تازه های تقویم تاریخ


داريوش بزرگ پدر ناسيوناليسم ايراني

تقویم تاریخ - 13 تیر

489پیش ازمیلاد:4 ژوئيه سال 489 پيش از ميلاد داريوش بزرگ - شاه شاهان - كه بر تمركز امور و ايراني…


تقویم تاریخ 3 خرداد



بپاخيري «المقّنع» و كفن پوشان راه وطن با هدف رهانيدن ايران از سلطه عربان

 

قيام المقّنع در خراسان 24 ماه مي سال 766 ميلادي آغاز شد كه از نخستين بپاخيزي هاي ايرانيان براي احياي استقلال و حاكميت وطن بشمار مي آيد.

 

المقّنع كه از دير باز در صدد قيام بر ضد سلطه عرب بود از موضوع قتل ابومسلم در توطئه خليفه عباسي وقت استفاده كرد و به خونخواهي او در خراسان بپاخاست. با توجه به محبوبيت ابومسلم در ميان ايرانيان به ويژه مردم خراسان، در اندك مدتي صدها هزار تن در اطراف المقنع جمع شدند. المقّنع كه به سبب نقاب زدن ـ نقابي شبيه مقنعه كه تا شانه ها، او را مي پوشانيد ـ به اين نام معروف شده بود، كسي جز هاشم ابن حكيم نبود كه مردي دانشمند بود و داستان «ماه نخشب» وي كه برپايه تسلط او بر علوم فيزيك و شيمي شكل گرفته بود معروف است. پيروان المقّنع كه جامه سپيد مي پوشيدند به سپيدجامگان (كفن پوشان راه وطن) معروفند. قيام المقنع براي رهايي ايران كه ضمن آن دست به چند ابتكار كاملا تازه زده بود بيش از چهار سال طول كشيد. سرانجام خليفه عباسي سپاهي را به جنگ او فرستاد كه در دومين برخورد دو نيرو، المقّنع شكست خورد و خودكشي كرد.


اسماعيل ساماني مردي كه تنها به ايران و ايراني مي انديشيد

 

آرامگاه اسماعيل ساماني در شهر بخارا

تقویم تاریخ

 

اسماعيل ساماني مردي كه پرچم زنده كردن زبان پارسي و فرهنگ ايراني را به دوش گرفت در ماه مي سال 849 ميلادي در فرغانه (فرارود) خراسان به دنيا آمد. مورخان هريك روزي از ماه مي را زادروز او نوشته اند كه تازه ترين اين زادروزها كه كشف مورخان روس است «24 ماه مي» است!. در زمان تولد اسماعيل، پدر او احمد حكمران فرغانه بود. سامان خدا (كدخدا = رئيس، رئيس دهقانان و ...) پدر بزرگ اسماعيل كه در منطقه بلخ به دنيا آمده بود و يك تاجيك (پارس) بود خود را از فرزندزادگان بهرام چوبين اسپهبد بزرگ ايران معرفي مي كرد. اميراسماعيل (مير اسماعيل) كه خود را شاه خواند پس از تمركز امور خراسان بزرگتر (اينك شامل سه كشور تاجيكستان، ازبكستان، تركمنستان، نيمه شمالي افغانستان، گوشه هايي از قزاقستان و قرقيزستان و خراسان ايران) در دست خود، احياء زبان و ادبيات فارسي و فرهنگ و رسوم ايراني را سرلوحه كار خود قرارداد. همزمان با او، صفاريان در جنوب و جنوب شرقي ايران، ديلميان در شمال و مركز، طاهريان در نيشابور در مناطق خود استقلال داشتند و در اين مناطق تنها نامي از خليفه برجاي مانده بود. اسماعيل با اينكه توان لشكركشي به بغداد و برانداختن خليفه را داشت چنين نكرد زيرا كه احياء فرهنگ ايراني و زبان فارسي برايش مهمتر بود. استراتژي شاه اسماعيل جنگ دفاعي بود يعني تنها با مهاجم مي جنگيد و جنگ او با عمروليث كه به شكست و اسارت عمرو انجاميد برهمين پايه صورت گرفت. اسماعيل در سال 907 ميلادي درگذشت و در بخارا مدفون شد و آرامگاه او كه يك بناي تاريخي است مورد احترام خاص تاجيكيان و همه ايرانيان و ايراني تبارها است. نوه اسماعيل هم در همين آرامگاه (عكس بالا) دفن شده است. اسماعيل ساماني چنان زيربناي فرهنگي را استوار گذارده بود كه تا سال 1920، فارسي زبان رسمي منطقه بخارا بود.

 

در دهه سوم قرن 20 در منطقه «فرارود»، گروهي از وطندوستان تاجيك از جمله پدر احمدشاه مسعود برضد تقسيمات جغرافيايي حكومت شوروي كه به زيان تاجيكها بود دست به قيام مسلحانه زدند و چون شكست خوردند، پدر مسعودها به هرات گريخت و در افغانستان ماندني شد، يكي از پسران او (احمدشاه) هنگامي كه نيروهاي ضد مداخله خارجي را در شمال افغانستان رياست مي كرد، هدف توطئه قرار گرفت و كشته شد و پسر ديگر او ـ احمد ضياء بعدا معاون رئيس جمهور افغانستان شد.


