تازه های تقویم تاریخ


داريوش بزرگ پدر ناسيوناليسم ايراني

تقویم تاریخ - 13 تیر

489پیش ازمیلاد:4 ژوئيه سال 489 پيش از ميلاد داريوش بزرگ - شاه شاهان - كه بر تمركز امور و ايراني…


تقویم تاریخ -11شهریور



490پیش از میلاد:يك ميهندوست آتني به نام فيليپيدس Philippidess پس از اطلاع از تصرف جزيره "اوبوآ" توسط نيروي دريابرد ايران و پياده شدن طليعه اين نيرو در "آتيكا" و دشت ماراتن، 240 كيلومتر فاصله آتن تا اسپارت را در دو شبانه روز دويد تا از سران اسپارت بخواهد كه به كمك آتن بشتابند و پس از رسيدن به اسپارت برخاك افتاد و با التماس تقاضاي خود را مطرح كرد. وي دوم سپتامبر سال 490 پيش از ميلاد به اسپارت رسيد و درخواست خود را مطرح ساخت.فيليپيدس از جانب کسي ماموريت نداشت و حس ميهندوستي او را به دويدن 240 کيلو متري وادار کرده بود و همين امر - در تاريخ - بر اهميت عمل او افزوده است.

به نوشته هرودوت، فيليپيدس پس از بازگشت به آتن به ميدان جنگ رفت و هنگامي که مشاهده کرد ايرانيان به کشتي هايشان مي روند تا بازگردند مسافت ساحل تا شهر آتن (عرض ناحيه ماراتن Marathon) را که 40 کيلومتر بود دويد تا مردم آتن را که در نگراني بسر مي بردند از اين بازگشت آگاه سازد که پس از دادن خبر، بر زمين افتاد و درگذشت. به همين جهت مسابقه دو طولاني المپيک را "ماراتن" نام نهاده اند که 42 کيلومتر است.

 

