تازه های تقویم تاریخ


داريوش بزرگ پدر ناسيوناليسم ايراني

تقویم تاریخ - 13 تیر

489پیش ازمیلاد:4 ژوئيه سال 489 پيش از ميلاد داريوش بزرگ - شاه شاهان - كه بر تمركز امور و ايراني…


تقویم تاریخ -9 آبان



641م:31اكتبر سال 641 ميلادي شهر اصفهان به تصرف سپاه اعراب مسلمان در آمد. اين سپاه قبلا در نهاوند لشكريان يزدگرد سوم را شكست و او را به شرق ايران فراري داده بود. در جنگ اصفهان (سپاهان) پادگان اين شهر به فرماندهي «استندر» كه موفق به دريافت كمك و نيروي تقويتي از يزدگرد نشده بود كه خود در حال فرار بود شكست خورد.

اعراب به دليل وجود چند آبادي و شهرك پردرخت و سرسبز با فاصله اي كم از اصفهان، اين مجموعه را «شهرستان» خواندند. اصفهان در آن زمان داراي دو محله معروف بود؛ يكي يهوديه و ديگري «جي». بزرگترين پادگان نظامي ايران در دوران ساسانيان در اصفهان قرار داشت، زيرا كه از لحاظ موقع جغرافيايي، اصفهان مركز ايران زمين بود و انتقال نيرو جهت دفاع و يا حمله از آنجا آسانتر صورت مي گرفت.

«سپاهان» پس از سلطه عرب، اصفهان تلفظ شده است، زيرا که در زبان عربي حرف «پ» وجود ندارد.

 

1083م:در اين روز در سال 1083 ميلادي تورانشاه سلجوقي پسر ملك قاورد و پسر عموي ملكشاه، شاه كرمان شد كه در آن روزگار تا خليج فارس و درياي عمان امتداد داشت. ملك قاورد كه حاضر نشده بود پادشاهي برادر زاده خود ملكشاه را برسميت بشناسد به دست او كشته شده بود. از آثار باقي مانده از زمان حکومت ملك قاورد در شهر كرمان، مسجدي در مركز شهر موسوم به «مسجد ملك» است كه پس از انقلاب به مسجد امام تجديد نام شده است.

ملكشاه كه دست پرورده خواجه نظام الملك بود پس از كشته شدن پدرش آلب ارسلان، به پادشاهي رسيده بود.


1914م: 31اكتبر 1914 (9 آبان 1293) دولت وقت ايران در قبال جنگ قدرتهاي اروپايي كتبا «بي طرفي» خود را اعلام داشت. در اعلاميه بي طرفي ايران كه توسط سلطان احمدشاه قاجار و نيز رئيس الوزراء وقت، مستوفي الممالك (عكس مقابل)، امضاء و ابلاغ شده بود چنين آمده بود: از آنجا كه ايران با همه ممالك متخاصمه دوستي دارد؛ در قبال منازعات آنها بي طرف خواهد ماند.

در اعلاميه اي جداگانه، مستوفي مقامات دولتي را از هرگونه كمك به دول متحارب ـ در آن زمينه (تسهيلات جنگ) ـ ممنوع ساخته بود. قبلا هم دولت وقت شفاها اشاره به بي طرفي خود در قبال جنگ اروپاييان كرده بود. باوجود اين، دولتهاي روسيه و انگلستان به استناد قرارداد 1907 سن پترزبورگ (تقسيم ايران) خود را محق به نقل و انتقال نيرو در ايران مي دانستند و دولتهاي در حال جنگ با آن دو قدرت نيز به همين دليل ايران را تحت نفوذ دشمن و منطقه جنگي تلقي مي كردند و ميهن ما را ناخواسته به ميدان نبرد خود تبديل كرده بودند و دولت وقت نيروي نظامي كافي براي دفاع از مرزهاي كشور را نداشت، با وجود اين، چند واحد ژاندارم ايران با تسليحات اندک خود در صفحات غرب كشور به ويژه در همدان و كرمانشاه دست به دفاع جانانه زدند و در چند مورد به پيروزي هاي موقت و محدود نائل آمدند.

 

حسن مستوفي رئيس الوزراء وقت

 

1304ش:در پي يك رشته تظاهرات در تهران و شهرهاي ديگر كه چهار روز طول کشيده بود و تظاهركنندگان خلع قاجاريه از سلطنت را درخواست كرده بودند، نهم آبان 1304 (در آن سال مصادف با 31 اكتبر 1925 ميلادي)، مجلس شوراي ملي طرح نمايندگان را مبني بر خلع قاجاريه تصويب كرد كه متن طرح با جمله «به منظور تامين سعادت ملت ايران ...» آغاز شده بود. طبق تحقيق برخي از مورخان برپايه خاطرات رجال وقت، تظاهرات چهار روزه با نقشه قبلي و طبق برنامه! صورت گرفته بود.

