تازه های تقویم تاریخ


داريوش بزرگ پدر ناسيوناليسم ايراني

تقویم تاریخ - 13 تیر

489پیش ازمیلاد:4 ژوئيه سال 489 پيش از ميلاد داريوش بزرگ - شاه شاهان - كه بر تمركز امور و ايراني…


تقویم تاریخ -30 آبان



488م:21 نوامبر سال 488 ميلادي، درست 1360 سال پيش از انتشار «مانيفست كمونيست» از سوي كارل ماركس و انگلس، مزدك عقايد اقتصادي ــ اجتماعي (سوسياليسم) خود را اعلام داشت و ترويج آن را آغاز كرد. مزدك پسر بامداد كه يك روحاني زرتشتي در شهر استخر فارس ( شيراز ) بود مدعي شد كه اين عقايد تفسير درست آموزشهاي زرتشت است كه هدفي جز نيكبختي بشر نداشته و زماني اين نيكبختي تحقق خواهد يافت كه برابري انسانها تامين شود. از اوايل قرن 19 كه عقايد مزدك مورد تحليل و تفسير انديشمندان و مورخان بزرگ قرار گرفت «21 نوامبر» براي روشنفكران چپ، روزي گرامي بوده است.

مزدك كه معتقد به خدا بود مي گفت كه براي تامين برابري انسانها، بايد مالكيتها عمومي (ملّي) باشد و هركس در حد نياز خود از محصول و توليدات استفاده كند. خدا انسانها را هنگام تولد برابر مي آفريند و بايد اين برابري در طول حيات آنان حفظ شود. آزادي موهبت بزرگي است، ولي بدون برابري اجتماعي ــ اقتصادي (سوسياليسم) آزادي احساس نخواهد شد. انسان دائما نياز به اندرز دارد تا از راه صواب خارج نشود. برتري جويي و حرص مال زدن ريشه همه مسائل و مفاسد است كه نبايد امکان داده شود (از طريق آموزش و پرورش - مدارس) در افراد پديد آيد، زيرا كه ذاتي نيست. مزدك انسان را مستحق زندگي در آرامش و شادي اعلام داشت كه تبعيض ها، بيعدالتي و عدم برابري؛ اين آرامش و شادي را از انسان كه عمري كوتاه دارد سلب مي كند و خلاف اراده خدا از آفريدن انسان است و به عبارت ديگر انسان براي زجر كشيدن به دنيا نيامده است و تا منابع توليد مشترك نباشد (ملّي نباشند) زجر كشيدن هم از ميان نخواهد رفت. مزدك در عين حال با استثمار زنان به صورتي كه بود مخالفت كرد و نسبت به اين روش ثروتمندان كه به خود اجازه ازدواج با طبقات ديگر را نمي دهند ابراز انزجار كرد و اين عمل را تقسيم انسان به درجه اول و دوم كه خلاف اراده خداست خواند.


874م:مورخان «21نوامبر سال874 ميلادي» را روزي ذكر كرده اند كه سامانيان بر سركار آمدند و كمر همت به احياء زبان و ادبيات فارسي، فرهنگ ايراني و گسترش علوم و معارف بستند و در اين راه لحظه اي از تلاش باز نايستادند. پايتخت سامانيان شهر بخاراي خراسان بزرگتر و رودكي از شعراي بزرگ اين دوران بود. برخي از مورخان سامانيان را از نسل بهرام مهران (چوبين) ژنرال معروف ايراني كه در «ري» زاده شده بود مي دانند. در ميان ايراني تبارها، تاجيكها بيش از ديگران قدرشناس سامانيان هستند. دولت تاجیکستان پول ملي خود را «ساماني» نام نهاده است.

 

1294م:کلنل محمد تقي خان پسيان افسر ژاندارم سي ام آبان 1294 هجري (21 نوامبر 1915 ميلادي) شهر همدان را از ارتش روسيه پس گرفت.

شرح اين نبرد خونين عمدتا خياباني در كتب تاريخ جنگ جهاني اول كه در غرب به چاپ رسيده تحت عنوان «قهرماني هاي ژاندارم هاي ايراني در همدان» آمده است، زيرا نيروي ژاندارم فاقد سلاح سنگين و شمار نفرات آن به مراتب كمتر از سربازان روس بود.