زدوخورد نيروهاي پليس و امنيت با گروه پرويز پويان در تهران و كشته شدن او

 

پرويز پويان


سوم خرداد ماه سال1350 هجري خورشيدي، در زد وخورد سخت يك گروه از چريكهاي كمونيست و نيروهاي پليس و امنيت وقت در محله دوشان تپه (شرق تهران ـ كوي نيروي هوايي) پرويز پويان (برادر حسن پويان نويسنده، مترجم و روزنامه نگار معروف)، رحمت پيرو نديري و صادقي نژاد جان سپردند. اين زد و خورد كه در ساعات روز روي داد پس از محاصره خانه اي كه اين گروه از آن به عنوان پايگاه استفاده مي كردند توسط نيروهاي پليس و امنيت آغاز شده بود. در اين زدو خورد به ماموران دولت وقت نيز تلفات وارد آمد. اعضاي گروه كه همگي روشنفكر و تحصيلكرده بودند سلاحهاي خود را قبلا در زد و خورد با ماموران دولت و نيز گارد سلطنتي به دست آورده بودند. قتل پويان و دوستانش سرآغاز يك رشته زد و خوردهاي مشابه در تهران و شهرهاي ديگر شد كه تا پايان كار شاه ادامه داشت. دفن پنهاني اجساد پويان و همفكرانش و ايجاد مزاحمت براي كساني كه در جستجوي محل دفن اجساد بودند خشم مردم را در تهران و مشهد برانگيخته بود كه به چند اعتراض گروهي منجر شد. (پويان از خراسان بود).


نظر برخي از مورخان درباره پس گرفته شدن خرمشهر

 

جنگ عراق و ايران


مورخان نظامي پيروزي نيروهاي مسلح ايران در پس گرفتن خرمشهر را در شمار جنگهاي ميهني بزرگ ايرانيان در طول تاريخ نظير نبرد دفاعي «حرّان» قرار داده اند. اين مورخان در همان روز پس گرفتن خرمشهر، با اشاره به برتري تسليحاتي عراقيان گفته بودند كه فداكاري ايرانيان بار ديگر اين نكته دو هزار و پانصد ساله داريوش بزرگ را كه بر سنگ باقي مانده است به اثبات رساند كه ايران سرزميني است كه مردان (سربازان) خوب دارد.

 

نيروهاي مسلح ايران در سوم خرداد ماه 1361 و 21 ماه پس از آغاز تعرض نظامي عراق به ميهن ما، با از جان گذشتگي و فداكاري تحسين آميز و تاريخساز خود خرمشهر را از نيروهاي متجاوز پس گرفتند و مسير جنگ را تغيير دادند. در اين پيروزي، كه براي جهانياني كه تاريخ پر عظمت ما را نخوانده اند غير منتظره بود تلفاتي سنگين به عراقيان وارد آمد و دهها هزار عراقي به اسارت در آمدند.

 

تني چند از نيروهاي داوطلب ايران با روحيه اي قوي و قيافه اي مصّمم در جريان جنگ عراق و ايران


درآمد ارزي ايران از نفت در سال 1385 - 2 بخش حساب ذخيره ارزي ايران

 

درآمدهاي ارزي ايران در سال 1385 پنجاه و پنج ميليارد دلار برآورد شده بود.

 

اين برآورد را 23 ماه مي 2006 محمدجعفر مجرد معاون ارزي بانك مركزي ايران در يك گفت و شنيد مطبوعاتي بيان داشته بود. وي گفته بود كه ميزان درآمدهاي ارزي كشور از محل صادرات نفت بستگي به بهاي نفت در بازارهاي بين المللي دارد. وي همچنين گفته بود كه ارز حاصل از صادرات غيرنفتي ايران نيز در اين سال حدود ده ميليارد دلار است.

 

مجرد خاطرنشان كرده بود كه حساب ذخيره ارزي در حال حاضر داراي دو بخش است يك بخش آن منابعي است كه در اختيار بخش خصوصي قرار مي گيرد و اين منابع به حساب ذخيره ارزي بازگشت داده مي شود و قسمت ديگر توسط دولت در قالب بودجه سالانه دريافت مي شود و طبيعي است كه اين قسمت نمي تواند بازگشت داده شود و به اين سبب، نوسان قيمت نفت مي تواند بودجه را دستخوش تغييرات و نوسان كند، و کاهش بهاي نفت و يا ميران صدور آن تعديل هزينه ها و نيمه تمام ماندن طرح هاي عمراني را بدنبال خواهد داشت.

 

در خرداد 1385، نماينده جيرفت در مجلس شوراي اسلامي از غارنشين هاي عنبرآباد خبرداد!

 

زادسر


به گزارش 23 ماه مي 2006 خبرگزاري فارس، نماينده وقت جيرفت در مجلس شوراي اسلامي گفته بود كه 28 سال پس از پيروزي انقلاب اسلامي، در نزديكي عنبر آباد جيرفت يك روستا كشف شده است كه مردم آنجا همانند غارنشينان زندگي مي كنند.

 

فارس نوشته بود: «علي زادسر» نماينده جيرفت (استان كرمان) در حاشيه جلسه علني روز سه شنبه مجلس (23ماه مي 2006) در جمع خبرنگاران با اظهار تاسف از اين امر گفت: سربازان گمنام وزارت اطلاعات در زمستان سال 1384 (4 ـ 5 ماه پيش از اين تاريخ) يك روستا را در 120 كيلومتري عنبرآباد كشف كرده اند كه مردم آن همانند مردم غارنشين [هزاران سال پيش] بوده و برهنه هستند و با برگ درخت تغذيه ميكنند (!).

 

وي گفته بود كه نام اين روستا «بيد نكوئيه» است و در كوه واقع شده كه حدود 200 نفر در آن زندگي مي كنند و از دره ها و بيشه هاي محل سكونت خود خارج نشده اند(!).

 

به نوشته فارس، نماينده جيرفت به نقل از كساني كه به اين روستا رفته اند، گفت: ساكنان اين روستا در طول عمر خود وسيله نقليه نديده اند.