1941م:دوم سپتامبر 1941( شهريور 1320) در حالي كه دو راديو متعلق به انگستان ( لندن و دهلي) رضا شاه را زير شديدترين انتقادها قرار داده و سعي در بدنام كردن او داشتند تا به اين ترتيب نظر مقاماتي را كه هنوز هواخواه وي بودند تغيير دهند و راه را براي اسارتش هموار سازند، تازه وي؛ آن هم از طريق نزديكان خود اطلاع يافت كه سربازان كه همگي وظيفه و از شهرهاي دور افتاده و روستا ها بودند از هشتم شهريور كه آنان را از پادگانها بيرون كرده اند در خيابانها و جاده ها گرسنه مانده و با پاي پياده به زادگاههاي خود باز مي گردند و قسمتي از سلاحهاي سبك و فشنگ از انبارهاي اسلحه سرقت شده و به اشرار فروخته مي شود!. رضا شاه كه هنوز نمي دانست انگلستان و شوروي بركناري ، تبعيد و اسارت او را از شرايط تغييرناپذير براي ترك مخاصمه مطرح كرده اند با دريافت خبر آوارگي سربازان از اطرافيانش، بار ديگر خشمگين شد و غافل از اين كه آوارگي خود او، بسان سربازان ، مطرح است عصا بر زمين مي زد و تاكيد برتسريع تشكيل دادگاه نظامي زمان جنگ (معروف به محكمه حرب) با حضور شخص خود داشت تا ژنرالهايي كه سربازان پادگانها را مرخص كرده بودند محاكمه و اعدام شوند. تنها خبر رسمي كه در اين روز به رضا شاه دادند تا اعصابش را خرابتر كنند و جرات را از او بگيرند ادامه بمباران شهرهاي شمالي توسط هواپيما هاي شوروي و پيشروي واحدهاي نظامي انگلستان به داخل كشور بود. رضا شاه هنوز نمي دانست كه لشكر 7 پياده كرمان حاضر به ترك پادگان نشده و خود را براي نبرد با يك تيپ هندي كه تا 107 كيلومتري جنوب اين شهر پيش آمده بود آماده كرده و اين تيپ از بيم مقابله، در جلگه « راين Rayen » و دامنه كوه هزار دست به سنگربندي زده است؛ لشكر خوزستان بدون توجه به بخشنامه «نخجوان ـ رياضي» با نيروهاي متجاوز انگليسي درگير شده و زد و خورد ادامه دارد ؛ لشكر تبريز هم به دو قسمت شده ؛ قسمتي با توپخانه لشكر از بيراهه براي دفاع از تهران روانه پايتخت شده و قسمت ديگر ترجيح داده كه به جاي تسليم شدن به نيروهاي شوروي، به تركيه «بي طرف» عقب نشيني كند . رضا شاه همچنين خبر نداشت كه زير گوش او، در تهران ، خلبانان پايگاه قلعه مرغي كه بر ضد فرمانده سابق خود كه به آنان دستور رفتن به منازلشان را داده بود شورش كرده بودند و تعداد ديگري از هواپيماها را در «يافت آباد» فرود آورده و زير درختها استتار كرده بودند تا به موقع استفاده كنند. ولي اين خبر را كه براي هر ايراني تاسف آوراست به رضا شاه داده بودند كه در پي مرخص شدن سربازان لشكر فارس، بعضي از عشاير منطقه در اين لحظات حساس ، ميهندوستي را رها ساخته، اسلحه برداشته و درصدد حمله به شهرها و روستاها و كاروانها بر آمده اند ولي برايش تحليل نكرده بودند كه اين عمل به تحريك عوامل خارجي( انگلستان ) صورت گرفته كه سران ايلها را تطميع كرده بودند. رضا شاه موفق نشده بود ريشه ايلخان بازي را در عشاير كه يك مسئله عمومي ايران از زمان مغولها بود كاملا قطع كند . كارشناسان نظامي بي طرف و نگارندگان تاريخهاي نظامي به صراحت نوشته اند كه اگر خيانت اواخر اوت در ايران صورت نگرفته بود، در آن زمان شوروي و انگلستان آن نيروي اضافي را نداشتند كه بتوانند از عهده ارتش ايران كه با انضباط سخت آموزش ديده بود برآيند، زيرا كه شوروي در برابر آلمان حالت دفاعي توام با عقب نشيني در پيش گرفته، لنينگراد به محاصره آلماني ها افتاده و انگلستان در شمال آفريقا و اروپا با آلمان و در خاور دور با ژاپن درگير بود و تكنولوژي نظامي تا آن حد پيشرفته نبود كه ايران فاقد آن باشد و در آن زمان حتي ايران اگر مي خواست مي توانست به سرزمين هاي مجاور خود كه جز تركيه و افغانستان، زير سلطه قدرتهاي اروپايي بودند تعرض كند. چرچيل در خاطرات خود اعتراف كرده است كه براي حمله به ايران، با زحمت بسيار توانسته بود 3500 تا 5000 سرباز عمدتا هندي جمع آوري كند!!.

 

1332ش:يازدهم شهريور 1332 سازمان شهرباني دولت زاهدي (معروف به دولت كودتا) تصميم گرفت كه آن دسته از افسران اين سازمان را كه از دكتر مصدق و نهضت ملي هواداري كرده بودند و شهرت ناسيوناليستي داشتند، ولي دليل محكمي براي زنداني كردنشان وجود نداشت اخراج و يا در اختيار وزارت كار قرار دهد كه چنين شد.

هفت سال بعد، همين شهرباني (پليس كشور) مجبور شد كه براي اصلاح كلانتري ها و امنيت شهر ها همان افسران را كه غيرنظامي شده بودند با همان درجه هايي كه در اواخر حكومت دكتر مصدق داشتند به خدمت پليس بازگرداند و بسياري از آنان که در دوران بيکاري، از دانشکده حقوق دانشگاه فارغ التحصيل شده بودند در راس كلانتريهاي تهران ظاهر شدند و دفعتا روساي كلانتري هاي پايتخت كه قبلا سرهنگها بودند، سروانها و ستوانها (عقب افتاده از ترفيع) شدند و شهر را اصلاح كردند و به عربده كشي ها، جاهل بازي ها و باج خوري ها كه پس از براندازي 28 مرداد (به دليل شركت اين قبيل افراد در كار براندازي) شدت يافته و به صورت امري عادي درآمده بود پايان دادند.