كلنل كه مي دانست سربازان روس آموزش جنگ خياباني نديده اند آنان را به كوچه هاي شهر كشانيد و در آنجا درهم كوبيد و بيرون راند.

 

کلنل پسيان


1300ش:30 آبان سال 1300 هجري (21 نوامبر 1921) مجلس شورا فوريت لايحه دولت مبني بر واگذاري امتياز اكتشاف و استخراج نفت شمال ايران به شركت نفتي امريكايي «استاندارد اويل» را تصويب كرد كه اين عمل مورد اعتراض شديد دولت انگلستان قرار گرفت، زيرا كه انگلستان خاورميانه را منطقه نفوذ خود مي دانست و به دولتي ديگر حتي آمريكا (فرزندش) اجازه و امكان ورود نمي داد. انگلستان كه در آن زمان امتياز انحصاري نفت مناطق جنوبي ايران را در دست داشت در واکنش به اقدام مجلس، يادداشتي شديد اللحن به دولت ايران تسليم كرد. دولت آمريكا كه پس از جنگ جهاني اول به تدريج به انزواي خود پايان مي داد تا بعد از جنگ جهاني دوم و براندازي 28 امرداد، باهمه تلاشهايش موفق نشده بود كه عملا جاي انگلستان را در ايران بگيرد. دولت واشنگتن پس از اضمحلال امپراتوری عثمانی در پایان جنگ جهانی اول، برای ورود به خاورمیانه نفتدار، بالقوه ثروتمند و استراتژیک به برنامه ریزی پرداخت و با نگاهی به نقشه تازه این منطقه که ترسیم انگلیسی ها بود به کردها چشم دوخت که در یک ناحیه نسبتا وسیع ساکن ولی تابع چند دولتند و این سیاست برغم استقرار تدریجی آمریکا در خاورمیانه از دهه 1980 تغییر نکرده است. بنظر می رسد که اسرائیل هم سیاست مشابهی را دنبال می کند.


1332ش:سي ام آبان 1332 (21 نوامبر1953 ) از متهمان به ربودن و قتل سرتيپ محمود افشارتوس رئيس شهرباني كل منصوب از سوي دكتر مصدق كه مدتي هم بازداشت بودند و قبلا اعترافهايي هم كرده بودند رفع اتهام بعمل آمد !!!. افشار توس يكم ارديبهشت همين سال ناپديد و كشته شده بود و جسدش شش روز بعد در غاري در كوههاي لشكرك به دست آمده بود كه جمعي از ژنرالها و مخالفين دكتر مصدق متهم به طرح نقشه ربودن و كشتن او شدند و زنداني گرديدند. سرلشكر فضل الله زاهدي كه يكي از متهمان بود براي اين كه بازداشت نشود در مجلس شورا متحصن شده بود و پس از خارج شدن از ساختمان مجلس ، تا 28 مرداد مخفي بود .

دولت تقاضاي سلب مصونيت متهم ديگر ، دكتر مظفر بقايي ، را از مجلس كرده بود زيرا كه وي نماينده مجلس بود. او نيز همانند در مجلس متحصن شده بود.

 

محمود افشارتوس

 

1694م:«ولتر» از بزرگترين فلاسفه، نويسندگان، طنز گويان و روشنگران اروپا 21 نوامبر سال 1694 ديده به جهان گشود. نام او «فرانسوا ماري آرووت» بود كه اسم مستعار «ولتر» را براي خود انتخاب كرده بود و آثارش را به اين نام نوشته است. ولتر در 23 سالگي به خاطر طنزي كه نوشته بود يازده ماه از عمر خود را در زندان باستيل گذرانيد و در سال 1726 به خاطر نوشتن طنزي ديگر به انگلستان تبعيد شد و سه سال در آنجا بود. در سال 1734 دوباره او را از پاريس تبعيد كردند. با وجود اين، در سال 1749 به دعوت فردريك قيصر پروس (آلمان) به آنجا رفت و سالها معاشر وي بود .

