تازه های قصه های کودکان

داستانهای خواندنی

قصه کودکانه باغچه مادربزرگ

قصه کودکانه باغچه مادربزرگ یکی بود یکی نبود.مادر بزرگ یه باغچه قشنگ داشت که پراز گلهای رنگارنگ بود.…

تو حوض خونه ما



 

تو حوض خونه ما

تو حوض خونه ما


ماهيهاي رنگارنگ


بالا
و پايين مي رن


با پولکاي قشنگ


کلاغه تا مي بينه

کنار حوض مي شينه



مي خواد ماهي یگيره






ماهيا تا مي بينن


به زير آبها ميرن



کلاغ شيطون مي شه


زار و پريشون



کلاغ شيطون مي شه


زار و پريشون






کالا ها و خدمات منتخب

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------