همين افسران پس از انقلاب، در زمان دولت موقت، مقامات تراز اول شهرباني كشور را بر عهده گرفتند و پليس ازهم پاشيده را احياء کردند.

 

سرهنگ ايزدپناه

 

1978م:دوم سپتامبر 1978 (در آن سال مصادف با 11 شهريور 1357 و سال انقلاب) كه تظاهرات در بسياري از نقاط ايران ادامه داشت، «هوا گوفنگ» صدر كميته مركزي حزب كمونيست و رئيس شوراي وزيران چين (رئيس دولت) كه به ايران آمده بود با شاه ديدار و گفتگو کرد كه مورخان، آن را يك گاف سياسي رهبر وقت چين (جانشين مائو) نوشته اند. "هوا Hua Guofeng" هنگامي با شاه ملاقات کرد که سران دولتهاي ديگر از تماس مستقيم با او ابا و اکراه داشتند.

«هوا» در نطقي در تهران گفته بود كه چين دوران انقلاب را پشت سر نهاده و گام به دوران سازندگي گذارده و نياز به صلح و مسالمت دارد تا خود را بسازد. وي گفته بود كه وجود يك چين نيرومند به سود همه كشورهاي كوچك و ضعيف جهان است كه تاكنون يار و ياور نداشته اند. «هوا» ضمن ستايش از خدمات ايران باستان به تمدن جهان و اشاره به گذشته با عظمت ايرانزمين گفته بود كه در اين عصر، تعرض قدرتهاي بزرگ به كشورهاي كوچك به سود بزرگها نخواهد بود زيرا كه مقاومت ملتها در برابر آنها بيشتر مي شود.

بعدا به اين ديدار «هوا» كه احتمال بهره برداري شاه به سود خود از آن مي رفت ايراد گرفته شد كه «هوا» پاسخ داده بود كه ترتيب ديدار پيش از تشديد انقلاب داده شده بود، تشريفاتي بود و او قصد مداخله در انقلاب را نداشت.

 

 

هوا گوفنگ Hua Guofeng که در نيمه اوت 2008 در هشتاد و هفت سالگي درگذشت پس از بازگشت از ايران، ديري نپاييد که سمتهاي حزبي و دولتي خود را يکي پس از ديگري ازدست داد و قدرت عملا به دنگ شيائو منتقل شد که معمار تحولات اقتصادي چين عنوان گرفته است. هوا آخرين سمت حزبي اش را در سال 1981 از دست داد و از آن پس عملا خانه نشين شده بود. وي از 15 سالگي به انقلاب کمونيستي چين پيوسته بود. دولت چين بيستم اوت 2008 اعلاميه درگذشت "هوا" را منتشر ساخت.

 

1357ش:يازدهم شهريور 1357 و در جريان انقلاب، جبهه ملي ايران كه حيات تازه يافته بود اعلام كرد كه يك حزب نيست بلكه سازماني سياسي و فراگير است كه فعلا احزاب ايران، ملت ايران، جامعه سوسياليستها و ... هسته مركزي اش را تشكيل مي دهند و خواهان تحقق آرزوهاي ملي ايرانيان از جمله تامين آزادي، دمكراسي، عدالت اجتماعي و رفاه عمومي است.

در اين اعلاميه تاکيد شده بود که تنها افراد و احزابي مي توانند در اين جبهه فعاليت كنند كه سابقه ضديت با نهضت ملي و افكار دكتر مصدق را نداشته، و صادقانه آماده خدمت به ميهن و هموطنان باشند.


1358ش:آيت الله خميني ضمن بيانات مبسوطي در اجتماع مردم عجبشير و جوانرود كه در شماره 15942 روزنامه اطلاعات (شهريور 1358) منعكس است گفته بود كه اختلافي بين شيعه و سني نيست و آنها كه با اسلام مخالفند، اختلاف بين شيعه و سني را عنوان مي كنند. اهل تسنن هم داراي چهار مذهبد.

