آخرین اخبار جامعه


اخبار,اخبار اجتماعی

چهار داماد رامشیری بازداشت شدند

دادستان رامشیر از بازداشت چهار داماد که قصد برگزاری مراسم عروسی را داشتند در مقابل یکی از آرایشگاه های زنانه این شهر به دلیل…


آخرین جلسه دادگاه ١١ اخلالگر ارزی برگزار شد



اخبار,اخبار اجتماعی,آخرین جلسه دادگاه ١١ اخلالگر ارزی
دومین و آخرین جلسه دادگاه علنی رسیدگی به پرونده حمیدرضا مرادی، هشت متهم حقیقی دیگر و دو شخصیت حقوقی دایر بر اخلال در نظام اقتصادی (ارزی) کشور به ریاست حجت الاسلام والمسلمین محمد موحدی آزاد برگزار شد.

به گزارش ایرنا، در ابتدای این جلسه دادگاه که بعداز ظهر شنبه در شعبه اول دادگاه های ویژه مفاسد اقتصادی برگزار شد، متهم ردیف نهم شیوا شاهین فرد فرزند غلامرضا به اتهام معاونت در اخلال عمده نظام ارزی مشخصا تهیه مقدمات جرم و معرفی خود به عنوان مدیرعامل شرکت شهاب سپید خلیج فارس قشم و اخذ دسته چک و امضای آنها و تحویل به متهمان در این پرونده به دستور قاضی دادگاه در جایگاه حاضر شد.

 

شیوا شاهین‌فر مدیرعامل شرکت شهاب‌سپید خلیج فارس قشم بوده که به خاطر انتخابش به عنوان مدیرعامل ۶۵ میلیون تومان به وی پرداخت شده و او با مراجعه به بانکها دست‌چکها را امضا و در اختیار متهمان اصلی قرار می‌داده است.

 

متهم شیوا شاهین فرد در جایگاه قرار گرفت و گفت: من شیوا شاهین فر متولد ۱۳۶۸ فرزند غلامرضا فاقد سابقه کیفری با تحصیلات کارشناسی ارشد کشاورزی و متاهل هستم.

 

وی ادامه داد: در سال ۹۱ از طریق دختر همسایه ام با آقای مرادی (متهم ردیف اول) آشنا شدم ایشان از من خوششان آمد اما من در خانواده سنتی زندگی می‌کردم و ارتباطات غیر از ازدواج را قبول نمی‌کردم. 

 

این متهم اضافه کرد: مرادی از من خواستگاری کرد اما زمانی که من متوجه شدم ایشان از همسرش جدا نشده است، ارتباطم را با او قطع کردم. بعد از آن که ارتباط ما قطع شد، من با منشی ایشان دوست شدم و سالی یک یا دو مرتبه تلفنی با ایشان ارتباط داشتم.

 

شاهین فرد افزود: در نهایت در سال ۹۴ با شهریار مقدسیان آشنا شدم و ازدواج کردم. سال ۹۶ وارد دانشگاه شدم تا کارشناسی ارشد رشته کشاورزی را بخوانم.

 

شاهین فرد گفت: دستگاهی در زمینه کشاورزی اختراع کردم که روی رشد گیاه تاثیر داشت، مرادی نیز در این زمینه شرکتی داشت و منشی او گفت که ایشان به افرادی مثل شما احتیاج دارد اما چون مرادی قبلاً خواستگارم بود، برای همکاری با ایشان با همسرم صحبت کردم و قرار شد همسرم مرادی را ببیند. 

 

وی اضافه کرد: در جلسه ای که با مرادی داشتیم،  علایی و نایینی را هم دیدم و آنجا به من گفته شد که علایی مدیر همه ما است.

 

این متهم اظهارداشت: قرار شد دستگاه را تولید کنم و سود را پنجاه پنجاه با آنها شریک شوم و به همین خاطر قرار شد که شرکتی ثبت کنیم که در آن گردش حساب وجود داشته باشد تا بانک به ما تسهیلات بدهد و با آن تسهیلات بتوانیم قطعات دستگاهمان که در داخل تولید نمی شد از خارج وارد کنیم، آنها به من گفتند بیا حساب باز کن و گردش حساب بگیر.

 

شاهین فرد خاطرنشان کرد: بعد از باز کردن حساب به سمنان رفتیم و قرار شد برای من در آنجا زمین بخرند و آنها گفتند قسمتی از زمین را قرار است برای تست دستگاه در اختیار من قرار دهند همچنین آنها به من گفتند که برای گردش حساب باید چک امضا کنی. گفتند تمام چک ها را امضا کن تا ما هر روز زنگ نزنیم تا به اینجا بیایی و چک ها را امضا کنی و من در نهایت سربرگ ها را هم امضا کردم.