ولتر سرانجام در سال 1759 در فرانسه در نزديكي مرز سويس جايي را براي خود خريد و نامش را «فري» گذارد كه پاتوق و مركز تجمع روشنفكران اروپا شده بود. وي در 83 سالگي به پاريس باز گشت و چنان استقبالي از او شد كه از ذوق زدگي بيمار شد و چندي بعد در سال 1778 (و در آستانه انقلاب) در گذشت.

28 اثر مهم از ولتر به يادگار مانده است كه دو اثر او «فرهنگ فلسفي» و «كانديد» معروفترند.

ولتر بيش از هر كس ديگر از آزادي انديشه و بيان و تحمل ديگران دفاع کرد. ولتر مي گويد كه بدون آزادي انديشه و بيان، انسان موجودي بدون روح و روان، و زندگاني اش جسماني (مانند ساير جانداران) خواهد بود. ولتر بيش از هر نويسنده اي ديگر بر ضد قلدري و زور گويي و استبداد نوشته است .وي ضد رومانتيسيسم و حامي حقيقت نويسي بود. ولتر ثابت كرده است كه جنايات بزرگ نتيجه خود خواهي و جاه طلبي افرادند و اين جنايات قابل مقايسه با خلافهاي آدمهاي كوچك نيستند؛ كوچكها تنها برابري و آزادي را مي جويند و بزرگها همه چيز را مي خواهند و اگر همه دنيا را هم به ايشان بدهند باز هم مي خواهند و حرص مي زنند.

ولتر در باره نظامهاي حکومتي مي گويد: خوبي نظام به رئيس آن و مديرانش بستگي دارد نه به نوع آن. نظامهاي جمهوري اگر رئيس و مسئول خوب نداشته باشند از نظامهاي سلطنتي بدترند. هر نظام جمهوري لزوما يك دمكراسي و يا عاري از ظلم نيست. به نظر ولتر، ميزان دمكراسي يك كشور متناسب است با رشد سياسي مردم و آگاهي آنان از دمكراسي و دلسوزيشان براي رعايت آن. وي گفته است که دمكراسي در كشور هاي كوچك، ايالت و شهر موفق تر است. اين جمله ازوست: واي به روزي كه نظام قضايي يك كشور ضعيف و نفوذ پذير باشد و يا از سوي عواملي تضعيف شود و ....

 

Voltair


1886م:21 نوامبر سال 1886 تيراژ (تعداد نسخه هاي فروش رفته يك نشريه) روزنامه « لو پتيت ژورنال» چاپ پاريس از مرز يك ميليون گذشت كه تا آن زمان در جهان بي سابقه بود. 114 سال بعد يعني در سال 2000 جهان داراي يك هزار و 71 روزنامه (يوميه) ميليون تيراژي بود. تيراژها پس از سال 2000 در سرازيري قرار گرفته و يا افزايش آن متوقف شده است.

ناشران روزنامه ها مي گويند كه مطالب و محتوا افت نكرده بلكه اين مخاطبان هستند كه به دليل ارتقاء سطح معلومات عمومي كه خصيصه عصر حاضر است به آساني قانع نمي شوند و براي ارضاء آنان، روش خبرگيري و خبرنويسي برپايه نتايج نظرسنجي از

«خوانندگان» دائما رو به تكامل است و از منابع تازه استفاده مي شود و اضافه مي كنند كه مخاطبان امروز، با شنيدن كوچكتري شايعه كه يك روزنامه متمايل به دولت است، از آن صرف نظر مي كنند و به سراغ رسانه هاي اينترنتي و «وب لاگها» مي روند كه بدون ملاحظات هرچه را كه مي خواهند مي نويسند ولي روزنامه هاي عادي دست كم ناچارند در نوشته هايشان راه گريز از «اعتراض و مواخذه» را باز بگذارند، زيرا كه نمي خواهند سرمايه خود را كه عمدتا از راه توزيع سهام عايد شده است ازدست بدهند، ولي وب لاگها نه داراي سرمايه هستند و نه تعقيب قضايي مي شوند، و اين، پديده اي تازه در جهان است كه از نيمه دهه 1990 وارد صحنه شده است ـ پديده اي كه براي نخستين بار باعث آزادي تمام عيار بيان و ابراز عقيده و نظر شده است. با ظهور اين پديده، رسانه هاي متعارفي نه تنها با خود، بلكه با اين پديده تازه (رسانه هاي اينترنتي) وارد رقابت شده اند كه ممكن است؛ نتيجه اش بهبود كيفيت مطالب رسانه ها و به كمترين حد رسيدن انواع سانسور و اعمال نظر در آنها و از اين رهگذر افزايش آگاهي هاي مردم و تکامل و پيشرفت جوامع باشد.

