تازه های شعر و ترانه


شعر حالا چرا,آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا,شعر معروف حالا چرا

شعر معروف (آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟) از کجا آمده است؟

شعر حالا چرا شعر معروف آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ یکی از…

شعر زیبای بازگشته (رحیم معینی کرمانشاهی )



اشعار رحیم معینی کرمانشاهی

رحیم معینی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۵ بهمن ۱۳۰۱ در کرمانشاه - درگذشته ۲۶ آبان ۱۳۹۴ در تهران)، نقاش، روزنامه‌نگار، نویسنده، شاعر و ترانه‌سرای اهل ایران بود.

 

امید جانم ز سفر بازآمد

شکر دهانم ز سفر بازامد

عزیز آن که بی خبر

به ناگهان رود سحر

چو ندارد دیگر دلبندی

به لبش ننشیند لبخندی

چو غنچه ی سپیده دم

شکفته شد لبم ز هم

که شنیدم یارم بازآمد

ز سفر غمخوارم بازآمد

همچنان ، که عاقبت

پس از همه شب بدمد سحر ، ناگهان

نگارِ من ، چنان مهِ نو آمد از سفر

همچنان ، که عاقبت

پس از همه شب بدمد سحر ، ناگهان

نگارِ من ، چنان مِه نو آمد از سفر

 من هم ، پس از آن دوری

بعد از ، غم مهجوری

یک شاخه ی گل ، بُردم به برش

یک شاخه ی گل ، بُردم به برش

دیدم ، که نگارِ من

سرخوش ، ز کنار من

بگذشت و به بر

یارِ دگرش

بگذشت و به بر

یارِ دگرش

وای از آن گلی که دست من بود

خموش و یک جهان سخن بود

خموش و یک جهان سخن بود

گل ، که شهره شد به بی وفایی

زِ دیدن چنین جدایی

ز غصّه ی پاره پیرُهَن بود

 

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته

مطالب پیشنهادی,وبگردی

کالا ها و خدمات منتخب

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------