 

زادسر با يادآوري ضرب المثل «چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است» اظهار داشت: به اطلاع مسئولان كه دهها ميليون دلار به كشورهاي ديگر كمك مي كنند ميرسانم كه از 700 هزار نفري كه در جنوب استان كرمان زندگي مي كنند 300 هزار نفرشان كپرنشين هستند و هنوز روستاهاي كشف نشده در آنجا وجود دارد(!).

 

وي سپس به خشكسالي اين استان و ترافيك بد راه اصلي كرمان، جيرفت و بندر عباس پرداخت و از دولت خواست كه به حل اين مسائل اولويت دهد.


در قلمرو انديشه

 

ناسيوناليسم در ذات است و ارتباط به ايدئولوژي ندارد

 

ميخائيل گورباچف كه در روسيه و ميان كمونيستهاي جهان يك خائن و در غرب، به دليل فروپاشانيدن بلوك شرق و اتحاد شوروي (بدون جنگ) يك دوست خطاب مي شود 23 ماه مي 2004 از رهبري (اسمي) حزب سوسيال دمكرات روسيه كناره گيري كرد و اعلام داشت كه كناره گيري او به دليل نزديك شدن اين حزب به حزب هوادار پوتين بوده است. گورباچف گفته بود كه هدف از تاسيس حزب سوسيال دمكرات روسيه دور ساختن مردم از سوسياليسم مطلق(کمونيسم) و نيز ليبراليسم افراطي بوده است كه در طول زمان نارسايي هاي خود را نشان داده اند ولي به نظر مي رسد که حزب سوسيال دمکرات روسيه متمايل به سنتريست ـ ناسيوناليستهاي هوادار پوتين شده و دارد از هدف اصلي دور مي شود. وي اشاره كرده بود كه مخالف ناسيوناليسم نيست ولي اگر ناسيوناليسم روسيه جان بگيرد، قدرت را به دست گيرد و به راه قرن نوزدهم برود با ابزارهاي اتمي ـ موشكي كه در اختيار دارد ممكن است جهان را به آتش و خون بكشاند.

 

در همان روز منابع نزديك به حزب سوسيال دمكرات روسيه گفته بودند كه برجستگان اين حزب در باطن از كناره گيري گورباچف خرسند شده اند زيرا كه اين حزب با ايدئولوژي ملايم خود كه هركس را مي تواند راضي و جذب كند به خاطر حضور گورباچف در آن، از احزاب كم عضو روسيه بوده است و به همين دليل، سعي شده است كه كناره گيري گورباچف به صورتي چشمگير در رسانه ها بزرگ عرضه شود تا به گوش همه روسها برسد و در نگرش خود نسبت به حزب تجديد نظر كنند. اين منابع در عين حال گفته بودند كه با نظر گورباچف در باره تمايلات روسها به ناسيوناليسم مخالفند زيرا که ملي گرا بودن، بمانند دوست داشتن والدين، در ذات افراد است و ارتباط به ايدئولوژي آنان ندارد.


در دنياي تاريخ‌نگاري

 

ترس از قضاوت تاريخ: شرايط دولتمرد شدن از دیدگاه فارابی

 

24 می 1908 مايكل رابرتز تاريخدان انگليسي زاده شد، 89 سال عمر کرد و 12 کتاب تاريخ نوشت. رابرتز تاكيد بر اهميت استفاده از تجربه گذشتگان داشت. رابرتز نوشته است: فارابي انديشمند ايراني قرون وسطي شرايط دولتمرد شدن را ترسيدن از خدا؛ معتقد بودن به روز جزا و كيفر الهي (معاد) قرار داده و من ترسيدن از «قضاوت تاريخ» را بر آن اضافه مي كنم. قضاوت تاريخ ممكن است حتي يك روز پس از انجام يك كار انجام گيرد و حكم آن كه مشمول عفو و بخشودگي قرار نخواهد گرفت اعلام شود. به نوشته رابرتز، وقوف بر تجربه بشر در زمان گذشته به قدري اهميت دارد كه اگر قدرت داشت شرط نامزد شدن براي مقامهاي انتخابي و داوطلب شدن براي پستهاي انتصابي را قبول شدن در تست (امتحان) تاريخ قرار مي داد.

«عصر آزادی»، «تاریخ سوئد»، «تاریخ تحولات نظامی»، «حزب ویگ»، «تاریخ دیپلماسی انگلستان» و رساله کوتاه «در اهمیت مطالعه تاریخ و آموختن از تجربه گذشتگان» از جمله تالیفات او هستند. رابرتز برای نوشتن تاریخ سوئد، زحمت یادگرفتن زبان سوئدی را برخود هموار کرده و تحقيقات محلي انجام داده بود.


واشنگتن وارث امپراتوری لندن

 

24 می 2003 «نيال فرگوسن» تاريخدان انگليسي كتاب خود با عنوان «امپراتوري» را منتشر ساخت. فرگوسن در اين تاليف ثابت کرده است که آمريكا وارث امپراتوري جهاني انگلستان شده است.

