آخرین اخبار اقتصادی

اخبار،اخبار جدید،اخبار روز

ادعای صادرات شبانه ۱۰ میلیون بشکه نفت ایران

تانکر ترکر مدعی خروج شبانه ۱۰ میلیون بشکه نفت از ایران شد. تانکر ترکر ادعایی درباره خروج شبانه نفت ایران مطرح کرد. این سایت…

فروشگاهت داره ورشکستت می‌کنه و خودت خبر نداری!



راهکارهای نجات فروشگاه از ورشکستگی

این تیتر یک ادعای بزرگه. و ادعای بزرگ از فروشگاه تجهیزات فروشگاهی و اداری ایده پرداز هست ولی  بدون مدرک، فقط سر و صداست.

 

https://e-pardaz.com

 

پس به جای اینکه برات داستان ببافم یا آمار قطار کنم، یک پیشنهاد دارم: یک آزمایش دو دقیقه‌ای که خودت انجامش می‌دی و خودت نتیجه‌ش رو می‌بینی. نه به حرف من نیاز داری، نه به نظر هیچ مشاوری. فقط به گوشیت و دو دقیقه وقت.

 

اگه بعد از آزمایش قانع نشدی، این صفحه رو ببند و برو. قول می‌دم تا آخر متن یک بار هم نگم «باور کن».

 

چرا این آزمایش لازمه؟

قبل از شروع، یک سؤال: آخرین باری که فروشگاهت رو دیدی کی بود؟

 

نه اینکه توش کار کردی دیدیش. با همون چشمی که یک رهگذر می‌بینه. کسی که نه اسم تو رو می‌دونه، نه سابقه‌ت رو، نه اینکه چقدر برای این مغازه زحمت کشیدی. فقط یک ویترین می‌بینه و در سه ثانیه تصمیم می‌گیره: وارد بشه یا رد بشه.

 

تو این نگاه رو نداری. نمی‌تونی داشته باشی. مغز آدم به هر تصویری که هر روز می‌بینه عادت می‌کنه و بعد از مدتی دیگه پردازشش نمی‌کنه  همون‌طور که صدای کولر مغازه رو دیگه نمی‌شنوی. قفسه‌ی لق، لامپ سوخته‌ی ردیف سوم و کارتن‌های کنار صندوق برای تو نامرئی شدن. برای مشتری نه.

 

این آزمایش دقیقاً برای شکستن همین عادته.

چگونه فروشگاه را از ورشکستگی نجات دهیم

آزمایش: گوشیت رو بردار و از فروشگاهت فیلم بگیر

همین امروز، یک ساعت خلوت رو انتخاب کن  ترجیحاً وقتی که مشتری تو مغازه نیست تا راحت باشی. بعد این سه مرحله رو دقیق انجام بده:

 

مرحله‌ی اول: فیلم بیرون

برو اون‌طرف خیابون بایست. از پیاده‌رو، یک فیلم ۲۰ ثانیه‌ای از ویترین و ورودی بگیر. چند نکته:

 

از همون فاصله‌ای فیلم بگیر که رهگذر واقعی رد می‌شه، نه چسبیده به شیشه.

 

گوشی رو ثابت نگه ندار؛ همون‌طور که راه می‌ری فیلم بگیر. چون رهگذر هم ایستاده به ویترینت زل نمی‌زنه  در حال حرکت می‌بیندش.

 

اگه تابلوی مغازه توی کادره، بذار باشه. تابلو هم بخشی از قضاوت مشتریه.

 

مرحله‌ی دوم: فیلم داخل

وارد شو و بدون توقف، یک دور کامل داخل فروشگاه بچرخ و فیلم بگیر. با سرعت عادی راه رفتن، نه آروم‌تر. مشتری واقعی هم مکث نمی‌کنه تا تو جنست رو مرتب کنی؛ همون لحظه‌ای که هست رو می‌بینه.

 

مسیرت رو هم دستکاری نکن. از همون دری وارد شو که مشتری وارد می‌شه و همون مسیری رو برو که طبیعیه  نه مسیری که خودت می‌دونی «قشنگ‌تره».

 

مرحله‌ی سوم: تماشا، اما نه پشت دخل

فیلم رو شب، توی خونه ببین. این مرحله مهم‌ترین بخش آزمایشه و بیشتر آدم‌ها همین‌جا خرابش می‌کنن.

 

اگه فیلم رو همون‌جا پشت صندوق ببینی، هنوز «صاحب مغازه»‌ای و مغزت برای هر ایرادی توجیه آماده داره: «اون کارتن رو فردا جمع می‌کنم»، «اون لامپ رو سفارش دادم». توی خونه، روی مبل، با چند ساعت فاصله تازه می‌تونی مثل غریبه نگاه کنی.

 

یک ترفند اضافه: فیلم رو بی‌صدا ببین. صدا حواس رو پرت می‌کنه؛ مشکل تو تصویریه.

جلوگیری از ورشکستگی فروشگاه

توی اون فیلم، دنبال این پنج مورد بگرد

توی ۲۰ ثانیه‌ی اول، دلیلی برای وارد شدن پیدا کردی؟

فیلم ویترین رو ببین و از خودت بپرس: اگه این مغازه مال من نبود، واردش می‌شدم؟ نه از سر تعارف  با پول خودت، وسط یک روز شلوغ، وقتی عجله داری.