نمايندگان در همين جلسه سردار سپه، ژنرال رضاخان پهلوي، را با لقب «والاحضرت اقدس» به عنوان رئيس موقت كشور تعيين كردند و كار اصلاح قانون اساسي و تعيين تكليف قطعي رياست كشور را برعهده مجلس موسسان قرار دادند.

در جلسه نهم آبانماه مجلس شوراي ملي، دكتر مصدق نماينده تهران با دادن سمت رياست موقت كشور به سردار سپه (رضاخان پهلوي) به دليل داشتن سابقه قلدري کردن و بي اعتنايي به برخي از نظامات مخالفت كرده بود و اصولا سپردن چنين مقامي را در آن وضعيت (درجريان اصلاح و بازنگري قانون اساسي و احتمال اعمال نفوذ و فشار) به يك نظامي، به مصلحت ندانسته بود. با وجود اين مخالفت، اين طرح فوري فقط پنج راي مخالف داشت. قبلا هم دولت با بازگشت سلطان احمدشاه قاجار كه در اروپا بود به وطن، مخالفت كرده بود. در آن روز ميان مردم شايع كرده بودند كه با خلع قاجاريه، نظام حکومتي ايران جمهوري و رئيس کشور انتخابي خواهد شد. قبلا ژنرال رضاخان هم از جمهوري شدن ايران جانبداري كرده بود.

در همين روز و اندكي پس از راي گيري در مجلس، اين قضيه به سفارتخانه ها اعلام شد و بوذرجمهري شهردار وقت تهران تلفنهاي كاخ گلستان ( ميدان ارگ ــ 15 خرداد ) محل اقامت محمد حسن ميرزا وليعهد را قطع و پس از اخراج زنان احمدشاه و خانواده سلطنتي از آنجا، درها را مهر و موم كرد.

بعدا شهرباني (پليس تهران) درباريان را بازداشت و دولت با تامين پنج هزار تومان هزينه، محمد حسن ميرزا را روانه اروپا كرد. احمد شاه كه در فرانسه بود پس از آگاه شدن از خلع قاجاريه؛ به عمل مجلس اعتراض كرد، ولي تا آن زمان بسياري از دولتهاي اروپايي و ساير ملل دولت موقت تهران را به رسميت شناخته بودند و براي احمدشاه و همراهانش راهي جز درخواست پناهندگي باقي نمانده بود و به اين ترتيب سلسله اي كه در طول حكومت 130 ساله خود (از تاجگذاري آغامحمدخان در سال 1795ميلادي) براي ايران چيزي جز بدبختي به بار نياورده بود منقرض شد.

قاجارها از يک ايل مغول تبار بودند و نام اين ايل از اسم «قاجار نويان» امير زاده مغول گرفته شده بود. با وجود انقراض دودمان قاجارها، مقامات بالاي دولتي تقريبا دست نخورده باقي ماندند! و بنا براين، حل مسائل ايران به درازا كشيد و ....

در دوران قاجاريه بود كه ايران به قهقرا رفت، از قافله پيشرفت عقب افتاد و از لحاظ ارضي، خيلي كوچك شد. دو قرارداد تركمنچاي و هرات كه مورخان آنها را «ننگين» مي خوانند در زمان همين دودمان امضا شد.

 

احمد شاه رفت ـ رضا شاه آمد


1975م:يك سال پس از دولتي و مطلقا رايگان و يكنواخت شدن مدارس ابتدايي، راهنمايي و متوسطه در ايران، انحلال مدارس غير دولتي وقت و به استخدام دولت در آمدن كاركنان آنها و خريداري شدن اموالشان؛ از 31 اكتبر 1975 (نهم آبان 1354) مدارس تعليمات عالي (دانشگاهها) غيردولتي ايران نيز دولتي شدند و دانشجويان به شرط سپردن تعهد خدمت به كشور، نه تنها از پرداخت شهريه معاف شدند بلكه امكان گرفتن كمك مالي بلا عوض دولتي هم به دست آوردند. پروانه مدارس عالي غير دولتي كه تعداد آنها 29 واحد بود هفتم آبان (دو روز پيش از آن) لغو شده بود. از آغاز سال تحصيلي 53 ـ 54 برنامه تغذيه رايگان دانش آموزان ابتدايي و راهنمايي نيز به اجرا گذارده شده بود. امر آموزش و پرورش رايگان در ايران در دهه 1970 در حقيقت تعميم قانون تعليمات اجباري و يكنواخت مصوب دهه 1940 (اوايل دهه 1320) بود كه تا آن زمان تنها دانش آموزان تعليمات عمومي (ابتدايي و بعدا راهنمايي) را شامل مي شد. يك سال پيش از رايگان شدن آموزش و پرورش در ايران، دانشسراهاي متعدد تربيت «مربي كودك» تاسيس شده بود تا آموزش پيش دبستاني هم غيردولتي و رايگان شود. براي اين كه امر آموزش رايگان در ايران به صورت دائمي درآيد و تغييرناپذير شود، موضوع به طور واضح و صريح به گونه اي كه نياز به شرح و تفسير نداشته باشد، از سوي مصوبان قانون اساسي جمهوري اسلامي در اصل 30 اين قانون آورده شده است، ولي مشاهده مي شود كه برغم صراحت اين اصل و افزايش درآمد ايران از نفت، از دهه 1990 ايجاد مدارس پولي در ايران از سر گرفته شده است. همچنين در مهرماه 1384 گزارش شده بود كه اين مدارس پولي (غير انتفاعي؟!) هم طبقه بندي مي شوند كه اين عمل به معناي پايان يافتن امر يكنواخت بودن تعليمات عمومي تلقي شده بود. با طبقه بندي كردن مدارس پولي بر حسب كيفيت تدريس، ترديد نيست كه پولدارها فرزندان خود را به مدارس طبقه بالا مي فرستند و بديهي است كه اين كار در نوجوانان توليد عقده ناشي از وجود طبقه در جامعه (بر حسب ميزان ثروت والدين) مي كند كه مغاير فرضيه هاي «عدالت» است. مسئله شهريه در مدارس عالي ايران (به ويژه در دانشگاه آزاد اسلامي) در سال هاي اخير (به ويژه سال 1385)، يكي از اخبار رسانه هاي تهران شده است.