 

در قلمرو رسانه‌ها

 

ضوابط تازه در روزنامه نگاري و رسميت يافتن " روزنامه نگار فري لنس " - خروج رسانه از اصول حرفه خود

 

در طول اجلاس ناشران روزنامه هاي آمريكا يي سهامدار خبرگزاري اسوشييتدپرس كه 22 مه سال 1900 در نيويورك پايان يافت و نتيجه اش اعلام اسوشييتدپرس به عنوان يك خبرگزاري غيرانتفاعي تعاوني بود پيشنهاد هاي تازه اي مطرح شد كه بعدا شكل تازه اي به سازمان تحريري رسانه ها داد. اين اجلاس در آن زمان هياتي را براي بررسي كارشناسانه و به صورت ضابطه درآوردن اين پيشنهادها تعيين كرد و از آن پس هر چند سال و گاهي چند دهه يك بار جلسات حرفه اي براي بازبيني اين ضوابط تشكيل مي شود. اين ضوابط و بازبيني ها از دهه 1920 از مرزهاي آمريكا فراتر رفته و جهاني شده اند. از جمله اين ضوابط مدون، منع كار كردن همزمان يك روزنامه نگار درگير در امور خبري در دو روزنامه بود (كه بعدا به دو و يا چند رسانه تعميم يافت)و روزنامه هاي تهران هم از سال 1955( 1334 ) آن را پذيرفتند و به اجرا در آوردند كه تا انقلاب سال 1357 دقيقا رعايت مي شد و سختگيري كيهان و اطلاعات در اين زمينه بسيار شديد بود و حتي مبادله خبر ميان خبرنگاران دو روزنامه ممنوع و در صورت مشاهده ، هردو خبرنگار اخراج مي شدند. همين جدايي مطلق تحريريه هاي خبري رسانه ها در سراسر جهان و ايجاد رقابت ميان آنها باعث پيشرفتشان شد. به علاوه ، در حرفه روزنامه نگاري نهادها و عناوين تازه اي به وجود آمد از جمله « روزنامه نگار فري لنس ( ناوابسته به يك رسانه ، حق التحريري ، مستقل . واژه فري لنس از عنواني اقتباس شده است كه در قرون وسطي به مردان سويسي كه داوطلب استخدام در ارتش هر كشوري بودند كه پول بيشتري به آنان پيشنهاد مي كرد)» ، سنديكاهاي توزيع مقالات و ... و تنها اين روزنامه نگاران مجاز به فروش مطالب خود به رسانه هاي متعدد بوده اند. اعضاي سنديكاهاي توزيع مقالات ، تحليلها و سفرنامه هاي خبري، نوشته خود را به سنديكا مي دهند و سنديكا همانند يك خبر گزاري به روزنامه ها و هر رسانه ديگر مي فرستد و براي هركدام كه چاپ كند صورت حساب ارسال مي دارد. ممكن است يك مقاله، همزمان در دهها روزنامه انتشار يابد و .... به اين ترتيب كار كردن عوامل خبر( خبرنگار ، دبير و سردبير اجرايي ) همچنان از كار كردن همزمان در دو رسانه ممنوع هستند. ابراز نظر شخصي ( به هر صورت؛ مصاحبه و نوشته ) از كار خبر مجزا شده و اعضاي كادر استخدامي تحريريه يك رسانه مي توانند درباره نظر شخصي خود با رسانه هاي ديگر مصاحبه كنند يا آن را بنويسند و بفرستند.

 

در اين راستا ، در ماه مه 1985 گروهي از روزنامه نگاران كه در جهان از شهرت حرفه اي و بي طرفي بر خوردار بودند پارا فراتر نهاده و پس از يك نشست اخطار كردند كه رسانه هاي بزرگ عمدتا توجه خود را معطوف به حرفها و بازي هاي سياستمداران و اعلاميه ها و مصاحبه هاي از پيش نوشته شده دولتمردان كرده اند و دارند از مردم عادي و مشكلات زندگاني آنان دور مي شوند.

 

اين گروه اين روند را خروج رسانه ها از اصول و در نتيجه حرفه خود اعلام داشتند و تاكيد كردند كه ادامه اين روند منجر به آن خواهد شد كه همه فعاليت ها معطوف به اعمال و گفته هاي چند نفر در جهان شود كه اين بزرگ جلوه دادن ها عوارض جهاني مطلوب نخواهد داشت. رسانه ها در آغاز كار به حرفها و كارهاي مردم عادي و دشواري هاي آنان توجه بيشتري نشان مي دادند و اصول روزنامه نگاري بر همين اساس تدوين شده است كه دارد به فراموشي سپرده مي شود.

 

اين اخطار، ظاهرا پس از نقل وسيع گزارشهاي چند شبكه كه نام «خبري» بر خود نهاده اند و خبرگزاري هاي اصطلاحا «بين المللي» در رسانه هاي همگاني داده شد ، زيرا كه اين شبكه ها عمدا و يا به دليل آساني دسترسي، توجه خود را به اخبار داده شده از سوي منابع دولتي و نيز اظهارات سياستمداران و دولتمردان معطوف كرده بودند و ... كه اين روش تا به امروز( سال 2004 ) ادامه دارد. نقل همين گزارشها كه ابزارهاي غير حرفه اي ازجمله سلفون ها هم آنها را به مشتركان خود مي رسانند باعث كاهش تيراژ رسانه هاي چاپي و مخاطبان راديو ـ تلويزيونها شده است.

 

ساير ملل

 

زادروز «ژان پل مارا» انقلابي راديكال فرانسه ـ بی توجهی به توصیه های «مارا» و شکست انقلاب فرانسه


 

مارات انقلابي


« ژان پل مارا marat » انقلابي راديكال فرانسه 24 مه 1743 به دنيا آمد و 50 سال عمر كرد. وي يك پزشك بود كه با نوشته هايش مردم فرانسه ترغيب به انقلاب (تغييرات كلي در وضعيت اجتماعي و سياسي وطن خود) كرد. كتاب هاي متعدد نوشت كه يكي از آنها «زنجيرهاي بردگي» است. وي با انتشار روزنامه خود «l’ amie du peuple» دلايل كافي در اختيار مردم فرانسه گذارد تا برضد نظام حكومتي كه داشتند (رژيم وقت) بپاخيزند. اين روزنامه كه براي نخستين بار، مردم عادي در آن جايي براي بيان رنجهاي خود و درد دل يافته بودند آن چنان مورد توجه واقع شده بود كه هرروز دو بار چاپ مي شد كه در قرن 18 كاري بي سابقه بود.

