از جنگ و جهش نرخ دلار تا اعصاب خسته و جیب خالی مخاطب؛ صنعت نشر ایران به آخر خط رسیده؟
- مجموعه: اخبار فرهنگی و هنری
- تاریخ انتشار : شنبه, ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ ۱۲:۲۳

اقتصاد۲۴ نوشت: «هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران» از امروز شنبه ۲۶ اردیبهشتماه شروع به کار خواهد کرد و این درحالی است که اوضاع اقتصادی صنعت نشر به ویژه در حوزه کتاب رسما خراب است. صنعت نشر ایران اکنون در نقطهای ایستاده است که دیگر نمیتوان آن را با مسکنهای مقطعی نظیر «نمایشگاه» یا «یارانههای خُرد» نجات داد. این صنعت، امروز آیینه تمامنمای اقتصادی است که نفسهایش در میان فشارهای بینالمللی، آتشبسهای شکننده و تورم فزاینده، به شماره افتاده است.
اقتصاد نشر در سایه اضطراب جمعی و سفرههای خالی
نمیتوان وضعیت کتاب را جدای از اتمسفر عمومی جامعه تحلیل کرد. ایران در سال ۱۴۰۵، روزهای عجیبی را سپری میکند؛ از سویی سایه سنگین درگیریهای منطقهای و هزینههای گزاف نظامی بر بودجه عمومی سنگینی میکند و از سوی دیگر، وضعیت «نه جنگ و نه صلح» باعث شده است که جامعه در یک حالت «تعلیق و اضطراب» دائمی به سر ببرد.
در چنین شرایطی، اولویتهای سبد خرید خانوار به وضوح تغییر یافته است. وقتی نرخ دلار مرز ۱۹۰ هزار تومان را لمس میکند و تورم بخش خوراکیها روز به روز بیشتر میشود، کتاب نه به عنوان یک کالای فرهنگی، بلکه به عنوان یک «اضافه غیرضروری» از فهرست خرید حذف میشود. اما فاجعه فقط مالی نیست؛ روانشناسی اجتماعی نشان میدهد جامعهای که درگیر اضطراب بقا و پیگیر لحظهای اخبار جنگ و قیمت ارز است، اساساً مجالی برای تمرکز و تمایلی برای مطالعه ندارد. کتاب خواندن نیازمند آرامش ذهنی است که در شرایط بحرانی فعلی، حکم کیمیا را دارد.
از آشفته بازار کاغذ تا شرمساری تولیدکننده
بحران کاغذ، علت اصلی در بهمریختگی این بازار است. داریوش نویدگویی، مدیر انتشارات نوید، در گفتوگویی تکاندهنده با خبرگزاری ایسنا، نمایی عریان از این فروپاشی ارائه میدهد. او میگوید: «۲۰ روز قبل از کاغذفروشی که ۵۰ سال است با او کار میکنم، کاغذ خواستم که قیمت کاغذ را چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان گفت، در حالی که همین کاغذ هشت ماه قبل یعنی نیمه اول ۱۴۰۴، یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان بود. ملزومات نشر و خدمات چاپ، صحافی و لیتوگرافی هم به همین صورت با افزایش قیمت مواجه است. البته الان همان کاغذ را میگویند شش میلیون و نیم، ظرف ۲۰ روز این افزایش قیمت صورت گرفته است. امروز یک کتاب صفحهای چهارهزار تا چهارهزار و ۵۰۰ تومان شده است یعنی یک کتاب ۲۰۰ صفحهای بین ۷۵۰ تا ۸۵۰ هزار تومان درمیآید. مخاطبِ کتاب معمولاً قشر بیپول است، ممکن است مخاطب یک دانشجو یا یک بازنشسته باشد، اما با حقوق بازنشستگی نمیتواند ماهی یک کتاب هم بخرد.»
این فعال حوزه نشر میگوید: «خجالت میکشم به دانشآموز و شهروندی که به نمایشگاه میآید و کتابی از من میخواهد قیمت را بگویم، کتابی که باید ۲۰۰ هزار تومان باشد، ۵۰۰ هزار تومان است. خودم خجالت میکشم، اما نمیدانم چه میشود کرد. مسائل و مشکلات ناشر یکطرف، اینکه نویسنده خلاق که درآمدش از راه تألیف و ترجمه است، دیگر رغبتی به کار ندارد موضوع دیگری است که سبب میشود اثر خوبی نداشته باشیم. شاید باید برویم کتابهای کشورهای دیگر را کپی کنیم که کار زشتی است.»
وابستگی دلاری و بحران واردات در عصر تحریم و جنگ
صنعت نشر ایران بیش از آنکه فرهنگی باشد، صنعتی ارز محور است. مرکب، زینک و مهمتر از همه کاغذ، پیوند ناگسستنی با قیمت دلار دارند. در شرایطی که به دلیل تنشهای سیاسی و آثار اقتصادی درگیریهای نظامی، تخصیص ارز حمایتی به کالاهای اساسی محدود شده است، نشر در ردیفهای آخر اولویتهای دولتی قرار گرفته است.