وي افزوده بود كه همه مسلمانان تابع احكام قران هستند و در اسلام گروه و نژاد مطرح نيست.

 

1359ش:آيت الله دكتر بهشتي در مصاحبه اختصاصي با روزنامه اطلاعات كه در شماره دهم شهريور 1359 آن روزنامه منعكس شده است گفته بود كه دادگاههاي انقلاب بايد هرچه زودتر به دارايي افراد كه از راه حرام به دست آمده است رسيدگي كنند (لحن كلام بگونه اي است كه توصيه بر تداوم اين كنترل قضايي دارد).

وي در اين مصاحبه نظرات خود را که عمدتا زمينه اقتصادي دارند اعلام داشته بود كه خلاصه برخي نكات آن از اين قرار است:

ــ صنايع مادر و بازرگاني خارجي بايد دولتي باشند (تا هیچ مقامی متهم به واگذاری خارج از ضوابط نشود).

ــ کارخانه ها و موسسات بزرگ را (که خارج از مقوله صنایع مادر هستند) مي توان به صورت تعاوني اداره کرد. اگر تعاوني ها تقويت شوند بخش خصوصي (سرمايه داران انفرادي) فرصت و زمينه بادکردن (بزرگتر شدن) به دست نمي آورند.

ــ نيمي از اموال كساني كه ماليات نداده اند متعلق به دولت است.

ــ اموال رباخواران بايد مصادره شود (به جامعه و نماينده آن دولت داده شود).

ــ اموال كساني كه از راه بند و بست با مقامات دولتي صاحب كارخانه و ... شده اند مال خودشان نيست و متعلق به بيت المال است.

ــ كساني كه از راه فروش اراضي موات (بلا استفاده) صاحب ثروت شده اند اين ثروتشان حرام است.

ــ عموم مردم بايد امكان كار و فعاليت داشته باشند و ....

 

2003م:تفسير هاي اول و دوم سپتامبر 2003 روزنامه ها در گوشه و كنار جهان درباره قتل آيت الله محمد باقر حکيم و اوضاع عراق بود. برخي مفسران نوشته بودند كه اين روزها روش تهيه و انتشار اخبار مربوط به رويدادهاي عراق به گونه اي است كه نشان مي دهد هدف، گسترش اختلافات مذهبي در عراق است. اين مفسران در اين موضوع متفق القول بودند كه اگر اختلافات مذهبي مردم عراق شدت يابد نه تنها برقراري امنيت در آن كشور به اين زودي و آساني امكان پذير نمي شود، بلكه دامنه اين اختلافات به كشورهاي همسايه و سراسر منطقه گسترش خواهد يافت. اين دسته از مفسران در عين حال ابراز نظر كرده بودند كه قاعدتا 45 سال حكومت ناسيوناليستها و چپها بر عراق بايد تعصبات مذهبي قديم را در اين كشور به گونه اي چشمگير كاهش مي داد.

 

محمد باقر حكيم


1937م:بارون پير دو کوبرتين Baron Pierre de Coubertin احياء کننده مسابقه هاي پهلواني المپيک دوم سپتامبر سال 1937 در 74 سالگي درگذشت. وي که متعلق به يک خانواده از اشراف فرانسوي بود در نطقي که در 1892 در دانشگاه سوربن ايراد کرد پيشنهاد کرد که مسابقه هاي المپيک که بيش از 14 قرن پيش از آن به تصميم يک امپراتور مذهبي روم ممنوع شده اند از سر گرفته شوند، زيرا که وزرش عامل تندرستي است و مسابقه هاي جهاني ورزشي باعث نزديک شدن ملت ها به يکديگر و ايجاد يک محيط مسلمت آميز در جهان خواهد شد. وي سپس به ذکر تاريخچه و هدف يونانيان پاستان از ابداع اين بازي ها پرداخت.

انتشار اظهارات بارون دو کوپرتين در جرايد سبب شد که هواداران احياي اين بازيها به مساعي او به پيوندند و بر اثر فشار و تبليغ اين گروه، نمايندگان 9 کشور در سال 1894در پاريس گرد آيند و در اين زمينه مذاکره کنند. احياي مسابقه هاي جهاني المپيک در اجلاس دوم که در سال 1896 برگزارشد به تصويب رسيد.