 

«مارا (تلفظ انگلیسی؛ مارات)» در آستانه انقلاب به ژاكوبن ها پيوسته بود. او بود كه در جريان انقلاب به كاخ سلطنتي حمله برد و لوئي شانزده و همسرش ماري آنتوانت را دستگير كرد و آنقدر پافشاري كرد تا با گيوتين اعدام شدند.

 

"مارا" در عين حال يك ناسيوناليست بود و ناپلئون اعتراف كرده بود كه تحت تاثير افكار «مارا» قرار گرفته و تا اين حد عاشق فرانسه شده بود. ناسيوناليسم «مارا» بر پايه تامين رفاه و سربلندي همه فذانسويان بود و فردرا (بمانند ناسيوناليسم موسوليني و هيتلر) به تنهايي در نظر نمي گرفت. از عقايد ديگر « مارا» كه باقي مانده و اینک مورد توجه است تاكيد بر «شايسته سالاري» بود. وي نوشته است كه پيشرفت ملت ميسر نخواهد شد مگر اين كه كارها به دست كاردانان سپرده شود و روي اين اعتقاد خود شديدا ايستادگي مي كرد و می گفت كه هركس نباید صرفا به دليل شركت در انقلاب به مقام برسد، ولی در آن گیر و دار توصیه او خریدار نداشت و این بی توجهی یکی از دلایل شکست انقلاب فرانسه بشمار آورده شده است. عقيده ديگر او كه در همه آثار و نوشته هايش منعكس است اين بود كه به هر وسيله، بايد صداي مردم ــ ولو مخالف ــ شنيده شود . وي مي گفت كه شنيده شدن نظرات دليل پذيرفتن آنها نيست.

 

"مارا" با اين عقايد و نيز تنفر از اشرافيت، مخالفان فراوان مخصوصا در ميان ژيروندن ها كه ميانه روهاي انقلاب فرانسه بودند داشت و سرانجام 13 ژوئيه 1893به دست «شارلوت كورداي» دختر يکي از اشراف سابق كشته شد. شارلوت در اين روز وارد خانه "مارا" شده بود و اورا كه در وان حمام بود با دشنه كشته بود.

 

مكزيك را شکست داد، كاليفرنيا را فتح كرد و رئيس جمهور آمريكا شد!

 

zachary taylor


نيروهاي مكزيك در كاليفرنيا 24 مي 1846 در جنگ با واحدهاي نظامي ايالات متحده شكست خوردند و «مونتريmonterrey» پايتخت خود در اين ايالت را ازدست دادند و طولي نكشيد كه همه كاليفرنيا به تصرف دولت واشنگتن در آمد و بعدا ضميمه ايالات متحده شد كه اينك ار حيث جمعيت بزرگترين ايالت عضو اتحاديه است. كاليفرنيا قبلا متعلق به مكزيك بود. در نبرد مونتري، ژنرال زكاري تايلر zachary taylor فرمانده نيروهاي آمريكا بود كه بعدا به رياست جمهوري برگزيده شد. تايلر قبلا در فكر رئيس جمهوري شدن نبود، ولي وقتي كه احساس كرد «پولك» رئيس جمهوري وقت نسبت به او كه فاتح كاليفرنيا شده و مورد توجه آمريكائيان قرار گرفته حسادت مي كند و قدردان او نيست، در انتخابات دوره بعد خود را نامزد آن مقام كرد، پيروز و رئيس جمهور آمريكا شد.


روسيه در كنار اسلاوها، ولي سران اسلاو در آغوش ناتو!

 

24 مي 1911 دولت روسيه به دولت عثماني اخطار كرد كه به سرزمين هاي اسلاونشين اروپا نزديك نشود و نيروهاي خودرا از مرزهاي «مونته نگرو» دور سازد. دولت روسيه در يادداشت خود به دولت عثماني تصريح كرده بود كه در غير اين صورت با تعرض نظامي روسيه به عنوان بزرگترين كشور اسلاو و حامي تمامي اسلاوها رو به رو خواهد شد.

 

همين سران اسلاوها در لهستان، و ... پس از گذشت يك قرن برضد روسيه شده اند حال آنكه روس ها به خاطر آنان (صرب ها) وارد جنگ جهاني اول شدند و در جنگ جهاني دوم ميليونها كشته دادند تا آلمان را از سرزمين هاي اسلاو نشين بيرون كردند. روسها براي حفظ ظاهر مي گويند كه دسته كوچكي از هيات حاكمه لهستاني ها و ... با ناتو ساخته اند و نه همه اسلاوها.


روزي كه بيسمارك رزمناو انگليسي «هود» را با يك شليك غرق كرد

 

رزمناو انگليسي هود

 

24 مه سال 1941 رزمناو آلماني بيسمارك در جريان نخستين ماموريت جنگي خود رزمناو انگليسي «هود» را با همان شليك اول غرق كرد. قبلا گفته شده بود كه «هود» شكست ناپذير است. درجريان انفجار و غرق شدن هود، 1416 تن از خدمه آن كشته شدند . تنها سه تن از کارکنان اين كشتي زنده ماندند.