 

شاهین فرد با بیان اینکه من هیچ وقت به بانک برای گرفتن چک نمی‌رفتم، افزود: چک ها در دفتر بود و من آنها را سفید جلوی آقایان امضا می کردم و کلاً چهار بار بیشتر به دفتر برای امضای چک ها نرفتم.

 

وی ادامه داد: وقتی که تحقیقاتم را انجام می دادم به مرادی گفتم پول احتیاج دارم ایشان گفتند باید با علایی برای دادن پول مشورت کنم و در نهایت یک چک ۲۵ میلیونی به من دادند و من برای پروژه ۸۵ میلیون هزینه کردم و پروژه را انجام دادم و مقاله‌ای هم در این زمینه نوشتم.

 

وی گفت: آنها برای من یک سیم‌کارت خریدند و از من همان سیم کارت را گرفتند و به همه بانک‌ها نیز شماره همان سیم کارت را دادند و من نمی دانستم چه مبالغی جابجا می شود.  

 

این متهم اظهارداشت: من نمی دانم سیم کارت دست چه کسی بود. بیداریان بعد از اینکه آنها ۲۵ میلیون به من دادند، با من تماس گرفت و گفت ٣۵ میلیون تومان نیز به حساب شخصی من ریخته است.

 

وی گفت: آنها می‌گفتند برای وارد کردن قطعات دستگاه باید وکالت بدهم و من هم وکالت میدادم.

 

قاضی از وی پرسید: آیا آن‌ها توضیح نمی دادند که موضوع وکالت چه بود؟

 

متهم شاهین فرد پاسخ داد: خیر من وقتی به شرکت می رسیدم فقط می گفتند اینجا و اینجا را امضا کنم و من هم اعتماد کردم.

 

قاضی پرسید: آیا چک برگشتی هم دارید؟

 

متهم شاهین فر پاسخ داد: خیر؛ اما یک آدمی از من شکایت کرده و گفته ۳۰۰ میلیون من در حساب شرکت شما است.

 

قاضی موحدی آزاد پرسید: سمت شما در شرکت چه بود آیا منفعت مادی هم از آن بردید؟

 

متهم شاهین فرد پاسخ داد: من مدیر عامل بودم، هیچ منفعت مادی نبردم هیچ قول و قراری نداشتیم و قرار بود فقط پول کارم را به من بدهند.

 

قاضی پرسید: چقدر سرمایه گذاری کردید؟

 

متهم شاهین فرد پاسخ داد: من ۸۵ میلیون سرمایه گذاری کرده بودم اما آنها فقط ۶۰ میلیون به من دادند و ۲۵ میلیون ضرر کردم.  

 

وی ادامه داد: در مورد زمین هم به من می گفتند هر وقت پروژه ات را تکمیل کردی زمین را برایت می خریم. آنها برای من زمین نگرفتند چون زمانی پروژه جواب داد که آقایون در زندان بودند.

 

قاضی پرسید: چرا شما مدیرعامل شرکت شدید؟

 

متهم شاهین فرد پاسخ داد: نمی دانم من هم فکر میکردم خدا به من رو کرده است.

 

در این هنگام جعفری، مستشار دادگاه از متهم پرسید اسناد حواله ارزی امضای شما را دارد چرا می‌گویید آنها را امضا نکردید؟

 

متهم شاهین‌فرد گفت: من فقط چک‌ها و سربرگ های شرکت را سفید امضا کردم.

 

مستشار پرسید: آیا قبول دارید این اسناد را در اختیار آقایون قرار می دادید و در قبالشان پول گرفتید؟

 

قاضی گفت: شما چند جلسه هیئت مدیره تشکیل دادید؟ آیا اعضای هیئت مدیره را می شناختید؟

 

متهم گفت: جلسه ای نداشتیم، آنها را نمی شناختم.

 

قاضی پرسید: چند وکالتنامه دادید؟

 

متهم شاهین فرد پاسخ داد: سه وکالتنامه به آقایان شهسواری، نادرشاهی و علایی دادم.

 

قاضی پرسید: همه کاره سه شرکت چه کسی بود؟

 

متهم پاسخ داد: به نظرم اعلایی بود چون مرادی تا از علایی اجازه نگرفت پولی به من نداد.

 

قاضی گفت: شما چرا بدون خواندن وکالتنامه آن را امضا کردید؟

 

متهم گفت: برای هر کدام از وکالت نامه ها بهانه‌ای می‌آوردند.