پس از احياي المپيک، بارون دو کوبرتين از سال 1896 تا 1925 به مدت 29 سال رئيس کميته برگزار کننده اين مسابقات بود.

 

بارون دو كوبرتين


2004م:دوم سپتامبر 2004 چاپ دوم و ترجمه اسپانیایی تالیف چهار جلدی تاریخ رسانه ها به توزیع داده شد. از مندرجات این کتاب چنین بر می آید که ایران تنها کشور جهان است که نظامنامه روزنامه نگاری ندارد. نظام روزنامه نگاری متفاوت از قانون مطبوعات است و نیازی به تصویب آن در پارلمان نیست. کارشناسان این پیشه آن را تدوین و پس از تایید صنف، جهت تصویب به شورای عالی فرهنگ و یا هیات وزیران می دهند. ایران معاصر از سال 1215 هجری خورشیدی (173 سال پیش) دارای روزنامه «کاغذ اخبار» و از 159 سال پیش (1229 هجری خورشیدی) روزنامه وقایع اتفاقیه داشته است. وطن ما در عهد باستان هم پس از امپراتوری روم، دومین کشوری بود که روزنامه منتشر می کرد و نسخه های کارنامک = روزنامک اردشیر پاپکان سند تاریخ نویسی است.


1870م:دوم سپتامبر سال 1870، يك روز پس از شكست فرانسه از آلمان در جنگ "سدان Sedan"، دولت آلمان ابر قدرت جهان شد و انگلستان دوم و روسيه به رديف سوم پايين رفت و دوران دسته بندي نيروهاي رقيب بر سر بلعيدن سرزمينهاي قاره هاي دوردست آغاز شد كه تا جنگ جهاني اول ادامه يافت. نيروهاي فرانسه پس از 44 روز دفاع در برابر سربازان مهاجم آلماني به فرماندهي مارشال مولتكه Moltke در سدان، در اول سپتامبر شكست خوردند و تسليم نيروهاي برتر آلمان شدند. دوم سپتامبر بيسمارك به چادر لويي ناپلئون رفت و او را با سه ژنرال ارتش فرانسه نزد قيصر برد و لوئي با بر زمين افكندن شمشيرش، تسليم شد. قبلا صد هزار نظامي فرانسوي تسليم شده بودند. با وجود اين، چهار ماه و 16 روز طول كشيد تا نيروهاي آلمان به ورساي فرانسه رسيدند، زيرا گارد ملي (ارتش مردمي) فرانسه، خود را با شتاب تمام بسيج كرده و بطور غير منظم دست به مقاومت زده بود و نيروهاي آلمان مجبور شده بودند كه نخست با جنگ غير منظم كه برايشان بسيار دشوار بود، آشنا شوند و سپس بجنگند. در ورساي، ويلهلم در اتاق امپراتوران فرانسه ايجاد امپراتوري آلمانيها را كه رايش (رايخ) يا رايك Reich نام نهاد, اعلام كرد و خود را قيصر آن ناميد و به اين ترتيب بيسمارك معمار اين امپراتوري به هدف خود رسيد. از سوي ديگر، فرانسويان روز چهارم سپتامبر - دو روز پس از تسليم شدن لويي ناپلئون، بار ديگر درپاريس نظام جمهوري برقرار كردند و نظامات انقلاب فرانسه را پس از 80 سال، دوباره به اجرا گذاردند و دست به دستگيري و اعدام و مصادره اموال كساني زدند كه آنان را خائن به وطن و روح انقلاب مي دانستند و ....