 

سالروز درگذشت «جان فاستر دالس»

 

جان فاستر دالس


24 مي سال 1963 جان فاستر دالس وزير امور خارجه آمريكا از سال 1953 تا 1959 (دوران رياست جمهوري ژنرال آيزنهاور از حزب جمهوريخواه) در 71 سالگي درگذشت. وي كه با شاه روابط دوستانه داشت در زمان براندازي حكومت دكتر مصدق وزير امور خارجه آمريكا بود و چند بار با شاه ديدار كرده بود. در آن زمان، برادر دالس نيز مديريت سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (سيا) برعهده داشت.


دو زمین لرزه در سوم خرداد (24 مي)

 

سحرگاه 24 می1971 در شرق تركيه زمين لرزه شديدي روي داد كه بيش از هزار نفر را كشت. سی و دو سال بعد درست در همان روز و همان ماه در الجزاير زلزله اي با همان شدت بيش از يك هزار و يكصد تن را بي جان ساخت.


جهان چند قطبي: دو نظر ـ چين گروگان آمريکا!

 

ژيانگ زمين دكتر مصدق


24 مي 1996 سال «ژيانگ زمين» رهبر وقت چين كه از مسكو ديدن كرده بود صريحا گفته بود: «يك دولت [دولت واشنگتن] خودرا قدرت جهاني معرفي مي كند، كه اين بينش به نظم جهاني كمك نخواهد كرد. وي تاكيد كرده بود: ما جهاني مي خواهيم چند قطبي كه در آن نظم و قانون بر قرار باشد.

 

در دهه يکم قرن 21 بدهي يک تريليوني آمريکا به چين، سران پکن را نسبت به گذشته خاموش کرده است زيرا که ترس از تزلزل دلار و زيان ناشي از آن را دارند. يک مفسر اروپايي در اين زمينه اظهار نظر کرده بود که چيني ها با خريد اوراق قرضه آمريکا در حقيقت در گروگان دولت واشنگتن قرار گرفته اند. شکايت آمريکاييان به دادگاههاي اين کشور از خطرناک بودن بعضي اجناس ساخت چين ازجمله «دراي وال» دولت چين را نگران ساخته که مبادا با احکام اين دادگاهها، غرامت ها که بسيار سنگين خواهند بود از طلب چين کسر شوند و ....

 

دكتر مصدق رئيس پيشين دولت ايران در دوران حكومت خود بارها گفته بود: در جهاني كه براي حفظ صلح و نظارت بر حقوق بشر و داوري در اختلافات داراي مرجعي به نام سازمان ملل است نياز به قطب نيست و همه ملل داراي حقوق و اختيارات برابر هستند. وجود يک و يا چند ابرقدرت در جهان باعث تعرض به حقوق ملل ضعيف و جنگ خواهد شد.

 

اصحاب نظر بارها اين اظهار دكتر مصدق در روابط بين المللي را يك اصل ترديد ناپذير خوانده اند.


بيل كلينتون: جهانيان به صداقت ما در نيّات مان و شعارهاي مان درباره دمكراسي و حقوق بشر ترديد دارند

 

اظهارات 23 ماه مي 2004 بيل كلينتون رئيس جمهوري پيشين آمريكا در رسانه ها منعكس شده بود كه گفته بود: سازمان ملل بهتر از آمريكا مي تواند در عراق دمكراسي برقرار كند. كلينتون كه در برزيل سخن مي گفت ضمن اشاره غير مستقيم به تصميم دولت جورج بوش اظهار کرده بود: دمكراسي را نمي توان تحميل كرد، مردم يك كشور و يك منطقه بايد دمكراسي را بفهمند و آن را بخواهند (مطالبه کنند) تا بشود آنان را در نيل به آن كمك كرد. به علاوه، بايد بدانيم كه دمكراسي اشكال مختلف دارد.

 

كلينتون اضافه كرده بود: جهانيان عمدتا نسبت به صداقت ما آمريکاييان در نيّات مان، انگيزه هايمان و شعارهاي مان درباره دمكراسي و حقوق بشر ترديد دارند و به آن ظنين هستند. در قبال عراق، ما به جاي برخوردار شدن از همكاري و تعاون جهاني؛ يكجانبه عمل كرديم و اينك در آن گير كرده ايم، هيچ مسئله اساسي در عراق حل نشده است. ما از دمكراسي در خاور ميانه حرف مي زنيم، ولي نمي گوييم كه دمكراسي خاورميانه بايد به سود طبقه كم درآمد و زحمتكش باشد و آموزش و پرورش رايگان، درمان و رفاه اجتماعي را تامين كند. وقتي كه با يك خاور ميانه اي از دمكراسي بگوييد، نخستين سئوال او اين خواهد بود كه اين دمكراسي براي مردم فقير، ستمديدگان و قربانيان تبعيض چه خواهد كرد؟. مردم خاور ميانه نخست بايد آموزش ببينند؛ آگاه و روشن شوند.

 

خروج قذافي از نشست اتحاديه عرب به نشانه اعتراض

 

معمر قذافي كه 22 ماه مي 2004 نشست سران اتحاديه عرب در تونس را به حالت اعتراض ترك كرده بود اعلام داشت كه با برنامه كار كنفرانس مخالف بود زيرا در اين شرايط كه نيروهاي آمريكا يك عضو اتحاديه را اشغال نظامي كرده و عراقي ها را به زشت ترين صورتي شكنجه مي كنند و قتل عام فلسطيني توسط اسرائيل ادامه دارد، در برنامه كار نشست، اولويت را به بررسي برنامه مبهم آمريكا به نام «تعميم دمكراسي در خاورميانه» داده اند. كدام دمكراسي؟. اين نشست اتلاف وقت است و نتيجه اي به بار نخواهد آورد. انتظار توده هاي عرب از سرانشان چيزهاي ديگر است.