 

1357ش:در اين روز در سال 1357 (سال انقلاب) آيت الله منتظري و آيت الله طالقاني از زندان آزاد شدند و چون راديو گفته بود كه آزادي آنان به دستور شاه صورت گرفته بود، در دو مصاحبه جداگانه تاكيد كردند كه ملت، آنان را از زندان رها ساخت و اگر فشار و تظاهرات ملت نبود آزادي آنان ميسر نبود. اين دو گفتند که به مبارزه با سلطنت همچنان ادامه خواهند داد.

 

منتظري ـ طالقاني در سال1357

 

1358ش:نهم آبان سال 1358 احمد ايزدپناه معروفترين افسر پليس ايران كه در سال 1340 مرد سال «مجله اميد ايران» شده بود از سوي دولت انقلاب، رئيس پليس تهران شد.

شهرت ايزدپناه که پیش از انقلاب درجه سرهنگي داشت به اين لحاظ بود كه در پي براندازي 28 امرداد1332، به دستور شاه كه او را از هواداران دكتر مصدق مي دانست در اختيار وزارت كار قرار گرفته بود و سالها از ترفيع عقب افتاده بود. با وجود اين، مجبور شدند كه در سال 1338 براي پايان دادن به اجبار برخي زنان فقير، زنان ربوده شده و بعضا فريب خورده به روسپيگري در محله بدنام تهران (شهر نو) و گسترش قتل و چاقو كشي و باج خوري در منطقه ده پايتخت (محله بدنام و نواحي اطراف آن معروف به دروازه قزوين) وي را كه در عين حال فارغ التحصيل رشته قضايي دانشكده حقوق بود كلانتر پليس اين ناحيه كنند و وي مسائل را حل كرد كه در آن زمان شق القمر به نظر مي آمد، زيرا كه مفسدين اين محله پس از شركت در براندازي28 امرداد، انجام هر گونه عمل خلاف قانون و اخلاق را حق خود مي دانستند. از آن پس آمار قتل و قاچاق و سرقت هر منطقه تهران كه بالا مي رفت ايزدپناه را كلانتر آنجا مي كردند و ....

ايزدپناه که 14 ارديبهشت 1387 (چهارم ماه مه 2008) از بيماري سرطان پروستات فوت شد در گورستان بهشت زهرا مدفون است. وي که در شهريور 1308 (1929 ميلادي) به دنيا آمده بود 79 سال عمر کرد. پس از انقلاب، ايزدپناه به درجه سرتیپی ارتقاء يافته بود. وي مدتي هم رئيس كل سازمان آگاهي پليس کشور بود.

 

سرتیپ ايزدپناه

 

1517م:سي و يكم اكتبر سال 1517 مارتين لوتر كشيش آلماني و تحصيلكرده رشته الهيات 95 مورد اعتراض خود به روش پاپ ها و كليساي كاتوليك را روي كاغذ نوشت و آن را بر در ورودي كليساي «كسل» در وينتربرگ آلمان چسبانيد و با اين عمل سنگ بناي پروتستانيسم (اعتراضيون) گذارده شد. اين اصلاحات 95 گانه اصطلاحا «تزهاظ لوتر» خوانده مي شوند. مهمترين موارد اين اعتراض ها مربوط به بخشودن گناه از سوي كشيش ها پس از اعتراف فرد گناهكار در برابر آنان و در كليسا، همچنين فروش بخشودگي گناهان از سوي كشيش هاي كاتوليك، تشريفات زائد كليسايي و سلسله مراتب، اختيارات بيش از حد پاپ از جمله مصادره اموال و مجازات افراد و پافشاري در منع اصحاب كليسا از ازدواج بشمار مي رود.

با اين كه بعدا لوتر از سوي پاپ تكفير شد، راه و روش او پيروان فراوان يافته و شمار ژروتستانهاي جهان از ششصد ميليون تن متجاوز است و در بسياري از كشورهاي مسيحي از جمله ايالات متحده، پروتستانها در اكثريت هستند.