 

1879م:دوم و طبق بعضي اسناد سوم سپتامبر 1879 يعقوب خان از اميران ضد انگليسي افغان (و بناچار هوادار روسيه) پس از تصرف كابل دست به قتل عام انگليسي هاي مقيم اين شهر زده بود و «سر پير كاواناري Sir Pierre Cavagnari» نماينده تام الاختيار انگلستان در افغانستان يكي از اين مقتولين بود. امير يعقوب خان به تحريك دولت مسكو و دريافت وعده هرگونه كمك از اين دولت پس از يك ماه محاصره، شهر كابل را كه در دست يك خان دست نشانده لندن بود تصرف كرده بود. با اين قتل عام، پيمان صلح «گندمكGandomak» ميان دولت لندن و افغانها عملا برهم خورد. سپس يحيي خان پسر امير يعقوب خان دست به محاصره شهر قندهار زد تا پادگان انگليسي آنجا را خلع سلاح كند. سياست انگلستان در آن زمان بر اين مدار بود كه قندهار و كابل تحت يك لوا و حكمران نباشند و همه تلاش خود را بكار مي برد تا ميان پشتونها تفرقه باشد (جداكردن و تقسيم پشتونها با خط مرزي «دوراند» ميان دو دولت، در اجراي همين سياست بود كه يك مسئله دائمي ميان پاكستان و افغانستان شده است).

دولت انگلستان هنگامي كه قندهار را در محاصره يحيي خان ديد، سپاهي را به فرماندهي ژنرال "فردريك رابرتز" روانه قندهار كرد. اين سپاه يحيي خان را مجبور به عقب نشيني به كوهستان كرد و عبدالرحمن خان نوه دوست محمد خان را كه از منافع انگلستان حمايت مي كرد و برضد روسيه بود، در كابل به اميري رساند.

همين رقابت شديد 90 ساله لندن و مسكو بر سر افغانستان بود كه انگلستان با تهديد نظامي و اعزام ناوگان به بوشهر، خارك و خرمشهر دولت وقت ايران را مجبور به تخليه شهر هرات و مناطق غربي افغانستان كرد و يك قطعه اصلي خاك ميهن ما و يكي از يادگارهاي فرهنگ و ادب ايراني را پس از هزاران سال از آن جدا ساخت. رقابت لندن و مسكو بر سر افغانستان تا سال 1919 كه انگلستان به دليل كمونيست شدن روسيه و قطع رقابت (بطور موقت) و نيز تاسيس جامعه ملل، استقلال افغانستان را برسميت شناخت ادامه داشت و بعدا به صورتي ديگر درآمد. اين بار انگليسي ها دولت واشنگتن را تحريك به مداخله كردند كه به تدريج رنگ «ناتو» به خود گرفته است. با ايجاد سازمان همكاري شانگهاي، تحولات اخير در مسكو ، تشديد زد و خوردهاي افغانستان و وقوع تغييرات دولتي در پاكستان بعيد نيست كه عناصر تازه اي وارد مسئله افغانستان شود و ....

 

Sir Pierre Cavagnari


1945م:با اين كه سه هفته از تسليم شدن ژاپن گذشته بود و نيروهاي آمريكايي آن كشور را عملا اشغال كرده بودند، قرارداد تسليم رسمي ژاپن پيش از ظهر دوم سپتامبر سال 1945 (روزي چون امروز) طي مراسمي در كشتي جنگي آمريكايي "ميسوري" كه در آبهاي خليج توكيو لنگر انداخته بود به امضاي نمايندگان دولت ژاپن رسيد.

در اين مراسم كه بيش از 20 دقيقه طول نكشيد، ژنرال مك آرتور در نطقي اظهار اميدواري كرده بود كه دنياي آينده بدون جنگ و خونريزي باشد و كشورهاي درگير در جنگ جهاني دوم، اعم از غالب و يا مغلوب، جنگ را پشت سر بگذارند و آن را بفراموشي بسپارند و زندگاني را از سر گيرند. مک آرتور گفت که اميد صادقانه او و نوع بشر است که دنياي بهتري از ميان کشتارها و ويرانگري هاي گذشته سر بلند کند - دنيايي بدون ترس که در آن شئون انسانها رعايت شود.

در همين مراسم اعلام شد كه امپراتور ژاپن ژنرال مك آرتور را به عنوان سرفرمانده نيروهاي اشغال كننده ژاپن (عملا حکمران اين کشور) پذيرفته است. مک آرتور روز پيش از اين، قدم به خاک ژاپن نهاده بود.

