ترجمه فارسی نهج البلاغه

 

 خطبه:

ترجمه:  

 نامه:

ترجمه:  

 حکمت:

ترجمه:  

 کلمه:

ترجمه:  

حکمت شماره 101

متن عربی حکمت نهج البلاغه

وَ عَنْ ‏نَوْفٍ‏ ‏الْبِکالِىّ‏، قالَ: رَأَيْتُ أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلامُ ذاتَ لَيْلَةٍ وَ قَدْ خَرَجَ مِنْ فِراشِهِ فَنَظَرَ ‏إِلَى‏ النُّجُومِ فَقالَ: يا ‏نَوْفُ‏ أَراقِدٌ أَنْتَ أَمْ ‏رامِقٌ‏؟ فَقُلْتُ بَلْ رامِقٌ ‏يا ‏أَمِيرَالْمُؤمِنِينَ‏، قالَ: يا ‏نَوْفُ‏: طُوبى لِلزَّاهِدِينَ فِى الدُّنْيَا الرَّاغِبِينَ فِى الاخِرَةِ، أُولئِکَ قَوْمٌ اتَّخَذُوا الْأَرْضَ بِساطاً، وَ تُرابَها فِراشاً وَ ماءَها طِيباً وَ الْقُرانَ ‏شِعاراً وَ الدُّعاءَ ‏دِثاراً، ثُمَّ ‏قَرَضُوا ‏الدُّنْيا قَرْضاً ‏عَلى ‏مِنْهاجِ‏ ‏الْمَسِيحِ‏. يا ‏نَوْفُ‏ إِنَّ داوُدَ عَلَيْهِ السَّلامُ قامَ فِى مِثْلِ هذِهِ السَّاعَةِ مِنَ اللَّيْلِ فَقالَ: إِنَّها ساعَةٌ لا يَدْعُو فِيها عَبْدٌ إِلَّا اسْتُجِيبَ لَهُ إِلّا أَن يَکُونَ ‏عَشّاراً أَوْ ‏عَرِيفاً أَوْ ‏شُرْطِيّاً، أَوْ صاحِبَ عَرْطَبَةٍ وَ هِىَ الطُّنْبُورُ أَوْ صاحِبَ کُوبَةٍ وَ هِىَ الطَّبْلُ. وَ قَدْ قِيلَ أَيْضاً إِنَّ الْعَرْطَبَةَ الطَّبْلُ، وَ الْکُوبَةَ الطُّنْبُورُ.

ترجمه فارسی حکمت نهج البلاغه
ترجمه دشتی

و درود خدا بر او فرمود: (از نوف بکالي نقل شد، که در يکي از شبها امام را ديدم براي عبادت از بستر برخواست، نگاهي به ستارگان افکند، و به من فرمود: خوابي! يا بيدار؟ گفتم بيدارم) اي نوف! خوشا به حال آنان که از دنياي حرام چشم پوشيدند، و دل به آخرت بستند، آنان مردمي هستند که زمين را تخت، خاک را بستر، آب را عطر، و قرآن را پوشش زيرين، و دعا را لباس رويين خود قرار دادند، سپس دنيا را همانند عيسي مسيح (ع) وانهادند. اي نوف! همانا داوود پيامبر (که درود خدا بر او باد) در چنين ساعتي از شب برمي‏خاست، و مي‏گفت: (اين ساعتي است که دعاي هر بنده‏اي به اجابت مي‏رسد، جز باجگيران، جاسوسان، شبگردان و نيروهاي انتظامي حکومت ستمگر، يا نوازنده طنبور و طبل.)

ترجمه فیض الاسلام

از نوف (ابن فضاله) بکالي (که از خواص اصحاب امام عليه‏السلام مي‏باشد روايت شده) است که گفته: شبي اميرالمومنين عليه‏السلام را ديدم که از بستر خويش بيرون آمد و به سوي ستاره‏ها نگاه کرد و فرمود: اي نوف خوابيده‏اي يا بيداري؟ گفتم: يا اميرالمومنين بيدارم، فرمود اي نوف خوشا حال پارسايان در دنيا که به آخرت دل بسته‏اند، ايشان گروهي هستند که زمين را فرش و خاک آن را بستر و آب آن را شربت گوارا قرار داده‏اند (به لوازم زندگي بي‏اعتناء هستند) و قرآن را پيراهن (زينت و آرايش دل) و دعا و درخواست را جامه رو (جلوگير از حوادث و پيشامدها) گردانيده‏اند، پس به روش (حضرت) مسيح (که به دنيا دلبستگي نداشت) دنيا را از خود جدا کردند. اي نوف، داوود عليه‏السلام در اين ساعت از شب (نزديک سحر براي راز و نياز با حقتعالي) برخاست و گفت: اين ساعتي است که دعا و درخواست نمي‏کند در آن بنده‏اي مگر آنکه روا مي‏گردد مگر اينکه ده يک گير (باجگير و گمرکچي و راهدار) يا کسي که مردم را به ستمکاران بشناساند و اسرارشان را نزد آنها فاش نمايد، يا گزمه و همکاران داروغه يا نوازنده ساز يا نقاره‏چي و دهل زن باشد (زيرا گناه ايشان مانع است از اينکه درخواستشان روا گردد. سيدرضي (عليه‏الرحمه) فرمايد:) عرطبه بمعني طنبور (ساز) و کوبه به معني طبل (دهل و نقاره) است، و نيز گفته شده: عرطبه يعني طبل و کوبه يعني طنبور.

ترجمه سید جعفر شهیدی

(و از نوف بکالي روايت است که شبي اميرالمومنين (ع) را ديدم از بستر خود برون آمده نگاهي به ستارگان انداخت و فرمود: نوف! خفته‏اي يا ديده‏ات باز است؟ گفتم ديده‏ام باز است. فرمود:) نوف! خوشا آنان که دل از اين جهان گسستند و بدان جهان بستند. آنان مردمي‏اند که زمين را گستردني خود گرفته‏اند و خاک آن را بستر. و آب آن را طيب. قرآن را به جانشان بسته دارند و دعا را ورد زبان. چون مسيح دنيا را از خود دور ساخته‏اند و نگاهي بدان نينداخته. نوف! داود (ع) در چنين ساعت از شب برون شد و گفت اين ساعتي است که بنده‏اي در آن دعا نکند جز که از او پذيرفته شود، مگر آن که باج ستاند، يا گزارش کار مردمان را به حاکم رساند، يا خدمتگزار داروغه باشد، يا عرطبه طنبور نوازد، يا دارنده کوبه باشد و آن طبل است. (و گفته‏اند عرطبه، طبل است و کوبه، طنبور.)

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------