 

Martin Luther

 

1976م:«ديدر هال Deidre Hall» بازيگر سريالهاي «روزهاي زندگي» و «خانه ما» 31 اکتبر در شهر ميلواکي آمريکا به دنيا آمد.

پخش سريال تلويزيوني روزهاي زندگي که نوعي «سوپ اپرا» است از ژوئن 1976 آغاز شده بود.

اين برنامه، طبق نتايج نظرسنجي از بينندگان شبکه هاي تلويزيوني(rating)از برنامه هاي پربيننده تلويزيوني آمريکا بوده است.

 

Deidre Hall


2008م:چهارشنبه شب، 29 اكتبر 2008 = هشتم آبان1387، يك ركورد تازه در تاريخ تبليغات انتخاباتي جهان نهاده شد. در اين شب «باراك اوباما» نامزد وقت حزب دمكرات آمريكا در انتخابات رياست جمهوري نوامبر آن سال (که برنده و رئيس جمهور شد) 30 دقيقه از پرايم تايم (ساعت هشت شب) هفت شبكه از كانالهاي تلويزيوني آمريكا را به كمي بيش از 3 ميليون دلار خريده بود تا برايش اعلان تبليغاتي پخش شود. در اين اعلان ها كه با پخش نطق او در اجتماعي در فلوريدا پايان يافت ضعف هاي رقيب او «جان مكين» و نامزد معاونت مکين، بانو «سارا پيلن» نيز بازتاب داده شده بود ازجمله اينكه دختر شوهرنكرده بانو «پيلن» باردار است و خود او براي جلب توجه لباسهايي به ارزش 150 هزار دلارپوشيده است و ....

 

مکين و اوباما دو نامزد رقيب در انتخابات نوامبر 2008 آمريکا


2004م: 29اكتبر2004 رسانه هاي امريكا گزارش كرده بودند كه با بكار بردن تكنولوژي اسكن مغز و « ام.آر. آي» مي توان تفكر سياسي فرد و تمايل او به احزاب، عقايد، اديان و ... و در نتيجه هواداري اش از افراد را تشخيص داد. از اين تكنولوژي سالها بود كه براي تشخيص بيماري هاي مغز و حافظه از جمله آلزايمر استفاده مي شد. با اين تكنولوژي؛ سليقه، ذوق و نيز علاقه افراد به غذا و لباس و ... را هم مي شود دقيقا تشخيص داد. اين گزارش پس از تجربه اي كه دانشگاه كاليفرنيا شعبه لس آنجلس انجام داده و نتايج مطلوب به دست آورده تنظيم و انتشار يافته است.

اين تجربه بر پايه واكنش مغز به آن چه را كه يك فرد تمايل و علاقه دارد و چيزهايي كه مورد علاقه او نيست صورت گرفته است. نياز بخش ويژه مغز هنگام ياد كردن از اشياء، افراد و موضوعات مورد علاقه به اكسيژن، متفاوت از موضوعات و اشياء مورد تنفر و يا عدم تمايل او است. دستگاه اسكن كننده از روي ميزان اين نياز، به «درصد» تمايل فرد پي مي برد و آن را درج و ثبت مي كند.

دانشمنداني كه اين تجربه را انجام داده اند تاكيد كرده اند كه نتايج، دقيق بوده است. بايد دانست كه اين آزمايش روي هر فرد و براي هر موضع، فعلا هزينه مالي سنگين دارد.

 

2004م:سي ام اكتبر سال 2004 «جان فيني» استاد روزنامه نگاري دانشگاه جورج تاون، يكي از دبيران سابق خبر در نيويورك تايمز و خبر نگار اسبق يونايتدپرس اينترنشنال و از روزنامه نگاران معروف قرن بيستم در 80 سالگي درگذشت. وي در دوران روزنامه نگاري خود، مطالب را دنبال و نتايج را افشاء مي ساخت.

دو نمونه از دهها افشاگري او كه در تاريخ مطبوعات آمده و نتايج بزرگ ببار آورده است از اين قرارند:

افشا گري «فيني» دراين باره كه حمله ناوچه هاي ويتنام شمالي به دو ناوشكن آمريكايي در خليج تونكن كه بهانه بمباران ويتنام شمالي و گسترش جنگ ويتنام قرار گرفت؛ ساخته و پرداخته و طبق نقشه از پيش تهيه شده كاخ سفيد بود. اين افشا گري باعث تظاهرات عمومي در آمريكا و اعتراض برخي سناتورها شد به گونه اي كه ليندن جانسون رئيس جمهوري وقت از نامزد شدن مجدد در انتخابات سال 1968 صرف نظر كرد.