 

اگه جوابت «شاید» بود، جوابت «نه» بوده. مشتری «شاید» نداره؛ یا وارد می‌شه یا رد می‌شه.

 

دقیق‌تر نگاه کن: ویترینت یک پیام داره یا ده تا؟ ویترینی که همه‌چیز رو نشون می‌ده، هیچ‌چیز رو نشون نمی‌ده. رهگذر در حال حرکت فقط فرصت یک برداشت داره اگه اون برداشت «شلوغ» باشه، باختی.

 

اولین قفسه‌ای که توی کادر اومد، چی می‌فروخت؟

فیلم داخل رو نگه دار روی همون ثانیه‌های اول. اولین سطحی که دیده می‌شه چیه؟

 

توی اکثر فروشگاه‌ها، دم‌دست‌ترین قفسه پر از اجناسیه که «جا نشده بودن»، نه اجناسی که بیشترین سود رو دارن. این یعنی گرون‌ترین ملک فروشگاهت نقطه‌ای که صددرصد مشتری‌ها می‌بیننش  رو مفت دادی به کم‌اهمیت‌ترین جنست.

 

یک معیار ساده: اگه فقط یک قفسه توی کل فروشگاه داشتی، همین اجناس رو روش می‌ذاشتی؟ اگه نه، چرا الان اونجان؟

 

کجای فیلم مجبور شدی دور بزنی یا رد شی؟

فیلم رو با این سؤال ببین: کجاها حرکتم کند شد؟

 

هر جایی که مسیرت تنگ شد، کارتنی سر راه بود، مجبور شدی شونه‌ت رو بچرخونی یا برگردی  علامت بزن. مشتری هم دقیقاً همون‌جا گیر می‌کنه. با این فرق که مشتری دیگه ادامه نمی‌ده؛ می‌ره سمت در.

 

و یک نکته‌ی ظریف‌تر: به بخش‌هایی که اصلاً توی فیلمت نیفتادن هم دقت کن. اگه یک گوشه از فروشگاه توی مسیر طبیعی حرکتت قرار نگرفت، یعنی مشتری هم هیچ‌وقت اونجا نمی‌ره. هر جنسی که اونجا چیدی، عملاً توی انبار خاک می‌خوره  فقط انبارش اجاره‌ی بر خیابون داره.

 

فروشگاهت روشنه یا فقط تاریک نیست؟

این دو تا فرق دارن. نور کافی یعنی جنس دیده می‌شه؛ نور درست یعنی جنس خواستنی دیده می‌شه.

 

توی فیلم دنبال این نشونه‌ها بگرد:

 

رنگ‌های مرده. اگه اجناست توی فیلم بی‌حال و کدر افتادن، مشکل از جنس نیست  از دمای رنگ لامپیه که بالاش گذاشتی.

 

سایه‌های عمیق. قفسه‌ای که ردیف پایینش تو تاریکیه، عملاً نصف ظرفیتش رو از دست داده.

 

نور یکنواخت. شاید عجیب باشه، اما نور کاملاً یکدست هم مشکله. فروشگاهی که همه‌جاش یک‌جور روشنه، هیچ نقطه‌ای برای جلب توجه نداره. جنس خاصت باید نور خاص داشته باشه.

 

آخرین فریم فیلمت چیه؟

احتمالاً صندوق و پیشخوان. همون نقطه‌ای که مشتری آخرین پولش و آخرین قضاوتش رو همزمان تحویل می‌ده.

 

به اون کادر دقیق نگاه کن: چی روی پیشخوانه؟ فاکتورهای قدیمی؟ چسب و قیچی؟ لیوان چای؟ مشتری در حالی که منتظره کارتش کشیده بشه، به همین‌ها نگاه می‌کنه  و با همین تصویر از در بیرون می‌ره. آخرین تصویر، همونیه که یادش می‌مونه.

 

پیشخوان ضمناً بهترین نقطه‌ی فروش ضربه‌ایه. جنس کوچیک و ارزون که مشتری بدون فکر برمی‌داره، جاش همین‌جاست نه لیوان چای تو.

 

اگه فیلم رو دیدی و اذیت شدی، طبیعیه

هیچ‌کس دوست نداره کسب‌وکارش رو با چشم غریبه ببینه. اما همین اذیت شدن یعنی آزمایش جواب داده: چیزهایی رو دیدی که ماه‌هاست از کنارشون رد می‌شی.

 

و یک واقعیت که باید بدونی: این وضعیت نه از بی‌عرضگیه، نه از بی‌سلیقگی. از حضوره. هر کسی که هر روز توی یک فضا کار کنه، بعد از چند ماه دیگه اون فضا رو نمی‌بینه. فروشگاه‌های زنجیره‌ای بزرگ دقیقاً برای همین، آدم بیرونی استخدام می‌کنن که با چشم تازه شعبه‌هاشون رو بازرسی کنه. تو اون بودجه رو نداری  ولی الان با یک گوشی همون کار رو کردی.

 

 

تازه ترین خبرها(روزنامه، سیاست و جامعه، حوادث، اقتصادی، ورزشی، دانشگاه و...)

سایر خبرهای داغ

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------