 

2002م:دكتر « ريد ارواين » موسس انجمن نظارت بر «درست نگاري در رسانه ها» 21 نوامبر 2002 پس از 33 سال مبارزه در اين راه در 82 سالگي بر اثر سكته مغزي درگذشت، و انجمن نظارت بر درست نگاري ( AIM ) اعلام كرده است كه راه او را به عنوان يك « واچ داگ » ادامه خواهد داد.

دكتر ارواين يك اقتصاددان آمريكايي و كارشناس پول بود كه به مقاله نويسي براي جرايد روي آورد و ضمن رفت و آمد به روزنامه ها متوجه بي دقتي در تنظيم برخي خبرها شد كه نتيجه اعمال نفوذ مقامات و منابع ذينفع و يا اشتباه و تنبلي خبرنگار و دبير ميز مربوط بود. وي اين بي دقتي تعمدي و يا سهوي را در شبكه هاي تلويزيوني بيش از رسانه هاي چاپي مشاهده كرد و متوجه شد كه هيچ سازماني وجود ندارد كه از حقوق مخاطبان ( خوانندگان و بينندگان اخبار ) حمايت كند، لذا در سال 1969 به فكر تاسيس گروه نظارت بر « درست نگاري در رسانه ها » افتاد و تصميم خود را اعلام داشت و هواداران فراوان به دست آورد. در اعلاميه او چنين آمده بود: خبر با مقاله تفاوت دارد. مقاله نظر نگارنده آن است كه نامش در بالا و يا ذيل آن درج مي شود و هرچه را كه بخواهد مي تواند بنويسد؛ درست و يا نادرست ؛ قضاوتش با مخاطب است. ولي مخاطب نمي تواند دست بكار شود و هر روز درباره دهها خبر كه به او داده مي شود بررسي شخصي كند كه آيا درست و يا نادرست بوده و ميزان تحريف و كم و زياد كردنشان تا چه حد است و ... و در اين وضعيت؛ مخاطبان نياز به يك سازمان غير دولتي مركب از داوطلبان دلسوز دارند كه از حق آنان به دانستن « فقط حقايق، نه كم و نه زياد » حمايت كند و رسانه ها را در اين زمينه افشاء و با تحريف خبر و گزينشي كار كردن رسانه ها و انتشار اخبار ناقص مبارزه كند.

گروهي را كه دكتر ارواين پيشنهاد تاسيس آن را داده بود تاسيس شد و در اندك زمان چهل هزار عضو داوطلب پيدا كرد و بناي مبارزه با تحريف اخبار و قالب كردن نظر به نام خبر و ... را گذارد و تا حدي زياد موفق شد. به گونه اي كه ترس رسانه ها از اين گروه بيش از اعتراض اتحاديه هاي مربوط و رسيدگي قضات دادگاه و مراجع ديگر است. دكتر ارواين در جريان مبارزه خود بيش از ساير خبرها، روي اخبار اقتصادي انگشت مي گذاشت و اصطلاح خبر « انداختني » را اختراع كرد و گفت كه صاحبان منافع اقتصادي مي كوشند كه نظر و برنامه خود را به صورت خبر به خبرنگاران اقتصادي مخصوصا مبتدي ها « بياندازند » و يا از طريق دادن رشوه و انجام مساعدت، اين خبرها را به رسانه ها قالب كنند.