افشاگري چشمگير ديگر فيني اين بود كه متوجه روابط پنهاني مشاوران علمي ـ فني كاخ سفيد با كارخانه هاي سازنده اسلحه شد. وي در چند گزارش، با ذكر نام و جزئيات كار، شرح داد كه اين دسته از مشاوران كاخ سفيد چگونه پس از قبولاندن طرحهاي خود به دولت، به استخدام كمپاني هاي بزرگ اسلحه سازي درآمده بودند. وي در گزارشهايش ثابت كرده بود كه اين كارخانه ها قبلا اين مشاوران را درجريان طرحهاي پرهزينه (براي دولت) و سودآور (براي خود) قرار مي دادند و اينان اين طرحها را پس از اشاره به اهميت آنها (توسط عوامل خود) دررسانه ها، به رئيس جمهوري و شوراي امنيت ملي مي قبولاندند.

جان فيني كار مطبوعاتي را از سال 1947 پس از گرفتن مدرك روزنامه نگاري از دانشگاه «ييل» آغاز كرده بود. وي پس از چند سال خبرنگاري، سردبير يك روزنامه محلي در منطقه نيو اينگلند آمريكا شده بود كه يك روز به طور غير منتظره درخواست كناره گيري خود را به صاحب روزنامه داد و در مقاله خداحافظي با خوانندگان نوشت: از نظر او روزنامه گاري چيزي جز خبرنگاري و دنبال كردن رويدادها و كشف حقايق نمي تواند باشد و او خودش را فريب داده بود كه سردبير شده بود. سردبيري كار يك روزنامه نگار فعال نيست.

«جان» سپس به استخدام يونايتدپرس در آمد. كارهاي او در اين خبرگزاري باعث جلب نظر «رستون» شد و او را به نيويورك تايمز برد كه 30 سال در آنجا بود. سپس دانشگاه جورج تاون وي را دعوت به تدريس روزنامه نگاري كرد و به اين كار را تا چند ماه پيش از فوت از بيماري سرطان ادامه داده بود.

«فيني» در عين حال مولف چند كتاب سياسي است. او درباره گسترش ساخت سلاحهاي اتمي پيش بيني كرده است كه زود و يا دير، ملل ديگر به اين اسلحه دست خواهند يافت. فيني در زمينه مسابقه تسليحاتي نوشته است: اين سلاحهاي اتمي، موشكي و تكنولوژي فضايي بوده اند كه از يك جنگ بزرگ ديگر در جهان جلوگيري كردند نه تدابير دولتمردان و سازمانهاي جهاني و در صدرشان سازمان ملل (بي خاصيت).

 

John Finney


1918م:«31 اكتبر» شاهد ترور دو نخست وزير به يك شكل توسط نظاميان محافظ بوده است: استيفن تيژا نخست وزير مجارستان در سال 1918 و بانو اينديراگاندي نخست وزير هند درسال 1984.

بانو گاندي دختر نهرو چهار بار نخست وزير هند بود. وي به دست دو تن از افراد گارد محافظ خود كه از ناسيوناليست هاي سيك (پنجابي) بودند هدف گلوله قرار گرفت و كشته شد. شوهر اينديرا، فيروز گاندي، يکي از پارسيان هند بود. درپي انتشار خبر قتل بانو گاندي هواداران او در دهلي نو و چند شهر ديگر برضد تجزيه طلبي سيك ها دست به تظاهرات زدند و ضمن اين تظاهرات توام با شورش شمار نسبتا زیادی از پيروان فرقه سيك به دست تظاهركنندگان كشته شدند.

 

اينديرا


1793م:21 روز پس از اعلام «حالت فوق العاده» در فرانسه و ايجاد دولتي به همين نام و 15 روز بعد از اعدام «ماري آنتوانت» زن پادشاه سابق، 31 اكتبر سال 1793 ميلادي در فرانسه دوره اصطلاحا «بلعيدن فرزندان انقلاب» با اعدام 21 ژيروندن (ميانه رو) از جمله ژاك بريسو آغاز شد. اين عده به جرم تجديد نظر طلبي و دور شدن از اصول و هدف هاي انقلاب در ملاء عام با گيوتين گردن زده شدند.

اين اعدام هاي گروهي دو ماه پس از قدرت يافتن انقلابيون راديكال به رهبري روبسپير انجام شد.

20 روز پس از روي كار آمدن روبسپير، مجلس انقلاب قانون «دستگيري و محاكمه كساني كه به آنان سوء ظن مي رفت» را تصويب كرده بود و دست راديكالها را براي محاكمه مخالفان و هركس كه به او بدگمان مي شدند باز گذارده بود. اين زمان در تاريخ فرانسه «دوره وحشت» عنوان گرفته است.

روبسپير و همفكرانش در آن زمان، كار دستگيري افراد مورد سوء ظن را با بازداشت انقلابيون ميانه رو آغاز كرده بودند. حال آن که انقلاب فرانسه عمدتا توسط همين ميانه روها آغاز شده بود. سالها بعد، نمايندگان مجلس گفتند كه هدفشان از تصويب قانون سال 1793 تنها در حبس نگهداشتن مخالفان مورد سوء ظن بود تا فعاليت هايشان بي اثر و خنثي شود، نه اعدام آنان.