 

مک آرتور و قرارداد تسليم ژاپن

 

1945م:دوم سپتامبر 1945 دكتر "هو شي مين" رهبر مردم ويتنام استقلال اين كشور را اعلام داشت. از آن پس ويتنامي ها اين روز را به عنوان روز ملي خود رعايت مي كنند. «هو» 24 سال بعد در چنين شبي (دوم سپتامبر 1969) در 79 سالگي درگذشت. به اين صورت سالروز اين ضايعه مصادف با سالروز اعلام استقلال ويتنام است كه خود او آن را اعلام داشته بود.

هوشي مين از مردان بزرگ سده بيستم يكي از اعضاي موسس حزب كمونيست فرانسه بشمار مي رود. وي همچنين در سال 1925 به شوروي رفته بود تا به كار پياده كردن نظام سوسياليستي در اين اتحاديه كمك كند و در سال 1930 در زماني كه در چين به سازماندهي كمونيستهاي اين كشور كمك مي كرد حزب كمونيست ويتنام را هم تاسيس كرد. آنگاه به فكر پايان دادن به استعمار فرانسه بر ويتنام، وطن خود، افتاد و سازمان "ويت مين" مركب از كمونيستها و ناسيوناليستهاي ويتنامي را تشكيل داد. نيروهاي هوشي مين سه قدرت وقت ـ ژاپن، فرانسه و آمريكا را شكست دادند و به همه هدفهايي كه رهبرشان اعلام كرده بود رسيدند.


1953م:دوم سپتامبر (12 شهريور) زادروز پارسي (تاجيك) بزرگ، احمدشاه مسعود است كه در سال 1953 (15 روز پس از براندازي 28 امرداد 1332) به دنيا آمد و نهم سپتامبر 2001 (دو روز پيش از رويدادهاي 11 سپتامبر در آمريكا) با انفجار بمبي كه در دوربين عكاسي يك مصاحبه گر رسانه كارگذارده شده بود در ايالت تخار افغانستان كشته شد و ماه بعد نيروي نظامي آمريكا وارد افغانستان شد كه هنوز در آنجاست.

احمدشاه مسعود يك ناسيوناليست مسلمان بود كه همانند پدرش سرهنگ دوستمحمدخان آرزو داشت پارسيان بار ديگر يكپارچه شوند - دست كم از طريق وحدت فرهنگي. او با مداخله خارجي در افغانستان مخالف بود و آن را عامل سيه روزي مي دانست و برپايه همين اعتقاد با مداخله شوروي در افغانستان مبارزه كرد و پس از خروج شوروي از افغانستان وزير دفاع اين كشور شد و بعد فرمانده ايستادگي مسلحانه در برابر طالبان كه آنان را هم عامل عقب ماندگي مي دانست. مسعود بارها از تلاش دکتر محمد مصدق به ملي كردن نفت ايران و طرد نفوذ بيگانه تجليل كرده آن را در رديف بپاخيزي پدرخود و تاجيكان در فرارود در نيمه اول قرن 20 بر ضد شوروي خوانده بود.

در پنجاه و پنجمين زادروز احمدشاه مسعود، اصحاب نظر با توجه به افزايش ديدارهاي سران سه دولت پارسي زبان (ايران، تاجيکستان و افغانستان) تحقق آرزوي مسعود را بعيد نمي دانند و مي گويند که همکاري ها و همبستکي فرهنگي ايران و تاجيکستان به اوج خود نزديک مي شود. اين اصحاب نظر در عين حال تاجيکستان را يکي از معدود کشورهاي بي دشمن جهان دانسته و گفته اند که در اوت 2008 رهبر چين در شهر دوشنبه با اشتياق تمام قراردادهاي متعدد با امامعلي رحمان رهبر تاجيکستان امضا کرد که اجراي آنها به رشد و پيشرفت تاجيکستان خواهد انجاميد.

 

احمدشاه مسعود

 

1987م:دوم سپتامبر سال 1987 محاکمه يک جوان 19 ساله آلماني به نام ماتياس روست Mathias Rust که سه ماه و نيم پيش از آن ( 19 ماه مه) با يک هواپيماي يک موتوره سسنا از مرز شوروي گذشته و پس از 640 کيلومتر پرواز در آسمان اين اتحاديه در ميدان سرخ مسکو فرود آمده بود در يک دادگاه اين شهر آغاز شد. ماتياس اين هواپيماي کوچک را کرايه کرده بود و از هلسينکي پايتخت فنلاند به پرواز در آمده بود.