دكتر ارواين كتابهاي متعدد در اين زمينه نوشته كه معروفترينشان « گمراه كاري رسانه ها و كنترل و مالكيت رسانه ها توسط اشخاص غير حرفه اي » است. وي تملك يك رسانه توسط يك شخص حقيقي و يا حقوقي خارج از اين حرفه را ، عملي به سود جامعه ندانسته و استدلال كرده است كه چنين ناشري به رسالت رسانه و جايگاه واقعي آن توجه ندارد و تنها علاقه اش تنها به تامين منافع خود و رسيدن به هدف غير حرفه اي اش ( اقتصادي و يا سياسي ) است و برايش تحريف خبر ، خبر انداختني خبر يكسويه با خبر دقيق و جامع فرق نمي كند.

در اعلاميه درگذشت دكتر ارواين نوشته اند كه وي موفق شد در طول مبارزه خود، دست كم بر دقت رسانه هاي « جهان انگليسي زبان » در كار خبر بيافزايد.

 

Reed Ervine


2003م:يك مقام مربوط دولت چين 20 نوامبر 2003 در پكن اخطار كرد: اگر تايوان راه استقلال طلبي را ادامه دهد، ممكن است بكار بردن نيروي نظامي اجتناب ناپذير باشد و ... كه سخت ترين اخطار چين در دهه هاي اخير تلقي شده بود.

اين مقام درعين حال گفته بود كه چين هنوز اين اميد را كه سركردگان تايوان سر عقل آيند تا اين جزيره چين ميدان جنگ واقع نشود از دست نداده است.

در واكنش به اين اخطار، معاون وقت وزارت امورخارجه آمريكا گفته بود که به جورج دبليو بوش رئيس جمهوري اين كشور پيشنهاد شده كه نيرويي قابل ملاحظه به تنگه تايوان بفرستد تا بازدار جنگ احتمالي شود. تحليلگران نوشته اند كه آمريكا در شرايطي نيست كه بخواهد با چين درآويزد.

مرور زمان نشان داد که با تغيير مقامات محلي تايوان در انتخابات سالهاي بعد، تنش کاهش يافته ميان مقامات محلي تازه تايوان و دولت چين ملاقاتهايي صورت گرفته و زمينه حل مسائل دارد فراهم مي شود.


2003م:دادگاه عالي ايالت مشترك المنافع ماساچوست (آمريكا) كه به دادخواست 14 تن و عمدتا زن رسيدگي كرده بود 18 نوامبر 2003 چنين راي داد: چون دولت ايالت مشترك المنافع ماساچوست نتوانست در دادگاه ثابت كند كه دو همجنس حق ازدواج با هم را ندارند، پس چنين حقي وجود دارد.

اين راي، ازدواج فرضا دو زن با يكديگر را صريحا مجاز نكرده بود، و دادگاه به مجلس ايالتي شش ماه مهلت داده بود تا مسئله را با وضع قانون حل كند، ولي اين مجلس هم نمي تواند قانوني وضع كند كه مغاير اين راي باشد. بنابراين جنجال قانوني شدن ازدواج «همجنس ها» تا انجام يک رفراندم عمومي در ايالت ادامه مي يابد.

 

2003م:خبر پولي شدن «توالت رفتن»!! در يك دبيرستان ناحيه «تاگاروگ» روسيه که 20 نوامبر 2003 با تصوير از شبكه نلويزيوني NTV اين کشور پخش شده بود در جهان توليد تعجب كرده و سبب اظهار نظر هاي فراوان شده بود. ازجمله اينکه در روسيه، پس از كنار رفتن حزب كمونيست از حكومت در آغاز دهه 1990 ، همه چيز به طرزي افراطي به سوي پولي شدن پيش مي رود و مردمي كه بيش از 70 و چند سال سوسياليست بودند و از مالكيت خصوصي و پولي بودن خدمات عمومي در جامعه آنان اثري نبود درچرخش به روش سرمايه داري، افراطي تر از هر كاپيتاليست ديگر شده اند!. نظر ديگر اين بود که نظام سوسياليستي اگر ناقص پياده شود، حس ماديگري را در افراد تقويت مي کند و اگر سيستم تغيير کند پولپرستي به ميان مي آيد. در جهان كشوري نيست كه آموزش و پرورش را رايگان نكرده باشد. لذا، شنيدن اين خبر كه دانش آموزان، حتي براي رفتن به توالت مدرسه (که در در دوران دولت سوسياليستي شوروي از خزانه عمومي ساخته شده است) بايد مبلغي بپردازند امري بي سابقه و شگفت انگيز بوده و بار ديگر اين فرضيه را به ميان آورده كه تغيير وضعيت روانشناسي مللي كه زماني زير يوغ مغولها بوده اند بسيار دشوار است و روسها بيش از ملل ديگر زير سلطه بازماندگان چنگيز قرار داشتند.