 

قاضی گفت: شما کارشناسی ارشد هستید و سواد داشتید حتی فرد بی سواد هم وقتی می‌خواهد رای دهد از دیگران می پرسد و تحقیق می کند؛ شما چطور بدون خواندن وکالت نامه ها آنها را امضا می کردید؟

 

متهم شاهین‌فرد گفت: من اعتماد کردم.

 

مستشار دادگاه گفت: شما در دادگاه صداقت به خرج نمی‌دهید. قبلاً گفته آید که مرادی همه کاره بوده درحالی که اکنون می گویید علایی همه کاره بوده است.

 

متهم گفت: من از اول گفتم پول برای مرادی بود.

 

مستشار دادگاه گفت: احتمال تبانی وجود دارد و مستندات نشان می‌دهد راس این شبکه مرادی بوده است.

 

متهم شاهین فرد گفت: من الان هم می‌گویم پول برای مرادی بوده ولی دستورات را علایی می‌داده است.

 

قاضی پرسید: شما چطور به آنها اعتماد کردید؟

 

متهم شاهین‌فرد گفت: هیچ توجیه عقلانی برای آن ندارم.

 

قاضی پرسید: در شرایط فعلی اقدامات این آقایان را چطور ارزیابی می کنید؟

 

متهم شاهین‌فر گفت: آنها خیرخواه من نبودند.

 

قاضی پرسید از آغاز کار تا دستگیری آنها چه مدت طول کشید؟

 

متهم گفت: هفت ماه.

 

قاضی گفت: هیچ وقت مشکوک نشدید؟ چرا اسناد هویتی خود را در اختیار آنها قرار دادید؟

 

متهم گفت: من در این زمینه بی سواد بودم و الان یک سال و نیم است که من و همسر بدبخت شده ایم.

 

نماینده دادستان از متهم پرسید: توضیح دهید اگر قرار نبود مدیرعامل شوید چرا شک نکردید فقط با یک عکسی که از طریق واتساپ برای آنها ارسال کردید کارها انجام شد.

 

متهم گفت: آنها می گفتند چون شرکت در قشم است به نادرشاهی وکالت دهید.

 

نماینده دادستان گفت: به امضای شما دو قرارداد واردات نخ منعقد شده است.

 

متهم پاسخ داد: اصلا اطلاعی از این قراردادها ندارم.

 

نماینده دادستان پرسید: شما در مجموع ۶٠ میلیون تومان دریافت کردید و گفته آید این پولها بابت مشارکت در امور اجرایی بوده است؛ شما چه کاری انجام دادید که این قدر پول گرفتید؟

 

متهم گفت: من توانایی و احترام را در اختیار آنها قرار دادم و قرار بود سود و منفعت را پنجاه درصد بردارم.

 

قاضی دادگاه از متهم پرسید: شما قصد مهاجرت داشتید؟

 

متهم گفت: خیر.

 

نماینده دادستان گفت: قرار بوده است ظاهراً بعد از دریافت حواله ها و وام ها از کشور خارج شوید.

 

متهم گفت: با ۶۵ میلیون تومان نمی توانم هیچ جا بروم و هیچ وقت حرفی از رفتن به خارج از کشور مطرح نکردم. من می توانستم با مدرک تحصیلی ام بورس بگیرم چه نیازی بود که خلاف کنم.

 

قاضی گفت: آیا همسر شما در جریان این اتفاقات بود؟

 

متهم پاسخ داد: بله

 

در ادامه قاضی دادگاه گفت: امروز آخرین دفاعیات متهمان اخذ می شود.

 

متهم مرادی (متهم ردیف اول) به دلیل اینکه هنوز از زندان به دادگاه نرسیده بود، متهم ردیف دوم محمد نایینی تهرانی به جایگاه احضار شد.

 

این متهم گفت: فقط یک جمله می گویم و اینکه من کارمند بودم و علایی این موضوع را تایید می کند.

 

در ادامه قاضی دادگاه از دبیر دریابیگی،  وکیل متهم نایینی تهرانی خواست در جایگاه حاضر شود که در دادگاه حضور نداشت و متهم گفت که ظرف مهلت قانونی لایحه دفاعیه را به دادگاه تقدیم خواهد کرد.

 

پس از آن قاضی از وکیل امیرخسرو علایی خواست در جایگاه قرار گیرد تا آخرین دفاعیات خود از متهم را ارائه دهد اما در دادگاه حاضر نبود و به همین خاطر علایی در جایگاه قرار گرفت.

 


مطالب پیشنهادی,وبگردی
 

تازه ترین خبرها(روزنامه، سیاست و جامعه، حوادث، اقتصادی، ورزشی، دانشگاه و...)

سایر خبرهای داغ



    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------