پرواز اين هواپيما از مرز تا کنار ديوارهاي کرملين که ضعف شوروي را منعکس کرده بود باعث شگفتزدگي جهانيان شد که با ياد آوردن موضوع ساقط کردن هواپيماي جاسوسي " يو _ 2 " آمريکا و جت مسافربر پرواز 007 کره جنوبي، دفاع شوروي را خلل ناپذير مي پنداشتند. ضعف شوروي در آن روز ناشي از نداشتن وسائل ره گيري و دفاع هوايي نبود، بلکه در بي اعتنايي و سهل انگاري کارکنان مربوط بود که نشان مي داد نظام موجود آن کشور به دليل کاهش انگيزه و عدم دلسوزي ملي در يک رخوت و سستي قرار گرفته است و ....

از اين رويداد هرکس بر پايه منافع خود استفاده کرد؛ ازجمله گورباچف رهبر وقت آن را بهانه قرارداد و مارشال سرگي سوکولف وزير دفاع شوروي، و همچنين فرمانده نيروي هوايي آن اتحاديه را که از مخالفان برنامه هايش بودند برکنار ساخت و "ياسف" از دست پروردگانش را وزير دفاع کرد. با برکنار شدن سوکولف راه بر گورباچف براي اجراي برنامه هاي خود تا فروپاشي شوروي (از درون) باز شد.

"ماتياس" جوان که سهم بزرگي در فروپاشي يک امپرتوري بزرگ دارد پس از محاکمه به جرم نقض حريم شوروي به زندان محکوم شد که پس از 14 ماه و 14 روز، مشمول آزادي مشروط !!! قرار گرفت و رها شد و به وطن بازگشت. بايد دانست که شنيدن آزادي مشروط يک خارجي محکوم، به ندرت در شوروي به گوش خورده بود.

 

 

2003م:فرانك مك دونالد 107 ساله كه در اوت 2003 در تاسمانيا در گذشت يكي از چند نظامي بازمانده از جنگ جهاني اول بود كه تا آن تاريخ زنده مانده بودند. به خواست انگلستان، فرانك با واحد خود در سال 1916 بر ضد آلمان، در خاک فرانسه وارد جبهه جنگ شده بود و در 1917 ده بار در جبهه بلژيك از مرگ رهايي يافته بود. وي در سال 1918 و در پي عقب نشيني آماني ها با درجه سرجوخگي با گردان 40 پياده استراليا قدم به خاك آلمان گذارده بود. در جريان جنگ، غرش توپها به شنوايي فرانک آسيب رسانده بود كه از آن پس درمان نشد.

 

فرانك در 1918

 

31: برخي از مورخين امروز ( دوم سپتامبر سال 31 پيش از ميلاد)را روز پايان جنگ دريايي "آكتيوم" در مديترانه که ناوگان مشترك كلئوپاترا و ماركوس آنتونيوس از ناوگان اصلي روم شكست خوردند نوشته اند زيرا که پس از فرار کلئوپاترا و در پي او مارکوس از صحنه جنگ ، اين نبرد ميان نيروهاي دو طرف ادامه يافته بود . اين، يك جنگ داخلي رومي ها بود. پاره اي از مورخين، تاريخ وقوع آن را سوم سپتامبر نوشته اند.

1666: حريق گسترده لندن موجب سوختن 13 هزار ساختمان در اين شهر شد.

1898: تصرف مجدد سودان توسط نيروهاي انگليسي در جنگ "ام دورمان". ژنرال كيچنر در اين جنگ نيروهاي انگليسي را فرماندهي مي كرد.

1839: هنري جورج اقتصاد دان امريکايي و مولف " پيشرفت و فقر " که در زمينه اصلاحات ارضي نظر داده است به دنيا آمد.

مطالب پیشنهادی,وبگردی
 

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------