2003م:ثبت نام دانشجويان خارجي در چهار هزار دانشگاه و مدرسه تعليمات عالي آمريكا از سال هاي 2003 و 2004 رو به كاهش گذارده است. طبق گزارش رسانه هاي اين كشور، اين كاهش در آن دو سال در بعضي رشته ها تا 45 در صد بود. اين گزارشها حكايت از اين داشت كه دانشگاههاي آمريكا تا پيش از سال 2003 هر سال 13 ميليارد دلار از دانشجويان خارجي شهريه به دست مي آوردند. دلايل عمده كاهش دانشجوي خارجي در آمريكا از اين قرار ذكر شده بود:

- بالا رفتن ميزان شهريه و هزينه خوابگاه که براي دانشجويان محلي هم تحمل آن سنگين است.

- سختگيري وزارت امنيت ملي تازه تاسيس آمريكا. بسياري از دانشجويان خارجي با داشتن ويزاهاي صادره از سوي كنسولگري هاي آمريكا (وزارت امور خارجه) موفق به ورود به اين كشور نشدند زيرا كه نامشان در فهرست هاي «پرواز ممنوع» و عمدتا ناشي از تشابه اسمي بوده که رسيدگي به اعتراض ماهها طول مي كشد و متقاضي، جهت تحصيل به کشور ديگر مي رود.

- نبودن كار پس از فراغت از تحصيل در آمريكا و نيز كمبود فرصت اشتغال ضمن تحصيل و سختگيري در به دست آوردن ويزاي كار و حتي ورود به دفاتر اداره مهاجرت.

- گسترش دانشگاهها و ارتقاء كيفيت آنها در كشورهاي ديگر از جمله چين، هند، كوبا، روسيه و ... و افزايش شهرت آنها و دسترسي متقاضيان تحصيلات عالي به دفترچه هاي راهنماي اين دانشگاهها (كاتالوگ) در كشور خود و نيز ارزاني شهريه و هزينه زندگي در آنجا.

- کاهش جمعيت جوان اروپاي غربي و نياز دانشگاههاي اين ممالک به دانشجو و وجود جاي خالي در کلاسها.

- حارجي بودن بيشتر استادان و مدرسان مدارس تعليمات عالي آمريكا و نبود توفيري در كيفيت آموزش به اين دليل.

- دلالهاي معرفي دانشجو از اعزام متقاضيان به آمريكا به دليل اشكالتراشي هاي وزارت امنيت اين كشور و تداوم گراني شهريه مايوس و متوجه كشورهاي ديگر شده اند.

 

2004م:بيستم نوامبر 2004 شبكه سي بي اس آمريكا در بخش اخبار مشروح عصر خود گزارش كرد كه لباسهاي سايز كوچك و متوسط در فروشگاههاي آمريكا روي دست فروشندگان باقي مانده و آنها را با كمتر از بهاي خريد (از طريق «سيل») به معرض فروش گذارده اند، چرا؟.

اين شبكه سپس به ذكر علت پرداخت و گفت كه آمريكايي ها در دو دهه اخير چاق شده اند و سايز بيشتر آنان «بزرگ (لارج)» و حد اكثر بزرگ (اكسترا لارج) شده است. در اين دو دهه، متوسط وزن هر آمريكايي 8 كيلو گرم زياد شده و سهم بانوان از اين چاقي بيشتر از مردان است.

در ميان تامين كنندگان لباس براي آمريكاييان، تنها چيني ها از پيش متوجه اين قضيه شده و به دوخت لباس «بزرگ سايز» صادراتي پرداخته و در بازار پوشاك آمريكا سود فراوان برده اند که اينک ويتنامي ها اين روش را دنبال مي کنند.