واردات کاغذ اکنون در انحصار حلقههای خاصی قرار گرفته و همانطور که نویدگویی اشاره کرده، «کاغذهای دولتی» به جای رسیدن به دست ناشران واقعی، در بازارهای موازی و با قیمت آزاد سر در میآورند. این ناترازی میان هزینه تولید و قدرت خرید مردم، باعث شده که تیراژ کتابها از ۳۰۰۰ نسخه در دهه گذشته، به ۲۰۰ یا ۳۰۰ نسخه در سال ۱۴۰۵ سقوط کند. این یعنی نشر کتاب عملاً از یک فعالیت اقتصادی به یک خیرخواهی فرهنگی پرضرر تبدیل شده است.
نمایشگاه مجازی؛ رویدادی سنتی در بنبست مدرن
از ۲۶ اردیبهشتماه، نمایشگاه مجازی کتاب آغاز میشود. اگرچه این رویداد طبق تقویم سالانه برگزار میشود و هدف آن ایجاد دسترسی برابر در سراسر کشور است، اما نمیتوان انتظار معجزه اقتصادی از آن داشت. نمایشگاهها همواره به عنوان موتور محرک فروش عمل میکردند، اما در سال جاری، حتی تخفیفهای ۱۰ تا ۲۰ درصدی دولت و ناشران نیز نمیتواند شکاف عمیق بین قیمت تولید و توان خرید را پر کند.
بسیاری از ناشران معتقدند هزینه ارسال پستی، بستهبندی و مالیاتهای پنهان در فروش مجازی، عملاً همان سود ناچیز نمایشگاهی را هم از بین میبرد. نمایشگاه مجازی در شرایطی برگزار میشود که اینترنت کشور خود با بحرانهای زیرساختی و هزینههای بالا روبروست و این خود مانع دیگری برای خریداران است.
چه باید کرد؟
بدیهی است که برای خروج از این وضعیت، نمیتوان صرفاً به برگزاری نمایشگاه یا نامهنگاریهای تشریفاتی (نظیر نامه ۹ بندی اخیر وزیر ارشاد به وزیر صمت) اکتفا کرد. برای کمک به بقای صنعت نشر انتظار میرود که گامها جدی و واقعی برداشته شود. مثلا تأسیس «بانک کاغذ» و توزیع مستقیم. دولت باید با حذف واسطهها، مستقیماً کاغذ را از مبدأ واردات به لیتوگرافیها و چاپخانهها بر اساس تاییدیه وزارت فرهنگ تحویل دهد تا جلوی نشت کاغذ به بازار آزاد گرفته شود.
راهکار بعدی میتواند ارائه سوبسید مستقیم به مصرفکننده (بن کتاب) باشد. در شرایط تورم لجامگسیخته، سوبسید نباید به تولیدکننده (که ممکن است هدر برود) بلکه باید به صورت «اعتبار خرید» با مبالغ قابل توجه به دانشآموزان، دانشجویان و اساتید تعلق بگیرد.
معافیتهای کامل مالیاتی و خدماتی هم گزینه بعدی است. در زمان بحران جنگی و اقتصادی، دولت باید هزینههای آب، برق، گاز و مالیات کتابفروشیها و ناشران را برای یک دوره مثلا دوساله به صفر برساند تا از تغییر کاربری کتابفروشیها جلوگیری شود.
از تسهیل واردات کاغذ توسط بخش خصوصی نیز نباید غافل شد. کاهش تعرفههای گمرکی و حذف بروکراسیهای طاقتفرسا برای واردات مواد اولیه میتواند رقابت ایجاد کرده و قیمت را در بازار آزاد بشکند.
کتاب، آخرین سنگر مقاومت مدنی
صنعت نشر ایران امروز نه فقط با بحران نقدینگی، بلکه با بحران معنا روبروست. وقتی جامعه درگیر بقا میشود، فرهنگ به حاشیه میرود. اما باید هشدار داد که فروپاشی صنعت نشر، پیامی بسیار خطرناکتر از سقوط ارزش پول ملی دارد؛ این فروپاشی به معنای خشکی ریشههای تفکر در جامعهای است که بیش از هر زمان دیگری به «آگاهی» برای عبور از بحرانهای سیاسی و اجتماعی نیاز دارد.
اگر دولت و نهادهای حاکمیتی در روزهای پیش رو، فراتر از شعارهای همیشگی، فکری به حال اقتصادِ کاغذ و اعصاب خسته مخاطب نکنند، نمایشگاه ۲۶ اردیبهشت چیزی جز تشییع جنازه باشکوه کتاب نخواهد بود. جامعهای هم که کتاب نخواند، هزینههای بسیار سنگینتری را در میدانهای دیگر پرداخت خواهد کرد.