 

روبسپير


1954م:تاريخنگاران 31 اكتبر سال 1954 را آغاز دور اصلي انقلاب الجزايريها براي كسب استقلال خود از استعمار فرانسه ذكر كرده اند. در اين روز بود كه ملي گرايان الجزايري تظاهرات خشونت آميز خود را دو روز پس از سركوب شدن، برگزار كردند و نظاميان فرانسوي را غافلگير ساختند.

 

اين انقلاب توام با خشونت تا اواخر ژوئن سال 1962 كه دوگل رهبر وقت فرانسه با برگزاري رفراندم استقلال موافقت كرد ادامه داشت و سوم ژوئيه 1962 دوگل با توجه به نتايج رفراندم فرمان استقلال الجزاير را كه 132 سال مستعمره فرانسه بود ابلاغ كرد.


1961م:31 اکتبر 1961 و يک روز پس اين که کنگره حزب کمونيست شوروي به خواست خروشچف به اتفاق آراء! تصويب کرد که جسد موميايي شده استالين از آرامگاه لنين در ميدان سرخ مسکو به جاي ديگري انتقال يابد و دفن شود تا مردم به ديدارش نشتابند، اين تصميم به اجراء درآمد و جسد در پاي ديوار کرملين در ميان ديگران مدفون شد.

در جلسه 30 اکتبر، حتي يک مقام کمونيست که استالين تا سال 1953 بر آن حزب رياست کرده بود به پيشنهاد انتقال جسد، راي مخالفت نداد!، ولي «اين اتفاق آراء» در کشورهاي ديگر مورد تفسير و حتي انتقاد قرار گرفت. برخي گفتند که استالين روانشناسي روسها را مي شناخت که مردمي متشکل از اختلاط نژادها هستند و در طول زمان به ويژه در دوران سلطه مغولها (تاتارها) به ديکتاتوري و اطاعت از حاکم وقت خو گرفته اند که آن چنان (باخشونت) رفتار مي کرد و ... و پاره اي هم با تحليل «اين اتفاق آراء» پيش بيني برچيده شدن حزب کمونيست را با چنين اعضاي وفاداري! در آينده کرده بودند، ولي باور نمي کردند که امپراتوري روسيه (اتحاد شوروي) هم فرو پاشي کند، و تنها پيش بيني کرده بودند که برجاي حزب کمونيست، يک امپراتور بنشيند.

 

انتقال جسد موميايي شده استالين از آرامگاه لنين، حتي يك راي مخالف نداشت !!!

 

1965م:31 اکتبر 1965، شايعه «باگ گذاري» اطاق خواب بانو "الينور" همسر روزولت با «دستگاه شنود» در پي انتشار گزارشهاي متعدد در اين زمينه، تاييد شد و يک مامور سابق اعتراف کرد که «طبق دستور!» اين کار را مي کرد.

وي گفت که دليل آن را نمي دانست و تنها مامور اجراي دستور بود و در طول سفر هم اطاق الينور در هتل توسط او «باگ گذاري» مي شد!.

 

الينور روزولت


2000م:«چارلز لويس» رئيس «مركز امانتداري عمومي Public Integrity » كه يك سازمان داوطلب براي پاييدن دولت آمريكاست سي ام اکتبر 2003 فاش کرد که شركتهايي كه كنترات بازسازي عراق و افغانستان را به مبلغ هشت ميليارد دلار با دولت آمريكا امضاء كرده اند بالاترين كمك دهندگان به مبارزات انتخاباتي سال 2000 جورج بوش بوده و رابطه تنگاتنگ با مقامات نظامي و كشوري آمريكا دارند. به اين شركتها از جمله كمپاني مربوط به «چني» معاون بوش، انجام ده كار - بدون برگذاري مناقصه واگذار شده است و بهانه حذف مناقصه «فوريت كارها» اعلام شده بود.

 

2003م:سي ام اكتبر 2003 و در پايان مذاكرات مهم چين و اتحاديه اروپا اعلام شد كه طرفين از اين پس «شريك عمده» يكديگر در امور اقتصادي و تكنولوژي از جمله تكنولوژي فضايي و ماهواره مخابراتي خواهند بود و اين همكاري به تغيير جهان از وضعيت جاري كمك خواهد كرد. «تحليلگران» اين اعلاميه را نشانه ديگري از دور شدن اتحاديه اروپا از معامله تجاري با آمريكا تلقي كرده اند. در اين مذاكرات «هو» رهبر چين شخصا حضور داشت.


