنگام شمایید

 

امروز اگر می‌چمد ابلیس، غمی نیست 

در فنّ کمین حوصله دام شمایید

 

گیرم که سحر رفته و شب دور و دراز است

در کوچه خاموش زمان، گام شمایید

 

ایام به دیدار شمایند مبارک 

نوروز بمانید که ایام شمایید

پیرایه یغمایی

 

 

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته 

 

 

مطالب پیشنهادی,وبگردی
 

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------