 

اين نشست دو روز طول كشيد و همانند نشستهاي دهه هاي اخير اين اتحاديه، نتيجه به بار نياورد. بي خاصيت شدن اتحاديه عرب به حدّي است که در نشست مي 2004، شش تن از سران کشورهاي عضو حضور نداشتند.


لاوروف: دمکراسي عراق با حضور نيروهاي خارجي صورت ظاهر خواهد داشت

 

در مسكو، «سرگي لاوروف» وزير امور خارجه روسيه در مصاحبه با «پراوداي جوانان» گفت: انتقال اختيارات در عراق به صورت سمبوليك و يا هر ترتيب ديگر ازجمله انتخابات، تازماني كه حضور نيروهاي مسلح آمريكا ادامه داشته باشد مسئله اي را حل نخواهد كرد و واقعي نخواهد بود.

 

وي كه اظهاراتش 23 ماه مي 2004 انتشار يافت گفت: دولت عراق بايد مشروعيت ملّي و بين المللي داشته باشد. با «حرف» نمي شود مسئله عراق را حل كرد و گفت که اداره اين کشور عاري از نفوذ خارجي است؛ نيروهايي که عراق را تصرف کرده اند هنوز در آنجا هستند و در اين شرايط نمي شود از استقلال و حاکميت ملي سخن گفت. اينها که ما مي بينيم نوعي نمايش هستند. بايد عراقي ها احساس كنند كه حاكم بر كشورشان هستند تا آرامش برقرار شود. دولت روسيه دوست قديمي عراقي هاست و نمي خواهد که مسئله عراق به صورت يك عامل ياس و اندوه براي عراقي ها و يک کانون خطر براي جهانيان درآيد. ما از ارائه راه حل براي مسئله عراق باز نخواهيم ايستاد.

 

زندگي بهتر مقدم بر ايدئولوژي! ـ واقعيت حاصل از انتخابات سال 2005 آلمان

 

حزب سوسيال دمكرات آلمان در انتخابات ماه مي 2005 منطقه شمالي راين ـ وستفالي كه 18 ميليون جمعيت دارد و به دليل صنعتي بودن، محل تمركز كارگران است شكست خورد و كنترل خود را بر اين منطقه، پس از 39 سال از دست داد. اصحاب نظر گفتند اين رويداد حكايت از آن مي كند كه براي مردم قرن 21، كار و داشتن زندگاني بهتر مقدم بر ايدئولوژي است. در 39 سال پيش از اين انتخابات، طبقه كارگر و زحمتكش اين منطقه آلمان در هر شرايطي كه بود به حزب سوسيال دمكرات كه طبق مرامنامه اش، مدافع تامين رفاه آن طبقات است راي مي داد ولي كارگران اين بار با توجه به بيكاري بالاي 11 درصد، دست ازحمايت سنتي از سوسيال دمكراتها برداشتند و در ندادن راي به سوسيال دمكراتها به ايالتهاي ديگر پيوستند به گونه اي كه براي احزاب موتلفه حاكم (سوسيال دمكرات و سبز) تنها حكومت پنج ايالت از 18 ايالت آلمان باقي ماند ـ وضعيتي كه قبلا سابقه نداشت. در انتخابات راين ـ وستفالي حزب محافظه كار دمكرات مسيحي 45 در صد كل آراء را به دست آورد و احزاب موتلفه دوگانه تنها 37 درصد. اين نتايج ثابت کرد كه توجه مردم به وضعيت معيشت بيشتر از هرچيز ديگر است. در پي اعلام اين نتايج بود كه گرهارد شرودر صدراعظم وقت آلمان اعلام كرد كه به پارلمان پيشنهاد خواهد كرد انتخابات عمومي (سراسري) را يك سال جلو اندازد و در پاييز 2005 برگزار شود. اين انتخابات زودرس، قدرت را از حزب سوسيال دمکرات گرفت.


احساس خشم آلود چينيان نسبت به ژاپن و انعکاس آن توسط بانو wu yi

 

وو يي

 

بانو «وو يي wu yi» معاون وقت نخست وزير چين كه از ژاپن ديدن مي كرد 23 مي 2005 دست به يك اقدام غير منتظره زد و ناگهان برنامه ديدار و مذاكره با نخست وزير ژاپن را لغو كرد و اعلام داشت كه تا دولت ژاپن از راهي كه در پيش گرفته است باز نگردد مذاكره اي با آن صورت نخواهد گرفت.

 

وي با اين اقدام، عملا مناسبات دو كشور را بحراني ساخت. از «وو يي» به عنوان بانوي پولادين چين نام برده اند.

 

اصحاب نظر در تفسير اقدام «وو يي» گفته بودند كه اين اقدام ظاهرا خلاف نزاکت ديپلماتيک انعکاس رنجش و خشم چينييان از ژاپني هاست که ريشه در تعرضات پيشين ژاپن به چين و قتل عام مردم اين کشور دارد که به آساني فراموش نمي شود و روابط اقتصادي و منافع زودگذر نمي تواند حلال اين مسئله عاطفي باشد که با تار و پود چينيان تنيده شده است و به عبارت ديگر؛ اين مسئله راه حل فوري هم ندارد. چيني ها تعرضات نظامي و تحميلات سياسي ژاپني ها در قرون 19 و 20 نسبت به وطن خود را به اين زودي و آساني فراموش نخواهند کرد.