2005م:اخطار 29 اکتبر سال 2005«گنادي زيوگانف» دبير اول حزب كمونيست روسيه به دولت پوتين با دقتي خاص مورد تفسير بسياري از رسانه هاي جهان قرار گرفته بود. زيوگانف كه براي بيان اخطار خود كنگره يازدهم اين حزب را به طور فوق العاده تشكيل داده بود. وي در اين كنگره گفته بود: اگر وضعيت «اقتصادي ـ اجتماعي» روسيه به همين صورت ادامه يابد، بوروكراسي اصلاح نشود، به خواست هاي ضروري مردم توجه نشود، منافع روسيه و روسها در اولويت قرار نگيرد و ... بايد رژيم تغيير يابد و اين تغيير، حتي الامكان نبايد با خشونت صورت گيرد، بايد نخست راههاي مسالمت آميز را تجربه كرد و يك انقلاب سرخ ديگر، تنها درصورت به نتيجه نرسيدن همه كوششهاي مسالمت آميز بايد مد نظر قرار گيرد. دولت بايد مسير كار و روال خود را تغيير دهد. ادامه روش جاري (پيش از زمان اخطار) بارديگر روسيه را جامعه اي طبقاتي و به حالت نخست (پيش از انقلاب 1917) باز مي گرداند كه در آن زمان تنها گروهي مشخص از منافع كشور برخوردار بودند. تامين اجتماعي بايد تضمين شود، بوروكراسي (كاغذ بازي) از ميان برود، منابع طبيعي و كارخانه هاي بزرگ ملي باشند و ....

زيوگانف كه اظهارات او در عين حال يك اعتراض به جوامع غرب تلقي شده بود در اين نطق گفته بود كه دولت هاي پس از فروپاشي شوروي تحت تلقين و احيانا فشار غرب و بورژواهاي داخلي روسيه، يك سياست غلط پولي را دنبال کرده اند، بيخ گوش کرملين ارزهاي نفتي روسيه دارند از كشور خارج مي شوند، تقلب، ريا و جرايم و ناهنجاري ها جوامع غربي كه 74 سال به روسيه راه نداشتند دارند وارد مي شوند، كسي به منافع روسيه و آينده آن توجه كافي ندارد و ....

وي همچنين گفته بود: در اينجا اخطار مي كنم كه اگر انقلاب سرخ ديگري رخ دهد بورژواهاي تازه (نوكيسه ها) كه از بد اوضاع و از جيب ملت پولي به دست آورده و بر خر مراد سوار شده اند سرنوشت وخيمي خواهند داشت.

 

زيوگانف

 

2005م:«ويكتور اربان» نخست وزير پاپوليست پيشين مجارستان و رهبر حزب ليبرال سوسياليست اين كشور 29 اکتبر 2005 نظري تازه مطرح داشت و پيش بيني كرد كه اين نظريه جهانگير شود زيرا پاسخگوي بسياري از مشكلات مرزي، مليتي و فرهنگي جهان امروز است.

وي گفته است: از آنجا كه مجارستان به دليل همبستگي با اتريش در جريان جنگ جهاني اول، و متحد بودن با آلمان در جنگ جهاني دوم، پس از اين دو جنگ بسياري از مناطق خود را به يوگوسلاوي، چك، اسلواكي و روماني باخته است و ساكنان اين مناطق خواهان رفت و آمد آزاد به مجارستان هستند، دولت مجارستان بدون خواستن تعهدي از آنان، تابعيت مضاعف را بپذيرد و به آنان شناسنامه و گذرنامه بدهد بدون اين كه ادعا كند اتباع مجارستان هستند و نظري به تماميت و حاكميت همسايگان داشته باشد.

اربان افزوده است كه دشواري هاي جهان امروز عمدتا برخاسته از همين مسائل مرزي و فرهنگي است كه به اين گونه مي توان آنها را حل كرد. اگر اين مسائل از اين طرق حل نشوند، روزگاري در يكي از اين كشورها يك ناپلئون ظهور خواهد كرد و با توسل به زور مرزها را از ميان برخواهد داشت.

 

ويکتور اربان

 

2005م:سي ويکم اکتبر 2005 يك دادگاه آمريكا در كاليفرنيا پس از رد درخواست فرجام ستانلي ويليامز از سوي ديوان عالي اين كشور 13 دسامبر 2005 را روز اعدام وي تعيين كرد و اعلام شد که جز فرماندار كاليفرنيا، مقام ديگري نمي تواند ستانلي را از اعدام نجات دهد. فرماندار کاليفرنيا ( که مهاجر اتريشي است) با تخفيف مجازات موافقت نکرد و استانلي اعدام شد.

ستانلي اواخر دهه 1970 و تا سال 1981 رئيس يك باند گانگستر در لس آنجلس بود و باند او در آخرين سال فعاليت، چهار تن را در لس آنجلس كشته بود كه در جريان هر چهار قتل شخص ستانلي هم حضور داشت. وي بعدا دستگير شد و به زندان افتاد. ستانلي در طول 24 سال زندان بودن، دست به مطالعه زد و به مردي ديگر تبديل شد و براي اصلاح مردم 51 كتاب نوشت از جمله چند كتاب كودكان. در اين مدت شبكه هاي تلويزيوني نيز به پخش منظم مصاحبه هاي خود با ستانلي پرداختند كه در آنها اندرزهاي جالب مي داد.