«كه وين ترودو» در يك كتاب 271 صفحه پر سر و صدا كه به تازگي به چاپ رسيده، علت عمده چاق شدن آمريكاييان را مصرف غذاهاي هورموني و ژنتيك اعلام داشته و به آنان توصيه كرده است كه براي حفظ سلامت خود به مواد غذايي ارگانيگ بازگشت كنند. در اين كتاب از شگرد (به زعم «ترودو»؛ توطئه) كار سازندگان دارو و كارخانه هاي توليد مواد غذايي براي كسب مال و بدون توجه به سلامت مردم پرده برداشته شده است.

 

Kevin Trudeau

 

2006م:9روز مانده به مراسم آغاز كار رئيس جمهور منتخب مكزيك ( كه يكم دسامبر 2006 بود)، اندرس مانوئل لوپز ابرادور، نفر دوم انتخابات در يك ميدان شهر پرجمعيت مكزيكو سيتي در برابر هزاران تن از هوادارانش مراسم سوگند به جاي آورد و خود را رئيس جمهور مشروع كشور مكزيك خواند و گفت كه دولت او به مسائل وطن كه زاييده فساد و تباهي و حكومت طولاني اوليگارش هاي بي خبر از دردهاست (اشراف) پايان خواهد داد. چنين عملي تا آن روز سابقه نداشت (که يک کشور در يک زمان دو رئيس جمهور داشته باشد).

لوپز ابرادور نامزد چپگراي حزب دمكراتيك انقلابي در انتخابات ژوئيه 2006 (تير ماه1385) با جزيي تفاوت (نيم درصد آراء) دوم شده و اعتراض كرده بود كه در انتخابات تقلب شده و خواستار دوباره شماري آراء شده بود كه دستگاه قضايي مكزيك دادخواست دوباره شماري را رد كرده و «فليپ كالدرون» نامزد محافظه كاران (متمايل به دولت واشنگتن) را برنده اعلام کرده بود، ولي لوپز ابرادور اين تصميم را نپذيرفت و هواداران او از همان روز تا مدتي از خيابانها خارج نشده و حتي در يك منطقه مكزيك تهديد به قيام مسلحانه كرده بودند. لوپز قبلا شهردار مكزيكو سيتي بود و گويا دهها ميليون هوادار دارد.

لوپز 53 ساله همچنين از فرصت سالروز قيام اميليو زاپاتا، پانچو ويلا وفرانسيسكو مادرو در سال 1910 براي سوگند رياست جمهوري خود استفاده كرده بود. وي در نطقي در اين مراسم گفت: کالدرون خودش بهتر از هركس مي داند که در انتخابات تقلب شده بود كه نگذاشتند آراء صندوقها دوباره شماري شود.

حمايت لوپز در سالهاي پيش، از دادن سهمي از درآمد نفت مكزيك به بوميان اين كشور (سرخپوستان) و نيز افشاي پي در پي فساد در دستگاههاي اداري و پليس، وي را محبوب طبقه كم درآمد و جوانان مكزيك كرده است. او در عين حال روابط خوبي هم با دولت وقت واشنگتن (جمهوريخواهان) نداشت.

مرور زمان نشان داد که اقدام لوپز و تحرک هوادارانش به صورتي که پيش بيني شده بود دنباله نداشت!.

 

Andres Lopez Obrador

 

2006م:كميسيون رسيدگي به سركوب خشونت آميز مخالفان در آوريل 2006 (بهار 1385) در كشور نپال، جيانندرا پادشاه وقت اين كشور را مسئول آن اعلام داشت. درجريان اين سركوبي، دست كم 19 تن كشته شده بودند. گزارش كميسيون به قوه قضايي نپال ارجاع شد تا کار تعقيب را دنبال کند.