رابطه تحصيلات با دود كردن سيگار ـ راه دولت آمريکا براي کاهش سيگاري هاي اين کشور

 

23 می 2005 آمار سيگاري هاي ایالات متحده (آمریکا) منتشر شده بود كه نشان مي داد در آمريكا هرچه تحصيلات افراد بالاتر باشد اعتيادشان به سيگار كمتر است. از اين آمار چنين بر مي آمد كه در آن سال (پنج سال پیش) تنها 7 درصد دانشگاه ديده هاي آمريكايي سيگار دود مي کردند.

 

طبق آخرین آمار (امار سال 2009)، 21 درصد بزرگسالان فدراسیون 307 میلیونی آمریکا سیگار دود می کنند. در دهه گذشته نزدیک به 26 درصد آمریکاییان سیگاری بودند. اخطارهای سازمانهای بهداشتی، بستن مالیات بسیار سنگین بر سیگار و غیر قانونی شدن فروش سیگار به افراد زیر 18 سال تمام (و در چند ایالت 19 سال تمام) باعث کاهش سیگاری های آمریکا شده است که بزرگترین تولید کننده و صادرکننده سیگار در جهان است. جمع سیگاری های آمریکا اینک 47 میلیون و 600 هزار است که 22 میلیون و هفتصد هزار تن از آنان را زنان تشکیل می دهند. درصد مردان سیاهپوست معتاد به سیگار بیشتر است. تنها ده درصد زرد تبارهای آمریکایی (مهاجران از آسیای شرقی و جنوبی شرقی) سیگاردود می کنند. سیگار عامل شماره یک حمله قلبی، سکته مغزی و چند نوع سرطان است. به علاوه، کارآیی یک سیگاری در غیاب سیگار شدیدا کاهش می یابد.


برخي ديگر از رويدادهاي 24 مي

 

1218:   گروه پنجم صليبيون از «اكره (عكا)» عازم مصر شدند تا مانع كمك مصريان به ايوبيان سوريه شوند و به اين ترتيب فلسطين را بار ديگر تصرف كنند كه در مصر شكست خوردند و باقيمانده آنان به اروپا باز گشتند. اين گروه را پاپ «اينوسنت سوم» به خاورميانه فرستاده بود.

 

1498:   (23 مه) «جيرولامو ساوونارولا» كشيش معروف ايتاليايي به دستور پاپ الكساندر ششم اعدام شد. اين كشيش علنا با دستگاه سلطنتي پاپ به مخالفت برخاسته و تشريفات دستگاه پاپ را مغاير آيين مسيحيت كه سادگي را ندا مي دهد خوانده بود.

1543:   نيكلاس كوپرنيكوس ( كوپرنيك ) فضا شناس شهير لهستاني ديده از جهان فرو بست.

 

1689:   پارلمان انگلستان آزادي مذهب براي پيروان پروتستانيسم را تضمين كرد.با وجود اين، جمع كثيري از آنان به آمريكا مهاجرت كردند.

 

1794:   ويليام هه ول فيلسوف انگليسي و مولف كتاب تاريخ مقايسه اي( استنتاجي )زاده شد.

 

1844:   نخستين تلگرام توسط «ساموئل مورس» مخابره شد. وي با دستگاه تلگرافي كه ساخته بود نخستين پيام را از شهر بالتيمور به شهر واشنگتن فرستاد.

 

1866:   شهر« بركلي » در كاليفرنيا به اسم اسقف جورج بركلي نامگذاري شد. بركلي كه يك شعبه بزرگ و معروف دانشگاه كاليفرنيا در آن فعاليت دارد به ليبرال ترين شهر آمريكا معروفيت دارد..

 

1883:   عبدالقادر قهرمان ملي الجزاير كه در برابر استعمار وطنش توسط فرانسويان، مردانه ايستادگي كرده بود درگذشت.

 

1905:   ميخائيل شولوخوف نويسنده روس و مولف « دن آرام » و برنده جايزه ادبي نوبل سال1965 چشم به جهان گشود.

 

1911:   كتابخانه عمومي نيويورك كه از كتابخانه هاي بزرگ جهان است گشايش يافت.

 

1915:   (دوران جنگ جهاني اول) ايتاليا كه اتحاد خود را با آلمان و اتريش فسخ كرده بود به اتريش اعلان جنگ داد.

 

1940:   «ايگور سيكورسكي» روس تبار در آمريكا يك هلي كوپتر كامل ساخت كه از آن پس توليد انبوه آن آغاز شد. واژه «هلي كوپتر»، همان زمان از تركيب دو واژه يوناني هليكس (مارپيچ ـ حلزوني) و پترون ( بال) ساخته شد.

 

1950:   ژنرال آركادي ويول كه ايران را در جريان جنگ جهاني دوم با اعزام نيرو از هند متصرف شده بود درگذشت.

 

1958:   از ادغام دو خبرگزاري يونايتدپرس و اينترنشنال نيوز سرويس، خبرگزاري يونايتدپرس اينترنشنال به وجود آمد كه سه دهه بعد ورشكست شد و يك عرب آن را در حراج دادگاه در نيويورك خريداري و از تعطيل شدنش جلوگيري كرد.

 

1965:   ديوان عالي آمريكا راي داد كه اخلال در كار رساندن اوراق تبليغاتي كمونيستي و كمونيستها عملي مغاير قانون اساسي آن كشور است.

 

1968:   دانشجويان فرانسوي بورس پاريس را به عنوان نماد كاپيتاليسم آتش زدند تا مانع از آن شوند كه پول حرف اول را بزند و سرنوشت انسانها را تعيين كند.

 

1993:   اريتره از اتيوپي جدا شد و استقلال يافت.

منبع:iranianshistoryonthisday.com

مطالب پیشنهادی,وبگردی
 

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------