بر پايه خاطرات ستانلي، چند فيلم سينمايي پرفروش ساخته شده است. همين فعاليت ها، وي را به صورت يك مصلح اجتماعي درآورده و چند انجمن هوادار بخشودگي وي را نامزد جايزه نوبل كردند و به تعقيب كار خود ادامه مي دادند كه ديوان عالي آمريكا حاضر نشد تلاشهاي ندامتگرايانه ستانلي را مورد توجه قرار دهد و حكمي را كه دو دهه پيش صادر شده بود نقض كند و در نتيجه قاضي صادر كننده حكم، روز 13 دسامبر را براي اجراي حكم تعيين و به زندان ابلاغ كرد. اقدام ديوان عالي امريكا، عدم اغماض فرماندار و اجراي حکم ربع قرن پس از وقوع جرم، مورد انتقاد قرار گرفته و اين انتقاد ها که فلسفه مجازات را زير سئوال برده است همچنان ادامه دارد.

 

ستانلي


2008م:ولادیمیر پوتين رئيس دولت و رهبر حزب حاكم روسيه 30 اکتبر 2008 در نشست نخست وزیران سازمان شانگهای (SCO) در شهر آستانه (پایتخت کزاخستان) درباره بحران مالي جهان گفت: بحران مالي جاري؛ پوچي و بي حاصلي يك قطبي بودن امور پولي جهان و مونوپوليسم مالي را ثابت كرد. روسيه تصميم قاطع دارد كه به اين وضعيت يك قطبي بودن امور پول پايان دهد. براي برقراري تعادل، جهان نياز به چند قطبي شدن اين امور دارد و من پيشنهاد مي كنم كه سريعا طرح تازه اي جاي ساختار نظام ورشكسته فعلي را بگيرد تا اقتصاد جهان وارد دوران ثبات و پيشرفت شود و نگراني هايي كه هر چند وقت يكبار دنيا را فرا مي گيرد از ميان ما رخت بربندد.

در حاشيه نشست آستانه، قرارداد لوله كشي نفت روسيه به چين به امضاي نخست وزيران دو كشور رسيد.

پوتین هچنین به طور جداگانه با پرویز داودی معاون اول رئیس جمهور ایران ملاقات و از گسترش مناسبات و همكاريهاي دوجانبه ايران و روسيه سخن گفت. وی اظهار كرده بود كه مناسبات دوجانبه روسیه و ایران درجهات مختلف رو به پيشرفت و تكامل است. پوتين از كمك ايران و همكاري هاي آن با سازمان شانگهاي (معروف به اوراسيا) قدرداني كرده و گفته بود: ما از مشاركت هرچه بيشتر ايران در اين بنياد (SCO) از آغاز كار هم استقبال كرده ايم.

داودی به نمایندگی ایران در نشست "آستانه" شرکت کرده بود. تا این تاریخ ایران به عنوان عضو ناظر در نشست های سازمانهای شانگهای شرکت کرده است.

مرور زمان (از سي ام اکتبر 2008 تا 30 اکتبر 2009) نشان داد که برغم تشکيل چند نشست اقتصادي سران و ازجمله نشست سران کشورهاي 20 گانه، تغييري که پوتين لزوم آن را در امور مالي جهان (تعيين جانشين براي دلار آمريکا) يادآور شد تحقق نيافته است!.

 

پوتين و Wen نخستوزير چين

 

1900: كل جمعيت ايالات متحده 76 ميليون و 295 هزار و220 تن اعلام شد كه در طول قرن 20 چهار برابر شد و در سال 2006 از مرز 300 ميليون تجاوز کرد.

1908: در پي انتشار مصاحبه ويلهلم دوم قيصر آلمان با ديلي تلگراف چاپ لندن كه متن آن 28 اكتبر انتشار يافته بود، بر دامنه خصومت آلمان و انگلستان افزوده شد؛ زيرا كه قيصر صريحا گفته بود كه آلماني هاي طبقه متوسط و پايين از انگلستان و انگليسي ها منتفرند. بايد دانست كه خاندان سلطنتي انگلستان آلماني تبار هستند و مادر ويلهلم از همين خانواده بود.

1943: سران چهار دولت متفق در مسكو بر سر چگونگي معامله خود با دولتهاي محور در صورت پيروزشدن بر آنها به توافق رسيدند.

1945: جيره بندي كفش در امريكا پايان يافت.

1964: در پي انتقاد شديد آيت الله خميني، حسنعلي منصور نخست وزير وقت در مجلس از برخوردارشدن نظاميان امريكايي از پاره اي مصونيت هاي قضايي در ايران دفاع كرد.

1971: مبادلات بازرگاني ميان ايران و جمهوري توده اي چين آزاد شد.

1982: سوسياليستهاي اسپانيا پس از 45 سال انتخابات اين كشور را بردند و رهبر جوان آنان، گونزالس، نخست وزير اسپانيا شد.

2003: دولت فرانسه براي تعمير كاخ تاريخي ورساي 158 ميليون دلار هزينه اختصاص داد . لويي چهاردهم ورساي را كه در آن قراردادهاي پايان جنگ جهاني اول امضاء شد شاه نشين فرانسه كرد.

منبع:iranianshistoryonthisday.com

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------