نخست وزير نپال بيستم نوامبر 2006 اشاره كرده بود كه ممكن است جيانندرا تعقيب قضايي و محاكمه شود. وي گفته بود که اگر چنين محاكمه اي صورت گيرد، اين نخستين بار خواهد بود كه يك پادشاه شاغل محاكمه مي شود. جيانندرا پارلمان نپال را تعطيل كرده بود كه هواداران دمكراسي پس از مايوس شدن از بازگشايي آن دست به تظاهرات خياباني زده بودند كه نيروهاي مسلح به اشاره پادشاه اقدام به تيراندازي كرده بودند. پارلمان درپي بازگشوده شدن، اقدام به محدود كردن اختيارات پادشاه كرد و يک كميسيون رسيدگي به اقدام پادشاه تشكيل داد. درگيري پادشاه با مجلس و گروههاي سياسي ادامه يافت که منجر به برگزاري انتخابات و تشکيل مجلس موسسان و تغيير نظام حکومتي نپال در 28 ماه مه 2008 شد و اين کشور داراي نظام جمهوري شد و چپگرايان (مائوئيست ها) دولت را به دست گرفتند. به جيانندرا 15 روز مهلت داده شد که کاخ سلطنتي را تخليه کند تا موزه شود. حکومت مائوئيست ها ديري نپاييد و در انتخابات ماه مه 2009 ترکيب پارلمان تغيير کرد و رهبر حزب کمونيست (مارکسيست - لنينيست) نپال نخست وزير اين کشور 30 ميليوني شد. مجلسي که در مه سال 2008 نظام حکومتي را تغيير داد نام کشور نپال را جمهوري دمکراتيک فدرال نپال گذارد. در انتخابات اين مجلس، حزب سلطنت طلبان تنها چهار کرسي به دست آورده بود.

 

Gyanendra

 

2006م:ريچارد رانگل نماينده نيويورك در مجلس نمايندگان آمريكا و رئيس يکي از کميسيونهاي اين مجلس 21 نوامبر 2006 اعلام کرد که تصميم گرفته است طرح برقراري نظام وظيفه عمومي در آمريكا را به كنگره بدهد. وي كه يك عضو ارشد حزب دمكرات و از مخالفان ادامه اشغال نظامي عراق است گفته بود اگر آمريكا نظام وظيفه عمومي داشت و فرزندان همه خانواده ها (ازجمله سرمايه داران و محافظه كاران) مجبور به خدمت در ارتش بودند، ما هر روز در نقطه اي دوردست وارد يك جنگ نمي شديم. ارتش ما داراي افراد استخدامي است كه آنان به جنگ فرستاده مي شوند و سختي هاي آن را تحمل مي كنند. اگر همگان، فرزند در ارتش داشته باشند به خاطر حفظ جان آنان هم كه شده باشد از جنگ غيرضروري دوري خواهند جست. بعدا رانگل متهم شد که که در گزارش درآمدهاي سالانه خود به اداره ماليات بردرآمد (آمريکا)، چند مورد را از قلم انداخته است. احتمالا همين بحث باعث شده است که رانگل هنوز طرح خودرا به مجلس نداده باشد. رانگل اعتراف به از قلم افتادن چند مورد از درآمد خود کرده ولي گفته است که سهوي بوده نه تعمدي.

 

Richard Rangel

 

1768: انگليسي ها سرخپوستان (بوميان) امريكا را در منطقه «ستانويسك» شكست دادند و اراضي جنوب رودخانه اهايو را از آنها گرفتند و به مهاجران اروپايي دادند.

1871: فندك (وسيله روشن كردن سيگار) ساخته شد.

1916: فرانتس ژوزف امپراتور اتريش در حالي که کشور او درگير جنگ جهاني اول بود در 86 سالگي درگذشت. وي 68 سال سلطنت کرده بود.

1913: سي ام آبان 1288 خورشيدي مجلس شوراي ملي به پاس جانفشانيهاي ستارخان و باقرخان به احياء مشروطيت، به ستارخان لقب «سردار ملي» و به باقرخان «سالار ملي» داد.

1977: هواپيماي مسافربري مافوق سرعت صوت " کنکورد" نخستين پرواز از لندن به نيويورک را انجام داد. اين نوع هواپيما که زمان پرواز ميان دو قاره را کوتاه کرده بود و سريعتر از گردش کره زمين به دور خود (تغيير ساعت) پرواز مي کرد در نوامبر 2003 به دليل گراني هزينه و نبودن مسافر که بتواند بليت گران آن را بخرد از سرويس خارج شد.

1990: اعلاميه پايان جنگ سرد در پاريس امضاء شد.

منبع:iranianshistoryonthisday.com

مطالب پیشنهادی,وبگردی
 

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------